بیش از نیمی از ظرفیت جدید امسال از انرژیهای پاک تأمین شد
تجدیدپذیرها پیشتاز توسعه جدید برق ایران
حدیث حدادی
گروه اقتصادی
با ورود بیش از ۷۶۰ مگاوات ظرفیت جدید تجدیدپذیر به مدار در ماههای اول سال ۱۴۰۵، انرژیهای پاک برای اولینبار سهمی بیش از نیمی از توسعه تازه نیروگاهی کشور را به خود اختصاص دادند. این روند، در کنار افزایش ظرفیت نیروگاههای حرارتی، نشانهای از تغییر مسیر توسعه صنعت برق به سمت تنوعبخشی در تولید و کاهش وابستگی شبکه به سوختهای فسیلی است.
اما افزایش ظرفیت تولید، بویژه در بخش تجدیدپذیرها، بهتنهایی به معنای پایان ناترازی برق نیست. بررسی دادههای منتشرشده از سوی معاونت تحقیقات و منابع انسانی دفتر فناوری اطلاعات و نظارت بر امنیت فضای مجازی وزارت نیرو نشان میدهد ریشه این مسأله فراتر از کمبود نیروگاه است؛ از وابستگی تاریخی به سوختهای فسیلی و محدودیت توسعه شبکه انتقال تا عقبماندگی در احداث پستها، رشد مصرف خانگی در فصل گرم و دشواری رساندن برق تولیدشده به محل مصرف، همگی در شکلگیری شکاف عرضه و تقاضا نقش دارند.
ستون اصلی سبد برق کشور
ترکیب ظرفیت نصبشده نیروگاهی کشور نشان میدهد نیروگاههای حرارتی همچنان سهم غالب را در اختیار دارند. نیروگاههای سیکل ترکیبی با سهم ۳۸ درصدی، بزرگترین بخش سبد نیروگاهی را تشکیل میدهند. پس از آن نیروگاههای گازی با ۲۵ درصد و نیروگاههای بخاری با ۱۶ درصد قرار گرفتهاند. به این ترتیب، سه گروه اصلی نیروگاههای حرارتی در مجموع ۷۹ درصد ظرفیت نصبشده کشور را در اختیار دارند؛ یعنی نزدیک به چهار پنجم توان نیروگاهی ایران همچنان به منابع حرارتی و سوختهای فسیلی وابسته است. در مقابل، سهم نیروگاههای برقآبی ۱۲ درصد و نیروگاه اتمی حدود یک درصد اعلام شده است. مجموعه نیروگاههای تجدیدپذیر و تولید پراکنده نیز حدود ۸ درصد از ظرفیت نصبشده را تشکیل میدهد. البته باید در خوانش این رقم دقت کرد؛ زیرا بخشی از تولید پراکنده، از جمله مولدهای دیزلی، تجدیدپذیر به شمار نمیرود. بنابراین، سهم واقعی خورشیدی، بادی و دیگر منابع پاک از کل ظرفیت نصبشده، کمتر از این عدد ترکیبی است. این آمارها نشان میدهد با وجود توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر در سالهای اخیر، ساختار برق ایران هنوز از نظر تولید و پایداری شبکه، به نیروگاههای حرارتی وابسته است. این وابستگی در دوره اوج مصرف و همچنین در ماههایی که تأمین سوخت نیروگاهها با محدودیت روبهرو میشود، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تجدیدپذیرها در توسعه جدید جلو آمدهاند
با این حال، روند توسعه جدید نیروگاهی در سال ۱۴۰۵ تصویر متفاوتی دارد. تا ۲۴ تیرماه امسال، مجموع ظرفیت افزودهشده به شبکه به حدود ۱۳۵۹ مگاوات رسیده که از این رقم، ۷۶۰.۶ مگاوات به نیروگاههای تجدیدپذیر اختصاص داشته است. به بیان دیگر، حدود ۵۵.۹ درصد از ظرفیت جدید واردشده به مدار در این دوره، از محل تجدیدپذیرها تأمین شده است.
