ناگفتههای محمد اسلامی، رئيس سازمان انرژي اتمی از شبهای حمله به تأسيسات هستهای در گفتوگوی اختصاصی با «ايران»
از اعلان قرمز تا گزارش به رهبری
مریم سالاری - یك سال پس از آنكه تأسیسات هستهای ایران از فردو و نطنز تا مجتمع آبسنگین اراك هدف حملات قرار گرفتند، محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، میهمان روزنامه ایران شد؛ حضوری كه فرصتی فراهم كرد تا پای روایت او از شبهای حمله بنشینیم و از روزهایی بپرسیم كه یكی از حساسترین بخشهای صنعتی كشور زیر آتش قرار داشت، هرچند از همان ابتدا روشن بود كه این گفتوگو قرار نیست به آسانی پیش برود؛ حساسیت ذاتی پرونده هستهای، حضور حداقلی مدیران این حوزه در رسانهها، عادت آنها به كوتاهگویی و مهمتر از همه، پیچیدگی ملاحظاتی كه بر اطلاعرسانی درباره تأسیسات و فعالیتهای هستهای حاكم است، از پیش، دامنه پرسشها و پاسخها را محدود میكرد. پیشبینی ما البته درست از آب درآمد؛ دوربین روشن شد، پرسشها یكی پس از دیگری مطرح شد و در خلال پاسخهای خونسرد اما مصمم رئیس سازمان انرژی اتمی، جزئیاتی شنیدیم كه هر یك میتوانست بخشی از روایت ناگفته آن شبها باشد، اما درست همانجا كه كار روزنامهنگاری به نقطه كشف و روایت میرسد، ملاحظات امنیتی و حفاظتی دست كم بخشی از آنچه را شنیده بودیم، پشت مرز انتشار متوقف كرد؛ از آن دشواریهای آشنای روزنامه نگاری كه گاهی خبرنگار باید آنچه را برای روایت كردن به دست آورده، نه منتشر كند و نه حتی درباره جزئیاتش سخن بگوید. با این حال، گفتوگو با چهرهای كه در تمام این سالها مسئولیت یكی از حساسترین حوزههای كشور را برعهده داشته و در جنگ ۱۲ روزه، تأسیسات تحت مدیریت او مستقیماً هدف حمله قرار گرفتند، خالی از نكات خواندنی نیست؛ اسلامی از شبهای حمله به فردو و نطنز، اعلانهای قرمز برای نیروهای مستقر در نطنز تنها دقایقی پس از حمله به تهران، گزارشهایی كه در ساعات پس از حمله به رهبر انقلاب و رئیسجمهوری ارائه شد و آنچه در روزهای جنگ بر تأسیسات هستهای ایران گذشت، روایتهایی دارد كه بخشهایی از آن را برای اولینبار در این گفتوگو میشنویم؛ ناگفتههایی از پشت صحنه روزهایی كه در آنها، فاصله میان یك هشدار، یك تصمیم و یك حمله تنها چند دقیقه بود...
گفتوگو را از شبی آغاز كنیم كه جنگ ١٢روزه با شهادت شمارى از فرماندهان نظامی و چهرههاى برجسته علمی كشور آغاز شد. در همان لحظات اولیه، آیا شما پیشبینی میكردید كه با ادامه پیدا كردن حملات، تأسیسات هستهاى ایران نیز ممكن است در فهرست اهداف قرار بگیرند؟ یا در آن مقطع هنوز تصور میكردید كه دامنه جنگ تا این اندازه ادامه پیدا كند و به تأسیسات هستهاى برسد؟
بله، ما همواره با تهدید فعال مواجه بودهایم و همچنان هم هستیم. یكی از مواردى كه از قبل مطرح بود، با توجه به سر و صداى زیادى كه از سوى اسرائیل و آمریکاییها وجود داشت و بسیار هم پرتكرار بود، احتمال حمله به تأسیسات هستهاى ایران بود.
