تکلیف انبوه بناهای موجود در برابر انفجار، آتشسوزی و تهدیدات جدید چیست؟
پدافند غیرعامل پشت درب ساختمانها
در شهرهایی که برجهای شیشهای، مجتمعهای تجاری پرتردد و ساختمانهای مسکونی متراکم، هر روز بخشی از زندگی عادی مردم را میسازند، یک پرسش مهم کمتر مطرح میشود: اگر حادثهای فراتر از یک آتشسوزی معمولی یا زلزله رخ دهد، این ساختمانها تا چه اندازه از جان ساکنان، کارکنان و مراجعهکنندگان محافظت میکنند؟ گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس میگوید پاسخ این پرسش، دستکم درباره بخش قابل توجهی از بناهای موجود، اطمینانبخش نیست.
این گزارش ۸۲ صفحهای با بررسی ساختمانهای مسکونی، اداری و تجاری، از شکافی میان تهدیدهای امروز و ضوابط ساختمانی موجود سخن میگوید؛ شکافی که در جزئیاتی چون شیشههای معمولی، نماهای با اتصال ضعیف، مسیرهای خروج مسدود، پارکینگهای فاقد تجهیزات پایه ایمنی و تأسیسات بام خود را نشان میدهد. پیشنهاد محوری پژوهشگران نیز روشن است: مبحث ۲۱ مقررات ملی ساختمان باید بازنگری شود و ایمنسازی، فقط به ساختمانهای نوساز محدود نماند.
گزارش «راهکارهای معماری پدافند غیرعامل در ساختمانهای مسکونی، اداری و تجاری» که در شهریور ۱۴۰۵ از سوی مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده، تلاش دارد ساختمان را نه فقط یک سازه برای سکونت، کار یا خرید، بلکه بخشی از شبکه تابآوری شهری ببیند. پیام اصلی این گزارش روشن است: بخش قابل توجهی از ساختمانهای موجود، بهویژه بناهای عمومی و دولتی، با نگاه امروز به تهدیدها طراحی نشدهاند و مقررات فعلی نیز برای پوشش کامل این وضعیت کافی نیستند.
این گزارش بر این نکته تأکید دارد که بحران فقط زلزله نیست.
آتشسوزی، انفجار، حمله به ساختمانهای شهری، خرابکاری، تهدیدهای پهپادی، اختلال در تأسیسات و حتی خطرات مرتبط با تجهیزات و زیرساختهای دیجیتال، اکنون باید در طراحی، بهرهبرداری و نگهداری ساختمان دیده شوند.
با این حال، میان آنچه ساختمانهای شهر در عمل دارند و آنچه در سناریوهای بحران لازم است، فاصلهای جدی وجود دارد.
ساختمان امن
فقط ساختمان مقاوم نیست
در ادبیات عمومی، ایمنی ساختمان غالباً با مقاومت سازه در برابر زلزله سنجیده میشود؛ یعنی اینکه ستون، تیر، دیوار برشی و فونداسیون تا چه حد میتوانند در برابر لرزش دوام بیاورند. اما گزارش مرکز پژوهشها تصویر گستردهتری ارائه میدهد. از نگاه این گزارش، یک ساختمان ممکن است سازهای نسبتاً مقاوم داشته باشد، اما بهدلیل ریزش نمای سنگی، خردشدن شیشهها، آتشگرفتن تجهیزات بام، نبود راه خروج امن یا ضعف در کنترل دود، به محیطی خطرناک برای ساکنان و شهروندان اطراف تبدیل شود.
نمونههای این آسیبپذیری در حوادث سالهای اخیر نیز دیده شده است. آتشسوزی پلاسکو، فروریزش متروپل و آتشسوزی برج گرنفل در لندن، هر کدام به شکلی نشان دادند که فاجعه ساختمانی فقط محصول یک خطای منفرد نیست. ضعف در طراحی، مصالح نامناسب، نبود نگهداری، سهلگیری در نظارت، بستهبودن مسیرهای خروج، نبود سامانه اطفای حریق یا تأخیر در تصمیمگیری، میتواند زنجیرهای از خطاها را به یک بحران انسانی تبدیل کند.
گزارش از «فروپاشی پیشرونده» نیز بهعنوان یکی از مخاطرات مهم یاد میکند؛ وضعیتی که در آن آسیب یک بخش از ساختمان، بهویژه پس از انفجار یا ضربه شدید، بهصورت زنجیرهای به بخشهای دیگر منتقل میشود و احتمال ریزش گستردهتر را بالا میبرد. به همین دلیل، ایمنی فقط به ضخامت دیوار یا بزرگی ستون محدود نیست؛ نحوه اتصال اجزای ساختمان به یکدیگر، مسیر انتقال نیرو و مهار عناصر غیرسازهای نیز اهمیت پیدا میکند.
