قالیباف در پیامی تصریح کرد، جهش نفت و کاهش ذخایر آمریکا این کشور را به لبه پرتگاه رسانده است
فشار بر تهران، هزینه در «واشنگتن»
اگر قرار باشد بفهمیم در پشت پرده فشار تازه واشنگتن علیه تهران چه میگذرد، شاید پاسخ را باید در سه عدد جستوجو کرد؛ قیمت نفت آتی، بازده اوراق قرضه دولت آمریکا و میزان ذخایر استراتژیک نفت؛ سه شاخصی که محمدباقر قالیباف، رئیس هیأت مذاکرهکننده کشورمان آنها را مقابل وزیر خزانهداری آمریکا گذاشته تا بگوید آن سوی سیاست تحریمی واشنگتن، معادلهای جریان دارد که همه متغیرهای آن در اختیار آمریکا نیست.
این پیام در شرایطی مطرح شده که «اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری آمریکا با اجرای پرده تازهای از سیاست فشار اقتصادی علیه ایران تلاش دارد به «دونالد ترامپ»، رئیسجمهوری آمریکا ثابت کند آنچه از مسیر جنگ به دست نیامد، شاید از مسیر تحریم و فشار اقتصادی قابل دستیابی باشد؛ محاسبهای که البته در برابر کارنامه چند دهه اختلاف ایران و آمریکا و تجربه طولانی تحریمهای اقتصادی واشنگتن علیه تهران، چندان بینیاز از بازبینی نیست، چراکه تاریخ این تقابل نشان داده است تحریم میتواند هزینه ایجاد کند اما الزاماً به معنای تسلیم طرف مقابل یا تحقق خواستههای تحریمکننده نیست. اما اهمیت ماجرا دقیقاً از جایی بیشتر میشود که این فشار تازه، صرفاً در خلأ سیاسی اعمال نمیشود؛ چه آنکه «بسنت» در حالی تلاش میکند با تشدید فشار اقتصادی، ترامپ را به حفظ فاصله از تفاهم مشترک با ایران ترغیب کند که به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران آمریکایی، ادامه مواجهه با تهران هزینههایی را متوجه واشنگتن کرده که دامنه آن به بازار انرژی، وضعیت مالی دولت آمریکا و حتی ذخایر استراتژیک نفت این کشور کشیده شده و این همان نقطهای است که قالیباف معتقد است «دنیا باید به تماشایش بنشیند».
پوشاندن واقعیت با لفاظیهای سیاسی
اما رد ادعای مقامهای آمریکایی را باید در بازار نفت دنبال کرد؛ جایی که آمریکا روی کاهش قیمت نفت آتی از طریق بازی روانی و اطمینان دادن به بازار درباره بازگشایی تنگه هرمز حساب کرده بود، با این امید که کاهش ریسک عرضه، انتظارات بازار را آرام کند و بخشی از فشار اقتصادی ناشی از بحران را از دوش واشنگتن بردارد. در این محاسبه، هرمز متغیری است که میتواند انتظارات بازار انرژی را تغییر دهد و از همین مسیر، بر قیمت نفت و سپس بر اقتصاد آمریکا اثر بگذارد. اما وقتی این انتظار برای کاهش قیمت نفت آتی در کنار کاهش ذخایر استراتژیک و افزایش نرخ بازده اوراق قرضه دولت آمریکا قرار میگیرد، معادلهای متفاوت شکل میگیرد که در آن واشنگتن برای کنترل تبعات بحران، همزمان باید چند متغیر اقتصادی را مدیریت کند و همین وضعیت، برای «بسنت» و دولت «ترامپ» به مسألهای پیچیده تبدیل میشود که تلاش میکنند با لفاظیهای سیاسی درباره ایران پوشانده شود. به همین دلیل، رئیس هیأت مذاکرهکننده ایران در پاسخ به رجزخوانیهای «بسنت» نوشت، کاهش سریع ذخایر استراتژیک، افزایش بیسابقه نرخ بازده اوراق قرضه و جهش پرشتاب قیمت نفت آتی، وزیر خزانهداری آمریکا را در لبه پرتگاه قرار داده است.
قالیباف این پیام را در مطلبی به زبان انگلیسی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده و در بخش مهمی از پیامش خطاب به «بسنت» گفت: «اگر قرار است واشنگتن برای کنترل بازار نفت به مداخله ادامه دهد، باید تبعات آن را نیز بپذیرد؛ یا تخلیه نفت از ذخایر استراتژیک را فراتر از سطح خطرناک ادامه دهد و کاهش شدید ذخایر را به جان بخرد، یا چشم به مخازن نمکی تگزاس بدوزد و دعا کند فشار ناشی از کاهش ذخایر، مشکلی برای چاههای ذخیره ایجاد نکند.»