سازمان انرژى اتمی ایران تقریباً از ربع قرن پیش، براى حفاظت از تأسیسات هستهاى كشور در برابر تعرض، تمهیداتی را در نظر گرفته بود. طبیعی و بدیهی بود كه وقتی سازمان با عملیات تروریستی و خرابكارى مواجه بوده، براى كاهش یا از بین بردن آسیب پذیرىهای خود نیز تمهیداتی داشته باشد. این تمهیدات در واقع بخشی از یك سیاست ملی، یعنی سیاستهاى كلی نظام، است كه در محاوره یا مكاتبات از آن با عنوان«پدافند غیرعامل» یاد میكنیم. بنابراین، تمهیدات لازم از قبل اتخاذ شده بود. از طرف دیگر، آنچه در عملیات روانی یا رسانهاى از سوى كشورهاى غربی و رژیم صهیونیستی مشاهده میكردیم، براى ما نكات معنادارى داشت و طبیعتاً باید براى آنها نیز تمهیدات لازم را در نظر میگرفتیم.
نكته مهمی كه در سؤال شما وجود دارد این است كه آیا چنین حملهاى پیشبینی میشد یا نه. پاسخ من این است كه بله، پیشبینی میشد و ما براى آن هم تمهیداتی را در نظر گرفته بودیم. وقتی حمله آغاز شد، تأسیسات هستهاى در عمل در همان ساعات اول در میان اهداف قرار گرفتند؛ حملاتی كه پس از هدف قرار گرفتن فرماندهان و چهرههاى برجسته یا همزمان با آن، متوجه مراكز هستهاى كشور شد.
پیش از حمله به تأسیسات هستهاى هشدار مشخصی دریافت كرده بودید؟ یعنی مثلاً از یك منبع یا كانال مشخص به شما گفته شده بود كه امشب قرار است تأسیسات هستهاى هدف قرار بگیرد؟
یك نكته مهم این است كه ما از قبل، هم احتمال حمله را پیشبینی كرده بودیم و هم براى آن، تمهیدات لازم را در نظر گرفته بودیم. حتی طی نامهای به مدیركل آژانس نوشتم و به آژانس هشدار لازم داده شد و از مدیركل خواستم براساس مسئولیتهای اساسنامهای خود تمهیدات لازم را اتخاذ نماید اما اینكه حمله دقیقاً چه زمانی و با چه ابعادى اتفاق بیفتد، قابل پیشبینی نبود. آن مقطع، شرایط كشور هم متناسب با روند پیشرفت مذاكرات تنظیم شده بود. بنابراین، وقتی حمله در آن شب آغاز شد، براى كشور به یك معنا غافلگیركننده بود. من خودم آن شب تهران نبودم؛ در اصفهان بودم. ساعت ٣:٢٠ دقیقه بامداد یعنی حدود ٢٠ دقیقه بعد از حمله بود كه به من تلفن كردند و گفتند تهران مورد حمله قرار گرفته است.(حدود ساعت٣:٢٠ كه به تهران حمله شد) من همان لحظه، بدون معطلی با فردو و نطنز تماس گرفتم و به آنها گفتم شرایط جنگی و قرمز است و باید سریع وضعیت قرمز را اجرا كنند. آنها هم بلافاصله این اقدامات را انجام دادند.
از لحظهاى كه این هشدار را دادید تا زمانی كه نطنز هدف قرار گرفت، چه مدت زمانی فاصله بود؟
تقریباً میشود گفت ٢٥ دقیقه بعد از آن تماسی كه من با همكارانم گرفتم و اعلام كردم تمهیدات وضعیت قرمز را اجرا كنند، به نطنز حمله شد. وقتی من از اصفهان حركت كردم و به سمت نطنز آمدم، هنوز گرد و غبار و دودى كه در اثر اصابت موشكها به سایت نطنز ایجاد شده بود، در آسمان دیده میشد. در واقع، هنوز آثار انفجار كاملاً فروكش نكرده بود و منطقه همچنان درگیر دود و گرد و غبار ناشی از اصابتها بود. من تقریباً با فاصله ٢٠ دقیقه از زمان اصابت موشكها به آنجا رسیدم و از نزدیك، در میدان، شاهد آنچه اتفاق افتاده بود، بودم.
