نوسان ارز، قیمت جهانی و محدودیت تأمین مالی، سودآوری صنعت را نشانه گرفتهاند
پتروشیمی در زمین پرریسک
مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری صنایع پتروشیمی از معضل «خامفروشی» در پتروشیمی میگوید
افزایش ظرفیت تولید، همیشه به معنای افزایش درآمد و ارزش افزوده نیست؛ بهویژه در صنعتی مانند پتروشیمی که قیمت محصولات پایه با تحولات بازار جهانی، هزینه خوراک، رقابت منطقهای و محدودیتهای صادراتی بالا و پایین میشود. تجربه متانول، نمونه روشن این واقعیت است. ایران در سالهای گذشته ظرفیت قابل توجهی در تولید این محصول ایجاد کرده، اما افت قیمتهای جهانی و افزایش رقابت، حاشیه سود تولیدکنندگانی را که تنها در حلقه اول زنجیره حضور دارند، محدود کرده است.
مسأله فقط متانول نیست. در بخشهایی از صنعت پتروشیمی، سرمایهگذاریها بیشتر به سمت احداث واحدهای بالادستی و تولید محصولات پایه رفته، اما صنایع تکمیلی که باید این مواد را به محصولات متنوعتر، تخصصیتر و با ارزش افزوده بالاتر تبدیل کنند، همپای آن رشد نکردهاند. نتیجه آن است که بخشی از صنعت، در برابر نوسان قیمت چند محصول محدود و وضعیت بازارهای صادراتی آسیبپذیرتر شده است.
محمدحسین صابر، مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری صنایع پتروشیمی، در گفتوگو با «ایران» این وضعیت را نوعی خامفروشی در صنعت پتروشیمی میداند. خامفروشی نه به معنای فروش نفت خام، بلکه فروش محصولی که هنوز امکان تبدیلشدن به دهها کالای صنعتی و مصرفی با ارزش افزوده بالاتر را دارد. او میگوید: «امروز باید به این موضوع توجه کنیم که در صنعت پتروشیمی نیز با نوعی خامفروشی مواجه هستیم.»
متانول و ظرفیت بالا با بازار محدود
متانول یکی از مهمترین نمونههای شکاف میان توسعه ظرفیت و توسعه زنجیره است. تولید این ماده در کشور رشد کرده، اما همه ظرفیت تولیدشده الزاماً بازار مطمئن و سودآور ندارد. زمانی که بازار جهانی با عرضه فراوان روبهرو میشود یا قیمتها کاهش مییابد، شرکتی که محصولش را در همان حلقه اول زنجیره میفروشد، امکان چندانی برای کنترل حاشیه سود خود ندارد.
صابر معتقد است توسعه ظرفیت متانول باید همزمان با ایجاد واحدهای پاییندستی دنبال میشد؛ واحدهایی که بتوانند این محصول پایه را به کالاهای شیمیایی و صنعتی متنوعتری تبدیل کنند. در این صورت، تولیدکننده فقط فروشنده متانول نبود و بخشی از ارزش افزودهای را که در حلقههای بعدی زنجیره ایجاد میشود، در اختیار میگرفت.
این الگو به متانول محدود نمیشود. زنجیرههای متان، اتان و پروپان نیز ظرفیت توسعه صنایع پاییندستی را دارند. اما تبدیل این ظرفیت بالقوه به پروژههای واقعی، تنها با اعلام برنامه یا ساخت واحدهای جدید ممکن نیست و بازار محصول، فناوری، دسترسی به خوراک، تأمین مالی و امکان صادرات باید همزمان دیده شود.
از سهامداری به پروژه؟
شرکت سرمایهگذاری صنایع پتروشیمی یا وپترو، که از سال ۱۳۷۰ فعالیت میکند، از جمله مجموعههایی است که اعلام کرده راهبرد خود را بازنگری کرده است. این هلدینگ در حوزه تولید، خدمات فنی و مهندسی و سرمایهگذاری فعال است و شرکتهای زیرمجموعهاش محصولاتی از جمله MTBE، دوده صنعتی، تسمه نقاله و لوله تولید میکنند.
به گفته صابر، بررسی روند بازار و وضعیت داراییهای شرکت نشان داده ادامه مدل صرفاً سهامداری در شرکتهای شیمیایی و پتروشیمی، برای حفظ سودآوری پایدار کافی نیست. او میگوید: «باید از رویکرد صرف سرمایهگذاری به سمت خلق ارزش حرکت کنیم.»
ترجمه عملی این جمله، ورود بیشتر به صنایع تکمیلی و پروژههای پاییندستی است؛ پروژههایی که به جای تولید یک ماده پایه دیگر، مواد اولیه موجود را به محصول نهاییتر و تخصصیتر تبدیل کنند. مزیت این مدل میتواند نیاز کمتر به سرمایهگذاریهای سنگین بالادستی و ایجاد جریان نقدی متنوعتر باشد. اما در مقابل، ریسک بازار در صنایع پاییندستی هم کمتر نیست: محصول باید مشتری واقعی داشته باشد، فناوری آن در دسترس باشد و هزینه تولید، امکان رقابت با نمونههای وارداتی یا تولیدکنندگان منطقهای را فراهم کند.
