در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران»ضرورت نظارت بر قراردادها و منابع مالی باشگاههای فوتبال را بررسی میکند
نجومیبگیران در اتاق شیشهای
باشگاهها برای جذب بازیکنان شاخص، در بازاری رقابتی فعالیت میکنند و گاهی برای موفقیت در این بازار، زیر بار تعهدات مالی سنگینی میروند؛ تعهداتی که در برخی موارد به حاشیه و جنجال نیز منجر میشود. اما پرسش اساسی اینجاست؛ این حجم از هزینهکرد تا چه اندازه با درآمد واقعی و توان اقتصادی باشگاهها تناسب دارد؟
نکته تأملبرانگیز آن است که بخش قابل توجهی از باشگاههای فوتبال ایران، نه بر پایه درآمدهای پایدار و مستقل، بلکه با اتکا به منابع شرکتها، بانکها و مجموعههای اقتصادی بزرگ اداره میشوند؛ شرایطی که ضرورت نظارت جدی بر نحوه تأمین منابع و میزان تعهدات مالی باشگاهها را دوچندان میکند. تأکید اخیر نماینده سازمان بازرسی کل کشور بر رصد قراردادهای بازیکنان با باشگاهها نیز از این جهت دارای اهمیت است. مدیران باشگاهها باید درباره قراردادهای سنگین، منابع تأمین مالی و تعهداتی که برای مجموعه تحت مدیریت خود ایجاد میکنند، پاسخگو باشند. البته نظارت زمانی اثرگذار خواهد بود که به چند پرونده یا چند اظهارنظر محدود نشود و به یک روند مستمر و شفاف تبدیل شود.
در فوتبال حرفهای، هزینه کردن برای جذب ستارهها هیچ منع و اشکالی ندارد. باشگاهی که درآمد کافی، پشتوانه اقتصادی و برنامه مالی مشخصی دارد، میتواند برای افزایش کیفیت تیم خود سرمایهگذاری کند. مشکل از جایی آغاز میشود که هزینهها از ظرفیت واقعی درآمدی باشگاه عبور کرده و نتیجه آن، انباشت زیان و بدهی باشد؛ بدهیهایی که در نهایت ممکن است به مدیران بعدی و حتی منابع عمومی منتقل شوند.
اینجاست که ضرورت اجرای واقعی فیرپلی مالی بیش از گذشته احساس میشود. فلسفه فیرپلی مالی، جلوگیری از شکلگیری یک چرخه مالی معیوب از سوی باشگاههاست؛ اینکه باشگاهها تنها به دلیل دسترسی به منابع بیرونی، قدرت خریدی بسیار بیشتر از توان اقتصادی واقعی خود پیدا نکنند. در غیراین صورت، رقابت در زمین نیز تحت تأثیر نابرابری اقتصادی قرار خواهد گرفت.
شفافیت قراردادها تنها مطالبه رسانهها و افکار عمومی نیست؛ بلکه یکی از پیششرطهای عدالت در رقابت باشگاهی است. رقم واقعی قرارداد باید با احتساب آپشنها، پاداشها، رضایتنامه، دستمزدهای ارزی، حق کارگزاری و سایر تعهدات مالی قابل محاسبه باشد. همچنین باید روشن شود قرارداد بازیکن و باشگاه بر چه مبنایی پیشنهاد شده، چه کسی آن را تصویب کرده و منابع پرداخت آن از کجا تأمین میشود. فوتبال حرفهای فقط به معنای جذب ستاره و رقابت برای قهرمانی نیست. حرفهای بودن زمانی معنا پیدا میکند که باشگاهها در مدیریت منابع، تنظیم قراردادها، کنترل هزینهها و پذیرش مسئولیت تصمیمهای اقتصادی خود نیز حرفهای عمل کنند. علاقهمندان به فوتبال و هواداران باشگاهها میخواهند به شکلی شفاف متوجه شوند پولهای موجود در حوزه فوتبال از کجا میآید و چه کسی هزینه تصمیمهای امروز را در آینده خواهد پرداخت؟