بلافاصله چه اقداماتی انجام دادید؟
این وضعیت، دستورالعمل مشخصی دارد و همه این موارد هم بهصورت مكتوب پیشبینی شده است و همكارانم آن را انجام دادند.
در آن لحظات اول، مهمترین نگرانیتان چه بود؟
همكاران ما آنجا در شیفت شب مشغول به كار بودند؛ یعنی اینطور نبود كه كسی در سایت حضور نداشته باشد. در همان چند دقیقهاى كه من با آنها تماس گرفتم و شرایط را اعلام كردم، آنها توانستند پناه بگیرند و به لطف الهی، ما در آنجا تلفات انسانی نداشتیم.
شما با مجموعهاى از نیروها از بخشهاى مختلف مواجه بودید كه هركدام باید بخشی از بحران را مدیریت میكردند. آن لحظهاى كه همه فهمیدند سایت هدف قرار گرفته، فضاى داخل نطنز چگونه بود و اولین واكنش نیروها چه بود؟
این اولین بار بود كه به تأسیسات ما حمله میشد. آنچه ستودنی و براى ما خیلی حائز اهمیت است، روحیه بچهها بود. با وجود اینكه تأسیسات مورد اصابت قرار گرفته بود، نیروهاى مختلف ما از نیروهاى فنی و فرآیندى گرفته تا نیروهاى حفاظت و امنیت و همچنین نیروهاى ایمنی و امداد و نجات، همه با روحیه بسیار عالی درگیر كار بودند. بالاخره شركتها و واحدهاى مختلفی در آنجا فعالیت میکنند و هركدام مسئولیت و نقشی بر عهده دارند؛ یك گروه فنی است، یك گروه ایمنی و امداد و یك گروه هم حفاظت و امنیت. همه با روحیه و با تلاش مضاعف حاضر بودند.
اما روحیه همه آنها سرشار از ایمان بود. شما وقتی به چهرههایشان نگاه میكردید، میدیدید كه با وجود اینكه همه از آسیبی كه وارد شده بود متأثر بودند اما در عین حال، مصمم تر از قبل به نظر میرسیدند؛ مصمم نسبت به هدفی كه دنبال میكردند و مسئولیتی كه برعهده داشتند.
بعد از حمله شب اول، وقتی خودتان به نطنز رسیدید و صحنه را از نزدیك دیدید، اولین تصویرى كه از میزان تخریب در ذهنتان ماند چه بود؟
تصوراتی كه دشمن دارد، قرائتی كه از ماجرا ارائه میکند و روایتی كه میسازد، در واقع بخشی از یك عملیات تركیبی است؛ هم سیاسی، هم روانی و هم نظامی. بعد هم طبیعی است تبلیغاتی كه انجام میدهد و روایتی كه از عملیات خودش ارائه میكند، همراه با رجزخوانی باشد و بخواهد اینطور جلوه بدهد كه كار را تمام كرده است. براى یك جریان شیطانصفت و جنایتكار، طبیعی هم هست كه چنین روایتی داشته باشد و غیر از این هم از آن انتظار نمیرود. اما نكتهاى كه براى ما حائز اهمیت بود، این بود كه بتوانیم موجودیت خودمان و مأموریتی را كه بر عهده داریم با چنگ و دندان حفظ كنیم و با ایمان راسخ به تداوم حركت خودمان ادامه بدهیم. این نكته براى ما كاملاً مشهود بود و صرفاً یك امر ادارى یا یك پروتكل سازمانی نبود. یك باورمندى عمیق در درون جامعه مدیران و كاركنان ماست كه با همه وجودشان، تحت هر شرایطی، وظیفه خودشان را ادامه بدهند. ما این را در صحنه جنگ ١٢روزه و بعد از آن، در جنگ بعدى با همه وجودمان دیدیم و تجربه كردیم.
