« ایران» در گفت و گو با نمایندگان گروه های سیاسی ارزیابی کرد

سهم احزاب در مدیریت بحران

الهام یوسفی
گروه سیاسی


احزاب سیاسی در روزهای عادی معمولاً با انتخابات، رقابت سیاسی و فعالیت‌های تشکیلاتی شناخته می‌شوند، اما بحران که از راه می‌رسد پرسش مهم‌تری درباره کارکرد آنها مطرح می‌شود؛ اینکه این تشکل‌ها در روزهای سخت چه اندازه می‌توانند به کمک جامعه و حاکمیت بیایند و اساساً چه نقشی برای آنها در مدیریت بحران تعریف شده است؟ جنگ اخیر علیه ایران بار دیگر این پرسش را به فضای سیاسی کشور آورد. احزاب و جریان‌های سیاسی در جریان جنگ، با صدور بیانیه و اعلام مواضع، تجاوز به کشور را محکوم کردند و حمایت خود را از نیروهای مسلح و دولت اعلام کردند. 
اما آیا نقش حزب در شرایط بحران باید به همین موضع‌گیری‌ها محدود شود یا احزاب می‌توانند بخشی از فرآیند مدیریت بحران و نقش‌آفرین در پسابحران باشند؟ تحقق چنین ظرفیتی به پیش‌شرط‌های اساسی وابسته است یکی اینکه آیا اساساً ساختار سیاسی کشور، احزاب را به‌عنوان یک نهاد مؤثر و شریک در فرآیند تصمیم‌سازی به رسمیت می‌شناسد؟ و آیا احزاب از امکان و توانایی ارتباط با حاکمیت و جامعه برخوردارند تا بتوانند در شرایط بحرانی نقش واقعی خود را ایفا کنند؟ مسعود پزشکیان در دو سال گذشته چندین جلسه با نمایندگان احزاب و جریان‌های سیاسی برگزار کرده است؛ اقدامی که می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای تقویت ارتباط دولت با جریان‌های سیاسی باشد. اما مسأله اصلی این است که این ارتباط تا چه اندازه به مشارکت واقعی احزاب در تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری منجر شده است و اساساً چه موانعی بر سر راه تبدیل احزاب از تشکل‌هایی عمدتاً انتخاباتی به نهادهایی مؤثر در مدیریت اجتماعی و سیاسی کشور وجود دارد؟
برای پاسخ به این پرسش‌ها و بررسی کارکرد احزاب در شرایط بحران، به سراغ چهره‌هایی از دو جریان اصلی سیاسی کشور رفته‌ایم تا از منظرهای متفاوت، ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها و الزامات نقش‌آفرینی احزاب در شرایط جنگ و بحران را بررسی کنیم.

نقش آفرینی باید قبل از بحران دیده شود
محمدصادق جوادی‌حصار، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، معتقد است اساساً نمی‌توان درباره نقش احزاب در بحران صحبت کرد، بدون آنکه ابتدا به جایگاه آنها در ساختار سیاسی کشور توجه داشت. از نگاه او، حزب در یک نظام سیاسی صرفاً برای انتخابات تشکیل نمی‌شود؛ بلکه باید بتواند نیروی سیاسی تربیت کند، مطالبات جامعه را منتقل کند، مشارکت ایجاد کند و در مدیریت کشور نقش داشته باشد.
به اعتقاد جوادی‌حصار، «این مسأله در شرایط بحران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ چرا که کشوری که با جنگ، کمبود منابع، مشکلات اقتصادی یا بحران‌های اجتماعی روبه‌رو می‌شود، نیازمند نیروهای آموزش‌دیده و تشکیلات منسجم است. به همین دلیل، اگر احزاب پیش از بحران فرصت کادرسازی و فعالیت واقعی داشته باشند، در زمان بحران نیز می‌توانند بخشی از ظرفیت مدیریتی کشور باشند.»
 اما اینجا یک مسأله اساسی مطرح می‌شود؛ آیا احزاب در ساختار سیاسی موجود چنین جایگاهی دارند؟ جوادی‌حصار معتقد است یکی از مشکلات اصلی، نبود ارتباط نظام‌مند میان احزاب و ساختار تصمیم‌گیری است. به گفته او، احزاب باید در فرآیند تصمیم‌سازی مورد مشورت قرار بگیرند و اگر پیشنهاد یا تحلیل یک حزب در تصمیم نهایی اثرگذار است، این اثرگذاری باید دیده و ثبت شود. از نظر او، حزبی که احساس کند حرفش شنیده می‌شود و می‌تواند در تصمیمات سیاسی و اجتماعی اثر بگذارد، انگیزه بیشتری برای فعالیت خواهد داشت. در واقع، از نگاه جوادی‌حصار، نقش‌آفرینی حزب در بحران از خود بحران آغاز نمی‌شود؛ بلکه باید سال‌ها پیش از آن شکل گرفته باشد. حزبی که در شرایط عادی امکان ارتباط با جامعه، تربیت نیرو و مشارکت در تصمیم‌سازی ندارد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد در روزهای بحرانی ناگهان به یک بازیگر مؤثر تبدیل شود.
 
