نگاهی علمی و جامعهشناختی به مسأله غذا دادن به حیوانات شهری
مهربانی واقعی یعنی چه؟
شهر بهعنوان یک اکوسیستم انسانساخت، مسئولیتهای ویژهای برای هر کدام از ما به همراه دارد. در میان بحثهای احساسی درباره غذا دادن به حیوانات شهری، خطرات جدی سلامت عمومی و پیامدهای علمی نادیده گرفته میشود. مجتبی طباطبایی، مدیر بخش ترویج بیمارستان دامپزشکی مرکزی تهران معتقد است که مناقشات پیرامون حیوانات شهری، از جمله مسأله غذا دادن، بیش از آنکه به ریشه مشکلات بپردازد، بر اختلافات دامن میزند.
طباطبایی به موضوع پیچیده غذا دادن به حیوانات شهری اشاره میکند و میگوید: «این بحث معمولاً با پیشداوریها و واکنشهای احساسی همراه است؛ به طوری که برخی آن را نشانهای از مهربانی و مسئولیتپذیری میدانند و برخی دیگر آن را عامل اصلی افزایش جمعیت حیوانات یا بروز مشکلات شهری معرفی میکنند.»
او با بیان اینکه واقعیت، پیچیدهتر از این دوگانههای ساده است، به فقدان شواهد علمی قوی و قطعی در حمایت یا رد بسیاری از ادعاهای مطرحشده، اشاره میکند و میگوید: «تبدیل شدن این موضوع به یکی از محورهای دائمی مناقشات رسانهای و اجتماعی، بیش از آنکه بازتابی از زیستشناسی یا رفتار حیوانات باشد، نشاندهنده ضعف در گفتوگوی سازنده، کاهش رواداری اجتماعی و همچنین خلأ مرجعیت علمی مؤثر در این حوزه است.»
از مداخله احساسی تا مسئولیت مدنی در اکوسیستم انسانساخت
طباطبایی توضیح میدهد: «در سالهای اخیر، نهتنها تعارض میان شهروندان علاقهمند به حیوانات و شهروندان نگران از حضور آنها به شکلی سازنده و مبتنی بر شواهد مدیریت نشده است، بلکه گاهی افرادی تحت عنوان کارشناس ظاهر شده و به جای کمک به حل مسأله یا کسب دانش و بیان مسئولانه شواهد علمی، صرفاً یکی از دو سوی این دوگانه را برگزیده و به تخطئه سوی دیگر پرداختهاند.»
او نتیجه چنین فضایی را تشدید قطبیسازی و دورشدن از گفتوگویی مبتنی بر واقعیت و شواهد میداند و میگوید: «در این میان، آنچه بیش از همه مغفول مانده، مسأله اصلی یعنی تأمین سلامت انسان و حیوانات و ایجاد بسترهای لازم برای زیستی هماهنگ و مسئولانه در محیطهای شهری است.»
مدیر بخش ترویج بیمارستان دامپزشکی مرکزی تهران توضیح میدهد: «شهر، طبیعت بکر و دستنخورده نیست، در واقع شهر یک اکوسیستم انسانساخت است؛ محیطی که شکلگیری آن، منابع غذایی موجود در آن، الگوی تولید پسماند، معماری، فضاهای سبز و حتی حضور بسیاری از گونههای جانوری، نتیجه مستقیم فعالیت انسان است. بنابراین پرسش اصلی هنگام صحبت درباره حیوانات شهری این نیست که آیا انسان باید در طبیعت دخالت کند یا نه، بلکه این است که در محیطی که خودمان ساختهایم چه مسئولیتی در قبال پیامدهای آن داریم.»
طباطبایی با اشاره به اینکه بسیاری از حیوانات شهری، بهویژه سگها و گربهها، گونههای اهلی هستند که طی هزاران سال در کنار انسان تکامل یافتهاند، توضیح میدهد: «حضور آنها در شهرها مانند حضور خود انسان از نتایج تمدن بشری و بخشی از رابطه تاریخی و اجتماعی میان انسان و حیوان است. از این رو، نمیتوان تمام مسئولیت را بر دوش حیوانات گذاشت و نقش رفتارها و تصمیمهای انسانی را نادیده گرفت.»