آن شب، چهرههاى زیادى از فرماندهان و شخصیتهاى ارزشمند كشور هدف قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. با توجه به جایگاه شما و مسئولیتی كه بر عهده داشتید، طبیعی بود كه احتمال بدهید شما هم در فهرست اهداف قرار دارید. با این حال، شما عازم نطنز شدید تا از محل حمله بازدید كنید. آیا این احتمال كه خود شما هم ممكن است هدف قرار بگیرید، نگرانتان نمیكرد؟ در آن لحظه چه چیزى باعث شد تصمیم بگیرید شخصاً به محل بروید؟
هیچوقت نگرانی نداشتم. هر بار كه در زمان جنگ به سایت میرفتم، همان موقع به من اطلاع میدادند كه پهپادها در منطقه هستند و وضعیت قرمز است و اصرار میكردند كه سریع سایت را ترك كنم. خب، من هم ملاحظات عقلی و در حقیقت ایمانی خودم را دارم و مضاف بر اینكه انسان نباید اجازه بدهد دشمن به هدفش برسد. اما نكته مهمتر و بالاتر از شخص من، خودِ موجودیت مسئولیتی است كه بر عهده داریم؛ موجودیتی كه یك ملت براى شكلگیرى و حفظ آن زحمت كشیده و هزینه داده است. این سرمایهاى نیست كه به آسانی به دست آمده باشد؛ براى آن هزینههاى زیادى شده است. هرچقدر جنگ پیش رفت و با وجود همه روایتهایی كه دشمن مطرح میكرد، امروز براى مردم ما آشكارتر و روشنتر شده كه اصلاً این جنگ، جنگِ آن بهانهاى كه مطرح میشد، نیست؛ جنگِ مقابله با هستی ما و اقتدار یك ملت است؛ وقتی یك فناورى میتواند تراز علمی، فناورى و قدرت صنعتی یك كشور را تا این اندازه تغییر بدهد. دستیابی به فناوری هستهای یك فناوری معمولی نیست و همه نمیتوانند به آن دست پیدا كنند. مگر اینكه تحت لواى قدرتهاى دیگر باشند؛ آنهم نه در این سطح و عمق از دانش و فناوری.
به دلیل غافلگیرى اولیه جنگ ١٢روزه، طبیعتاً دسترسیهاى امنیتی و ارتباطی میان مسئولان و چهرههاى مختلف هم بسیار دشوار شده بود. از طرفی، بعد از هدف قرار گرفتن نطنز، شما باید درباره وضعیت تأسیسات و ادامه كار با مسئولان مربوط هماهنگ میكردید. در آن شرایط با چه كسانی توانستید تماس بگیرید؟
بلافاصله پس از حملات آقای حاجیمیرزایی تماس گرفتند و سؤال كردند و بنده گزارش مختصری برای استحضار رئیسجمهوری تقدیم كردم. آقاى پزشكیان هم خودشان همیشه شجاعانه، متعهدانه و قوى پاى كار بودند و همه اختیارات متصورى را كه یك رئیس دستگاه یا یك استاندار میتواند داشته باشد، به همه تفویض كرده بودند. بنابراین، هیچكسی احتیاج نداشت براى كارى كه در چارچوب مشخص میخواهد انجام بدهد، بیاید مجوز یا اختیار بگیرد.
ما هم براى انجام اقداماتمان به هیچگونه مجوزى نیاز نداشتیم و صرفاً برای اطلاعرسانی موضوع را گزارش كردیم و گفتیم كه چنین اتفاقی رخ داده است. در آن جنگ ١٢روزه، مقام معظم رهبرى، امام شهید (رحمت االله) درباره وضعیت تأسیسات هسته اى سؤال فرموده بودند و من بلافاصله تا ظهر گزارش و روایت خود را به صورت كتبی تهیه كردم. گزارش مهمی بود و خدمت مقام معظم رهبرى ارسال كردم. ارتباطات ما در آن شرایط هم مثل قبل به صورت مكتوب بود البته سعی میكردیم از سیستم مخابراتی كه آن روز نمیتوانستیم به آن اعتماد كنیم، استفاده نكنیم و در واقع بهصورت مكتوب ارتباط برقرار میكردیم.
