جامعه‌شناسی وطن‌دوستی در مواجهه با نسل‌های زد و آلفا

بذر تعلق در خاک تجربه می‌روید

مرجان قندی
گروه گزارش

وطن‌دوستی برای نسل‌های جوان، بیش از آنکه با توصیه‌های مستقیم، شعارهای رسمی و تکالیف آموزشی شکل بگیرد، به تجربه‌ای زیسته و ملموس نیاز دارد؛ تجربه‌ای از دیدن زیبایی‌های طبیعی ایران، لمس تنوع فرهنگ‌های محلی، شنیدن داستان‌های انسانی و شناخت میراثی که می‌تواند هویت ایرانی را از یک مفهوم انتزاعی به بخشی جذاب از شخصیت نسل جوان تبدیل کند. دکتر ابراهیم جعفری، مدرس علوم ارتباطات اجتماعی و جامعه‌شناس، معتقد است ایران با برخورداری از تنوع زیستی و فرهنگی کم‌نظیر، ظرفیت بزرگی برای تقویت حس تعلق و میهن‌دوستی در میان کودکان و نوجوانان دارد؛ ظرفیتی که هنوز آن‌گونه که باید در رسانه، سینما و نظام آموزشی به کار گرفته نشده است. در روزهایی که جامعه با تغییرات سریع و اخبار مختلفی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بسیاری از والدین نگران گم شدن هویت و قطب‌نمای اخلاقی فرزندانشان هستند. اما نسل زد و آلفا نسبت به هر نوع دستورالعمل و بخشنامه اخلاقی واکنش دفاعی نشان می‌دهد. جعفری در گفت‌وگو با «ایران» می‌گوید:«ما تاکنون برای تقویت ایران‌دوستی، بیشتر به چهره‌های حماسی، علمی و تاریخ‌ساز اشاره کرده‌ایم؛ در حالی که می‌توان دو ثروت بزرگ خدادادی ایران، یعنی تنوع زیستی و فرهنگی کشور را هم مدنظر قرار داد و بر آنها تمرکز کرد.» او با اشاره به گستردگی اقلیمی ایران توضیح می‌دهد:«ایران سرزمین چهار فصل است و همین ویژگی می‌تواند جاذبه‌ای ویژه برای گردشگری و شناخت بهتر وطن ایجاد کند. تنوع زیستی ایران اگر از کل اروپا بیشتر نباشد، کمتر نیست و این ظرفیت می‌تواند زمینه‌ای برای احساس غرور و تعلق نسل جوان به سرزمین خود باشد.»

