«منطقه» در لحظه تصمیم
محسن شریفخدایی
تحلیلگر روابط بینالملل
خاورمیانه در روزهای اخیر وارد مرحلهای شده است که در آن دو گذرگاه حیاتی جهان ــ تنگه هرمز و بابالمندب ــ همزمان در معرض اختلال قرار گرفتهاند. این وضعیت نهتنها امنیت انرژی را متزلزل کرده است، بلکه نشان داده است که چالشهای کنونی برخلاف تصور اولیه، یک درگیری محدود نیست، بلکه شبکهای از تنشهای درهمتنیده است که هر لحظه میتواند به بحران گستردهتری تبدیل شود.
در همین بستر، نیروهای انصارالله یمن در هفتههای اخیر پیشرویهای نظامی مهمی در یمن انجام دادهاند. تصرف بندر مُخا، تسلط بر جزیره پریم در دهانه بابالمندب و حملات پهپادی و موشکی به عربستان، عملاً کنترل یکی از حساسترین نقاط کشتیرانی جهان را ــ هرچند بهصورت موقت - در معرض مخاطره قرار داده است. این اختلالات نشان میدهد که تحولات اخیر نهتنها تا حدی موازنه جنگ یمن را تغییر داده است، بلکه موقعیت عربستان را نیز در این معادله تضعیف کرده است؛ هرچند تهران تأکید میکند نفوذ چندانی بر رویکرد نیروهای یمنی ندارد و نیز با توجه به اختلافات دیرینه و تاریخی میان آنان و عربستان، قادر نیست برای تغییر معادلات فشار مؤثری اعمال کند، بهویژه اینکه جنبش انصارالله ریشهها، منافع و محاسبات محلی خود را دارد. اما اگر اختلال در تنگه هرمز ناشی از فشار مستقیم جنگ آمریکا و محاصره دریایی ایران باشد و بیثباتی در بابالمندب از گسترش دامنه جنگ عربستان با انصارالله یمن تأثیر بگیرد، در هر صورت، جهان با وضعیتی روبهرو میشود که در آن دو شریان حیاتی انرژی ــ آبراههایی که حدود ۳۵ درصد صادرات جهانی از آنها عبور میکند ــ همزمان آسیبپذیرند؛ وضعیتی که حتی در بحرانهای بزرگ دهههای گذشته نیز سابقه نداشته است.
در این میان، عربستان سعودی با چالشی جدی روبهرو شده است. در هفتههای گذشته، ریاض از آمریکا خواسته بود تا برای جلوگیری از سقوط مُخا و پیشروی انصارالله یمن، حملات هوایی محدودی علیه مواضع آنها انجام دهد. اما واشنگتن که در آستانه انتخابات میاندورهای ماه نوامبر قرار دارد، از ورود به یک درگیری جدید در منطقه خودداری کرد. دولت آمریکا نگران بود هرگونه اقدام نظامی علیه نیروهای یمنی، دامنه جنگ را بهطور ناخواسته به درگیری منطقهای گستردهتر تبدیل کند؛ درگیریای که میتوانست پیامدهای سیاسی داخلی بیشتری برای کاخ سفید و موقعیت شکننده ترامپ داشته باشد و بازار انرژی را بیش از پیش بیثبات سازد. این امتناع، پیامدهای مهمی داشت: اول اینکه ائتلاف ضدیمنی عملاً بدون پشتیبانی هوایی مؤثر باقی ماند؛ دوم اینکه عربستان دریافت در لحظه حساس، پیمانهای امنیتیاش با آمریکا چندان قابل اتکا نیست؛ و سوم اینکه انصارالله یمن با مشاهده این شکاف، با اعتماد به نفس بیشتری حملات خود را گسترش دادند.