سكینه خاطرى كه امام شهید داشتند، آن استوارى، ایمان راسخ و ژرفنگرى ایشان و قابلیتهای ایجاد شده به لطف الهی همه بجا بود و جواب داده بود. یعنی همه كسانی كه دست اندركار مسائل راهبردى و امنیت كشور بودند، میدانستند كه بالاخره یك روز آمریکا و اسرائیل به ما حمله نظامی خواهند كرد. همه میدانستند كه این رویارویی همه جانبه و حتمی است لذا دفاع هم باید همهجانبه باشد، چون تهاجم آنها همهجانبه است و این دفاع باید نامتقارن باشد تا بتواند اثربخش باشد.
همه آن تدابیر و فرامینی كه وضع شده بود، در این دو جنگ نشان داد كه الحمدلله درست و حكیمانه بوده و جواب هم داده است. یعنی همان روزها با توجه به اینكه آنها ظرف چند ساعت، به قول خودشان، ساختار تصمیمگیرى نظامی را هدف قرار دادند و فرماندهان را به شهادت رساندند، فكر میكردند كه دیگر شیرازه كار از هم میپاشد و میتوانند سوار بر موجی شوند كه قصد ایجادش را داشتند؛ ناكام ماندند یعنی لطف خداوند و هدایتهای مقام معظم رهبری و ایستادگی و هوشیاری و غیرت ملی ایرانیان، آنانرا ناكام گذاشت.
چند روز بعد، نوبت به فردو رسید؛ سایتی كه موقعیت جغرافیاییاش به دلیل قرار گرفتن در زیر زمین از ابتدا آن را به یكی از نقاط مهم این جنگ تبدیل كرده بود و اسرائیل هم با وجود تلاشهایش نتوانست آن تخریب مورد نظرش را در آنجا ایجاد كند. اما میخواهم از لحظهاى بپرسم كه پاى آمریکا به ماجرا باز شد: آیا شما پیش از حمله آمریکا به فردو، در جریان قرار گرفته بودید كه قرار است این كشور وارد عملیات شود؟ چون ادعاهایی مطرح شد مبنی بر اینكه آمریکا پیامی به ایران داده بود كه فقط فردو را میزند و بعد از آن كنار میكشد. آیا این روایت را تأیید میكنید؟
هیچكسی از حمله به فردو مطلع نشده بود؛ یعنی ما هم مطلع نبودیم. اینكه آمریکا گفته باشد فقط همین دو جا را میزنم و تمام میكنم، نه، چنین چیزى نبود. به نظر نمیرسد این حرف و این روایت بتواند جایگاهی داشته باشد. ما در جریان حملههایی كه اسرائیل به فردو و نطنز انجام میداد، بلافاصله اقدامات لازم براى ترمیم را انجام میدادیم. آنها از این موضوع متحیر بودند. تهاجم اسرائیل به سایت فردو پرتكرار بود. چندین نفر از نیروهای حفاظت پیرامونی سایت و نیروهای پدافند هوایی سایت هم در این جنگ به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
درباره وضعیت نیروهاى پدافندى و نحوه عملكرد آنها در جریان درگیرى بیشتر توضیح میدهید؟ آیا این درگیرىها در شب حمله به فردو آغاز شد؟
از روزهای اول جنگ، هدف اول دشمن صهیونی سایتهای پدافند هوایی كشور بود. جنگ پهپادها با نیروها و پستهاى پدافند هوایی سایتها پیش از حملات اصلی شروع شده بود. با حضور هواپیماها و پهپادهاى اسرائیلی، ما پیشبینی میكردیم كه قرار است حمله جدیدترى به فردو صورت بگیرد. این پیشبینی بر اساس میدان، مشاهدات ما و رفتارى بود كه اسرائیلیها از خودشان نشان میدادند و این رفتار هم خیلی مداومت داشت. از همان روز اولی كه دشمنان عملیات را شروع كردند، اولین نقاطی كه میزدند، سایتهاى پدافندى ما بود؛ یعنی پدافند نطنز، پدافند فردو و پدافند اصفهان. با پدافند ما خیلی درگیر بودند. پدافندِ هوایی ارتش در سایتهاى ما یعنی فردو، نطنز و اصفهان چندین شهید دادند. از همین درگیرىها متوجه میشدیم كه یك عملیات بزرگتر در جریان است.
