نگاه جدید در کنار کارکردهای فرهنگی و هویتی لازم است

اقتصاد موزه

معصومه دیودار
گروه زیست‌بوم
 
موزه‌ها، میراث فرهنگی و صنایع ‌دستی، علاوه بر کارکردهای فرهنگی و هویتی، ظرفیت قابل‌توجهی برای خلق ارزش اقتصادی دارند؛ ظرفیتی که بهره‌برداری از آن نیازمند تغییر نگاه سنتی، سیاست‌گذاری مناسب، آموزش، روایتگری، طراحی و ایجاد ارتباط مؤثر میان میراث، بازار و صنایع خلاق است.
نگاهی که موزه را صرفاً محل نگهداری و نمایش آثار تاریخی می‌داند، دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست. آثار موزه‌ای و میراث فرهنگی می‌توانند به منابعی برای تولید فرهنگی، توسعه محصولات خلاق، گردشگری، برندسازی و شکل‌گیری کسب‌وکارهای تازه تبدیل شوند؛ مشروط بر آنکه حفاظت از میراث در کنار بهره‌برداری هوشمندانه از ظرفیت‌های اقتصادی آن مورد توجه قرار گیرد.
 
اقتصاد موزه 
نباید همچنان تابو باشد
لیلا خسروی، مدیرکل موزه‌ها، با اشاره به ابلاغ سند ملی موزه‌های ایران از سوی رئیس‌جمهوری، معتقد است برخورداری موزه‌های کشور از یک سند بالادستی، زمینه توجه جدی‌تر به موضوعاتی همچون اقتصاد موزه و اقتصاد بازار را فراهم کرده است. به اعتقاد او، نگاه سنتی در حوزه میراث فرهنگی سبب شده است اقتصاد همچنان نوعی تابو تلقی شود؛ به‌گونه‌ای که گاهی مأموریت میراث فرهنگی تنها در مرمت و حفاظت خلاصه شده و سخن گفتن از بازار، درآمد و اقتصاد با ماهیت میراث در تضاد دانسته می‌شود. این نگرش، به باور خسروی، نیازمند تغییر است. تجربه صنایع‌ دستی در ورود به بازار و فعالیت‌های اقتصادی نیز می‌تواند الگویی برای توسعه اقتصاد موزه و میراث فرهنگی باشد. در این نگاه، موزه زمانی می‌تواند حیات و پویایی خود را حفظ کند که قادر به جذب مخاطب، تولید فرهنگی و برقراری ارتباط با جامعه باشد. سابقه تاریخی یک موزه به ‌تنهایی نمی‌تواند دلیلی برای حفظ شیوه‌های ناکارآمد گذشته باشد. برخی موزه‌های مردم‌شناسی نیز به دلیل ضعف در برقراری ارتباط با مخاطب، نیازمند بازنگری در شیوه فعالیت هستند. استفاده از ظرفیت صنایع ‌دستی می‌تواند یکی از راه‌های فعال‌تر شدن این موزه‌ها باشد، بدون آنکه چنین تغییری به معنای تعطیلی یا کنار گذاشتن آنها باشد.
خسروی همچنین جابه‌جایی هدفمند برخی موزه‌ها را اقدامی می‌داند که در صورت برخورداری از برنامه و هدف مشخص، می‌تواند به تداوم حیات آثار و افزایش دسترسی مخاطبان کمک کند. آموزش مهارت‌محور و احیای الگوی استاد ـ شاگردی نیز از دیگر ظرفیت‌هایی است که می‌تواند در خدمت میراث فرهنگی قرار گیرد و دانشگاه‌های تخصصی هنر در توسعه آن نقش داشته باشند.
 
 
از «شیء موزه‌ای» 
تا «محصول خلاق»
مریم جلالی‌دهکردی، دکترای مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی و معاون سابق صنایع ‌دستی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع ‌دستی، بر ضرورت ایجاد پیوند میان موزه، صنایع‌ دستی و اقتصاد خلاق تأکید دارد و ایده «از شیء موزه‌ای تا محصول خلاق» را مطرح می‌کند.
از نگاه او، یکی از مشکلات اصلی در حوزه فرهنگ، نگاه نقطه‌ای و موزاییکی است؛ یعنی موزه، صنایع ‌دستی، طراحی، گردشگری و اقتصاد هر کدام به ‌صورت جداگانه دیده می‌شوند، در حالی که خلق ارزش زمانی اتفاق می‌افتد که این حوزه‌ها در یک زنجیره به یکدیگر متصل شوند.
«شیء موزه‌ای» تنها یک اثر تاریخی نیست، بلکه حامل هویت، روایت، دانش و مهارت است و می‌تواند به منبعی برای طراحی و نوآوری تبدیل شود. بر همین اساس، ظرفیت آثار تاریخی را می‌توان برای طراحی محصولات جدید به کار گرفت؛ محصولاتی که کپی مستقیم آثار گذشته نیستند، بلکه از فرم، نقش، رنگ، مواد و تکنیک‌های آنها الهام می‌گیرند. این فرآیند می‌تواند به احیای فنون سنتی، افزایش ارزش افزوده فرهنگی، برندسازی مکانی، توسعه گردشگری فرهنگی و در نهایت تقویت اقتصاد خلاق منجر شود. موزه‌ها همچنین قادرند تکنیک‌ها، ابزار، مواد و دانش‌های در حال فراموشی را شناسایی کنند و زمینه انتقال آنها به نسل‌های جدید را فراهم آورند. یکی دیگر از موضوعات مهم، تبدیل یک کالا به «کالای فرهنگی» است. محصولی که داستان، منشأ تاریخی، هویت جغرافیایی و شناسنامه فرهنگی داشته باشد، برای مخاطب ارزش ادراکی بیشتری پیدا می‌کند و از محصولات مشابه متمایز می‌شود.
در همین چارچوب، میراث هر منطقه می‌تواند پایه‌ای برای شکل‌گیری برند هویتی آن منطقه باشد. ترکیب «میراث + مکان + روایت + طراحی» ظرفیتی برای ایجاد یک برند فرهنگی متمایز فراهم می‌کند.
 