دوگانهای که اصل ماجرا را پنهان میکند
او در خصوص رویکردهای نوین مدیریت حیوانات شهری میگوید: «این رویکردها بر مدیریت مسئولانه رابطه میان انسان، حیوان و محیط شهری و تأمین سلامتی برای همه زیستمندان استوارند. در این چارچوب، مفهومی به نام تغذیه مسئولانه نیز مطرح میشود.»
طباطبایی درباره تغذیه مسئولانه توضیح میدهد: «این به معنای رها کردن هر مقدار غذا در هر مکانی نیست، تغذیه مسئولانه به معنای توجه همزمان به رفاه حیوانات، بهداشت محیط، سلامت عمومی و کاهش تعارضات اجتماعی است. غذا دادن مسئولانه باید با رعایت اصول بهداشتی، جمعآوری باقیمانده غذا، جلوگیری از آلودگی محیط، انتخاب مکانهای مناسب و هماهنگی با برنامههای واکسیناسیون، مراقبتهای دامپزشکی و مدیریت جمعیت همراه باشد.»
مدیر بخش ترویج بیمارستان دامپزشکی مرکزی تهران میگوید: «مسأله اصلی در شدت گرفتن این دوگانه کاذب، انتخاب یکی از دو سوی آن نیست، مشکل اصلی مواقعی است که یک موضوع محدود و نسبتاً فرعی، جایگزین پرداختن به مسائل بنیادین شده است. جمعیت حیوانات شهری و انتقال بیماریها و مخالفت گروهی از جامعه با غذا دادن یا ندادن به حیوانات پدیدههایی پیچیده و چندعاملی هستند که تحت تأثیر مجموعهای از عوامل قرار دارند. تقلیل همه این مسائل به دوگانه ساده «غذا دادن یا غذا ندادن» نهتنها کمکی به حل آنها نمیکند، بلکه توجه افکارعمومی را از عوامل اصلی منحرف میکند.»
این پژوهشگر محیط زیست که عضو کمیته ملی مبارزه با هاری کشور است، به بحث هاری نیز اشاره میکند و میگوید: «با یک جستوجوی ساده درباره هاری در رسانههای کشور میتوان دهها و بلکه صدها یادداشت و گزارش پیدا کرد که حتی موضوع هاری را هم به همین دوگانه تقلیل دادهاند؛ در حالی که حتی کوچکترین اشارهای به تنها راهکار اثباتشده و مورد تأیید جهانی برای کنترل و حذف هاری، یعنی واکسیناسیون 70 درصد از جمعیت سگها نمیشود.»
او میگوید: «این دقیقاً همان خطری است که در بسیاری از چالشهای سلامت عمومی مشاهده میکنیم؛ زمانی که یک بحث جنجالی و احساسی جایگزین پرداختن به عوامل واقعی و راهکارهای مؤثر میشود انرژی جامعه صرف منازعه بر سر پاسخ یک سؤال اشتباه میشود، در حالی که مسأله اصلی همچنان بدون پاسخ باقی میماند.»
طباطبایی با این هشدار که اگر قرار باشد سالها درباره غذا دادن یا غذا ندادن بحث کنیم اما از واکسیناسیون، رفتار مسئولانه با حیوانات، آموزش عمومی، پیشگیری از رهاسازی حیوانات و تقویت نظامهای بهداشت و سلامت غافل بمانیم، در نهایت نه موافقان غذا دادن پیروز خواهند شد و نه مخالفان آن، میگوید: «این بیماریها، تعارضات و مشکلات حلنشده خواهند بود که همچنان به حیات خود ادامه میدهند. در مورد هاری هم، برنده چنین وضعیتی نه حیوانات و نه هیچیک از شهروندان جامعهاند، بلکه خود ویروس هاری خواهد بود.»