این نسبت، نشان میدهد مسیر سرمایهگذاری جدید نسبت به ساختار تاریخی شبکه تغییر کرده و تجدیدپذیرها در پروژههای جدید، سهمی پررنگتر از گذشته گرفتهاند. اما این رشد، هنوز برای تغییر ترکیب کلی تولید برق کشور کافی نیست؛ زیرا حجم انباشته ظرفیت نیروگاههای حرارتی بسیار بزرگتر است و تجدیدپذیرها نیز برای اثرگذاری پایدارتر، به توسعه شبکه، ذخیرهسازها و تجهیزات کنترل هوشمند نیاز دارند. در همین دوره، ۵۸۷ مگاوات ظرفیت جدید نیز در نیروگاههای گازی و سیکل ترکیبی ایجاد شده است. در بخش نیروگاههای گازی، سه واحد نیروگاه نکا با مجموع ۱۸۳ مگاوات، نیروگاه خاتونآباد با ۴۲ مگاوات و نیروگاه گازی متوسط ری با ۴۲ مگاوات وارد مدار شدهاند. مجموع ظرفیت این واحدها به ۲۶۷ مگاوات میرسد؛ رقمی معادل نزدیک به یکپنجم کل افزایش ظرفیت نیروگاهی ثبتشده در این دوره.
در بخش سیکل ترکیبی نیز دو واحد عسلویه و بعثت پارس جنوبی با مجموع ظرفیت ۳۲۰ مگاوات به شبکه اضافه شدهاند. این میزان، حدود ۲۳.۵ درصد از کل ظرفیت جدید را تشکیل میدهد. بنابراین، حتی در دورهای که تجدیدپذیرها سهم بیشتری از توسعه جدید گرفتهاند، نیروگاههای حرارتی، بویژه واحدهای سیکل ترکیبی با راندمان بالاتر، همچنان بخش مهمی از برنامه توسعه برق را تشکیل میدهند.
گلوگاه اصلی، مسیر انتقال برق است
در سمت مصرف نیز دادهها از تغییر ترکیب مصرف برق حکایت دارد. سهم بخش صنعت از مصرف برق کشور در پایان خرداد سال گذشته ۳۹.۳ درصد بود که در پایان خرداد امسال به ۳۷.۵ درصد رسیده است. سهم بخش کشاورزی نیز از ۱۳.۳ درصد به ۱۲.۵ درصد کاهش یافته است. در مقابل، سهم مصرف خانگی از ۲۹.۵ درصد در پایان خرداد سال گذشته به ۳۱.۸ درصد در پایان خرداد امسال رسیده؛ یعنی ۲.۳ واحد درصد افزایش یافته است. البته کاهش سهم صنعت و کشاورزی از کل مصرف، لزوماً به معنی کاهش قطعی مصرف این دو بخش نیست و میتواند ناشی از رشد سریعتر مصرف خانگی باشد. اما آمار فروش برق، نشانههای روشنتری از فشار واردشده بر بخشهای مولد ارائه میدهد.
فروش برق به صنعت از ۲۸ هزار و ۳۱۷ میلیون کیلوواتساعت در پایان خرداد سال گذشته، به ۲۶ هزار و ۳۴۰ میلیون کیلوواتساعت در مدت مشابه امسال کاهش یافته است؛ افتی نزدیک به ۷ درصد. فروش برق به بخش کشاورزی نیز از ۹۵۶۶ میلیون کیلوواتساعت به ۸۷۹۹ میلیون کیلوواتساعت رسیده که کاهش حدود ۸ درصدی را نشان میدهد.
جمع فروش برق نیز از ۷۲ هزار و ۷۰ میلیون کیلوواتساعت در پایان خرداد سال گذشته، به ۷۰ هزار و ۳۱۴ میلیون کیلوواتساعت در پایان خرداد امسال کاهش یافته است. این روند میتواند نشانهای از اثر محدودیتهای شبکه و مدیریت بار بر مصرفکنندگان باشد؛ هرچند برای نسبتدادن تمام این کاهش به ناترازی، باید دادههای تولید صنعتی، محدودیتهای اعمالشده و تغییرات فصلی مصرف نیز بررسی شود.
