در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» چالشهای تیم فوتبال امید در مسیر بازیهای آسیایی ناگویا را بررسی میکند
مدال طلا؛ رویایی سخت اما یافتنی
اکنون تیم امید ایران با هدایت حسین عبدی راهی ناگویا میشود تا شاید این روند را تغییر دهد. هدف روشن است، اما مسیر رسیدن به آن ساده نیست. کیفیت بازیکنان و عملکرد کادر فنی اهمیت دارد، اما بخشی از سرنوشت تیم به عواملی خارج از زمین مربوط میشود؛ عواملی که بیش از هر چیز، ضعف برنامهریزی و نبود هماهنگی میان بخشهای مختلف فوتبال ایران را نشان میدهد.
تیم زیر ۲۳ سال فوتبال ایران در سه دوره گذشته بازیهای آسیایی نهتنها به مدال طلا نرسیده، بلکه زودتر از انتظار از رقابتها کنار رفته است. این کارنامه را نمیتوان صرفاً حاصل اتفاقات و حوادث فوتبالی دانست و باید آن را یکی از نشانههای عقبگرد فوتبال پایه و تیم امید تلقی کرد. به همین دلیل، ناگویا میتواند فرصتی ایدهآل برای جبران باشد؛ هرچند مسیر رسیدن به این هدف، موانع جدی دارد.
یکی از چالشهای جدی در این مسیر دشوار، قرعه ایران است که نمیتوان آن را آسان توصیف کرد. ایران باید با چین، امارات و کرهشمالی روبهرو شود؛ سه تیمی که نمیتوان آنها را حریفانی ساده دانست. چین ساختاری منظم و سرمایهگذاری قابل توجهی در فوتبال پایه دارد، امارات برنامه مشخصی را دنبال کرده و کرهشمالی نیز تیمی سختکوش، فیزیکی و غیرقابل پیشبینی است. بنابراین ایران برای صعود باید از همان مسابقه اول، شخصیت یک مدعی را نشان دهد.
در چنین شرایطی، طبیعی است که بحث در اختیار داشتن بهترین بازیکنان جوان شاغل در لیگ برتر اهمیت بیشتری پیدا کند. عبدی نیز از مدتها قبل بر این موضوع تأکید کرده است؛ مطالبهای که از نظر فنی منطقی به نظر میرسد. ولی فوتبال حرفهای تنها به منافع تیم ملی محدود نمیشود. همین بازیکنان بخش مهمی از برنامه فنی باشگاههای خود هستند و لیگ برتر نیز فشرده دنبال میشود. باشگاهها نیز برای موفقیت در رقابتهای داخلی و آسیایی به بازیکنان خود نیاز دارند.
این تعارض منافع درباره استقلال و تراکتور جدیتر است. هر دو باشگاه نماینده ایران در لیگ نخبگان آسیا هستند و مسابقات مهمی پیش رو دارند. استقلال علاوه بر این، با بسته بودن پنجره نقلوانتقالاتیاش از سوی فیفا با محدودیت مضاعفی مواجه است و کاملاً منطقی است سهراب بختیاریزاده بهراحتی بازیکنان جوان و مستعد خود را در اختیار تیم امید قرار ندهد و نسبت به حفظ بازیکنانش حساس باشد. تراکتور نیز در آستانه مسابقات آسیایی نمیتواند بدون توجه به منافع فنی خود، بازیکنان کلیدیاش را در اختیار تیم امید قرار دهد.
بنابراین، مخالفت این باشگاهها با آزاد کردن بازیکنان را نمیتوان بیتوجهی به منافع ملی دانست. در نتیجه، به جای قرار دادن باشگاهها مقابل تیم امید، باید ریشه این تعارض را در جای دیگری جستوجو کرد. کارشناسان و صاحبنظران بر این باورند که مشکل بزرگ و عامل اصلی شکلگیری این وضعیت، ضعف در سیستم برنامهریزی فوتبال است.