در کنار این، ناکامی پیمانهای منطقهای عربستان نیز بیشتر آشکار شده است. ریاض در سال اخیر تلاش کرده بود با ایجاد ائتلافهای نظامی جدید با پاکستان، ترکیه و برخی کشورهای منطقه، یک چتر امنیتی چندلایه برای محافظت از خود ایجاد کند. اما بحران اخیر نشان داد این پیمانها در عمل کارآمدی محدودی دارند. پاکستان درگیر بحران داخلی و اقتصادی است و توان ورود به یک جنگ منطقهای درازمدت را ندارد. ترکیه نیز با وجود توافق دفاعی با ریاض، در اولویتهای امنیتی خود بیشتر بر سوریه و قفقاز تمرکز دارد. کشورهای عربی حوزه خلیجفارس هم درگیر اختلافات و محاسبات پیچیده خود هستند و تمایلی به ورود به جنگی گستردهتر ندارند. به همین جهت، عربستان اکنون در لحظهای حساس قرار دارد. در میانه همین تحولات، تهران و مسقط در حال گشودن مسیرهای تازه دیپلماتیک بودند و قرار بود روز دوشنبه هفته گذشته میان ایران و عمان توافقنامه «ترتیبات تردد کشتیرانی در تنگه هرمز» امضا شود؛ توافقی که در صورت اجرا میتوانست بخشی از نگرانی درباره آزادی کشتیرانی در این گذرگاه حیاتی را کاهش دهد و نشانهای روشن از آمادگی تهران برای مدیریت بحران باشد. با این همه، از نگاه طرف ایرانی، اثرگذاری عملی این توافق به یک شرط اساسی یعنی رفع کامل محاصره دریایی ایران و اجرای تفاهمنامه اسلامآباد از سوی آمریکا وابسته بود. تهران معتقد است تا زمانی که این دو اقدام انجام نشود، هر ابتکار دیپلماتیک در هرمز در سطحی نمادین باقی میماند و نمیتواند امنیت واقعی کشتیرانی را تضمین کند.
در همین چارچوب، قرار بود گفتوگوهای ایران و عمان درباره «توافقنامه تنگه هرمز» طبق برنامه از پیش تعیینشده برگزار شود. اما نشست جداگانهای که قرار بود وزرای خارجه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ــ بهجز بحرین ــ در حاشیه این گفتوگوها با وزیر خارجه ایران داشته باشند، در آخرین ساعات و به درخواست عربستان سعودی به تعویق افتاد. ریاض، طبق گزارشهای رسمی، اصلاحاتی بر متن توافق ایران–عمان پیشنهاد کرده و نگران است که این تفاهم، بدون حضور و نظر سایر اعضای شورا، «وضعیت حقوقی تازهای» در هرمز ایجاد کند که برای دیگر دولتهای خلیج فارس قابلپذیرش نباشد.
تعویق این نشست در فضایی رخ داد که همزمان حملات پهپادی و موشکی نیروهای یمنی به عربستان و برخوردهای دریایی در نزدیکی قشم، وضعیت امنیتی منطقه را پیچیدهتر کرده بود. در همین بستر امنیتی، محمد بنسلمان در جده با فرمانده سنتکام، دریادار برد کوپر، دیدار کرد؛ دیداری که بهطور رسمی «بررسی آخرین تحولات منطقه و هماهنگیهای امنیتی» توصیف شد.
همزمانی این دیدار با درخواست عربستان برای تعویق نشست، از نظر تحلیلی نشان میدهد که ریاض تصمیم خود را نهفقط بر پایه ملاحظات حقوقی، بلکه با توجه به ارزیابیهای امنیتی گستردهتر و گفتوگوهایش با شریک اصلی خود، آمریکا، اتخاذ کرده است.
عمان نیز اعلام کرد که تعویق این نشست «در جهت ایجاد اجماع» میان اعضای شورای همکاری انجام شده است؛ موضعی که نشان میدهد مسقط نمیخواهد این تعویق بهعنوان اختلاف با ایران یا توقف روند گفتوگوهای دوجانبه تلقی شود. از نگاه عمان، هماهنگی درونسازمانی میان اعضای این شورا شرط لازم برای پیشبرد هرگونه ترتیبات امنیتی در هرمز است و به همین دلیل، تعویق نشست را اقدامی برای فراهمکردن فضای مناسبتر جهت گفتوگوهای سازنده توصیف کرده است.
این گفتوگوها که هدف آنها دستیابی به ترتیبات امنیتی پایدار در تنگه هرمز و تقویت همکاری با همسایگان است، میتوانند همچنان ادامه یابند؛ هرچند تاکنون خبر رسمی درباره زمان آتی برگزاری آن منتشر نشده است. در نتیجه، مسیر دیپلماتیک میان تهران و مسقط همچنان باز است و میتواند در صورت فراهم شدن شرایط، به پیشرفتهایی در مدیریت ترتیبات امنیتی منطقه و گسترش همکاری با همسایگان منجر شود.

