روایت شکوری راد از وساطت آیتالله شبیری زنجانی برای آزادیاش:
مرجع بیتشریفات
علی شکوریراد، فعال سیاسی اصلاحطلب و از نزدیکان آیتالله شبیری زنجانی، در گفتوگو با «ایران» از خاطرات خود درباره سادهزیستی، استقلال فکری و ارتباط نزدیک این مرجع تقلید با مرحوم امام خمینی(ره) روایت کرده است.
آشنایی شما با آیتالله شبیری زنجانی به چه زمانی برمیگردد و اولین تصویری که از ایشان در ذهن دارید، چیست؟
آشنایی من با آیتالله شبیری زنجانی به سالهای کودکی برمیگردد. پدر من با آیتالله شبیری در حوزه قم آشنا شد و دوستی و آشنایی نزدیکی با یکدیگر داشتند. البته پدر من چند سالی از ایشان بزرگتر بود و تحصیلات اولیهاش را در زنجان گذرانده بود، در حالی که پدر آیتالله شبیری از علمای قم بود و ایشان در قم تحصیل کرده بودند. به هر حال، همشهری بودنشان (زنجان)، در قم باعث آشنایی آنها شد و این آشنایی به دوستی بسیار صمیمانهای تبدیل شد. آیتالله شبیری هر وقت به تهران میآمدند، به منزل ما میآمدند. من هم از همان سفرهایی که به تهران داشتند، با ایشان آشنا شدم. گاهی هم به همراه پدرم به قم و به منزلشان میرفتیم. با پسر بزرگ ایشان، محمد آقا، هم همسنوسال بودیم و در دوران کودکی با هم بازی میکردیم. اما به این دلیل که آیتالله شبیری در قم زندگی میکردند و ما تهران سکونت داشتیم، دیدارها با فاصله بیشتری انجام میشد، اما صمیمیت این ارتباط همچنان برقرار بود.
ایشان از همان ابتدا برای من شخصیتی بسیار آرام، متواضع و بیتکلف بودند. بعدها که بیشتر با ایشان آشنا شدم، این ویژگیها را بیشتر درک کردم. یکی از نکات مهم درباره ایشان این بود که در زندگی شخصیشان بهشدت سادهزیست بودند و از هرگونه تشریفات و تجمل فاصله داشتند.
این سادهزیستی را در رفتار روزمره ایشان هم میشد دید؟
بله، کاملاً. یک بار من به قم رفته بودم و ایشان در حرم نماز میخواندند. میخواستم ایشان را ببینم. بعد از نماز به من گفتند بیا با هم پیاده تا منزل برویم. ما از حرم تا منزل ایشان پیاده رفتیم و در طول مسیر با هم صحبت کردیم. ایشان حتی اجازه نمیدادند در چنین موقعیتهایی کسی پشت سرشان حرکت کند یا جمعیتی اطرافشان شکل بگیرد. تنها حرکت میکردند و اساساً از اینگونه تشریفات فاصله میگرفتند. به نظرم این ساده زیستی بخشی از نگاه ایشان به زندگی و جایگاه روحانیت بود. ایشان تأکید زیادی بر استقلال حوزه داشتند و خودشان هم در عمل همین مسیر را دنبال کردند.
در حوزه فکری و سیاسی، جایگاه آیتالله شبیری را چگونه توصیف میکنید؟ به نظر میرسید که ارتباط ایشان با مرحوم امام(ره) هم خیلی نزدیک و صمیمی بود.
مشرب فکری آیتالله شبیری به گونهای بود که وارد مسائل سیاسی نمیشدند. البته با بسیاری از بزرگان انقلاب آشنایی و مراوده داشتند، اما خودشان هیچوقت وارد امر سیاست نشدند و هیچ منصبی را هم نپذیرفتند. اشتغال اصلی ایشان همان درس و بحث حوزه و تربیت طلاب بود.
