روایت صیادان گیلانی از درآمدهای فصلی، بیمههای ناتمام و بازنشستگیهای دور
وقتی تورها سنگینتر از توان صیاد میشوند
گروه ایران زمین
صبح هنوز کاملاً از راه نرسیده، اما برای صیادان گیلانی روز کاری از مدتها قبل آغاز شده است؛ تورهایی که شبانه در دریا پهن شدهاند باید جمع شوند و مردانی که سالهای جوانی خود را میان سرمای آب و موجهای خزر گذراندهاند، دوباره به دریا میزنند. درمیان آنها صیادانی هستند که سنشان از ۶۵ و حتی ۷۰ سال گذشته، اما هنوز خبری از بازنشستگی نیست. سالها کار در آب سرد، رطوبت، موج و کشیدن تورهای سنگین، توان جسمیشان را فرسوده کرده، با این حال وقتی درآمد صیادی برای گذران زندگی کافی نیست و سابقه بیمه هم به دلیل فصلی بودن کار بهسختی تکمیل میشود، کنار کشیدن از دریا چندان انتخاب سادهای نیست.
صبح که میشود، مردانی راهی دریا میشوند که اغلب افراد مسنی هستند که نه از سر توان و میل، بلکه گاه به این دلیل که مسیر بازنشستگی برایشان به پایان نرسیده و زندگیشان همچنان به درآمد دریا وابسته است.
مشکل اما فقط به سختی کار ختم نمیشود. صیادی در گیلان شغلی فصلی است و درآمد آن به چند ماه از سال محدود میشود؛ درآمدی که به گفته صیادان برای تأمین هزینههای زندگی کافی نیست. همین فصلی بودن، در کنار هزینه بالای بیمه، مسیر رسیدن به سابقه بیمه و بازنشستگی را نیز دشوار کرده است. نتیجه، وضعیتی است که در آن صیاد، هم باید با فرسودگی جسمی کنار بیاید و هم برای حفظ معاش، شغلی را ادامه دهد که امنیت آیندهاش تضمین نشده است.
در چنین شرایطی، بیمه به یکی از اصلیترین دغدغههای جامعه صیادی تبدیل شده است؛ چراکه به گفته فعالان این حوزه، درآمد پایین صیادی و هزینه بالای بیمه، پرداخت حق بیمه را برای بسیاری از صیادان دشوار کرده است. از سوی دیگر، صیادان سالهاست خواستار آن هستند که سختی و زیانآور بودن این شغل در نظام بیمه و بازنشستگی به رسمیت شناخته شود؛ مطالبهای برای مردانی که دههها در دریا کار کردهاند، مستقیماً با سلامت، معیشت و آینده زندگیشان گره خورده است. در سوی دیگر ماجرا، مسئولان و متولیان حوزه صیادی از حمایت و ضرورت حفظ این شغل سخن گفتهاند؛ اما روایت صیادان از زندگی روزمرهشان، همچنان از فاصله میان این حمایتها و واقعیت روی آب حکایت دارد. برای صیادی که در میانسالی و سالمندی هنوز ناچار است به دریا برود، مسأله فقط یک تور و یک فصل صید نیست؛ پرسش این است که پس از دههها کار در سرمای خزر، چه زمانی میتواند بدون نگرانی از معاش و آینده، از دریا فاصله بگیرد؟
بدن دیگر مثل سالهای جوانی توان ندارد
یکی از صیادان گیلانی که حالا مرز 60 سالگی را هم رد کرده است درباره دشواری ادامه کار در سنین بالا میگوید: «بدن ما دیگر مانند سالهای جوانی، توان ندارد.» به گفته او، صیاد در جوانی میتواند ساعتها در سرما، رطوبت و میان موجهای دریا کار کند، اما با بالا رفتن سن، توان جسمی کاهش پیدا میکند؛ با این حال وقتی مسأله تأمین زندگی مطرح باشد، کنار گذاشتن صیادی چندان ساده نیست.
«رضا حسن پور» یکی دیگر از صیادان گیلانی از فشار جسمی سالها کار در دریا میگوید. به گفته او، کار در آب سرد، رطوبت، کشیدن تور و فعالیت طولانی در شرایط نامساعد جوی، به مرور بدن صیاد را فرسوده میکند و ادامه کار را در سنین بالا دشوارتر میسازد. 2 بار کمرم را عمل کردهام اما همچنان مجبورم کار کنم. همین الان هم با کمربند طبی به دریا زدهام اما راهی ندارم. باورتان میشود هیچ بیمهای ندارم.
