۳۱ میلیون جان فدا، ۳۱ میلیون نقش برای خدمت
سرمایهای که میتواند موتور پیشرفت ایران شود
جانفدا حالا دیگر فقط یک شعار نیست؛ تبدیل به نماد و مفهومی شده که در چند ماه گذشته، معنای آن از مرزهای میدان نظامی عبور کرده است. در آستانه دویستمین شب ایستادگی و مقاومت ملت، جانفدا را میتوان روایت تازهای از مسئولیت اجتماعی ایرانیان دانست.
مفهومی که در روزهای جنگ با اعلام آمادگی برای دفاع از خاک کشور شکل گرفت اما حالا میتواند در میدانهای دیگری مثل علم، فناوری، اقتصاد، انرژی، امداد و حتی حل مسائل روزمره کشور معنا پیدا کند. به گزارش ایرنا، شاید به همین دلیل است که محمدرضا عارف معاون اول رئیسجمهور در سخنان اخیر خود از ضرورت داشتن برنامهای برای پیشرفت علمی کشور با عنوان جانفدای علمی سخن گفته است.تعبیری که نشان میدهد جنگ آینده فقط در آسمان و زمین رخ نمیدهد و بخشی از میدان اصلی آن، آزمایشگاهها، دانشگاهها، مراکز فناوری و عرصه تولید دانش است.
جانفدا از کجا آمد؟
جانفدا در اصل واژه تازهای نیست؛ ریشه این ترکیب را باید در فرهنگ قدیمی جانفشانی، فدا کردن جان و ایثار و از خودگذشتگی جستوجو کرد؛ مفهومی که سالها در ادبیات فارسی برای بیان بالاترین درجه وفاداری به یک انسان، آرمان یا وطن به کار رفته است. در شعر فارسی هم فدا کردن جان برای وطن سابقهدارد و حتی در شعر وطن «نظام وفا»، این مفهوم به صراحت با عبارت «کنم جان خود را فدای وطن» بیان شده است.
اما آنچه در سال ۱۴۰۵ به «جانفدا» معنایی تازه بخشید، تبدیل این مفهوم قدیمی به یک پویش اجتماعی گسترده بود.
به گفته ساسان زارع، سخنگوی پویش ملی جانفدا ایده اولیه از دل اتفاقات میدانی روزهای اول جنگ شکل گرفت؛ مردم به شکلهای مختلف اعلام آمادگی میکردند و در نهایت ایده ایجاد پویشی با عنوان جانفدا برای ایران شکل گرفت تا کسانی که حاضرند برای کشور کاری انجام دهند، امکان اعلام آمادگی داشته باشند.
یعنی جانفدا پیش و بیش از آنکه یک سازمان یا ساختار باشد، از یک احساس شروع شد؛ احساس اینکه در شرایط تهدید، هرکس باید ببیند چه کاری از دستش برای وطن و هموطنش برمیآید.
شعاری که سرمایه اجتماعی ایران شد
پویش جانفدا در مدت کوتاهی به یکی از گستردهترین جلوههای مشارکت اجتماعی در جریان جنگ تبدیل شد. طبق اظهارات سخنگوی این پویش، تعداد ثبتنامکنندگان در مقطعی به حدود ۳۱ میلیون نفر رسید و بیش از نیمی از جمعیت در بازه سنی هدف پویش در آن مشارکت کردند. حالا که کشور دویستمین شب ایستادگی و مقاومت را سپری کرده، شاید مهمترین سؤال این نباشد که جانفدا تا امروز چند نفر را پای کار آورده است؛ سؤال مهمتر این است که این ظرفیت اجتماعی قرار است در ادامه در چه عرصههایی به کار گرفته شود.
در روزهای جنگ، پاسخ روشن بود: دفاع. اما کشور فقط در میدان نظامی با تهدید روبهرو نیست. امروز اقتصاد، انرژی، فناوری، امنیت سایبری، تولید، علم و حتی تابآوری اجتماعی نیز بخشی از میدان قدرت ملی هستند. از همین زاویه است که اظهارات اخیر محمدرضا عارف اهمیت پیدا میکند.معاون اول رئیسجمهور در جلسه ستاد توسعه فناوری و کاربرد هوش مصنوعی گفت: «جنگهای آینده، جنگهای فناوری است و تأکید کرد که افسران این جنگ، دانشمندان جوان کشور هستند. او با اشاره به دستاوردهای علمی کشور در جنگهای اخیر گفت باید برنامهای جامع برای توسعه فناوریهای پیشرفته در دو سال آینده طراحی شود و حتی میتوان نام آن را جانفدای علمی گذاشت.»
