گفتوگوی«ایران» با مهدی ذاکریان، استاد حقوق بینالملل درباره تحرکات شورای حکام برای ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت
قطعنامه احتمالی با وتوی چین و روسیه ناکام میماند
فاطمه غریبی/گروه دیپلماسی- رویترز گزارش داده است، آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در تلاشاند قطعنامهای را در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تصویب برسانند که میتواند راه را برای ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل هموار کند. در چنین شرایطی و با افزایش تحرکات دیپلماتیک پیرامون پرونده هستهای ایران، به سراغ مهدی ذاکریان، استاد دانشگاه رفتیم تا ابعاد و پیامدهای این تحولات را بررسی کنیم.
ناظر بر نشست پیش روی شورای حکام، برخی معتقدند ممکن است قطعنامهای با هدف ارجاع موضوع هستهای ایران به شورای امنیت تصویب شود. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
پرونده هستهای ایران هیچگاه از دستورکار این شورا خارج نشده است. در آخرین قطعنامههای تحریمی، یعنی قطعنامه ۱۹۲۹، بهصراحت تأکید شده بود که موضوع هستهای ایران همچنان در دستورکار شورای امنیت قرار دارد. پس از آن، ایران با گروه 1+5 به توافق هستهای 2015 (برجام) رسید. مطابق خواست ایران و با تأیید کشورهای عضو گروه 1+5، موضوع برجام به تصویب شورای امنیت رسید و قطعنامه ۲۲۳۱ در این خصوص صادر شد.
در قطعنامه ۲۲۳۱ مقرر شد که ایران طی مراحلی زمانی، بهتدریج از دستورکار شورای امنیت خارج شود. این روند در دو مرحله پیشبینی شده بود و در پایان آن، در صورت اجرای تعهدات از سوی طرفین، امکان خروج کامل ایران از دستورکار شورای امنیت وجود داشت.
برای نمونه، قرار بود پنج سال پس از سال ۲۰۱۵، یعنی در سال ۲۰۲۰، برخی محدودیتهای تسلیحاتی ایران پایان یابد و پس از ۱۰ سال، یعنی در سال ۲۰۲۵، در صورتی که تعهدات متقابل بهطور کامل اجرا شده باشد، ایران از دستورکار شورای امنیت خارج شود.
پس از این دوره ۱۰ ساله نیز محدودیتهای مربوط به غنیسازی ایران عملاً برطرف میشد و ایران صرفاً موظف بود گزارشهای لازم را ارائه دهد و امکان بازرسی و بررسی فعالیتهای خود را فراهم کند. حتی در خصوص میزان غنیسازی نیز گشایشهای قابلتوجهی پیشبینی شده بود.
اما در سال ۲۰۲۵ آمریکا و رژیم اسرائیل تلاش کردند با طرح ادعای اسنپبک مانع از این شوند که توافق هستهای به پایان راه خود برسد و ممنوعیتهای ایران از بین برود. در همین راستا سال گذشته، با توجه به اینکه دوره ۱۰ساله برجام به پایان رسیده بود، این موضوع در شورای امنیت مطرح شد.
پیشنهاد مربوط به تداوم قرار داشتن پرونده ایران در دستورکار شورای امنیت یا خروج آن از دستورکار، به درخواست کرهجنوبی که ریاست دورهای شورای امنیت را بر عهده داشت، مطرح شد؛ اما خروج ایران از دستورکار رأی نیاورد و پرونده همچنان در دستورکار شورای امنیت باقی ماند.
به عبارت دیگر، ایران از سازوکار شورای امنیت خارج نشد و پرونده آن همچنان در دستورکار این شورا قرار دارد. هرچند که روسیه و چین به عنوان دو عضو شورای امنیت با این موضوع بشدت مخالفت کردند.
آمریکا به بهانه تنشهای اخیر با ایران بویژه در تنگه هرمز، توجه خود را معطوف وقایع جاری در این تنگه کرد. در همین چارچوب، تعدادی از کشورهای دیگر با حمایت آمریکا، پرونده هستهای ایران را مجدداً فعال کردهاند؛ البته این پرونده پیش از این نیز فعال بوده و اکنون فعالیتهای مربوط به آن تشدید شده است.
با این حال اگر پرونده ایران به شورای امنیت هم ارجاع شود و اگر قرار باشد به استناد مسائل هستهای، اقدام نظامی یا محاصرهای فراتر از آنچه در قطعنامههای پیشین پیشبینی شده است، علیه ایران اعمال شود، با وتوی روسیه و چین مواجه میشود.
در این چارچوب، آیا دیدار اخیر ویتکاف و کوشنر با مقامات روسیه را میتوان در ارتباط با همین موضوع و تلاش برای جلب نظر مسکو در شورای امنیت ارزیابی کرد؟
من این موضوع را فراتر از مسأله شورای امنیت میبینم و آن را در چارچوب مسائل مربوط به اوکراین، درگیریهای ایران با آمریکا و اسرائیل، موضوع هستهای و همچنین سایر اختلافات میان آمریکا و روسیه ارزیابی میکنم.
آمریکاییها صرفاً برای مسأله هستهای ایران به روسیه نمیروند، بلکه مجموعه بزرگتری از پروندهها را در دستورکار دارند. بنابراین، موضوعاتی همچون اوکراین، ایران، مسأله هستهای و مسائل متعدد دیگر میان دو کشور در این مذاکرات مطرح است.
با توجه به این تحولات، به نظر شما هدف اصلی آمریکا و متحدانش، اعمال فشار بیشتر بر ایران از طریق تحریمهاست؟ به عبارت دیگر آیا استناد به ماده ۴۱ فصل هفتم، یعنی اقدامات غیرنظامی مدنظر است یا ماده ۴۲؟
آنچه تاکنون در سازمان ملل شاهد بودهایم، عدم همراهی با آمریکا در زمینه ایجاد مشروعیت حقوقی برای حمله به ایران بوده، اما ایالاتمتحده بهصورت یکجانبه حمله خود را انجام داده است. متأسفانه مقاومت جدی و محکومیت بینالمللی از سوی جامعه بینالمللی در برابر این حمله صورت نگرفت.

