نفوذ نفتی چین در کاراکاس زیر فشار سیاست جدید ترامپ قرار گرفت
دکترین «مونرو» در میادین نفتی ونزوئلا
توافق تازه واشنگتن برای حضور مستقیمتر در صنعت نفت ونزوئلا، آینده مطالبات میلیاردی چین را مبهم کرده و میتواند رقابت دو قدرت بزرگ در آمریکای لاتین را وارد مرحله تازهای کند.
مداخله عمیقتر دولت دونالد ترامپ در ونزوئلا، از کنارزدن نیکلاس مادورو تا توافق برای نقشآفرینی مستقیم در صنعت نفت این کشور، معادلات سیاسی و اقتصادی آمریکای لاتین را تغییر داده است. در مرکز این تحولات، چین قرار دارد. کشوری که طی دو دهه گذشته بزرگترین خریدار نفت ونزوئلا، مهمترین طلبکار خارجی آن و یکی از حامیان سیاسی اصلی کاراکاس بوده است.
اکنون با افزایش نفوذ آمریکا در صنعت نفت ونزوئلا، نهتنها سرنوشت صادرات نفت این کشور به چین، بلکه بازپرداخت میلیاردها دلار وام پکن نیز با تردیدهای جدی روبهرو شده است. موضوعی که فراتر از یک اختلاف نفتی، به رقابت گستردهتر واشنگتن و پکن بر سر نفوذ در آمریکای لاتین گره خورده است.
ترامپ در دوره جدید، بار دیگر بر بازگرداندن نفوذ آمریکا در نیمکره غربی تأکید کرده است. رویکردی که ریشه در دکترین مونرو دارد. اصل اول این دکترین که به نام جیمز مونرو رئیسجمهوری آمریکا در سال 1823 نامگذاری شده این است که «اروپا در امور قاره آمریکا دخالت نکند؛ آمریکا هم در امور سیاسی اروپا دخالت نمیکند» اما حالا این دکترین بهتدریج از مخالفت با مداخله اروپا به توجیه نفوذ و مداخلات سیاسی و نظامی آمریکا در آمریکای لاتین تبدیل شده است. تعریفی که در عمل، منافع چین را در حوزههایی از انرژی و معدن تا بنادر، مخابرات و شبکه برق نشانه گرفته است.
عمق شراکت چین و ونزوئلا
چین و ونزوئلا در سالهای گذشته روابطی فراتر از همکاریهای تجاری معمول ایجاد کرده بودند. پکن در سفر رسمی مادورو به چین در سال ۲۰۲۳، سطح روابط دو کشور را به «مشارکت راهبردی همهجانبه» ارتقا داد؛ عنوانی که در ساختار دیپلماسی چین جایگاه بالایی دارد.
ونزوئلا نیز در مقابل، از مواضع پکن در موضوعاتی چون تایوان و هنگکنگ حمایت میکرد. شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین، در دیدار با مادورو در مسکو، از «دوستی خللناپذیر» دو کشور سخن گفته و حمایت چین از حاکمیت و ثبات ونزوئلا را مورد تأکید قرار داده بود.
با این حال، برکناری مادورو در ماه ژانویه، ضربهای سیاسی برای پکن بود. بویژه آنکه تنها یک روز پیش از این اتفاق، یک هیأت بلندپایه چینی در کاراکاس حضور داشت. این رویداد نشان داد که حمایت سیاسی چین، دستکم در این مقطع، نتوانسته مانع از تغییر موازنه قدرت در یکی از نزدیکترین شرکای منطقهای آن شود.
روابط دو کشور فقط به سیاست محدود نبود. چین در نزدیک به دو دهه گذشته همواره یکی از دو شریک تجاری اصلی ونزوئلا بوده است و حجم تجارت دوجانبه آنها در سال گذشته از ۷.۴ میلیارد دلار عبور کرد. کاراکاس همچنین از خریداران مهم تجهیزات نظامی چین در آمریکای لاتین به شمار میرود. اما نقطه اتصال اصلی دو کشور، نفت بوده است.
