نایل گرین، استاد تاریخ جنوب آسیا در دانشگاه لسآنجلس است و به پژوهش درباره روابط فرهنگی آسیا و اروپا علاقهمند است. او با توجه به علاقه ویژهاش به مردمشناسی و تاریخ این منطقه سفرهای متعددی به ایران، افغانستان و پاکستان داشته، فارسی را خوب میداند و همسرش هم افغانستانی است. گرین در صفحات پایانی «عشق غریبهها» درباره حضورش در ایران و علاقهاش به ایران مینویسد: «هنگام نوشتن این کتاب اغلب به یاد سفرهای خودم به ایران در دهه بیست زندگیام بودم؛ سالهایی که فارسی یاد میگرفتم، گاه گم میشدم، با صوفیان و خانهبهدوشان و کارگران روزمزد آشنا میشدم و دوست پیدا میکردم. در آن سالها ایرانیان مهربان فراوانی بودند که به من غذا دادند، کمکم کردند، برایم لطیفه گفتند، و بسیار چیزها آموختندم؛ نهتنها درباره کشورشان، بلکه درباره انسان بودن و انسانیت... بدون آنها، روزهای دانشجویی من، هم در واقع و هم در تمثیل بسیار فقیرانهتر و بیمایهتر میشد.» نایل گرین علاوه بر «عشق غریبهها» در مقالات دیگری هم به تعاملات فرهنگی «دومین کاروان معرفت» ایرانی با انگلیسیها پرداخته و کتاب «در جستوجوی حروف فارسی: میرزاصالح شیرازی و تعاملهای فرهنگی ایران و انگلیس در اوایل عصر قاجار» چهار مقاله از این پژوهشهاست که با ترجمه محمدجواد احمدینیا و توسط خانه فرهنگ و هنر مان منتشر شده است. نایل گرین در این مقالات به بررسی چگونگی انتقال فناوری چاپ و تقاطع فرهنگی ایران و بریتانیا در دهههای آغازین قرن نوزدهم میپردازد. گرین در مقدمهای که برای این مقالات نوشته، آورده است: «مقالههای این مجلد به بررسی جنبههای مختلف ارتباط فرهنگی، اجتماعی و فنیای میپردازد که آغاز پیدایش چاپ در ایران را دربرمیگیرد. اگرچه میرزاصالح موفق نشد تا لقب «گوتنبرگ ایرانی» را تصاحب کند – زیرا قبل از بازگشت او از انگلیس، ماشین چاپی از روسیه به ایران آورده شده بود– اما کاوشهای گسترده او و دیگر دانشجویان ایرانی همراهش در انگلستان نشان میدهد که چطور چاپ به بخشی از یک پیوند بزرگ میان روابط سیاسی و تجاری (بهویژه کمپانی هند شرقی) با موارد کاربردیای مانند تولید صنعتی مقادیر زیادی از کاغذهای مقاوم، بدل شد.» به باور نایل گرین، میرزاصالح شیرازی به عنوان چهره شاخص این گروه، بهخوبی دریافت که دستیابی به این دانش فنی نیازمند ورود به شبکههای اجتماعی و علمی بریتانیاست. او با بهرهگیری از روابط دیپلماتیک پیشین خود با برادران اوزلی و جلب حمایت استادان محلی، توانست با ظرایف فن چاپ متون فارسی و عربی آشنا شود و پایههای این صنعت را برای ایران عصر قاجار سوغات بیاورد. بخشهای مختلف «در جستوجوی حروف فارسی» مسائل متنوعی را پوشش میدهند؛ از بررسی نقش واسطهها در خاستگاه چاپ کشورهای اسلامی گرفته تا تحلیل تعامل دانشجویان ایرانی با دانشگاههایی نظیر آکسفورد. گرین در مقاله سوم با طرح مسأله مدرنیته کاغذی، سیاحت صنعتی میرزاصالح در سال ۱۸۱۸ را زیر ذرهبین میبرد و در نهایت، روند توسعه و طراحی حروف چاپی در بریتانیای دوره جورج را تشریح میکند. این اثر برای پژوهشگرانی که به دنبال ریشههای ورود مظاهر تمدن جدید به ایران و چگونگی شکلگیری نخستین تعاملات فرهنگی مدرن هستند، منبعی مستند و قابل توجه به شمار میرود.