مالکیت معنوی موزه‌ها؛ ظرفیتی برای درآمدزایی
سجاد‌محمد یارزاده، رئیس دانشگاه هنرهای اسلامی-‌ایرانی استاد محمود فرشچیان، بر ضرورت تقویت ارتباط میان آموزش دانشگاهی و موزه‌ها تأکید دارد. به باور او، بازدید هدفمند دانشجویان و استادان از موزه‌ها می‌تواند به بخشی جدی از فرآیند آموزش هنر تبدیل شود. او معتقد است موزه‌ها نباید تنها به بودجه‌های دولتی وابسته باشند و لازم است از ظرفیت‌های اقتصادی تازه، بویژه مالکیت معنوی آثار موزه‌ای استفاده کنند. تقویت حضور دیجیتال موزه‌ها نیز یکی از الزامات امروز است. نبود وب‌سایت‌های چندزبانه برای بسیاری از موزه‌های ایران، بخشی از ظرفیت معرفی بین‌المللی میراث کشور را بلااستفاده گذاشته است. ابزارهای دیجیتال می‌توانند با معرفی بهتر آثار و هویت تاریخی ایران، زمینه جذب مخاطبان خارجی و توسعه تعاملات فرهنگی را فراهم کنند. معرفی شخصیت‌ها، نمادها و عناصر تاریخی و فرهنگی ایران نیز می‌تواند در تقویت هویت و ایجاد ارتباط میان نسل امروز و گذشته تاریخی کشور مؤثر باشد.
 
موزه باید «زنده و بیدار» باشد
طیبه عزت‌اللهی‌نژاد، عضو هیأت علمی و مدیر پژوهشکده هنر پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معتقد است موزه زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند که هم «زنده» و هم «بیدار» باشد.
او در تحلیل دو مفهوم توسعه‌گرایی و تاب‌آوری، توسعه‌گرایی را مبتنی بر دولت قدرتمند، برنامه‌ریزی، تخصیص منابع و هدایت سرمایه‌ها می‌داند؛ در حالی که تاب‌آوری بر انطباق، یادگیری، مشارکت ذی‌نفعان، شبکه‌سازی و توان ادامه فعالیت در شرایط بحرانی استوار است.
توسعه به خودی خود مسأله‌ساز نیست، اما توسعه‌ای که صرفاً به جنبه اقتصادی توجه داشته باشد، می‌تواند خطر کالایی ‌شدن فرهنگ و هویت، تمرکزگرایی و افزایش آسیب‌پذیری در برابر بحران‌ها را به همراه داشته باشد. برای افزایش تاب‌آوری موزه‌ها، میراث فرهنگی و صنایع ‌دستی باید منابع مالی متنوع شوند، وابستگی به بودجه دولت کاهش یابد، مشارکت عمومی و خصوصی توسعه پیدا کند و از دارایی‌های عمومی و مکان‌های تاریخی به‌ صورت هوشمندانه استفاده شود. در چنین الگویی، نقش نهادهای دولتی نیز می‌تواند از «ناظر و مجری» به «تسهیلگر و کارآفرین» تغییر کند تا پژوهشگران، هنرمندان، دانشگاه‌ها، بخش خصوصی و جوامع محلی بتوانند در فرآیند خلق ارزش مشارکت بیشتری داشته باشند. توسعه و تاب‌آوری الزاماً در برابر یکدیگر قرار ندارند. هدف مطلوب می‌تواند حرکت به سمت «توسعه تاب‌آور» باشد؛ توسعه‌ای که با برخورداری از اهداف اقتصادی و اجتماعی، در برابر بحران‌ها نیز انعطاف‌پذیر باقی بماند.
 
