«ایران» اهمیت حضور رئیسجمهوری در نشست امسال مجمع عمومی سازمان ملل را بررسی میکند
نیویورک، فرصت شکست انحصار تفسیر جنگ
اگر ایران در همنشینی نیویورک غایب باشد، چه کسی قرار است جای ایران درباره ایران حرف بزند؟ این پرسش در شرایطی مطرح میشود که جنگی تجاوزکارانه علیه ایران رخ داده، شمار زیادی از غیرنظامیان شهید شدهاند و خطر بازگشت تنش همچنان بالای سر منطقه است. درست در چنین موقعیتی رهبران جهان در نیویورک جمع میشوند؛ جایی که از ۲۲ تا ۲۸ سپتامبر نشست عمومی هشتاد ویکمین دوره مجمع عمومی سازمان ملل برگزار میشود و سران کشورها مواضع خود را درباره مهمترین بحرانهای بینالمللی بیان میکنند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری در چنین شرایطی راهی نیویورک میشود که درباره جنگ، امنیت منطقه و آینده مناسبات قدرت، روایتهای مختلف در حال شکلگیری است. بنابراین مسأله این است که آیا ایران باید در مهمترین صحنه چندجانبه جهان، خودش روایتگر آنچه بر کشورش گذشته باشد یا صحنه را به روایت دیگران واگذار کند. غیبت ممکن است پیام اعتراض داشته باشد اما حضور، این امکان را فراهم میکند که ایران اعتراض و مواضع خود را مستقیماً در برابر جهان قرار دهد.
در چنین شرایطی مسأله این نیست که رئیسجمهوری ایران در بازگشت از نیویورک چند توافق امضا خواهد کرد یا چند دیدار رسمی در برنامه او قرار خواهد گرفت؛ مسأله اساسیتر این است که در یکی از معدود مقاطعی که تقریباً همه بازیگران اصلی نظام بینالملل در یک نقطه جمع شدهاند، آیا ایران باید خودش درباره بحران ایران سخن بگوید یا این صحنه را در اختیار دیگران بگذارد؟
منتقدان سفر البته استدلال خود را دارند. از نگاه آنان، حضور رئیسجمهوری ایران در نیویورک در شرایطی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد اقدام نظامی شدهاند، ممکن است این پیام را منتقل کند که تهران آماده بازگشت به قواعد یا روندی است که طرف مقابل بر آن اصرار دارد. آنها با طرح همین نگرانی درباره برداشت احتمالی واشنگتن از سفر پزشکیان هشدار دادهاند که آمریکا ممکن است حضور رئیسجمهوری ایران را نشانه آمادگی برای دادن امتیاز بیشتر تلقی کند. این نگرانی را نمیتوان نادیده گرفت اما مسأله زمانی پیچیده میشود که از خود بپرسیم آیا نرفتن الزاماً همان پیامی را منتقل میکند که تهران میخواهد؟ زیرا در سیاست خارجی، غیبت هم پیام دارد اما کنترل پیام غیبت همیشه در اختیار غایب نیست. اگر ایران در نیویورک حضور نداشته باشد، جنگ متوقف نمیشود، روایتهای رقیب متوقف نمیشوند و دیگر کشورها نیز از بحث درباره آینده ایران و منطقه دست نمیکشند. تنها چیزی که تغییر میکند این است که ایران دیگر در آن صحنه، امکان پاسخ مستقیم به این دیدگاهها را نخواهد داشت. از این زاویه، مسأله سفر به معنی حضور برای از دست ندادن امکان سخن گفتن است.