احزاب و روایتگری واقع‌بینانه 
از کشور
حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی نیز برای احزاب در شرایط بحران نقش مهمی قائل است، اما تأکید او بیشتر بر کارکرد اجتماعی و ارتباطی احزاب است. از نگاه ترقی، حزب می‌تواند حلقه واسط میان مردم و حاکمیت باشد و در مدیریت افکار عمومی، حفظ انسجام و عبور جامعه از بحران نقش ایفا کند. او یکی از اولین وظایف احزاب را «روایتگری صحیح و واقع‌بینانه» از شرایط کشور می‌داند. به اعتقاد ترقی، احزاب باید با بیان نقاط قوت و ظرفیت‌های کشور، مراقب باشند روایت آنها از بحران به گونه‌ای نباشد که موجب یأس و ناامیدی مردم شود. در شرایط جنگی، حفظ امید و اعتماد عمومی اهمیت ویژه‌ای دارد. 
درواقع این نگاه، نقش حزب را از یک تشکل سیاسی صرف به یک نهاد اجتماعی نزدیک می‌کند؛ نهادی که باید بتواند جامعه را درک کند، با مردم ارتباط داشته باشد و تصویری قابل فهم و واقع‌بینانه از شرایط ارائه دهد. اما ترقی یک وظیفه دیگر نیز برای احزاب قائل است: انتقال تحلیل‌های اجتماعی به ساختار تصمیم‌گیری. او معتقد است احزاب به دلیل ارتباط مستقیم با جامعه می‌توانند برخی تحولات و نگرانی‌های اجتماعی را زودتر ببینند و تحلیل خود را در اختیار دستگاه‌های اجرایی و امنیتی قرار دهند. در کنار این دو کارکرد، ترقی به نقش اجتماعی احزاب نیز اشاره می‌کند؛ از کمک به آسیب‌دیدگان و افزایش مشارکت مردم گرفته تا جلوگیری از شکل‌گیری شکاف و انشقاق اجتماعی.
 
ساختار سیاسی باید حزبی شود
سعید نورمحمدی، عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان، برای احزاب در بحران‌های ملی پنج کارویژه اصلی برمی‌شمارد: مشارکت در تصمیم‌گیری، بسیج اجتماعی و ایجاد انسجام ملی، میانجی‌گری میان جامعه و حاکمیت، ارائه تحلیل و نقد و جلوگیری از تشدید شکاف‌ها و بحران‌های داخلی. او البته معتقد است بخش قابل توجهی از این ظرفیت در ساختار فعلی در عمل فعال نیست. دلیل آن، از نگاه نورمحمدی به ساختار انتخابات و رابطه احزاب با قدرت بازمی‌گردد.
 او می‌گوید وقتی احزاب نمی‌توانند نیروهای خود را به شکل مؤثر وارد مجلس و دولت کنند و انتخابات نیز ساختاری حزبی ندارد طبیعی است که احزاب نتوانند مسئولیت تصمیم‌گیری و اداره کشور را برعهده بگیرند. به همین دلیل، نورمحمدی معتقد است در بحران اخیر نیز نقش واقعی احزاب بیشتر به «نقش گفتمانی» محدود شد یعنی احزاب توانستند درباره ضرورت حفظ انسجام و جلوگیری از تشدید شکاف‌های داخلی موضع‌گیری کنند. به گفته او در برابر تجاوز خارجی، احزاب اصلاح‌طلب، اصولگرا و میانه‌رو در کنار یکدیگر قرار گرفتند و تلاش کردند وظیفه ملی خود را برای عبور کشور از بحران انجام دهند. با وجود این او تأکید می‌کند که نباید این نقش را بیش از اندازه بزرگ جلوه داد. از نگاه نورمحمدی تا زمانی که ساختار سیاسی کشور حزبی نباشد، نمی‌توان از احزاب انتظار داشت در تصمیم‌گیری‌های کلان نقش تعیین‌کننده داشته باشند. حتی به اعتقاد او بخشی از بحران‌های سال‌های اخیر نیز به همین مسأله بازمی‌گردد؛ اینکه سیاستمداران در بسیاری موارد بدون پشتوانه و مسئولیت حزبی وارد عرصه می‌شوند و در نتیجه سازوکار مشخصی برای پاسخگویی آنها وجود ندارد.

