هوشمندسازی معادن بدون داده دقیق، آموزش‌ نیروی انسانی و سرمایه‌گذاری به نتیجه نمی‌رسد

استخـــــراج کم‌هزینـــــه

آینده معدنکاری دیگر فقط با حجم ذخیره یا تناژ استخراج سنجیده نمی‌شود. محدودیت منابع آب، نوسان تأمین انرژی، افزایش هزینه ماشین‌آلات و مواد مصرفی، سخت‌تر شدن الزامات محیط‌زیستی و رشد تقاضای جهانی برای مس، مدل توسعه این صنعت را تغییر داده است. در چنین شرایطی، داشتن ذخیره معدنی همچنان یک مزیت است، اما به‌تنهایی برای رقابت کافی نیست. مس یکی از فلزات کلیدی در توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، خودروهای برقی، شبکه‌های برق و زیرساخت‌های دیجیتال است. همین موضوع تقاضای جهانی برای این فلز را بالا نگه داشته، اما تولید مس نیز بیش از گذشته با پرسش‌های جدی روبه‌روست؛ اینکه هر تن ماده معدنی با چه مقدار آب، انرژی، سوخت، هزینه و اثر محیط‌زیستی استخراج و فرآوری می‌شود. در ایران، این پرسش‌ها اهمیت بیشتری دارد. بسیاری از معادن در مناطق کم‌آب قرار دارند، تأمین انرژی صنایع در برخی دوره‌ها با محدودیت مواجه است و تکمیل زنجیره ارزش نیز بدون سرمایه‌گذاری، زیرساخت و بازار پایدار امکان‌پذیر نیست. بنابراین مفاهیمی مانند هوشمندسازی، بازچرخانی آب، کاهش شدت مصرف انرژی و بازفرآوری باطله‌ها، زمانی اهمیت دارند که از سطح شعار فاصله بگیرند و وارد عملیات واقعی شوند. مسعود نوری، قائم‌مقام اجرایی مدیرعامل شرکت مس کاوان نماد، در این گفت‌وگو می‌گوید:« معدنکاری آینده ناچار است با داده دقیق‌تر، مصرف منابع کمتر و تصمیم‌گیری اقتصادی‌تر اداره شود.» او تأکید می‌کند:« هوشمندسازی و تکمیل زنجیره ارزش، بدون داده قابل اتکا، نیروی انسانی آموزش‌دیده، سرمایه‌گذاری و زیرساخت مناسب، به نتیجه عملی نمی‌رسد.»

