چگونه یک اجتماع بزرگ میتواند سرمایه اجتماعی بسازد؟
ایران، نقطه اشتراک جان فدایان
هزاران نفر از انسانهایی با سنوسال، شغل، سبک زندگی و شاید حتی نگاههای متفاوت در کنار هم قدم برمیدارند چیزی آنها را در یک قاب کنار هم قرار داده است؛ ایران، همان نقطه مشترک وصل این شهروندان در کنار هم است. رزمایش ۳۱۳ هزار نفری «جانفدایان ایران» جمعه ۲۷ شهریور برگزار شد. اجتماعی که نمادی از همدلی، آمادگی و انسجام بود. اما پشت این اجتماع بزرگ، یک پرسش اجتماعی هم وجود داشت، اینکه آیا کنار هم قرار گرفتن جان فدایان در یک رویداد جمعی میتواند به تقویت انسجام اجتماعی منجر شود؟
کارشناسان اجتماعی مدتهاست درباره قدرت جمعها حرف میزنند. انسان وقتی در میان جمع قرار میگیرد، خود را نه فقط بهعنوان یک فرد، بلکه بهعنوان عضوی از یک گروه بزرگتر تجربه میکند. پرچم، سرود، نمادهای مشترک و حتی تجربه همزمان یک اتفاق، میتواند احساس تعلق را تقویت کند.
مونا نیکخواه جامعهشناس با بیان اینکه امیل دورکیم، جامعهشناس فرانسوی، در بررسی آیینها و مناسک جمعی به همین تجربه مشترک توجه داشتهاست، به «ایران» میگوید: «لحظههایی که افراد در کنار یکدیگر قرار میگیرند و نوعی انرژی و هیجان مشترک را تجربه میکنند، چنین تجربهای میتواند احساس تعلق به گروه را افزایش بدهد.» از نظر این جامعه شناس یک اجتماع چند صد هزار نفری فقط مجموعهای از آدمهایی نیست که در یک مکان مشخص حضور پیدا کردهاند، او میگوید: «این اجتماع میتواند تصویری از یک «ما» بسازد؛ «مایی» که قرار است از مرز فرد عبور کند و به یک هویت جمعی برسد.» نیکخواه معتقد است: «انسجام اجتماعی زمانی معنای گستردهتری پیدا میکند که گروههای مختلف جامعه بتوانند خود را در آن «ما» ببینند.»
از جمع شدن تا همبستگی
نیکخواه با اشاره به نظر رابرت پاتنام جامعهشناس معاصر، توضیح میدهد: «در بحث سرمایه اجتماعی میان دو نوع رابطه اجتماعی تفاوت وجود دارد. روابطی که افراد یک گروه را به هم نزدیکتر و روابطی که میان گروههای متفاوت «پل» ایجاد میکند. این تفکیک در بررسی چنین اجتماعاتی اهمیت زیادی دارد. اگر یک رویداد بتواند گروههایی با سن، شغل، طبقه اجتماعی و پیشینههای متفاوت را کنار یکدیگر قرار بدهد، میتواند ظرفیت ایجاد پیوندهای گستردهتر اجتماعی را داشته باشد. اما اگر مخاطبان یک اجتماع عمدتاً از یک طیف اجتماعی مشخص باشند، کارکرد آن بیشتر میتواند در تقویت همبستگی همان گروه تعریف شود.»به گفته این جامعه شناس ایران جامعهای متکثر است؛ جامعهای متشکل از نسلهای مختلف، شهرهای بزرگ و کوچک، گروههای اجتماعی گوناگون و سبکهای متفاوت زندگی. او میگوید: «در چنین جامعهای، «مفهوم ایران» میتواند یکی از معدود مفاهیمی باشد که امکان ایجاد یک هویت فراگیر را فراهم میکند. تعلق به سرزمین الزاماً یک شکل ندارد و همه شهروندان نیز علاقه و تعلق خود را به یک شیوه نشان نمیدهند. یکی ممکن است در یک رزمایش جمعی حاضر شود، دیگری با کمک به هموطن خود در یک بحران، دیگری با کار و فعالیت اجتماعی و دیگری با حفظ میراث فرهنگی و تاریخی کشور. بنابراین، اگر قرار است از «انسجام ملی» سخن گفته شود، نباید آن را فقط در یک شکل از مشارکت جستوجو کنیم.»
سرمایه اجتماعی میتواند از خیابان آغاز شود
نیکخواه میگوید: «یک اجتماع بزرگ میتواند نقطه آغاز یک تجربه مشترک باشد، اعتماد، همکاری، مشارکت اجتماعی و احساس مسئولیت نسبت به دیگران، در تعاملات روزمره ساخته میشوند. تجربه یک اجتماع بزرگ میتواند این احساس را به زندگی اجتماعی روزمره منتقل کند. اهمیت چنین رویدادی فقط در تصویری نیست که از جمعیت حاضر در آن ساخته میشود؛ اهمیت اصلی در اتفاقی است که بعد از پایان مراسم رخ میدهد. اینکه کسانی که امروز در کنار یکدیگر ایستادهاند، فردا نیز در برابر مسألهای اجتماعی احساس مسئولیت مشترک داشته باشند و این تجربه به همکاری میان گروههای متفاوت جامعه منجر شود. در این شرایط است که میتوانیم بگوییم جان فدایان توانستهاند بخشی از سرمایه اجتماعی را تولید کنند.»
انسجام به معنای یکسان شدن نیست
شاید مهمترین نکته همین باشد؛ جامعه منسجم الزاماً جامعهای نیست که همه افرادش شبیه هم فکر کنند. نیکخواه با بیان این مطلب میگوید: «اتفاقاً انسجام اجتماعی زمانی اهمیت پیدا میکند که تفاوتها وجود دارند اما افراد، با وجود همین تفاوتها، بتوانند بر سر برخی ارزشهای مشترک کنار هم بایستند. در چنین تعریفی، ایران میتواند یکی از مهمترین نقاط اتصال باشد؛ مفهومی که ظرفیت آن را دارد تا تفاوتهای اجتماعی را به رسمیت بشناسد و درعین حال، یک احساس تعلق مشترک ایجاد کند. رزمایش «جانفدایان ایران» از این منظر فقط یک رزمایش با حضور شمار زیادی از افراد نیست؛ میتوان آن را از زاویهای دیگر نیز دید؛ بهعنوان یک تجربه جمعی که میخواهد مفهوم «ما» را به نمایش بگذارد. اما ارزش اجتماعی چنین تجربهای در نهایت نه با تعداد آدمهایی که در یک قاب قرار میگیرند، بلکه با میزان ارتباطی سنجیده میشود که میان آنها و سایر بخشهای جامعه ایجاد میشود. انسجام اجتماعی زمانی شکل میگیرد که «من»ها خود را در سرنوشت یک «ما» شریک بدانند.»