گنجینه‌هایی که باید 
به منبع خلق ارزش تبدیل شوند
مهدی خانکه، پژوهشگر هنرهای صناعی و استاد دانشگاه، با اشاره به گونه‌های مختلف موزه در جهان، معتقد است بخش قابل‌توجهی از موزه‌های ایران بیش از آنکه کارکردهای متنوع موزه‌ای داشته باشند، بر نمایش آثار شاخص گنجینه‌ها متمرکز شده‌اند و به نوعی «گنجینه‌نما» هستند. در مقابل، آثار موجود در موزه‌ها می‌توانند نقش بسیار مهمی در توسعه صنایع ‌دستی ایفا کنند و به منبعی برای الهام، طراحی و توسعه محصولات جدید تبدیل شوند. تجربه کشورهایی مانند چین نیز نشان می‌دهد استفاده هدفمند از ظرفیت موزه‌ها می‌تواند به توسعه صنایع فرهنگی و خلاق کمک کند. حفظ ظرفیت‌های پژوهشی و تخصصی در حوزه هنرهای سنتی نیز بخش دیگری از این زنجیره است. تضعیف یا حذف نهادهای پژوهشی تخصصی می‌تواند انتقال دانش و توسعه هنرهای سنتی را با مشکل مواجه کند.
 
مزیت رقابتی ایران باید 
به ارزش اقتصادی تبدیل شود
سید امین مویدی‌اصفهانی، پژوهشگر و مدرس حوزه حکمرانی هنر و صنایع خلاق و مشاور برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ورود عملی به کسب‌وکار و اقتصاد خلاق را یکی از ضرورت‌های پیش ‌روی حوزه فرهنگ می‌داند.
ایران از مزیت‌های رقابتی قابل‌توجهی همچون سرمایه انسانی خلاق، تنوع فرهنگی و قومی، پیشینه تاریخی و میراث فرهنگی گسترده برخوردار است. مسأله اصلی، کمبود این منابع نیست؛ بلکه ضعف در تبدیل آنها به ارزش اقتصادی است. در چارچوب مفهوم «استراتژی اقیانوس آبی»، هنرهای میراثی و اصیل ایران می‌توانند زمینه‌ای برای ایجاد تمایز استراتژیک باشند؛ زیرا دارای ریشه‌های تاریخی و فرهنگی منحصربه‌فردی هستند. در مقابل، ورود بدون برنامه به بازارهای اشباع ‌شده هنر مدرن و معاصر، می‌تواند ایران را وارد رقابتی پرهزینه با بازیگران تثبیت ‌شده جهانی کند.
 
حراج قانونی آثار و ضرورت هماهنگی دستگاه‌های متولی
یکی از مسائل مهم در توسعه اقتصاد صنایع‌ دستی و میراث فرهنگی، نبود سازوکار هماهنگ برای فعالیت اقتصادی و برگزاری حراج قانونی اشیا و اموال مجاز است. در حالی که حوزه هنرهای تجسمی تجربه قابل‌توجهی در توسعه بازار و اقتصاد هنر به دست آورده، استفاده از تجربه این بخش در صنایع‌ دستی و اقتصاد موزه، همچنان با محدودیت‌هایی روبه‌رو است.
برگزاری حراج می‌تواند یکی از ابزارهای توسعه بازار باشد، اما صدور مجوز و تعیین حدود مسئولیت دستگاه‌های متولی همچنان با چالش مواجه است. در همین حال، بخشی از خرید و فروش‌ها به‌ صورت غیررسمی و زیرزمینی انجام می‌شود؛ وضعیتی که هم نظارت را دشوار می‌کند و هم امکان ایجاد یک بازار شفاف و قانونی را کاهش می‌دهد.
مریم جلالی‌دهکردی، یکی از مشکلات اصلی را در ساختار  سیاستگذاری و مدیریتی این حوزه می‌داند. به باور او، تفکیک روشنی میان نقش هنرمند، صنعتگر و بازرگان در حوزه صنایع ‌دستی وجود ندارد و دستگاه‌های متعدد نیز بدون هم‌افزایی کافی فعالیت می‌کنند. در حالی که سند ملی توسعه صنایع ‌دستی بر هماهنگی ۲۹ دستگاه تأکید دارد، همگرایی لازم میان نهادهای مسئول هنوز شکل نگرفته است. لیلا خسروی نیز تشکیل کارگروهی مشترک با محوریت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع ‌دستی را برای ساماندهی حراج اشیا و اموال مجاز ضروری می‌داند. از نگاه او، مقاومت نسبت به موضوع اقتصاد در حوزه میراث همچنان وجود دارد و نبود هماهنگی میان دستگاه‌ها باعث شده است هر بخش مسیر جداگانه‌ای را طی کند. یارزاده نیز گستردگی تصدی‌گری دولت و تعدد مجوزها در حوزه صنایع‌ دستی را از موانع فعالیت بخش خصوصی می‌داند؛ مجوزهایی که در برخی موارد به جای تسهیل فعالیت اقتصادی، به عامل بازدارنده تبدیل می‌شوند.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و بیست و یک
 - شماره نه هزار و صد و بیست و یک - ۲۲ شهریور ۱۴۰۵