 امروز همه از هوشمندسازی معدن حرف می‌زنند. اما در عمل، این مفهوم گاهی به چند نرم‌افزار و تجهیز محدود می‌شود. از نگاه شما معدن هوشمند چیست؟
یکی از خطاهای رایج همین است که هوشمندسازی را با خرید چند تجهیز یا نصب چند سامانه دیجیتال یکی بدانیم. معدن هوشمند قبل از آنکه یک پروژه فناوری باشد، یک مدل مدیریتی و عملیاتی است. یعنی تصمیم‌ها باید تا حد ممکن بر مبنای داده گرفته شوند، نه صرفاً تجربه فردی یا گزارش‌های پراکنده.
در معدن، داده فقط مربوط به تولید نیست. از اکتشاف، مدل‌سازی ذخیره، طراحی استخراج، حفاری و آتشباری تا حمل ماده معدنی، مصرف سوخت، عملکرد ماشین‌آلات، تعمیرات، فرآوری، بازیابی، مصرف آب و انرژی و مدیریت باطله، همه این بخش‌ها داده تولید می‌کنند. اگر این داده‌ها دقیق ثبت نشوند یا به هم متصل نباشند، تصمیم‌گیری همچنان سنتی باقی می‌ماند، حتی اگر تجهیزات جدید وارد معدن شده باشد.
در گذشته افزایش تناژ استخراج برای بسیاری از معادن شاخص اصلی موفقیت بود، اما امروز پرسش مهم‌تری مطرح است: هر تن ماده معدنی با چه هزینه‌ای استخراج و فرآوری می‌شود و چه مقدار از ارزش واقعی آن بازیابی می‌شود؟ به همین دلیل، آینده معدنکاری فقط «بیشتر استخراج کردن» نیست؛ بلکه «دقیق‌تر و کم‌هزینه‌تر استخراج کردن» است.
 مشکل اینجاست که بسیاری از معادن داده منظم و قابل اتکا ندارند. وقتی داده ناقص باشد، هوشمندسازی از کجا باید شروع شود؟
هوشمندسازی از جایی شروع نمی‌شود که یک نرم‌افزار خریداری شود. از جایی شروع می‌شود که سازمان بپذیرد داده عملیاتی باید درست، منظم و قابل استفاده ثبت شود. اگر داده‌ها ناقص، پراکنده یا غیرقابل مقایسه باشند، ابزارهای تحلیلی هم خروجی قابل اتکا نمی‌دهند. در بسیاری از پروژه‌های معدنی، اطلاعات تولید، تعمیرات، مصرف انرژی، وضعیت ماشین‌آلات و راندمان کارخانه در بخش‌های مختلف ثبت می‌شود، اما این اطلاعات الزاماً به هم متصل نیست. در چنین شرایطی، مدیر ممکن است گزارش‌های جداگانه داشته باشد، اما تصویر یکپارچه‌ای از اقتصاد عملیات ندارد.
بنابراین نقطه شروع، ایجاد نظم در داده است. اینکه چه داده‌ای، با چه دقتی، در چه زمانی و توسط چه بخشی ثبت شود و چگونه مورد تحلیل قرار گیرد. بعد از آن می‌توان درباره ابزارهای پیشرفته‌تر مانند تحلیل داده، هوش مصنوعی یا سیستم‌های پیش‌بینی تصمیم گرفت.
یعنی مانع اصلی هوشمندسازی فناوری نیست؟
فناوری مهم است، اما مانع اصلی همیشه فناوری نیست. در بسیاری از موارد، چالش اصلی کیفیت داده، فرهنگ سازمانی، آموزش نیروی انسانی و هماهنگی میان بخش‌های مختلف است. اگر واحد معدن، کارخانه، تعمیرات، انرژی و برنامه‌ریزی هرکدام جداگانه عمل کنند، حتی بهترین سامانه‌ها هم نمی‌توانند بهره‌وری را به شکل جدی افزایش دهند. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که به تصمیم عملی منجر شود. مثلاً اگر داده‌ها نشان دهند یک تجهیز در آستانه خرابی است، سیستم نگهداری و تعمیرات باید بتواند پیش از توقف ناگهانی واکنش نشان دهد. یا اگر تغییر نوع خوراک کارخانه باعث افت بازیابی یا افزایش مصرف انرژی می‌شود، این موضوع باید در برنامه تولید دیده شود. در غیر این صورت، هوشمندسازی فقط به تولید گزارش‌های بیشتر منجر می‌شود، نه کاهش هزینه یا افزایش بهره‌وری.
 یکی از جدی‌ترین محدودیت‌های معادن ایران آب است. در صنعت مس، این محدودیت تا کجا می‌تواند توسعه را تحت تأثیر قرار دهد؟
آب می‌تواند یکی از تعیین‌کننده‌ترین متغیرهای توسعه معدنی در سال‌های آینده باشد. بخش زیادی از معادن کشور در مناطقی قرار دارند که منابع آب محدود است. بنابراین هیچ طرح توسعه‌ای نمی‌تواند فرض کند که آب همیشه به مقدار کافی و با هزینه قابل قبول در دسترس خواهد بود. در چنین شرایطی، مدل مصرف خطی آب دیگر قابل دفاع نیست. یعنی نمی‌توان آب تازه را وارد فرآیند کرد، مصرف کرد و بخش زیادی از آن را از دست داد. مسیر ناگزیر، افزایش بازچرخانی آب و کاهش مصرف آب تازه به ازای هر واحد تولید است.
این کار فقط با یک تصمیم مدیریتی انجام نمی‌شود. نیازمند طراحی درست مدار آب، آبگیری مناسب، مدیریت تیکنرها، فیلتراسیون، کنترل نشتی‌ها و پایش مداوم مصرف است. حتی گاهی ممکن است کاهش مصرف آب به سرمایه‌گذاری جدید نیاز داشته باشد. بنابراین باید این مسأله از ابتدا در اقتصاد پروژه دیده شود، نه اینکه بعد از توسعه ظرفیت به آن فکر کنیم.
 اما بازچرخانی آب و کاهش مصرف منابع هزینه دارد. در شرایطی که هزینه تولید بالاست، شرکت‌ها چطور باید این هزینه را توجیه کنند؟
اگر فقط کوتاه‌مدت نگاه کنیم، بعضی از این هزینه‌ها ممکن است سنگین به نظر برسد. اما اگر محدودیت آب، توقف تولید، هزینه تأمین آب جایگزین و ریسک‌های محیط‌زیستی را هم در نظر بگیریم، موضوع متفاوت می‌شود.
در معدنکاری امروز، هزینه واقعی تولید فقط هزینه استخراج و فرآوری نیست. ریسک دسترسی به آب، انرژی، مجوزهای محیط‌زیستی و پذیرش اجتماعی پروژه هم بخشی از هزینه تولید است. اگر پروژه‌ای مصرف آب بالایی داشته باشد، ممکن است در آینده با محدودیت‌های جدی‌تری روبه‌رو شود. بنابراین کاهش مصرف آب را نباید فقط هزینه دانست. در بسیاری از موارد، این موضوع بخشی از مدیریت ریسک تولید است. البته روشن است که همه راهکارها برای همه معادن اقتصادی نیستند و باید متناسب با شرایط هر معدن، مطالعات فنی و اقتصادی انجام شود.
 افزایش هزینه یا محدودیت تأمین انرژی چه اثری بر آینده معدنکاری دارد؟
انرژی یکی از مؤلفه‌های اصلی هزینه در معدن و فرآوری است. استخراج، حمل، خردایش، آسیاب، پمپاژ و بخش‌های مختلف کارخانه انرژی‌بر هستند. وقتی هزینه انرژی افزایش پیدا کند یا تأمین آن با محدودیت مواجه شود، مستقیماً اقتصاد تولید تحت تأثیر قرار می‌گیرد. به همین دلیل، کاهش شدت مصرف انرژی باید به یکی از شاخص‌های اصلی عملکرد معادن تبدیل شود. این موضوع فقط به معنای استفاده از تجهیزات کم‌مصرف نیست. برنامه‌ریزی درست استخراج، کاهش حمل غیرضروری، بهبود راندمان کارخانه، کنترل توقف‌ها و مدیریت بار انرژی هم اهمیت دارد.
در برخی موارد، استفاده از انرژی‌های پایدار یا ترکیبی از منابع انرژی می‌تواند بخشی از ریسک را کاهش دهد، اما این موضوع نیز نیازمند بررسی اقتصادی و زیرساختی است. نمی‌توان صرفاً با شعار انرژی پاک، مشکل انرژی معادن را حل کرد.
 درباره باطله‌ها هم زیاد گفته می‌شود که می‌توانند منبع ارزش باشند. این نگاه چقدر واقع‌بینانه است؟
باطله را نباید به‌صورت کلی و در همه معادن منبع ارزش دانست. در برخی موارد، باطله‌ها ممکن است حاوی عیارهایی باشند که با فناوری و قیمت‌های امروز یا آینده قابلیت بررسی دوباره داشته باشند. اما این موضوع نیازمند مطالعه فنی، نمونه‌برداری، ارزیابی اقتصادی و بررسی اثرات محیط‌زیستی است. نگاه جدید این است که باطله فقط هزینه دفع و نگهداری نباشد. باید بدانیم چه چیزی در باطله وجود دارد، آیا امکان بازیابی بخشی از مواد ارزشمند هست و آیا این کار از نظر اقتصادی و محیط‌زیستی قابل دفاع است یا نه.
بنابراین بازفرآوری باطله‌ها می‌تواند فرصت باشد، اما نه به شکل یک حکم کلی. باید مورد به مورد بررسی شود. نکته مهم این است که مدیریت باطله از ابتدا در طراحی پروژه دیده شود، نه اینکه فقط به مرحله پس از تولید واگذار شود.
 تکمیل زنجیره ارزش معمولاً راهکار افزایش سودآوری معرفی می‌شود. اما این مسیر سرمایه، انرژی، آب و بازار می‌خواهد. آیا برای همه شرکت‌های معدنی اقتصادی است؟
خیر، نمی‌توان گفت تکمیل زنجیره ارزش برای همه شرکت‌ها و در هر شرایطی اقتصادی است. این موضوع بستگی به ذخیره، ظرفیت تولید، دسترسی به انرژی و آب، زیرساخت حمل‌ونقل، سرمایه‌گذاری، فناوری و بازار دارد.
حرکت از ماده معدنی به کنسانتره و از کنسانتره به کاتد یا محصولات پایین‌دستی می‌تواند ارزش افزوده ایجاد کند، اما همزمان پیچیدگی عملیاتی و نیازهای سرمایه‌ای را هم افزایش می‌دهد. بنابراین هر مرحله از زنجیره باید با مطالعه دقیق فنی و اقتصادی انجام شود. اصل موضوع این است که شرکت معدنی نباید فقط به استخراج فکر کند. باید ببیند در کدام حلقه از زنجیره می‌تواند ارزش بیشتری خلق کند و آیا ورود به آن حلقه با منابع و زیرساخت‌هایش سازگار است یا نه. در غیر این صورت، تکمیل زنجیره ممکن است به جای افزایش تاب‌آوری، فشار مالی و عملیاتی ایجاد کند.

