از اذن قتال تا فتح مبین
مدیرعامل مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران
با نگاهی به سیره بابرکت رسول اعظم(ص) در مدینه، مشخصاً از روزی که آیه «اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا» (حج/39) نازل شد، تا روزی که در صلح حدیبیه آیه «انا فتحنا لک فتح مبینا» (فتح/1) بر جان پاک محمد نشست، حوادثی در مدینه رخ داد که مقایسه آنها بسیار نکتهآموز است.
بعد از نزول آیه اذن جهاد در سوره مبارکه حج، توجه مسلمانان به مکه جلب شد، شهری که مردم آن بیشترین ظلم را بر پیامبر(ص) و مسلمانان روا داشتند.
نحوه مواجهه با کفار مخالف و ظالم مکه، از بزرگترین درسهای سیره پیامبر مکرم اسلام است. رحمت و مرحمت پیامبر(ص) نسبت به اهالی مکه، به واقع بر کسانی روا شد که در دوره 13 ساله حضور پیامبر(ص) در این شهر، هر ظلمی روا داشتند و هر ستمی را بر مسلمانان اعمال کردند. کافران در زشتکرداری اهل قناعت نبودند. با تنظیم یک قرارداد، تحریم همهجانبه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را بر پیروان محمد(ص) اعمال و چنان زندگی را بر آنان تنگ کردند که مسلمانان، بیش از دو سال را در شعب ابیطالب گذراندند. از تحمل آن همه سختی و گرسنگی خم به ابرو نیاوردند و به جای آن، در مرحلهای دیگر از گسترش دین مبین اسلام، از مکه به مدینه (یثرب) هجرت کردند.
مسلمانان در این هجرت همه داراییهای خود را در مکه باقی گذاشتند. مکیان هم برای جبران شکست ناشی از هجرت مسلمانان، همه اموال آنان را مصادره و اعلام کردند هیچ مهاجری حق ندارد چیزی را با خود به مدینه ببرد. مصادره اموال و تبلیغ برای جمعآوری داراییها، گویی تسکینی برای مشرکان بود تا مانع قدرت گرفتن مسلمانان شوند.
وقتی آیه مبارکه «انا فتحنا لک فتح مبینا» نازل شد، توجه مسلمانان مدینه به شهری با چنین سابقه و به مردمی با چنین کارنامهای جلب شد.
اما همین عقبه و تاریخچه است که نوع برخورد پیامبر اسلام و مسلمانان با اهالی مکه را به یکی از بزرگترین آموزههای پیامبر رحمت، برای ما و برای همه تاریخ بدل میکند.
به رغم سوابق تاریک و تیرهای خدنگی که مکیان علیه اسلام و مسلمین روانه کردند، رسول اکرم پس از صدور اذن جهاد با مکیان، فرمانهایی صادر کرد که مغایر آن سابقه مکیان بود.
برخی دستورها به مسلمانان فاتح از این قرار بود: «شروع کننده جنگ نباشید، به زنان، کودکان و کهنسالان احترام بگذارید، درختان بهویژه درختان مثمر را قطع نکنید، به کسانی که در مقابل شما ایستادگی نکردهاند تعرض نکنید، به معابد و اماکن مذهبی کاری نداشته باشید و مواردی مانند این.»
اینکه پیامبر اسلام تا این حد تأکید میکند با دشمنان دیرین و بسیار آزاردهنده خود، با احترام رفتار کنند و چنین قواعدی را در جهاد رعایت کنند، تنها ناشی از ویژگیهای دین مبین اسلام است که پیام آورش «رحمت للعالمین» است.
در یکی از سالهای پیش از فتح مکه، پیامبر مطلع شد که قحطی و کمبود غذا بهشدت به مکیان فشار وارد آورده است، حضرت رسول(ص) دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی همچون گندم و خرما برای مکه فرستاده شود تا مردمی که هنوز در زمره سختترین دشمنان اسلام بودند، از گرسنگی زمینگیر نشوند.
دستور امداد، برای کسانی صادر شد که در همه سالهای پس از هجرت مسلمانان به مدینه، از هیچ تلاشی برای آزار مسلمانان یا شکست اسلام فروگذار نکردند. جنگهای احد و بدر را تحمیل کردند و در شناعت، کار را به جایی رساندند که در جنگ احد، پیکر مطهر برخی از شهدا را مثله کردند.
در دشمنیای دیگر، در سال پنجم هجرت، مکیان با تحریک یهودیان، همه قبیلهها را علیه مسلمانان متحد و جنگ احزاب را به راه انداختند. در سال ششم هجرت بود که با تدبیر پیامبر مکرم اسلام، مشرکان مکه در برابر نیروی اسلام تسلیم شدند.