شیشه؛ عنصر زیبایی یا منبع خطر؟
یکی از نکات برجسته گزارش، توجه به نماهای شیشهای است؛ نماهایی که در سالهای گذشته به یکی از نشانههای ساختمانهای مدرن اداری، تجاری و حتی مسکونی تبدیل شدهاند. شیشه، نور و شفافیت میآورد، اما در صورت انتخاب نادرست یا اجرای ضعیف، میتواند در یک انفجار یا حادثه شدید به منبع خردهشیشه و ترکش تبدیل شود.
مرکز پژوهشها بر استفاده از شیشههای لمینیت، قابهای مهارشده و اتصالات مقاوم تأکید کرده است. تفاوت مهم شیشه لمینیت با شیشههای معمولی در این است که در زمان شکست، قطعات شیشه تا حدی به لایه میانی میچسبند و با شدت کمتری به محیط پرتاب میشوند. این موضوع برای ساختمانهای پررفتوآمد، مراکز اداری، مراکز خرید و بناهای نزدیک معابر اصلی اهمیت بیشتری دارد.
مسأله فقط شیشه نیست. نمای سنگی، تابلوها، تجهیزات نصبشده روی بدنه ساختمان، سایهبانها، پنلها و هر الحاقی که اتصال مطمئنی ندارد، در شرایط حادثه میتواند به عامل ثانویه آسیب تبدیل شود. در بسیاری از ساختمانها، توجه اصلی در زمان ساخت صرف نمای ظاهری میشود، اما نگهداری دورهای و کنترل اتصالات پس از بهرهبرداری، جدی گرفته نمیشود. نتیجه آن است که یک مصالح تزئینی در شرایط عادی، در روز بحران به خطری برای عابران و ساکنان تبدیل میشود.
از پلان نامنظم تا نبود فضای امن
در بخش ساختمانهای مسکونی، گزارش بر چند محور تأکید دارد: پلان منظم، پرهیز از تورفتگیهای عمیق، تقویت سازه و نما، ایمنی پنجرهها، مسیر خروج و پیشبینی فضای امن. در این میان، فرم ساختمان نیز اهمیت دارد. گزارش معتقد است پلانهایی با تورفتگی زیاد یا فرمهایی مانند U و L، در شرایط خاص میتوانند تمرکز نیرو یا آسیب را تشدید کنند؛ هرچند قضاوت نهایی درباره ایمنی هر ساختمان، به طراحی سازه، جزئیات اجرا و شرایط محیطی وابسته است.
پیشنهادهایی مانند ایجاد دو مسیر خروج مجزا، راهپله محصور با دیوار و در ضدحریق، نصب آشکارساز دود و حرارت و تجهیز پارکینگ به سامانه اطفای حریق، بخش دیگری از نسخه پیشنهادی گزارش برای ساختمانهای مسکونی است. این توصیهها شاید بدیهی به نظر برسند، اما واقعیت این است که در بسیاری از ساختمانهای موجود، بهخصوص در بافتهای متراکم و ساختمانهای قدیمیتر، مسیر خروج اضطراری عملاً همان راهپله اصلی است؛ راهپلهای که ممکن است با وسایل اضافی، دوچرخه، کمد یا حتی درهای قفلشده مسدود شود.
برجهای اداری؛ ساختمانهایی
که نباید با یک حادثه از کار بیفتند
ساختمان اداری، بهویژه وقتی محل استقرار دستگاههای خدماتی، مراکز داده، شرکتهای بزرگ، بانکها یا نهادهای عمومی است، فقط محل حضور کارکنان نیست. اختلال در عملکرد آن میتواند خدمات گستردهتری را متوقف کند. به همین علت، گزارش برای این ساختمانها بر «تداوم فعالیت» تأکید ویژه دارد.
راهپلههای خروج عریض و ایمن، سیستم فشار مثبت برای جلوگیری از ورود دود به راهپله، آسانسور اضطراری برای انتقال افراد دارای معلولیت یا سالمندان، سامانه اعلام و اطفای حریق، اتاق امن مدیریت بحران و تفکیک فضاهای عمومی از بخشهای حساس، از جمله پیشنهادهای گزارش است.
در ساختمانهای اداری مدرن، تجهیزات بام نیز به یک نقطه حساس تبدیل شدهاند. چیلرها، هواسازها، تجهیزات تهویه، پنلهای خورشیدی، مخازن و دستگاههای ارتباطی، اگر بهدرستی مهار یا محافظت نشوند، در زمان حادثه میتوانند آسیبپذیری ساختمان را افزایش دهند. همین موضوع درباره اتاقهای سرور، رکهای اطلاعاتی و زیرساخت برق اضطراری هم صدق میکند. گزارش هشدار میدهد که آسیب به تأسیسات، گاهی حتی اگر سازه اصلی سالم بماند، میتواند یک ساختمان را از چرخه خدمت خارج کند.
این مسأله برای نهادهای عمومی اهمیت دوچندان دارد. بیمارستان، مرکز امدادی، ساختمان فرمانداری، مرکز داده، ایستگاه آتشنشانی یا هر بنای خدماتی مهم، در بحران نباید خود به بحران تازه تبدیل شود. قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز دستگاههای اجرایی را مکلف کرده است که برای ساختمانها و تأسیسات حیاتی، حساس و مهم، معاینه فنی سالانه و گزارش وضعیت ایمنی تهیه کنند. پرسش مهم اما این است که این تکلیف تا چه حد به یک سازوکار اجرایی شفاف و قابل نظارت تبدیل شده است.