نفت و تسویه بدهی
چین تا پیش از تحولات اخیر، بزرگترین خریدار نفت خام ونزوئلا بود و در سال گذشته حدود ۸۰ درصد صادرات نفت این کشور را خریداری کرد. با این حال، دادههای ردیابی نفتکشها که بلومبرگ گردآوری کرده، نشان میدهد از زمان برکناری مادورو در ماه ژانویه، خرید ثبتشده نفت ونزوئلا از سوی چین در عمل متوقف شده است.
نفت سنگین «مِرِی» ونزوئلا به دلیل قیمت پایینتر در مقایسه با گریدهای مشابه، برای پالایشگاههای مستقل چین جذابیت داشت. این نفت در تولید قیر و فرآوردههای مورد نیاز ساختوساز و راهسازی کاربرد زیادی دارد. پالایشگاههای کوچک و مستقل چین، موسوم به «پالایشگاههای قوری» (Tea Pot) میتوانند نفت مورد نیاز خود را از کانادا یا دیگر عرضهکنندگان تهیه کنند، اما این جایگزینها معمولاً گرانتر هستند و حاشیه سود آنها را کاهش میدهند.
با وجود این، ونزوئلا تأمینکنندهای حیاتی برای امنیت انرژی چین محسوب نمیشود. سهم نفت ونزوئلا از کل واردات نفت خام چین در سال گذشته حدود چهار درصد بود و پکن میتواند نفت مورد نیاز خود را از خاورمیانه، روسیه، آفریقا و دیگر تولیدکنندگان آمریکای لاتین جبران کند.
اهمیت واقعی نفت ونزوئلا برای چین، بیش از تأمین انرژی، به بدهیها مربوط است. بخش عمده وامهایی که پکن به کاراکاس پرداخت کرده بود، در قالب توافقهای «نفت در برابر وام» بازپرداخت میشد؛ یعنی ونزوئلا به جای پرداخت نقدی، بخشی از بدهی خود را با ارسال محمولههای نفتی تسویه میکرد. بنابراین تغییر در کنترل میادین نفتی، خریداران نفت و درآمدهای حاصل از آن، مستقیماً توان چین برای وصول مطالباتش را تحت تأثیر قرار میدهد.
بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار وام
چین از سال ۲۰۰۷ و در دوره هوگو چاوز، رئیسجمهوری وقت ونزوئلا، به یکی از اصلیترین تأمینکنندگان مالی این کشور تبدیل شد. پکن منابع لازم برای اجرای پروژههایی در حوزه نفت، نیروگاه، جاده، پل، حملونقل و صنایع غذایی را تأمین کرد؛ همکاریهایی که بخشی از خلأ ایجادشده در پی تیرگی روابط کاراکاس و واشنگتن را پوشش میداد.
براساس دادههای مؤسسه تحقیقاتی AidData، چین از سال ۲۰۰۰ تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار وام با پشتوانه دولتی در اختیار ونزوئلا گذاشته است. این رقم، ونزوئلا را به بزرگترین دریافتکننده تأمین مالی چین در آمریکای لاتین تبدیل کرده است.
با این حال، همه پروژهها به سرانجام نرسیدند. بحران اقتصادی، کاهش تولید نفت، فساد، سوءمدیریت و تحریمها باعث شد بخشی از طرحها ناتمام بمانند یا از مدار فعالیت خارج شوند. در نتیجه، بازپرداخت وامهای چین نیز به مشکل خورد. برآوردها از بدهی باقیمانده ونزوئلا به چین متفاوت است، اما برخی منابع آن را بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار اعلام میکنند.
توافق نفتی آمریکا
تغییر قواعد بازی
بر اساس گزارش بلومبرگ، دولت موقت ونزوئلا امتیاز توسعه ۱۷ میدان نفتی را برای یک دوره ۱۰۰ ساله به شرکت خصوصی «نورث امریکن بلو انرژی پارتنرز» یا NABEP واگذار کرده است. ذخایر اثباتشده این میادین بیش از ۶۵ میلیارد بشکه برآورد میشود که تقریباً معادل یکپنجم ذخایر نفت ونزوئلاست.
