محمد عطریانفر، احمد زیدآبادی و علیرضا معزی در یک نشست تخصصی بررسی کردند
رسانه، در میانه خط قرمز و مرجعیت
محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران و از مدیران با سابقه رسانه، روز گذشته در نشست تخصصی «خط قرمز در مطبوعات و رسانهها» با بیان اینکه احزاب و رسانهها همزاد یکدیگر در حوزه فعالیتهای اجتماعی هستند و در عرصه سیاست و اجتماع هر دو به صورت نابالغ متولد شدند، گفت: «در این راستا ما هیچگاه به این فکر نکردیم که آنها مؤلفههای قدرت سیاسی هستند که میتوانند در اداره کشور نقش آفرین باشند و چگونه باید شکل بگیرند!
به گزارش ایرنا، عطریانفر با بیان اینکه پیش از آنکه ما از حاکمیت، جامعه اخلاقی، جامعه امنیتی و جامعه قضایی انتظار داشته باشیم که حقوق مردم را رعایت کنند و مراعات حال رسانهها را داشته باشند، گفت: «خود ما باید در وهله اول مراعات حال آنها را کنیم.»
وی با بیان اینکه پیشنهاد میکنم در سه سر فصل، بر تبیین مفهوم «خط قرمز» تأکید کنیم، اظهار کرد: «خطوطی که در واقع حقوق دیگران است و رعایت حریم و مرزهای آن برای ما الزامی است، برخلاف دیدگاه رایج که مبنای این محدودیتها را صرفاً قوانین حاکمیتی و نهادی میداند، معتقدم نقطه شروع بحث باید حوزه اخلاق و عرف جامعه باشد.»
این فعال سیاسی و رسانهای گفت: «وقتی حوزههای اخلاقی، شئون اجتماعی و لایههای مختلف جامعه، ارزشهایی را خلق و از آن صیانت میکنند، این ارزشها به عنوان تکیهگاه و محدودیتهای بنیادین، در انتقال پیام و فعالیتهای رسانهای باید دقیق مورد توجه و احترام قرار گیرند.» عطریانفر در ادامه سخنان خود گفت: «هر فرد، فارغ از جنسیت، سن و جایگاه اجتماعی، دارای اعتبار، کرامت و عزتنفس است که باید مورد احترام قرار گیرد.» وی خاطر نشان کرد: «در ادبیات دینی ما، حرمت انسان حتی از حرمت کعبه نیز بالاتر شمرده شده است، چرا که حرمت کعبه، حرمت نماد عبادت است، اما حرمت انسان، حرمت ذات آفریده خداست، متأسفانه شاهد هستیم که برخی رسانههای پرحاشیه، بدون هیچگونه پایبندی به اصول اخلاقی، بهراحتی حریم شخصی و عزتنفس افراد را در هر لباس و شرایطی هتک حرمت میکنند.»
عضو شورای اطلاعرسانی دولت گفت: «این رویکرد، خسارات اجتماعی بسیاری به بار آورده است. نیازی به نام بردن از این رسانهها نیست، اما باید تأکید کرد که رعایت حرمت تکتک انسانها چه موافق، چه مخالف، چه مسئول و چه غیرمسئول یک ضرورت اخلاقی و الزامی است که رسانهها موظف به رعایت آن هستند.»
معزی: رسانهها از زیرساختهای
امنیت ملی به شمار میآیند
علیرضا معزی معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهوری در دولت دوازدهم نیز در این نشست اظهار کرد: «قانون مطبوعات خطوط قرمز مشخص، معین و تعریفشدهای دارد و ما ملزم به رعایت آن هستیم.»
این فعال رسانهای گفت: «هر آنچه به نوعی با امنیت ملی در تعارض تلقی شود، در شمار خطوط قرمز قرار میگیرد، اینجاست که رسانه وارد چالش میشود. این پرسش مطرح است که چه کسی، چه مرجعی، تا چه زمانی، با چه استدلالی و با پذیرش چه ریسکی، موضوعی را در چارچوب امنیت ملی به رسانه ابلاغ میکند و از او میخواهد آن را رعایت کند.»
معزی افزود: «اگر این چارچوب قابل پیشبینی و مدون نباشد، اگر دلیل آن روشن نباشد و حتی زمان آن هم مشخص نباشد که تا چه مقطعی این خط قرمز برقرار است، رسانه دچار اختلال در امنیت کاری خود میشود. مگر همه بحرانها و همه مسائل، ماهیتی دائمی دارند که محدودیتهای ناشی از آنها هم دائمی باشد؟»
این فعال رسانهای ادامه داد: «اگر این موارد روشن نباشد، امنیت حرفهای رسانه مختل میشود. وقتی امنیت رسانه آسیب ببیند، ترس ایجاد میشود و در میان رسانهها و خبرنگاران نوعی فضای رعب شکل میگیرد. نتیجه، رسانهای مرعوب است. از اینجا به بعد، با پدیدهای مواجه میشویم به نام خودسانسوری، بیمنطق برآمده از ترس.»