در روایت صیادان، این فرسودگی فقط به خستگی روزانه محدود نمیشود؛ سالها قرار گرفتن در معرض سرمای آب و شرایط سخت دریا، توان ادامه کار را کاهش داده است. با این حال، کاهش توان جسمی به معنای امکان کنار گذاشتن صیادی نیست، چراکه بسیاری از صیادان همچنان برای تأمین معاش به درآمد دریا وابستهاند.
سن بالا رفته، اما بازنشستگی
هنوز نرسیده است
محمد صیاد، عضو تعاونی پره صیادی شهید کشاورزگیلان، با اشاره به وضعیت اعضای این تعاونی میگوید: «حدود ۹۰ نفر عضو هستند و افرادی با سن ۶۵ تا ۷۰ سال نیز در میان آنها حضور دارند؛ افرادی که با وجود سالها کار هنوز بازنشسته نشدهاند.» صیاد وضعیت انتظار صیادان برای بازنشستگی را اینگونه توصیف میکند: «گاهی به شوخی باهم میگوییم خبر بازنشستگی مانند خبر مرگمان میماند.» به گفته او، فصلی بودن فعالیت صیادی باعث شده رسیدن به بازنشستگی برای ماهیگیران شمال طولانی شود.
پس از فصل صید بیکاریم
فصلی بودن صیادی فقط مسأله سابقه بیمه و بازنشستگی نیست؛ درآمد صیادان نیز به چند ماه از سال محدود میشود. این صیاد گیلانی میگوید: «در ماههای خارج از فصل صید، برخی ماهیگیران برای تأمین معاش به کارهای دیگری مانند مغازهداری، اجاره ویلا یا فعالیت در دکههای کنار ساحل روی میآورند و برخی هم بیکارند.»
به گفته او، درآمد پایین صیادی باعث شده برخی صیادان در نیمه دیگر سال به مشاغل دیگری روی بیاورند و تنها به درآمد دریا متکی نباشند. این شرایط برای صیادان سالخورده دشوارتر است، چراکه با افزایش سن، توان انجام کارهای سخت کاهش مییابد، اما مشکلات معیشتی همچنان پابرجاست.
درآمد شش ماهه صیادی
کفاف زندگی را نمیدهد
علی رمضانی، دیگر صیاد باسابقه گیلانی، از وضعیت معیشتی صیادان میگوید: «معمولاً صیادان دوشغله و یا چندشغله هستند و درآمد شش ماهه صیادی کفاف زندگی جامعه صیادی را نمیدهد؛ به همین دلیل، صیادان ناچارند شغل دوم و حتی سوم داشته باشند.
فصلی بودن صیادی، امنیت اقتصادی صیاد را نیز تحت تأثیر قرار داده است. صیاد در بخشی از سال روی دریا کار میکند و در ماههای دیگر باید برای تأمین هزینههای زندگی به سراغ شغل دیگری برود؛ وضعیتی که برای افراد مسن و فرسوده دشوارتر است.»
رمضانی بیمه را بزرگترین دغدغه صیادان میداند و میگوید: «صیادان از پس هزینههای بالای بیمه برنمیآیند و در این بخش با مشکلات زیادی مواجهاند.» رضا حسنپور، مدیر یکی از تعاونیهای پره صیادی گیلان نیز بیمه را مهمترین چالش صیادان عنوان میکند. به گفته او، شرکتهای پرههای صیادی توان پرداخت حق بیمه را ندارند و از این رو، بیمه و امنیت شغلی صیادان تحت تأثیر قرار گرفته است. او همچنین بالا بودن حق بیمه و نبود راهکار تسهیلکننده برای صیادان را از مشکلات این جامعه میداند.
صیادی باید جزو مشاغل سخت باشد
رمضانی یکی دیگر از مطالبات صیادان گیلانی را قرار گرفتن صیادی در زمره مشاغل سخت و زیانآور میداند و میگوید: «لازم است این شغل در گروه مشاغل سخت قرار گیرد. بارها خواستار پیگیری این موضوع از سوی نمایندگان استان شدهایم اما با وجود خبرهایی که سال گذشته دراین زمینه اعلام شد، هنوز اتفاقی نیفتاده است.»
از نگاه صیادان، سختی کار فقط به ساعات طولانی فعالیت در دریا محدود نمیشود؛ سرمای آب، رطوبت، مواج بودن دریا و کار در ساعات مختلف شبانهروز، فشار مستمری بر بدن وارد میکند. به همین دلیل، آنها انتظار دارند سختی واقعی این شغل در قوانین مربوط به بیمه و بازنشستگی دیده شود.
نگران آینده هستند
در حال حاضر چهار مشکل مشترک جامعه صیادی سواحل خزر را به هم پیوند داده است؛ سن بالا، فرسودگی جسمی، بیمه و فصلی بودن کار. صیادانی که سالها دریا را منبع معاش خود قرار دادهاند، حالا در شرایطی قرار گرفتهاند که توان جسمیشان کاهش یافته، اما درآمد و بیمه هنوز امنیتی متناسب با سالهای کاریشان فراهم نکرده است.