ارسال پیام سیاسی
این تفاوت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که رهبران کشورها، وزیران خارجه و دیپلماتها در حاشیه مجمع عمومی با یکدیگر دیدار و رایزنی میکنند و بسیاری از گفتوگوهایی که در متن رسمی نشست دیده نمیشوند، در همین حاشیهها شکل میگیرند. گزارشها نیز از برنامه دیدارها و رایزنیهای پزشکیان با مقامهای کشورهای مختلف حکایت دارد. از همین رو، حتی اگر آمریکا از آمادگی خود برای گفتوگو با رئیسجمهوری ایران بگوید، اصل حضور رئیسجمهوری ایران در مجمع عمومی به خودی خود هیچ تعهدی برای تهران ایجاد نمیکند. اتفاقاً ارزش این حضور میتواند در آن باشد که ایران در یک محیط چندجانبه، مواضع خود را افزون بر آمریکا به اروپا، کشورهای آسیایی، همسایگان و مجموعه کشورهای جنوب جهانی منتقل کند؛ آن هم در شرایطی که درباره جنگ، مسأله هستهای، تحریمها، امنیت منطقه و آینده روابط تهران و واشنگتن نگاههای متعددی در حال شکل گرفتن است.
حتی محدودیتهایی که آمریکا برای هیأت ایرانی تعیین کرده، خود به بخشی از همین معادله تبدیل شده است. واشنگتن اعلام کرده که هیأت ایرانی با محدودیتهایی در رفتوآمد و برخی فعالیتها روبهرو خواهد بود. این محدودیتها البته میتواند بهجای آنکه اصل حضور را بیمعنا کند، بخشی از واقعیت رابطه پرتنش تهران و واشنگتن را نیز در برابر افکار عمومی و دولتهای جهان قرار دهد. این در حالی است که تجربه سال گذشته نشان داد که حتی یک سخنرانی در مجمع عمومی میتواند به صحنهای برای ارسال پیام سیاسی تبدیل شود. سخنرانی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و تصاویر خروج شماری از نمایندگان و صندلیهای خالی، خود به بخشی از رویداد دیپلماتیک آن روز تبدیل شد. این یعنی در نیویورک فقط آنچه گفته میشود اهمیت ندارد؛ چه کسی حاضر است، چه کسی غایب است و جهان چگونه با آن مواجه میشود نیز بخشی از سیاست است.
لابی برای جلوگیری از جنگ
از سوی دیگر حضور پزشکیان در نیویورک در مقطعی انجام میشود که همزمان با حضور رهبران جهان در نیویورک، واشنگتن نیز در حال رایزنی با کشورهای عربی درباره آینده جنگ ایران است. گزارشها حاکی از آن است که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا قصد دارد با رهبران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس درباره گامهای بعدی و راهبرد آمریکا برای دوره پس از جنگ گفتوگو کند؛ رایزنیهایی که با حضور عراق و اردن و احتمالاً مصر گستردهتر نیز خواهد شد.
در چنین شرایطی، غیبت ایران از این صحنه میتواند به معنای واگذار کردن بخشی از فضای گفتوگو درباره آینده منطقه به دیگران باشد. پزشکیان میتواند با دیپلماسی مستقیم خود برای مقامهای عربی توضیح دهد که ادامه رویارویی نظامی، فقط مسألهای میان تهران و واشنگتن نیست و هر دور تازهای از جنگ میتواند هزینههای امنیتی و اقتصادی آن را به سراسر منطقه منتقل کند.
چنانچه این فهم مشترک شکل بگیرد، میتواند به یک مانع سیاسی در برابر هر تصمیم جدید برای گسترش جنگ تبدیل شود. بویژه برای کشورهایی که خود در معرض پیامدهای مستقیم ناامنی منطقه قرار دارند، این پرسش اهمیت دارد که آیا همراهی با یک اقدام نظامی تازه، واقعاً امنیت بیشتری ایجاد میکند یا آنها را به بخشی از بحران تبدیل خواهد کرد. از این منظر، حضور رئیسجمهوری در نشست جاری سازمان ملل میتواند تلاشی برای باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی در لحظهای باشد که تهران به آن بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد. اگر جنگ را نمیتوان فقط در میدان جنگ متوقف کرد، شاید بخشی از جلوگیری از جنگ بعدی نیز باید در همان جایی دنبال شود که کشورها درباره آینده منطقه با یکدیگر حرف میزنند.