پدر آیتالله شبیری با امام خمینی(ره) دوستی بسیار نزدیکی داشتند و به همین دلیل امام نیز علاقه زیادی به آیتالله شبیری داشتند. یک بار در دهه ۶۰، زمانی که آیتالله شبیری میخواستند به دیدار امام بروند، من هم همراه ایشان رفتم. دیداری خصوصی با امام داشتیم و من از نزدیک شاهد محبت و لطف بسیار زیاد امام نسبت به ایشان بودم. نوع نگاه و رفتار امام به ایشان نشان میداد که چقدر به وى علاقه داشتند. البته همانطور که گفتم، مشرب فکری این دو بزرگوار یکسان نبود، اما دوستی و رفاقت میان آنها بسیار عمیق بود.
به ویژگیهای علمی ایشان هم اشاره کردید. در ارتباطات شخصی، از جایگاه علمی و شیوه اجتهاد ایشان چه چیزی به یاد دارید؟
ایشان در مسائل علمی بسیار دقیق بودند. حتی در مواردی که تصور میکردند ممکن است برداشت عرفی مردم از یک موضوع برای فهم مسأله فقهی مفید باشد، از دیگران سؤال میکردند. مثلاً یک زمانی که من جوان بودم، ایشان درباره برخی مسائل مربوط به احکام حج و موضوع «محاذات» از من سؤالاتى میکردند. درباره اینکه محاذات با مسجد شجره چگونه معنا پیدا میکند یا مردم از این موضوع چه برداشتی دارند، سؤال میکردند تا یک برداشت عرفی از موضوع داشته باشند و بعد بر اساس آن، نظر فقهی خودشان را دقیقتر تنظیم کنند. برای من جالب بود که با آنجایگاه علمی، در چنین موضوعاتی با دقت سؤال میکردند و نظر دیگران را هم میشنیدند.
در سال ۱۳۸۹، زمانی که شما بازداشت شده بودید، آیتالله شبیری برای آزادی شما وساطت کردند. این ماجرا چگونه اتفاق افتاد؟
من در سال ۸۹ بازداشت شده بودم در آن زمان پدرم مرحوم شده بودند. خانواده ما به آیتالله شبیری مراجعه کرده و از ایشان استمداد کرده بودند. همزمان با این موضوع، سفر رهبری شهید به قم انجام شد. آیتالله شبیری در آنجا موضوع من را مطرح کرده بودند و ایشان هم دستور داده بودند که بر اساس درخواست ایشان، من آزاد شوم. یک شب در زندان، کسی که مشغول بازجویی از من بود، تلفنش زنگ خورد. تلفن را جواب داد و بعد از اینکه مکالمه تمام شد، از من پرسید: «آقای شبیری زنجانی کیست؟» من گفتم ایشان یکی از مراجع تقلید هستند. گفت که ایشان با رهبری صحبت کردهاند و رهبری هم گفتهاند اگر مسئول پرونده موافق باشد و نظرش مساعد است، من آزاد شوم. در نهایت آن شب آزاد نشدم، اما دو روز بعد با سپردن ۱۰۰ میلیون تومان وثیقه آزاد شدم.
اگر بخواهید شخصیت آیتالله شبیری زنجانی را برای نسل امروز در چند ویژگی خلاصه کنید، بر چه چیزهایی تأکید میکنید؟
به نظرم مهمترین ویژگی ایشان، جمع شدن چند خصوصیت در کنار هم بود: دانش و جایگاه علمی بالا، تواضع، سادهزیستی، استقلال فکری و اخلاقی و پرهیز از تشریفات. ایشان در طول زندگی خودشان به درس و بحث و تربیت طلاب وفادار ماندند و در عین حال رابطه انسانی و اخلاقی خودشان را با افراد مختلف حفظ کردند. به نظرم اینها ویژگیهایی است که باعث شد احترام ایشان فقط محدود به حوزه و شاگردانشان نباشد و افراد با دیدگاههای مختلف هم برای ایشان احترام قائل باشند. رحمت خداوند بر ایشان باد. ایشان برای اسلام آبرو بودند.