برای آنها بازنشستگی تنها پایان یک دوره کاری نیست؛ پایان سالهایی است که بدنشان هزینه آن را پرداخته است. از همینرو، مطالبه بیمه، بازنشستگی و سخت و زیانآور شناخته شدن صیادی، در روایت صیادان بیش از یک مطالبه اداری است؛ خواستهای برای اینکه پس از دههها کار در دریا، بتوانند آیندهای خارج از دریا را نیز تصور کنند.
صیادی فصلی، پاسخگوی
معیشت صیادان نیست
در سوی دیگر ماجرا، مدیرکل شیلات گیلان معتقد است فصلی بودن فعالیت صیادان، یکی از مهمترین چالشهای اقتصادی این جامعه است و نمیتوان معیشت آنها را تنها به درآمد حاصل از چند ماه صید محدود کرد.
«علیاصغر داداشپور»، در گفتوگو با «ایران» با اشاره به فصلی بودن فعالیت بخش قابل توجهی از جامعه صیادی استان میگوید: «ادامه فعالیت صیادان تنها در ماههای فصل صید نمیتواند پاسخگوی نیازهای معیشتی آنان باشد.»
به گفته او، شرایط اقتصادی و تغییر وضعیت ذخایر دریای خزر باعث شده است دیگر نتوان تنها با اتکا به صید، آینده اقتصادی جامعه صیادی را تضمین کرد. فصل صید ماهیان استخوانی در گیلان معمولاً از اواسط مهر تا ۲۵ فروردین ادامه دارد و همین محدود بودن زمان فعالیت، یکی از چالشهای اقتصادی صیادان است. داداشپور تأکید میکند:« با توجه به هزینههای اقتصادی، لازم است برای ماههای خارج از فصل صید نیز زمینه فعالیت و درآمد برای صیادان فراهم شود.»
«فعالیتهای چندمنظوره»
برای ماههای خارج از فصل صید
مدیرکل شیلات گیلان از تدوین طرحی باعنوان «فعالیتهای چندمنظوره صیاد» خبر میدهد؛ طرحی که قرار است بخشی از فعالیت صیادان را از صید صرف فراتر ببرد و امکان اشتغال و درآمدزایی در حوزههای مرتبط با دریا و شیلات را فراهم کند.
به گفته داداشپور، توسعه گردشگری دریایی و استفاده از ظرفیت تعاونیهای صیادی در فعالیتهایی مانند تکثیر و رهاسازی بچهماهی از جمله مسیرهایی است که در این طرح مورد توجه قرار گرفته است. مشارکت تعاونیهای پره در فعالیتهای تکثیر و بازسازی ذخایر، به اعتقاد شیلات، میتواند هم به پایداری منابع آبزی و هم به افزایش درآمد صیادان کمک کند. این مقام مسئول میگوید: «۴۷ شرکت تعاونی پره صیادی در استان فعال هستند و حدود ۳۶۰۰ نفر عضو این تعاونیها هستند؛ جمعیتی که هر یک از اعضای آن، یک خانوار را تحت پوشش درآمدی خود قرار میدهد.»
داداشپور با اشاره به اهمیت ادامه فعالیت اقتصادی صیادان در ماههای خارج از فصل صید، معتقد است ظرفیت تعاونیها میتواند در کنار فعالیت اصلی صید، به ایجاد منابع درآمدی جدید برای این جامعه کمک کند.
برش
اما تکلیف بیمه و بازنشستگی صیادان چه میشود؟
با این حال، راهکارهای مطرحشده از سوی شیلات بیشتر بر ایجاد منابع درآمدی جدید برای صیادان در ماههای خارج از فصل صید متمرکز است؛ در حالی که در روایت صیادان، مسأله تنها به کاهش درآمد در ماههای بدون صید محدود نمیشود. بیمه، تکمیل سابقه، فرسودگی جسمی و دشواری رسیدن به بازنشستگی، بخش دیگری از مشکلاتی است که برای صیادانی که دههها در دریا کار کردهاند، همچنان باقی مانده است.
به این ترتیب، در شرایطی که شیلات تلاش دارد با توسعه فعالیتهای چندمنظوره، وابستگی معیشت صیادان به فصل صید را کاهش دهد، برای صیادان سالخوردهای که سالها با بدن فرسوده و سابقه بیمه ناقص به دریا رفتهاند، همچنان این پرسش باقی است که امنیت شغلی و بازنشستگی آنها چه زمانی به اندازه سختی سالهای کارشان به رسمیت شناخته خواهد شد.