شبی كه به فردو حمله شد، یك ادعایی دست به دست در فضاى رسانهاى میچرخید كه ظاهراً چند ساعت پیش از بمباران فردو، یك تبادل آتش میان نیروهاى ما و نیروهاى مهاجم در پستهاى پدافندى اطراف فردو اتفاق افتاده؛ یعنی یك درگیرى نفر به نفر. آیا شما این روایت را تأیید میكنید یا نه؟ نكته دیگرم درباره ادعاى بسیار مهمی است كه ترامپ بعد از حمله مطرح كرد كه البته بعد از آن دیگر تكرار نشد و مسكوت ماند. او مدعی شد كه پس از حمله به فردو، نیروهاى آمریکایی رفتند، سایت فردو را رصد كردند و اطلاعات كافی به دست آوردند و بر اساس آن مطمئن شدند كه این سایت بهطور كامل تخریب شده است. میخواهم روایت شما را هم درباره این ادعا بدانم.
نه، این یك دروغ محض است. ببینید، در كتابی كه اسرائیلیها منتشر كردهاند و همین پادكستهایی كه اخیراً درباره بازدارندگی آمریکا و اسرائیل منتشر كرده و آن را تحلیل كردهاند، نوشتهاند كه وقتی جنگ را شروع كردیم، با یك عملیات ویژه، نیروهایمان روى زمین رفتند و همه سایتهاى پدافندى ایران را از كار انداختند. این یك ادعای بزرگ است. یك مشت افراد تروریست بیایند نزدیك سایت پدافندى، سایت پدافندى را بزنند و از كار بیندازند و هیچ صدایی هم درنیاید؟ احتمالاً طرح آنها این گونه بوده است این هم مانند همان رویای ساقط كردن جمهوری اسلامی است كه آرزویش را به گور خواهند برد.
آیا در آن شبها اتفاق غافلگیركنندهاى رخ داد كه پیشبینی نكرده بودید؟
ما همیشه براى مصونسازى و حفظ سرمایه و داراییهایمان با تدابیر گوناگون، چه تدابیرى كه نوشته شده باشد و چه تدابیرى كه نانوشته باشد، اقدام كردهایم و همچنان هم این كار را انجام میدهیم. جنگ است دیگر؛ دشمن نباید دست شما را بخواند. این یك حقیقت است. اگر دشمن بتواند دست شما را بخواند، یعنی شما وظیفهتان را درست انجام ندادهاید. الان هم نیروهاى مسلح همینطور هستند؛ هم پرتحركند و هم باید تمهیدات لازم را داشته باشند.
ما هم در بخش صنعت هستیم. صنعت ما بخشهایی دارد كه بهطور طبیعی آسیبپذیر هستند. این دیگر هنر جنگ نیست؛ مثلاً نمیتوانیم یك تأسیسات صنعتی مربوط به صنایع شیمیایی یا پالایشگاهی را به یك سازه امن منتقل كنیم. از طرفی، سالهاست كه این تأسیسات با ماهواره دیده میشوند؛ جاى آنها مشخص است، ابعادشان مشخص است. خب، این دیگر هنر جنگ نیست.
اما بخشهایی كه آسیبپذیر نبودند یا در واقع میشد آنها را در برابر آسیب مصون نگه داشت، از همان ابتدا در تدابیر ما قرار داشتند. ملاحظات زیستمحیطی، ملاحظات انسانی و شرایط محیط كار و اینكه این مشاغل آلایندگی نداشته باشند، همه این موارد را از ابتدا در نظر گرفته بودیم تا این بخشها را مصون نگه داریم و این كار را هم انجام دادیم.