این شرکت که توسط آلخاندرو بتانکورت، تاجر ونزوئلایی، اداره میشود، ۳۵ درصد از سهام شرکت مادر خود را به دولت آمریکا واگذار کرده است. NABEP همچنین حق خرید ۲۰ درصد از تولید فعلی و آینده نفت را با قیمت تمامشده در اختیار آمریکا قرار داده و برای ۸۰ درصد باقیمانده نیز حق تقدم خرید برای واشنگتن در نظر گرفته شده است.
این توافق به آمریکا اجازه میدهد نقشی فراتر از اعمال تحریم یا صدور مجوز فعالیت برای شرکتهایی مانند شورون داشته باشد. واشنگتن در این سازوکار، هم به ساختار مالکیت نزدیک میشود و هم در خرید و بازاریابی نفت آینده ونزوئلا نقش تعیینکنندهتری پیدا میکند.
دولت ترامپ این توافق را بخشی از برنامه خود برای محدود کردن نفوذ چین و روسیه در آمریکای لاتین معرفی کرده است. کاخ سفید میگوید برخی میادینی که قرار است در قالب این توافق توسعه یابند، پیشتر در اختیار شرکتهای چینی، روسی یا افراد نزدیک به دولتهای مادورو و چاوز بودهاند.
چین کاملاً کنار گذاشته میشود؟
با وجود مواضع تند واشنگتن، به نظر نمیرسد همه منافع چین در صنعت نفت ونزوئلا بهطور همزمان حذف شده باشد. شرکتهای بزرگ دولتی چین همچنان در کمربند نفتی اورینوکو و دیگر مناطق حضور دارند، هرچند تولید مرتبط با آنها کمتر از ۱۰ درصد تولید نفت ونزوئلا برآورد میشود. در مقابل، فعالیتهای شرکت آمریکایی شورون بیش از یکچهارم تولید نفت این کشور را تشکیل میدهد. با این همه، مسأله چین فقط تولید روزانه نیست. براساس برآورد تحلیلگران مورگان استنلی و دادههای وود مکنزی، مطالبات نفتی شرکت سینوپک و شرکت ملی نفت چین در مجموع به حدود ۴.۴ میلیارد بشکه میرسد. بازنویسی قراردادها یا اولویت دادن به خریداران آمریکایی میتواند ارزش این مطالبات و امکان وصول آنها را زیر سؤال ببرد. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، نیز گفته است چین هیچ ادعایی نسبت به درآمد حاصل از تولید جدید نفت ونزوئلا نخواهد داشت. پکن در واکنش تأکید کرده همکاری چین و ونزوئلا بر پایه قوانین داخلی و بینالمللی انجام شده و نباید هدف مداخله طرف ثالث قرار گیرد.
منبع: بلومبرگ
برش
حضور چین در حیاط خلوت آمریکا
تحولات ونزوئلا میتواند الگویی برای برخورد آمریکا با حضور اقتصادی چین در دیگر کشورهای آمریکای لاتین باشد. چین پس از آمریکا، دومین شریک تجاری بزرگ منطقه است و در معادن مس و لیتیوم، بنادر، نیروگاهها، شبکههای برق، مخابرات، زیرساختهای دیجیتال و خودروهای برقی حضور گستردهای دارد.
با این حال، بیرون راندن چین از منطقه آسان نیست. بسیاری از دولتهای آمریکای لاتین به بازار چین برای صادرات مواد خام، محصولات کشاورزی و فلزات نیاز دارند و سرمایهگذاری و تأمین مالی چین را نیز برای توسعه زیرساختهای خود مهم میدانند.
ونزوئلا اکنون به میدانی مهم برای هر دو قدرت تبدیل شده است: آمریکا میخواهد نشان دهد نفوذ چین در نیمکره غربی محدودیت دارد و چین تلاش میکند داراییها، مطالبات مالی و اعتبار سیاسی خود را حفظ کند. نفت ونزوئلا در این میان، دیگر فقط یک کالای انرژی نیست و به چالش تازهای برای رقابت راهبردی واشنگتن و پکن تبدیل شده است.