در میدان جنگ، جانفدا کسی است که آماده است برای دفاع از کشور از جان خود بگذرد اما در میدان علم، جانفدا الزاماً و صرفاً کسی نیست که جانش را به خطر میاندازد؛ بلکه میتواند کسی باشد که سالها از عمر، توان، استعداد و آسایش خود را برای ساختن چیزی صرف کند که ممکن است نتیجه آن سالها بعد دیده شود.
دانشمندی که شب و روز در آزمایشگاه میماند؛ مهندسی که روی یک فناوری راهبردی کار میکند؛ دانشجویی که بهجای مهاجرت، تصمیم میگیرد بخشی از آینده علمی کشور را بسازد؛ استاد دانشگاهی که مسأله صنعت را وارد دانشگاه میکند؛ برنامهنویسی که برای امنیت سایبری کشور راهحل تولید میکند؛ کارآفرینی که در شرایط سخت اقتصادی تولید را متوقف نمیکند؛ همه اینها میتوانند مصداقی از جانفدای علمی باشند.اینجا دیگر فدا بهمعنای مرگ نیست؛ بهمعنای هزینه کردن از خود برای آینده جمعی است. این همان تغییری است که شرایط جدید کشور به مفهوم جانفدا تحمیل کرده است.
جانفدای انرژی؛ جانفدای اقتصاد
این تغییر فقط در حوزه علم و فناوری هم متوقف نمیشود. همین روزها، سردار حسنزاده، فرمانده سپاه تهران بزرگ، از استفاده از ظرفیت جانفدا برای مشارکت مردم در حل مسائل کشور و بهطور مشخص کمک به حل ناترازی انرژی سخن گفت.این حرف یک معنای مهم دارد که اگر مردم برای دفاع از کشور ظرفیت دارند، میتوان همین ظرفیت را برای حل مسائل کشور نیز سازمان داد.
ناترازی انرژی، صرفهجویی، اصلاح الگوی مصرف، کمک به تولید، امدادرسانی، حفظ زیرساختها و مقابله با بحرانها، همه میدانهایی هستند که بدون مشارکت مردم حل نمیشوند. در چنین شرایطی، جانفدا دیگر فقط کسی نیست که در لحظه خطر میگوید« من آمادهام جانم را بدهم» بلکه میتواند کسی باشد که میگوید «من آمادهام سهم خودم را انجام بدهم» و این سهم برای هرکس متفاوت است. یکی با تخصصش، دیگری با سرمایهاش، یکی با دانشش، دیگری با وقتش و فردی دیگر با کار روزانهاش.
این شاید مهمترین تحول مفهوم جانفدا باشد. نسل جدید جانفشانی با تصویر میدان جنگ تعریف نمیشود. کشوری که میخواهد قدرت خود را حفظ کند، همزمان به سرباز، پزشک، مهندس، استاد دانشگاه، کارگر، پژوهشگر، برنامهنویس، کارآفرین، امدادگر و میلیونها شهروندی نیاز دارد که در لحظه بحران، نقش خود را بشناسند.در این معنا، دفاع از ایران فقط دفاع از مرزهای جغرافیایی نیست؛ دفاع از دانشگاه، صنعت، اقتصاد، زیرساخت، فرهنگ، محیط زیست و آینده کشور نیز بخشی از دفاع ملی است.
پویش جانفدا نشان داد که در زمان تهدید، ظرفیت بزرگی از مشارکت اجتماعی در کشور وجود دارد. سخنگوی این پویش نیز از این مسأله بهعنوان یکی از ظرفیتهایی یاد کرده که هنوز بهطور کامل از آن استفاده نشده است.
حالا چالش اصلی، تبدیل این آمادگی به کنش مستمر است. اگر ۳۱ میلیون نفر اعلام آمادگی کردهاند، سؤال بعدی این است که این آمادگی چگونه میتواند به ۳۱ میلیون نقش تبدیل شود؛ نقشهایی متناسب با توان، تخصص، سن و علاقه هر فرد.