از جمله این تأسیسات، تأسیسات آب سنگین اراك بود كه هدف قرار گرفت.
بله؛ این نكته مهمی است. ببینید، در صنعت ما، مثلاً در بخش آب سنگین، یك اتفاق بسیار مهم افتاده است. آب سنگین واقعاً مرز دانش است و این موضوع از افتخارات مردم ایران محسوب میشود. اینكه جوانان و محققان جوان ما توانستند آب سنگینی تولید كنند كه در سطح جهانی در رتبه اول خلوص و مورد افتخار است؛ یعنی همه دانشمندان به آن افتخار میکنند و همه متقاضی این آب سنگین هستند. آب سنگین حدود ٣٠٠ مشتقات دارد كه این مشتقات در مصارف گوناگون از حوزه پزشكی و سلامت گرفته تا محیط زیست و صنعت، كاربرد دارند.
ما درباره محصولی صحبت میكنیم كه هم در مرز دانش قرار دارد و هم از افتخارات بشریت محسوب میشود. اما اولین جایی كه آمدند و زدند، آن بخشی بود كه كاربردش براى مردم ملموستر است؛ یعنی خط تولید اكسیژن .١٨ و این تصور كه با حمله نظامی میتوانند ما را نابود كنند، خیال باطلی است.
امروز بسیارى از دستاوردهاى ما حاصل تلاش جوانانی با میانگین سنی ٣٠ تا ٣٥ سال است. اگر براى این نیروهاى خلاق و جوان، شغلهاى دانشی تراز بالا فراهم كنیم، با انگیزه میمانند و براى كشورشان خدمت میكنند. فشارها، تحریمها و تخریبها هم نهتنها آنها را سست نكرده بلكه مصممترشان كرده است.
در میان تمام آن شبهاى حمله و روزهاى پرالتهاب جنگ، تصویر، خاطره یا اتفاقی در پشت صحنه وجود دارد كه تاكنون روایت نشده باشد؟
موضوعی كه خوب است مردم بدانند، نقش آژانس و مدیركل آژانس است. مرتب شنیده میشود كه همكاری با آژانس ضعیف است. آنها بهگونهاى وانمود میکنند كه ایران نظارتپذیر نیست و مدیركل آژانس هم بارها و بارها، البته در چند هفته اخیر كمی كمتر، این موضوع را مطرح كرده كه ایران باید همكارى بیشترى داشته باشد. اما چند مطلب هست كه بنده اینجا عرض میكنم؛ موارد متعددى از طریق حفاظت و امنیت سازمان كشف شده است و در بازرسی، رفتار مشكوك داشته است یا مثلاً یك شیء مشكوكی همراه داشته است و مشخص شده كه براى جمعآورى اطلاعات براى دشمن انجام میشده است. خب، ببینید، این براى مردم ما خیلی مهم است كه بدانند ما تابع قوانین و مقررات آژانس هستیم و همه آنها را دقیقاً رعایت كردهایم و رعایت میكنیم. وقتی از داخل كفش یك بازرس آژانس، جاساز پیدا میشود یا از داخل لباس و وسایل او مادهاى كشف میشود كه مشكوك است و مشخص است كه انگیزهاى پشت آن وجود دارد، مهمترین كارى كه انجام میدهیم همین مطلب مستند میشود.
صورت جلسه میشود و با ارسال مستند و گزارش صحنه برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی به صورت مكتوب، همزمان هم صلاحیت آن بازرس را سلب میكنیم. یا موارد دیگری كه یك فرد دكترای هستهای كه با آژانس هم همكارى میكرد، در ایران قبل از جنگ البته بازداشت شد آژانس اعتراض كرد كه او براى سر زدن به خانوادهاش رفته و او را بیگناه گرفتهاند اما بعد مشخص شد كه این فرد سالها تحت پوشش همكارى علمی، با سرویسهاى جاسوسی بیگانه همكارى میكرده است. مهمترین خیانت به یك ملت، خیانتهایی است كه از درون اتفاق میافتد؛ اینكه كسی حالا به هر دلیلی به ملت خودش خیانت كند، به كشورش پشت كند و ضربه بزند.