جمهوریخواهان: وقتمان تمام شده است
پاسخ قالیباف به وزیر خزانهداری آمریکا با نشانههایی از داخل خود آمریکا هم تقویت شده است. رسانهها و تحلیلگران آمریکایی میگویند، شش ماه پس از آغاز جنگ، قیمت گازوئیل به بالاترین سطح خود رسیده و جمهوریخواهان نیز میبینند که ترامپ هنوز راهی سریع برای پایان دادن به جنگ پیدا نکرده است. «سیانان» تلاش کاخ سفید برای توصیف جنگ به عنوان درگیریای مقطعی و کمشدت را تلاشی برای به حاشیه راندن موضوع ایران در آستانه انتخابات میاندورهای ارزیابی کرده، حال آنکه «پولیتیکو» میگوید جمهوریخواهان عملاً به مرحله پذیرش تبعات جنگ رسیدهاند.
یکی از استراتژیستهای این حزب نیز گفته است: «وقتمان تمام شده است.» همزمان «سیانبیسی» هم از افزایش دوباره قیمت «برنت» در پی ازسرگیری حملات و نگرانی درباره امنیت عرضه نفت خبر داده و تنگه هرمز را همچنان اصلیترین نگرانی بازار دانسته است؛ مسیری که حجم نفت عبوری از آن هنوز بهمراتب پایینتر از پیش از جنگ است. در همین شرایط، وزیر خزانهداری آمریکا از تشدید فشار مالی بر داراییهای ایران و سپاه پاسداران، مسدودسازی حسابها و املاک وابستگان و حتی حذف طرفهای معامله با سپاه از نظام مالی و پرداخت بینالمللی گفته است. این مجموعه اقداماتی است که نشان میدهد فشار اقتصادی واشنگتن در حال افزایش است اما همزمان هزینههای آن برای خود آمریکا نیز آشکارتر میشود.
پیچیدهتر شدن معادله واشنگتن
جدال ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز همزمان محاسبات واشنگتن برای مدیریت بحران را پیچیدهتر کرده است. در همین چارچوب ناظران معتقدند، ترامپ در فاصله باقیمانده تا انتخابات میاندورهای آمریکا (۱۳آبان) میکوشد تبعات جنگ را کنترل کند و از همین رو ارتش آمریکا در هفتههای اخیر تلاش کرده کنترل مسیر اصلی عبور کشتیها در هرمز را بازپس بگیرد و همزمان توان موشکی، راداری و مینگذاری ایران را در این منطقه تضعیف کند.
این تلاش البته به جای کاهش تنش با پاسخ موشکی ایران به شماری از پایگاههای آمریکا در اردن، امارات و قطر همراه شد و بویژه در اردن خسارات سنگینی بر جای گذاشت. این چرخه درگیری در حالی ادامه یافته که مسیرهای دیپلماتیک نیز کاملاً متوقف نشدهاند و بنا بر ادعای شماری از رسانههای منطقهای، پاکستان، قطر و عمان همچنان با تهران و واشنگتن در تماس هستند تا چارچوبی برای توقف تنش و جلوگیری از گسترش جنگ پیدا کنند. در همین راستا، «فایننشال تایمز» مدعی شده، واشنگتن به میانجیها اعلام کرده حتی در صورت دستیابی تهران و مسقط به توافق، خواهان باز ماندن تنگه هرمز است. این درحالی است که تهران مسیر مذاکره را بهروشنی ترسیم کرده است که در آن نه مسأله هستهای و نه بازگشایی هرمز نمیتواند جدا از تعهدات قبلی واشنگتن بررسی شود و شرط آغاز هر گفتوگویی، بازگشت آمریکا به تفاهمنامه مشترک با ایران است.
بــــرش
بقایی: اهداف ایران فقط نظامی هستند
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه با استناد به گزارش رسمی دولت قطر تأکید کرد: «برخلاف آمریکا که حمله به اهداف غیرنظامی را به الگویی تکرارشونده در جنگهای خود تبدیل کرده، اقدامات دفاعی ایران صرفاً متوجه اهداف نظامی بوده است.» بقایی با اشاره به سندی که دولت قطر به اتحادیه بینالمللی ارتباطات (ITU) ارائه کرده، گفت: «این گزارش بهصراحت تأیید میکند حملات ایران علیه نیروهای آمریکایی مستقر در خاک قطر، تنها تأسیسات نظامی آمریکا را هدف قرار داده و هیچ منطقه غیرنظامی مورد حمله قرار نگرفته است.» به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه، تنها موردی که در گزارش قطر به عنوان استثنا مطرح شده، حمله به یک تأسیسات گازی در ۱۸ مارس است؛ با این حال، این تأسیسات در آن مقطع در خدمت عملیاتهای نظامی آمریکا علیه ایران قرار داشته است. بقایی گفت: «حملات مکرر آمریکا به مدارس، بیمارستانها، مناطق مسکونی و مراسم عروسی گویای رویکرد متفاوت واشنگتن است.» این اظهارات در حالی مطرح میشود که در حمله شامگاه سهشنبه ۱۰ شهریور آمریکا به یک جشن عروسی در کوهستک شهرستان سیریک هرمزگان، بیش از ۷۰ نفر شهید و مجروح شدند که بیشتر آنان زن و کودک بودند.