وی تأکید کرد:« اولین آسیب این وضعیت، از دست رفتن سرمایه اصلی هر رسانه است. سرمایه اصلی رسانه نه لجستیک آن است، نه تحریریهاش؛ بلکه مخاطب و اعتماد مردم است وقتی رسانه این سرمایه اصلی، یعنی اعتماد، را از دست بدهد، باید گفت که ضربه فقط متوجه خود رسانه نیست؛ بلکه ضربه به امنیت ملی کشور وارد میشود.رسانهها صرفاً مصرف کننده یا موضوع امنیت نیستند، بلکه خود از زیرساختهای امنیت ملی به شمار میآیند؛ زیرا قرار است در مدیریت تابآوری اجتماعی نقش ایفا کنند، وقتی رسانهای دچار خلأ اطلاعاتی و خلأ اعتماد شود، در شرایط بحران نمیتواند در چارچوب تابآوری ملی عمل کند؛ چون نه اعتمادی وجود دارد و نه مرجعیتی. و این وضعیت از آنجا ناشی میشود که روزنامهنگار در فضایی آکنده از ترس و رعب فعالیت کرده است.»
این فعال رسانهای افزود: «من یک رسانه مسئولم تا یک رسانه مرعوب و در قبال تمامی اطلاعات و امنیت ملی توجیه شدم و وقتی توجیه نشوم، کاری را انجام خواهم داد که دلیل آن را نمیدانم، یک خطوط قرمزی در مطبوعات بوده که به صورت سنتی آن را رعایت میکردیم و اکنون هم رعایت میکنیم ولی دلیل آن را نمیدانیم.» معزی ادامه داد: «همه ما ضامن امنیت ملی هستیم نه مسئولین امنیت ملی یا کسانی که امنیتی تعریف میشوند بلکه همه با هم امنیت را میسازیم.رسانهای که دچار خودسانسوری شود، با دو پیامد ویرانگر روبهرو میشود؛ اول، دچار خلأ اطلاعاتی میگردد و دوم، مرجعیت خود را از دست میدهد. از دست رفتن مرجعیت، به معنای از دست رفتن اعتماد است؛ و زمانی که اعتماد فرو میریزد، مرجعیت رسانه به خارج از مرزها منتقل میشود.»
وی تأکید کرد: «در این خلاء، شایعات قوت میگیرد و عملیات روانی دشمن آغاز میشود. در چنین شرایطی، رسانهای که اعتماد عمومی را از دست داده، برای مقابله با عملیات روانی دشمن و مدیریت تابآوری اجتماعی، در عمل «خلع سلاح» شده است و این بزرگترین آسیبی است که خودسانسوری یا وجود خطوط قرمز نامشخص و غیرمدون به امنیت و تابآوری اجتماعی وارد میکند.»
معزی افزود: «اگر سیستمهای قضایی و امنیتی را هم کنار بگذاریم، یک رسانه صرفاً به عنوان یک نهاد متعهد به اعتماد مردم، اگر بداند مرزهای فعالیتش روشن است، از نشر اکاذیب و ایجاد تشویش در اذهان عمومی پرهیز خواهد کرد، بسیاری از ما با عناوین حقوقی نظیر «نشر اکاذیب» یا «تشویش اذهان» مواجه شدهایم و بارها به دادگاه رفتهایم.»
وی تصریح کرد: «وقتی با عناوین مبهمی مانند «اقدام علیه امنیت ملی» بهطور مداوم به دادگاه احضار شوید، این بلاتکلیفی در عمل امنیت ذهنی و حرفهای شما را از بین میبرد.»
احمد زیدآبادی دیگر میهمان نشست نیز در مهمترین بخش سخنان خود اظهار کرد: «تهمت، افشای اسناد سری، دعوت از کشور خارجی برای حمله و تجزیهطلبی، خط قرمزهای استثنایی هستند. اما خودکنترلی و رعایت اخلاق حرفهای با خودسانسوری تفاوت دارد.»
این تحلیلگر درباره سانسور و خودسانسوری نیز گفت: «خودکنترلی در خیابان، رعایت مقررات و پرهیز از فحش و تعدی، سانسور نیست. اگر فردی به دلیل مصالح عمومی، عدم سندیت یا نفع عمومی مطلبی را ننویسد، خودسانسوری محسوب نمیشود؛ اما اگر به دلیل ترس از دولت یا گروههای دیگر ننویسد، سانسور است.»