 اثرگذاری نیازمند 
فضای باز سیاسی است
احمد حکیمی‌پور، دبیرکل حزب اراده ملت ایران، از زاویه دیگری به همین مسأله نگاه می‌کند. او معتقد است پیش از آنکه از کارکرد احزاب در بحران صحبت کنیم، باید درباره «شرایط فعالیت آنها» سخن گفت. به گفته حکیمی‌پور اگر فعالیت سیاسی یک‌طرفه باشد، احزاب نمی‌توانند نقش واقعی خود را در جامعه ایفا کنند. چرا که حزب برای اثرگذاری نیازمند فضای باز سیاسی، امکان گفت‌وگو و ارتباط دوسویه با جامعه و حاکمیت است. اگر چنین فضایی وجود نداشته باشد، حزب نه می‌تواند بازخورد مناسبی از جامعه دریافت کند و نه می‌تواند دیدگاه‌های خود را به شکل مؤثر منتقل کند.

مقابله با جنگ روانی
و زمینه‌سازی برای وحدت
در این میان سید محمد حسینی، دبیرکل کانون دانشگاهیان ایران بر وجه دیگری از نقش احزاب در شرایط جنگ تأکید می‌کند و آن «مقابله با جنگ رسانه‌ای و روانی» است. از نگاه حسینی جنگ امروز تنها در میدان نظامی اتفاق نمی‌افتد و بخش مهمی از آن در عرصه رسانه و افکار عمومی جریان دارد. بنابراین، احزاب می‌توانند با تحلیل وقایع، پاسخ به اخبار نادرست و تبیین شرایط، بخشی از این خلأ را پر کنند. به باور او، فعالان سیاسی در برخی موارد به دلیل محدودیت کمتر در بیان دیدگاه‌ها، می‌توانند مسائلی را که مسئولان رسمی امکان طرح مستقیم آنها را ندارند، برای افکار عمومی توضیح دهند.
 حسینی نیز مانند ترقی، نقش حزب را فقط به حوزه رسانه محدود نمی‌کند. از نظر او، احزاب باید در شرایط بحران «راهکار ارائه دهند»؛ بویژه در حوزه اقتصادی و در مواجهه با تحریم‌ها و فشارهای خارجی. حزب می‌تواند عملکرد دستگاه‌های اجرایی را بررسی کند، مشکلات را شناسایی کند و پیشنهادهایی برای عبور از وضعیت دشوار ارائه دهد. وجه مشترک دیگری که در سخنان حسینی با دیدگاه سایر فعالان سیاسی دیده می‌شود، موضوع وحدت است. او معتقد است در شرایط جنگی، احزاب نباید به تشدید اختلافات داخلی دامن بزنند. به باور وی، هرگونه شکاف داخلی می‌تواند زمینه سوءاستفاده دشمن را فراهم کند و از همین رو، احزاب باید به سمت همگرایی و حفظ یکپارچگی جامعه حرکت کنند.
مجموعه دیدگاه‌های این فعالان حزبی و سیاسی تصویری چندلایه از نقش احزاب در بحران ارائه می‌دهد. حزب می‌تواند واسط میان جامعه و حاکمیت، کانال انتقال مطالبات، نهاد تولید تحلیل، ابزار بسیج اجتماعی، عامل تقویت انسجام، بازیگر عرصه رسانه و حتی ارائه‌دهنده راهکارهای مدیریتی باشد. اما اینکه این ظرفیت‌ها تا چه اندازه بالفعل شوند، به ساختار سیاسی و میزان ارتباط و اعتماد میان احزاب، جامعه و حاکمیت بستگی دارد. اگر حزب قرار است در روزهای سخت به حفظ آرامش، انسجام و ثبات کشور کمک کند، باید در روزهای عادی نیز امکان سازماندهی، کادرسازی، ارتباط با جامعه و مشارکت در تصمیم‌سازی را داشته باشد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و پانزده
 - شماره نه هزار و صد و پانزده - ۱۵ شهریور ۱۴۰۵