ثروت‌های کم‌استفاده؛ از چهار فصل بودن ایران تا چندصدایی فرهنگی
 در عصر جهانی‌ شدن، کودکان و نوجوانان هر روز با الگوهای متنوع سبک زندگی، فرهنگ و هویت در فضای رسانه‌ای مواجه‌اند. در این میان، مسأله اصلی آن است که هویت ایرانی نه به‌عنوان یک اجبار یا محدودیت که به‌عنوان بخشی منحصربه‌فرد، ریشه‌دار و جذاب از شخصیت فرد معرفی شود. این جامعه‌شناس می‌گوید:«تنوع فرهنگی ایران به اندازه تنوع زیستی آن منحصربه‌فرد و جذاب است. اگر باور داشته باشیم موتور محرکه جوامع در آینده، عوامل فرهنگی هستند، آن‌وقت می‌توان به نوروز، شب یلدا، جشن مهرگان و دیگر آیین‌های ایرانی بالید و افتخار کرد که خاستگاه آنها ایران است.»
جعفری با بیان اینکه خرده‌فرهنگ‌های فراوان ایرانی، کشور را به جامعه‌ای چندصدایی تبدیل کرده‌اند، می‌گوید: «زبان‌ها، لباس‌ها، غذاها، موسیقی‌ها، آیین‌ها و آداب و رسوم محلی، مجموعه‌ای رنگارنگ از هویت ایرانی ساخته‌اند که می‌توانند دستمایه‌ای مؤثر برای تقویت حس میهن‌دوستی، بویژه در نسل جوان باشند.»
او می‌گوید:«فرهنگ‌های محلی، زبان‌های محلی، لباس‌های محلی، غذاهای متنوع و آداب و رسوم گوناگون در مناطق مختلف ایران، ویژگی‌هایی هستند که باید بیشتر دیده و روایت شوند. کودک و نوجوان اگر این تنوع را از نزدیک تجربه کند، ایران را نه یک مفهوم دور و انتزاعی که به‌عنوان خانه‌ای بزرگ و متکثر می‌بیند که بخشی از آن است.»
مشاهده به جای تلقین هویت، بویژه در نسل‌های جدید، بیش از آنکه با آموزش مستقیم شکل بگیرد، از مسیر مشاهده، تجربه و ارتباط عاطفی ساخته می‌شود. خانواده‌ها در این میان می‌توانند به جای آنکه صرفاً نقش مربی اخلاق را بر عهده بگیرند، همراه و همسفر کودکان در شناخت فرهنگ و سرزمینشان باشند.
این جامعه‌شناس می‌گوید:«سفر به شهرها و روستاهای مختلف، آشنایی با غذاها و موسیقی محلی، دیدن بناهای تاریخی، شنیدن روایت آدم‌های بومی و مشارکت در آیین‌های فرهنگی، می‌تواند فرصت کشف را برای کودک فراهم کند؛ کشفی که در آن، به جای پذیرفتن یک عقیده آماده، ارزش‌های نهفته در فرهنگ خود را لمس و انتخاب می‌کند.»
جعفری با اشاره به جایگاه میراث فرهنگی ایران می‌گوید:«نمونه‌های میراث ملموس و ناملموس ایرانی که در فهرست‌های جهانی هم ثبت شده‌اند، می‌توانند جایگاه ایران را در صحنه جهانی به نسل جدید نشان دهند. آیین‌هایی مانند نوروز یا آثار تاریخی و فرهنگی ایران که در سطح جهانی شناخته شده‌اند، ظرفیت بالایی برای شعله‌ور کردن عشق به ایران در ذهن کودکان و نوجوانان دارند.»
او به ثبت جهانی الموت اشاره می‌کند و می‌گوید:«الموت صرفاً یک نام در فهرست بین‌المللی نیست؛ الموت بهانه‌ای است تا جهان، شکوه نبوغ ایرانی را در صیانت از مظاهر تمدنی خود بازشناسد. الموت، با آن وقار سنگی‌اش، نام خود را به‌عنوان سی‌امین سند افتخار ایران بر تارک تمدن جهانی نشاند و قزوین را به مقصد تازه‌ای برای جویندگان تاریخ و تمدن کهن ایران تبدیل کرد.»
 
جای خالی روایت‌های ایرانی 
در سینما و تلویزیون
 به ‌گفته این مدرس علوم ارتباطات اجتماعی، رسانه‌های تصویری در روایت جذاب و امروزی از گنجینه‌های ادبی، تاریخی و فرهنگی ایران، کمتر از ظرفیت موجود استفاده کرده‌اند. او در این‌باره می‌گوید:«متأسفانه سینما و تلویزیون در زمینه شاهکارهای ادب فارسی و کوشش و زندگی چهره‌های بزرگ تاریخی، کم‌کار بوده‌اند؛ چون در زمینه ساخت فیلم یا سریال از زندگی فردوسی، مولوی، حافظ، سعدی یا شخصیتی برجسته مانند بیهقی، به اندازه ظرفیت این چهره‌ها گام برداشته نشده است.»
جعفری معتقد است روایت زندگی این شخصیت‌ها، اگر با زبان هنری و متناسب با ذائقه نسل امروز ساخته شود، می‌تواند پیوندی عمیق‌تر میان جوانان و میراث فرهنگی‌شان ایجاد کند. او می‌گوید:«این آثار فقط نباید به معرفی چند شخصیت تاریخی محدود شوند، بلکه باید داستان تلاش، رنج، امید، خلاقیت و اثرگذاری آنها را روایت کنند؛ داستان‌هایی که نوجوان بتواند با آنها همذات‌پنداری کند.»