دوده و یک پرسش مهم: تولید بیشتر یا محصول بهتر؟
دوده صنعتی یا کربنبلک، نمونه دیگری است که مسأله مازاد عرضه را به بحث تکمیل زنجیره پیوند میزند. بنا بر اظهارات مدیرعامل وپترو، شرکتهای زیرمجموعه این هلدینگ حدود نیمی از تولید دوده کشور را در اختیار دارند و سالانه حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار تن مازاد تولید در این صنعت وجود دارد.
در چنین شرایطی، افزایش ظرفیت به تنهایی نمیتواند راهحل باشد. مازاد تولید یا باید راهی به بازار صادرات پیدا کند یا به محصولاتی با کاربرد و ارزش افزوده بالاتر تبدیل شود. وپترو از بررسی ایجاد «پارک کربن» به عنوان یکی از گزینههای توسعه زنجیره ارزش دوده خبر داده است؛ طرحی که هدف آن حرکت از تولید دوده معمولی به سمت محصولات پیشرفتهتر است.
با این حال، موفقیت چنین طرحی وابسته به جزئیاتی است که معمولاً در مرحله اعلام ایده روشن نیست: بازار هدف چیست، فناوری تولید از کجا تأمین میشود، محصول نهایی چه تفاوتی با نمونههای موجود دارد و بازگشت سرمایه آن در چه افقی قابل انتظار است؟ پارک کربن، اگر به مجموعهای از واحدهای پراکنده و بدون پیوند تجاری تبدیل شود، مسأله مازاد عرضه را حل نخواهد کرد؛ اما اگر بر مبنای نیاز بازار و فناوری قابل اتکا طراحی شود، میتواند بخشی از ارزش افزودهای را که اکنون از زنجیره خارج میشود، بازگرداند.
فناوری؛ گلوگاه صنایع تکمیلی
یکی از فاصلههای مهم میان ایده تکمیل زنجیره و اجرای آن، فناوری است. بخشی از دانش فنی مورد نیاز صنایع تکمیلی در داخل توسعه یافته، اما در برخی محصولات پیشرفته، همچنان وابستگی به فناوریهای جدید وجود دارد. به همین دلیل، وپترو از الگوی «نوآوری باز» سخن میگوید؛ مدلی که در آن شرکت به جای ایجاد تمام ظرفیتهای فناورانه در درون مجموعه، با شرکتهای دانشبنیان، دانشگاهها و مراکز پژوهشی همکاری میکند.
صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی تأمین کیمیا و مرکز نوآوری رادیناس نیز در همین چارچوب تعریف شدهاند. تمرکز این ابزارها بر حوزههایی مانند مواد پیشرفته، اقتصاد دیجیتال، بهینهسازی مصرف انرژی و هوشمندسازی فرآیندهاست. اما نقش این نهادها زمانی معنادار میشود که خروجی آنها به قرارداد تجاری، محصول قابل فروش و بهبود واقعی بهرهوری در شرکتها منتهی شود؛ وگرنه نوآوری نیز میتواند در سطح رویداد و تفاهمنامه باقی بماند.
خروج از داراییهای کمبازده
بخش دیگر راهبرد اعلامشده وپترو، بازنگری در سبد داراییها و خروج تدریجی از سرمایهگذاریهای کمبازده است. این بخش شاید از ورود به پروژههای تازه دشوارتر باشد، زیرا فروش یا واگذاری داراییهای کمبازده، به شرایط بازار، ارزشگذاری واقعی، نقدشوندگی و توان مدیریت برای تصمیمگیری بدون تعارف وابسته است.
صابر سه محور «ارزشآفرینی بلندمدت، مدیریت ریسک و تکمیل زنجیره ارزش» را مبنای راهبرد تازه شرکت عنوان میکند. اما تحقق این سه محور در محیطی پرریسک دنبال میشود؛ محیطی که نوسان نرخ ارز، تورم، محدودیت تأمین مالی، تغییر قیمت جهانی محصولات و پیچیدگیهای صادراتی بر تصمیمهای سرمایهگذاری اثر میگذارند.
در چنین فضایی، مسأله اصلی صنعت پتروشیمی فقط ساخت ظرفیت تازه نیست. پرسش مهمتر این است که هر تن محصول جدید، در کدام حلقه از زنجیره، برای چه بازاری و با چه فناوریای تولید میشود. پاسخ به این پرسش تعیین میکند سرمایهگذاری تازه به ارزش افزوده پایدار میرسد یا تنها حجم محصولات پایهای را افزایش میدهد که بازارشان پیش از این هم تحت فشار بوده است.

