در حافظه موقت ذخیره شد...
دوران آتاتورک؛ تقسیمات پس از جنگ تهاجم یونان و جنگ استقلال
تا پایان سال ۱۹۱۸، فاتحان جنگ جهانی اول زمام امور استانبول و حکومت عثمانی را در دست گرفتند. رهبران «جمعیت اتحاد و ترقی» که در سالهای جنگ قدرت را قبضه کرده بودند، گریختند و آنچه از اقتدار سیاسی برجای مانده بود، به دست سلطان محمد ششم وحیدالدین افتاد. او در دسامبر همان سال مجلس عثمانی را منحل ساخت و پس از آن، با فرمانهای سلطنتی و به شیوهای استبدادی کشور را اداره کرد. به گمان سلطان و مشاوران نزدیکش، سازش و همکاری با متفقین تنها راه ممکن برای پاسداری ـ ولو اندک ـ از استقلال و تمامیت قلمرو عثمانی در دوران پس از جنگ بود. با این همه، چنین رویکردی در افکار عمومی چیزی جز نشانهای از سازشکاری و همدستی با نیروهای بیگانه تلقی نشد و اعتبار حکومت استانبول را سخت فرو کاست. در سوی دیگر، متفقین که امپراطوری عثمانی را نیرویی شکستخورده و فرسوده میدیدند، در پی آن بودند که هم انتقام جنگ را از آن بستانند، هم مطالبات اقلیتهای مسیحی را برآورده سازند و هم منافع ژئوپلتیک خویش را در خاور نزدیک استوار کنند. این اهداف در پیمان سور ــ که در سال ۱۹۲۰ منعقد گردید ــ به روشنی صورتبندی شد. بر پایه مفاد آن، مناطق جنوبغربی آناتولی میان فرانسه و ایتالیا تقسیم میشد؛ در شرق، تشکیل دولتی مستقل برای ارمنیان با محوریت ارزروم پیشبینی شده بود و یونان نهتنها مأمور تصرف بخشهایی از ترکیه گردید ــ تا مرزهای خود را تا آستانه استانبول بکشاند ــ بلکه اداره بندر استراتژیک ازمیر و پیرامون آن نیز به این کشور سپرده شد.