مصرف خانگی بالا رفت
مهمترین بخش آمارهای وزارت نیرو، به پروژههای انتقال و فوقتوزیع مربوط میشود. این آمارها نشان میدهد افزایش نیروگاهها بدون تکمیل خطوط و پستها، نمیتواند مسأله ناترازی را حل کند.
برای عبور از پیک سال ۱۴۰۵، احداث ۲۲۸۹ کیلومترمدار خط انتقال و فوقتوزیع در برنامه قرار گرفته بود، اما تا ۱۹ تیرماه تنها ۴۷۹ کیلومترمدار به بهرهبرداری رسیده است. به این ترتیب، حدود ۲۱ درصد برنامه احداث خطوط محقق شده است.
وضعیت در خطوط ۴۰۰ کیلوولت نگرانکنندهتر است. از ۷۸۷ کیلومترمدار برنامهریزیشده برای این بخش، تنها ۳۹ کیلومترمدار اجرا شده است؛ یعنی نزدیک به ۵ درصد هدف تعیینشده.
در توسعه پستها نیز از برنامه ۱۱ هزار و ۳۴۰ مگاولتآمپری، تنها ۲۸۴۵ مگاولتآمپر محقق شده که معادل حدود ۲۵ درصد برنامه است. این ارقام تأکید میکند ناترازی برق را نباید فقط با فاصله میان تولید و مصرف سنجید. ممکن است نیروگاه جدید وارد مدار شود، اما اگر خط انتقال و پست متناسب با آن تکمیل نشده باشد، برق تولیدشده نمیتواند بهموقع و با پایداری کافی به مراکز مصرف برسد. به بیان دیگر، گلوگاه برق ایران فقط در نیروگاه نیست؛ در شبکه انتقال، پستهای برق و مدیریت تقاضا نیز باید جستوجو شود.
عبور از ناترازی چگونه ممکن است؟
آمارهای امسال نشان میدهد افزایش ظرفیت نیروگاهی ضروری است، اما کافی نیست. برای کاهش پایدار ناترازی، چند مسیر باید بهطور همزمان دنبال شود: توسعه نیروگاههای جدید، تقویت خطوط انتقال و پستها، کاهش تلفات شبکه، افزایش بهرهوری نیروگاههای موجود، توسعه تجدیدپذیرها همراه با ذخیرهسازی و مدیریت مصرف در ساعات اوج.
تجدیدپذیرها میتوانند سهم بیشتری در تأمین برق کشور داشته باشند، اما این اتفاق با رشد مقطعی ظرفیت جدید محقق نمیشود. در مقابل، نیروگاههای حرارتی نیز در کوتاهمدت همچنان نقش محوری خود را حفظ خواهند کرد؛ بنابراین افزایش راندمان، تأمین پایدار سوخت و تکمیل واحدهای سیکل ترکیبی، همچنان بخشی از واقعیت صنعت برق ایران است.
مسأله اصلی این است که سیاستگذار برق، میان تولید، انتقال و مصرف تعادل برقرار کند. اگر توسعه نیروگاهها از شبکه جلو بزند، برق تولیدشده بهموقع به مصرفکننده نمیرسد؛ اگر مصرف مدیریت نشود، هر ظرفیت جدیدی خیلی زود در اوج تابستان مصرف خواهد شد و اگر سرمایهگذاری در تجدیدپذیرها بدون زیرساخت پشتیبان انجام شود، اثر آن در مقیاس شبکه محدود میماند.
در نتیجه، ناترازی برق را نمیتوان فقط با عدد ظرفیت جدید توضیح داد یا حل کرد. راهحل، مجموعهای از تصمیمهای همزمان در نیروگاه، شبکه و سمت مصرف است؛ تصمیمهایی که نتیجه آنها نه در مراسم افتتاح، بلکه در تابستانهای آینده و در پایداری برق خانهها، کارخانهها و مزارع مشخص خواهد شد.