وقتی این مطلب را به آژانس اطلاع دادیم دیگر متوقف شد و پیگیری نكرد ولی سرویسها و رسانههای معاند پروپیمان آن را دنبال كردند. اینها نكاتی است كه گفته نمیشود اما ما مرتب و مكرر با چنین مواردى از سوى آژانس از سالهای گذشته تا الان مواجه بودهایم.
یك مورد هم تاكنون وجود ندارد كه بازرس آژانس در گزارش بازرسی نوشته باشد«عدم انطباق مشاهده كردم.» شما ببینید، اینها حقایقی است كه بیان نمیشود. در مقابل، همیشه یك بوق قدرتمند و یك صداى خیلی بلند وجود دارد كه میگوید ایران باید همكارى بیشترى با آژانس داشته باشد.
ما هیچوقت بازرس آژانس را بیرون نكردیم. وقتی جنگ شد، آژانس به ما نامه نوشت و خواهش كرد كمك كنیم تا بازرسان از كشور خارج شوند. ابتدا درخواست كردند كه آنها را به دفتر سازمان ملل ببریم و ما این كار را انجام دادیم. بعد خواهش كردند كه از دفتر سازمان ملل، آنها را از مرز ارمنستان خارج كنیم و ما این كار را هم انجام دادیم. یعنی اینطور نیست كه ما بازرسان آژانس را اخراج كرده باشیم. كسی كه ناآگاهانه حرفی میزند در حقیقت به كشور اتهام میزند. مردم عزیز ایران بدانند نه پنهانكارى داشتهایم، نه سایت پنهانی، و نه براى بازرسان آژانس مزاحمتی ایجاد كردهایم.
الان هم كه اجرای قانون مجلس صریح است: مادامی كه امنیت تأسیسات هستهاى و دانشمندان ما تضمین نشده باشد، باید همكارى با آژانس تعلیق شود، آژانس باید حمله به تأسیسات هستهاى را محكوم كند. طبق قوانین و مقررات، باید این حمله را محكوم كند؛ مدیركل آژانس وقتی یك اتفاق كوچك رخ میدهد، بیانیه میدهد و آن را شدیداً محكوم میكند، اما حمله نظامی و موشكباران تأسیساتی را كه همه آنها در آژانس ثبت شده و مستمراً توسط آژانس مورد نظارت بودهاند، محكوم نمیكند.
بعد از پایان دو جنگ، وقتی به حضور آقاى پزشكیان و همچنین رهبر شهید رسیدید و گزارشی از آنچه در جریان این دو جنگ بر سازمان انرژى اتمی و تأسیسات هستهاى گذشت ارائه كردید، چه واكنش و بازخوردى دریافت كردید؟
آقاى رئیسجمهور، بحمدالله انسانی مقتدر و صلحدوست و دغدغهمندِ پیشرفت و رفاه ملت هستند و من همیشه قدردان محبت و حمایتهاى ایشان بودهام. رهبر شهیدمان هم، همانطور كه در فرمایشات ایشان آمده، جایگاه و عظمت ایران را در پیشرفت علم و فناورى و بهویژه حركت در مرز دانش میدیدند. امروز حركت در مرز دانش از تكالیف ممتاز ماست؛ ما در حوزه كوانتوم پیشتازیم، روى گداخت بهعنوان انرژى آینده كار میكنیم و توسعه نیروگاههاى اتمی را با جدیت دنبال میكنیم.
هیچكدام از فعالیتهاى ما در طول هر دو جنگ، تعطیل نشد. حتی ادامه ساخت نیروگاههاى ٢ و ٣ بوشهر كه محوطه آنها چندینبار هدف موشك و پهپاد قرار گرفتند، متوقف نشد.
تولید برق، تولید رادیودارو در راكتور تهران و كاربرد پرتوها براى استریل كردن محصولات پزشكی همواره ادامه داشت. به هر صورت، پرچم بالاست و به لطف الهی، این مسیر با قدرت ادامه دارد.