در این سال، پیامبر و یارانش، بیهیچ سلاحی و درحالی که لباس احرام به تن داشتند، برای انجام عمره به سمت مکه حرکت کردند. مسلمانان در نزدیکیهای مکه در منطقه حدیبیه مستقر شدند. «عثمان بن عفان» مأمور شد به بزرگان مکه اطلاع دهد که مسلمانان برای عمره میآیند. عزیمت عثمان به مکه طولانی و شایعه شد که به دست کفار کشته شد. مشرکان بر سر دوراهی قرار گرفتند: اگر مسلمانان اجازه ورود مییافتند، یعنی مکیان دشمن خود را راه داده بودند و اگر مانع ورود مسلمانان میشدند، جرمی بزرگتر بود. مکه میبایست تصمیم میگرفت که در برابر رسول خدا و یارانش چه کند. عثمان خبر آورد مشرکان حاضر به مذاکرهاند. پیامبر(ص) مذاکره را پذیرفت و نتیجه مذاکره پیماننامه «صلح حدیبیه» شد.
کاتب این صلح نامه، علی بن ابیطالب(ع) بود. اولین نکته اختلاف دوطرف، نحوه ذکر نام پیامبر اسلام بود. مسلمانان تأکید داشتند که در کنار نام محمد(ص)، کلمه «رسولالله» در عهدنامه آورده شود. مشرکان گفتند اگر محمد(ص) را به عنوان «رسول الله» قبول میداشتیم از او پیروی میکردیم. پس رسول خدا پذیرفت که در کنار نام او، تنها به ذکر این عبارت بسنده شود: «محمد بن عبدالله.»
مهار تندرویهای برخی مسلمانان هنگام تنظیم عهدنامه ساده بود. در عهدنامه آمده بود که مسلمانان امسال به مدینه بازگردند، اما سال دیگر میتوانند طی سه روز اعمال حج را به جا بیاورند. در بند دیگری آمده بود که اگر یکی از مکیان مسلمان شد، نمیتواند به مدینه برود و بلعکس.
یکی از بندهای این صلحنامه که برای فتح مکه در آینده راهبردی بود، این بود که مسلمانان میتوانستند با هر قبیلهای پیمان ببندند. پس از امضای صلحنامه، در جمعیت صدایی بلند شد: پسر «عمرو بن سهیل» که از طرف مکیان مذاکره میکرد، مسلمان شد و میخواست به مدینه برود.
پیامبر(ص) فرمود حال که پیمان را امضا کردهایم، به آن وفادار هستیم. پس، از فرزند عمرو بن سهیل خواسته شد به مکه بازگردد.
چه هنگام پذیرش مذاکره از سوی پیامبر(ص) و چه تنظیم عهدنامه، برخی مسلمانان به پیامبر(ص) و سیاستهای ایشان اعتراض میکردند. اما پس از امضای صلح نامه سوره فتح نازل شد: «انا فتحنا لک فتحا مبینا» که یعنی «این صلح نامه، فتح مبینی برای شماست.»
پس از انعقاد صلح نامه، پیامبر(ص) دعوت از پادشاهان جهان برای گرویدن به اسلام را آغاز کرد. سال بعد «عمره القضا» به جا آورده شد. در این سال، بنا به درخواست ابوسفیان، بند عهدنامه که در صورت مسلمان شدن یکی از مکیان، تازه مسلمان حق ندارد به مدینه برود، حذف شد.
درنهایت، با بروز اختلاف میان دو قبیله «بنی بکر» که همپیمان مکیان بود، با قبیله «بنی خزاعه» که همپیمان مسلمانان بود، عملاً پیماننامه شکسته شد. حضور ابیسفیان در مدینه هم نتوانست آن را تجدید کند. شکستن عهدنامه از سوی مکیان، زمینه فتح بدون خونریزی مکه در سال هشتم هجرت را فراهم کرد.
مسلمانان، بخشی از این توفیقات را به صلح حدیبیه نسبت دادند که با فراست رسول اسلام منعقد شد. با امضای این قرارداد در سال ششم هجری، مدینه و نیروی اسلام از فشار مشرکان مکه رها شدند و توانستند قوای خود را تجدید و تقویت کنند. نتیجه این قدرتیابی، دو سال بعد در سال هشتم هجری مشخص شد: فتح بدون جنگ و خونریزی.
پیامبر اسلام پس از فتح مکه، وارد مسجد الحرام شد و در آستانه در کعبه ایستاد. بنا به نقل تاریخ، آنگاه که رسول خدا سخن را آغاز کرد، سکوتی فراگیر حاکم شد. چه بسا برخی از مکیان با یادآوری ستمهایی که طی 13 سال اول نزول اسلام بر محمد و مسلمانان وارد کرده بودند، یا از تحریم و جنگها بیم و هراس داشتند که جنایتها با عقوبت پاسخ داده شود. شاید برخی منتظر دستور قتل بودند. اما نمیدانستند آن که در آستانه کعبه سخن میگوید «رحمت للعالمین» است. محمد(ص) رو به مردم مکه کرد و فرمود: «فاذهبوا فانتم الطلقا»؛ یعنی «بروید که همه شما را آزاد کردم.»
مژده آزادی پیامبر اسلام به مکه، دوباره مکیان را زنده کرد.