«ای ایران»؛ روایتی از بازگشت 
غرور ملی
 او به داستان شکل‌گیری سرود ماندگار «ای ایران» اشاره می‌کند و می‌گوید:«وقتی داستان سرایش این سرود را می‌شنویم، متوجه می‌شویم که چگونه مشاهده آزار یک سرباز ایرانی از سوی سربازان بیگانه، به انگیزه‌ای برای خلق اثری ماندگار تبدیل شد. حسین گل‌گلاب این تجربه و احساس را با روح‌الله خالقی در میان گذاشت و حاصل آن، سرودی شد که غرور ملی را در میان مردم تقویت کرد.» به‌ گفته جعفری، ساخت فیلم یا سریال از چنین روایت‌هایی می‌تواند برای نسل‌های جدید الهام‌بخش باشد. او توضیح می‌دهد:«اگر فرآیند شکل‌گیری این آثار و پشتوانه انسانی و عاطفی آنها به زبان تصویر روایت شود، می‌تواند بیش از ده‌ها توصیه مستقیم، در ایجاد انگیزه وطن‌دوستی مؤثر باشد.»

 

برش

لنگری برای روزهای بحران هویت
 آشنایی نوجوانان با زیبایی‌های فرهنگ و سرزمین خود، آن‌هم بدون داوری، تحمیل و تبلیغ مستقیم، می‌تواند در سال‌های بعد به یک پشتوانه عاطفی تبدیل شود. چنین ریشه‌هایی ممکن است هنگام مواجهه نوجوان با اخبار منفی، تضادهای اجتماعی یا الگوهای پرزرق‌ و برق بیرونی، نقش یک لنگرگاه هویتی را ایفا کنند؛ نه برای انکار واقعیت‌ها، بلکه برای جلوگیری از گسست کامل او از ریشه‌های فرهنگی‌اش. جعفری با بیان اینکه در این نگاه، وطن‌دوستی، حاصل تجربه‌ای پیوسته از دیدن، شناختن و دوست داشتن است، تأکید می‌کند:«تجربه‌ای که از طبیعت، تاریخ، فرهنگ، زبان، هنر و روایت‌های انسانی ایران آغاز می‌شود در ذهن و احساس نسل جوان ماندگار می‌ماند.»
او می‌گوید:«اگر می‌خواهیم از مدل باید وطن‌دوست باشی فاصله بگیریم، باید وطن‌دوستی را از مسیر زیبایی، تجربه و روایت به فرزندان منتقل کنیم، نه از مسیر اجبار؛ چون نسل جدید نصیحت‌پذیری نسل‌های قبل را ندارد و همین باعث می‌شود هر پیام مستقیم اخلاقی، به‌ جای اثرگذاری، مقاومت ایجاد کند. هویت در این نسل از تجربه ساخته می‌شود، نه از کتاب و شعار.» این جامعه‌شناس با تأکید بر اینکه وطن را باید زیست؛ با معماری، طبیعت و داستان‌های انسانی، می‌گوید:«وطن‌دوستی زمانی در ناخودآگاه می‌نشیند که با لذت و زیبایی گره بخورد؛ از دیدن یک اثر معماری تا لمس طبیعت و شنیدن روایت‌هایی که انسان را محور قرار می‌دهد. نوجوان اگر وطن را فقط در قالب تکلیف و امتحان بشناسد، نسبت به آن فاصله می‌گیرد؛ اما اگر وطن برایش تجربه‌ای قابل لمس شود، تبدیل به بخشی از هویت او خواهد شد.»

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و هفده
 - شماره نه هزار و صد و هفده - ۱۷ شهریور ۱۴۰۵