 

برش

 با این اوصاف، رقابت آینده صنعت مس را در چه چیزی می‌بینید؟
ذخیره معدنی همچنان مهم است، اما مزیت کافی نیست. شرکتی که ذخیره دارد، اما آب و انرژی را با بهره‌وری پایین مصرف می‌کند، توقف‌های مکرر دارد، بازیابی مناسبی ندارد یا فقط در حلقه‌های کم‌ارزش زنجیره باقی می‌ماند، در بلندمدت با فشار هزینه مواجه می‌شود.
رقابت آینده صنعت مس بر سر چند عامل خواهد بود: هزینه تولید، بهره‌وری آب و انرژی، کیفیت داده و تصمیم‌گیری، توان بازیابی بیشتر از ماده معدنی، مدیریت باطله و سهم شرکت از زنجیره ارزش. هر تولیدکننده‌ای که بتواند با مصرف منابع کمتر، محصول با ارزش افزوده بالاتر و ریسک عملیاتی پایین‌تر تولید کند، موقعیت بهتری خواهد داشت. به بیان دیگر، آینده معدنکاری فقط در دل زمین تعیین نمی‌شود؛ در نحوه مدیریت معدن، کارخانه، منابع و داده‌ها شکل می‌گیرد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اقتصادی
  • ورزشی
  • زیست بوم
  • ایران زمین
  • کتاب
  • خودرو
  • حوادث
  • گزارش
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و بیست و هفت
 - شماره نه هزار و صد و بیست و هفت - ۲۹ شهریور ۱۴۰۵