مراکز خرید؛ معماری ازدحام و خطر
اگر در ساختمان مسکونی مسأله اصلی حفاظت از ساکنان است و در ساختمان اداری تداوم خدمت اهمیت دارد، در مراکز تجاری و مجتمعهای بزرگ، «مدیریت جمعیت» به گره اصلی تبدیل میشود. یک مرکز خرید در ساعات شلوغ ممکن است میزبان هزاران نفر باشد؛ افرادی که با محیط ساختمان، مسیرهای خروج و دستورالعملهای اضطراری آشنا نیستند.
در چنین فضایی، آتشسوزی یا انفجار فقط یک حادثه فنی نیست، بلکه بهسرعت به مسأله ازدحام، هراس و دشواری تخلیه تبدیل میشود. گزارش، جداسازی پارکینگ از بنای اصلی یا تقویت مرز میان آنها، نصب موانع پیرامونی برای جلوگیری از ورود خودرو به نقاط حساس، تعدد مسیرهای خروج، زونبندی حریق، تهویه اضطراری پارکینگ و نصب حسگرهای مونوکسیدکربن و حرارت را از جمله ضرورتها میداند.
در بسیاری از مجتمعها، آتریومهای بزرگ، نورگیرهای سقفی و فضاهای باز داخلی به جذابیت معماری کمک میکنند، اما اگر برای کنترل دود، تخلیه اضطراری و مهار حریق طراحی نشده باشند، در شرایط آتشسوزی میتوانند خطر را تشدید کنند. مسیرهای خروج نیز نباید در روزهای عادی به انبار کالا یا مسیر خدماتی تبدیل شوند؛ مشکلی که در بسیاری از ساختمانهای تجاری دیده میشود و تا زمان حادثه، کمتر کسی آن را جدی میگیرد.
مبحث ۲۱ و مقرراتی که باید
از نو دیده شود
نقطه مرکزی گزارش، نقد مبحث ۲۱ مقررات ملی ساختمان است؛ مبحثی که به پدافند غیرعامل اختصاص دارد. گزارش میگوید این مقررات، هرچند چارچوب اولیهای برای توجه به بار انفجار و تهدیدهای انسانساخت فراهم کرده، اما در عمل چند ضعف مهم دارد: تمرکز آن بیشتر بر ساختمانهای نوساز است، ساختمانهای موجود را بهطور کافی پوشش نمیدهد و تهدیدهای جدیدتر مانند حملات پهپادی، تهدیدهای شیمیایی، زیستی، سایبری و اختلال در زیرساختها در آن صراحت کافی ندارند.
مرکز پژوهشها پیشنهاد میکند مبحث ۲۱ بازنگری شود، برای بناهای موجود دستورالعمل مکمل تدوین شود و نقش شهرداریها، سازمان نظام مهندسی و نهادهای مسئول پدافند غیرعامل در کنترل اجرای ضوابط شفافتر شود. پیشنهاد دیگر، تبدیل رعایت برخی الزامات ایمنی به شرط صدور پروانه و پایان کار، بهویژه برای ساختمانهای بلندمرتبه، عمومی و پرجمعیت است.
مقاومسازی تدریجی
یکی از واقعبینانهترین بخشهای گزارش، تأکید بر «بهسازی تدریجی» ساختمانهای موجود است. ایران با انبوهی از ساختمانهای قدیمی و میانسال روبهروست و تصور اینکه همه آنها یکباره مقاومسازی شوند، عملی نیست. بنابراین، پیشنهاد گزارش این است که هر بار ساختمان وارد چرخه تعمیر، بازسازی یا نوسازی میشود، بخشی از اقدامات ایمنی نیز به آن افزوده شود.
برای نمونه، هنگام تعویض پنجرهها میتوان سراغ شیشه ایمنتر رفت. در بازسازی نما، اتصالات سنگ و مصالح کنترل شود؛ در نوسازی پارکینگ، سامانه اطفای حریق و تهویه ارتقا یابد؛ در تعمیرات داخلی، مسیرهای خروج و درهای ضدحریق اصلاح شود و در ساختمانهای مهم، بخشی از زیرزمین یا فضاهای داخلی با ارزیابی فنی به محل امن موقت تبدیل شود.
اولویت نخست نیز باید با جان انسانها باشد: مهار اجزای غیرسازهای، رفع انسداد مسیرهای خروج، نصب سامانههای هشدار، کنترل تأسیسات و ایجاد امکان تخلیه سریع. اینها اقداماتی هستند که در بسیاری موارد، نسبت به تقویت گسترده سازه هزینه و زمان کمتری میخواهند، اما میتوانند در لحظه حادثه تفاوت بزرگی ایجاد کنند.