شواهد این ضعف را میتوان در زمان بسیار کوتاهی دید که برای آمادهسازی تیم امید در نظر گرفته شده است. با وجود تمامی مشکلات، بازیکنان تیم امید از ۲۲ شهریورماه و همزمان با پایان هفته هفتم لیگ برتر در اختیار عبدی قرار میگیرند؛ یعنی تنها سه روز پیش از آغاز رسمی مسابقات. سه روز برای تیمی که قرار است برای مدال طلا بجنگد، زمان بسیار محدودی است. حتی با فرض آمادگی بدنی بازیکنان، هماهنگی تاکتیکی، انتقال تفکرات سرمربی، شناخت متقابل نفرات و ساختن یک تیم منسجم به زمان نیاز دارد.
این محدودیت زمانی در شرایطی جدیتر میشود که استقلال و تراکتور همزمان درگیر لیگ نخبگان هستند. این دو تیم در ۲۳ شهریورماه مقابل شباب الاهلی و السد قرار میگیرند. طبیعی است که باشگاهها پیش از چنین مسابقات مهمی تمایل نداشته باشند بازیکنان کلیدی خود را در اختیار تیم امید قرار دهند. در نتیجه، ممکن است بخشی از نفرات اصلی با تأخیر به اردو اضافه شوند و همان فرصت کوتاه آمادهسازی نیز با ترکیبی ناقص سپری شود.
در چنین شرایطی نمیتوان از باشگاهها خواست تمام هزینههای این ناهماهنگی را پرداخت کنند. در اختیار گذاشتن بازیکن فقط یک موضوع اداری نیست؛ باشگاه نسبت به بازیکن خود تعهدات ورزشی و مالی دارد و نسبت به احتمال مصدومیت او حساس است. اگر بازیکنی در بازیهای آسیایی مصدوم شود و چند هفته از میادین دور بماند، چه کسی پاسخگوی تبعات فنی و احتمالی مالی آن خواهد بود؟
از سوی دیگر، در برابر این هزینه قطعی چه تضمینی برای دستاورد نهایی وجود دارد؟ آیا حضور تمام بازیکنان مورد نظر عبدی، قهرمانی ایران را تضمین میکند؟ حتی بهترین بازیکنان و بهترین برنامه آمادهسازی نیز قهرمانی را قطعی نمیکنند؛ یک اشتباه، اتفاق فوتبالی یا مصدومیت بازیکن کلیدی میتواند سرنوشت تیم را تغییر دهد.
براین اساس، آنچه امروز به شکل اختلاف میان تیم امید و باشگاهها دیده میشود، بیش از آنکه یک اختلاف ورزشی باشد، نتیجه ضعف مدیریتی و برنامهریزی است. وقتی هماهنگی از ماهها قبل انجام نشود، طبیعی است که در روزهای پایانی هر طرف برای دفاع از منافع خود تلاش کند. قرار دادن استقلال و تراکتور در جایگاه متهم نیز مشکل را حل نمیکند. تیم امید حق دارد بهترین بازیکنان رده سنی خود را در اختیار داشته باشد و باشگاهها نیز حق دارند نسبت به منافع ورزشی خود حساس باشند. وظیفه مدیریت فوتبال، ایجاد تعادل میان این دو
است.
اگر فوتبال ایران میخواهد به روزهای پرافتخار گذشته بازگردد، باید از چرخه «برنامهریزی در دقیقه نود» خارج شود. مسأله امروز نه استقلال و تراکتور است و نه حسین عبدی؛ مسأله، ساختاری است که اجازه داده تیمی با هدف کسب طلای بازیهای آسیایی تنها سه روز وقت برای آمادهسازی در اختیار داشته باشد و بخشی از بازیکنان اصلی خود را نیز با تأخیر تحویل بگیرد.
طلای ناگویا همچنان هدفی دستیافتنی است، اما اگر این مدال واقعاً اهمیت دارد، باید پذیرفت که قهرمانی از روز مسابقه آغاز نمیشود؛ قهرمانی از روزی آغاز میشود که برای آن برنامهریزی میکنیم.

