مرمت‌گر وفـاق در رواق فرهنـگ

نگاهی به دو سال کارنامه سید عباس صالحی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

با تکمیل دومین سال فعالیت دولت چهاردهم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یکی از آن دستگاه‌هایی است که کارنامه‌اش را باید نه در شرایط عادی، بلکه در دل یکی از دشوارترین برهه‌های اخیر کشور مورد بازخوانی قرار داد؛ برهه‌ای که جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، تنش‌های منطقه‌ای پیرامون آن و بازگشت تحریم‌های بین‌المللی موسوم به «اسنپ‌بک»، رد پای خود را در همه لایه‌های اقتصاد و جامعه، از جمله در حوزه فرهنگ و هنر بر جای گذاشته‌اند. 
در چنین فضایی، مرور کارنامه سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، صرفاً یک گزارش اداری نیست، بلکه روایتی از تلاش برای اداره یک حوزه حساس در دل چالش‌های همزمان است.
 
وزیری با سه دوره تجربه
سید عباس صالحی از معدود وزرای کابینه چهاردهم است که برای این مسئولیت چهره‌ای تازه نبود. او پیش‌تر در دولت یازدهم به‌عنوان معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت کرد و در مهر ۱۳۹۵ پس از استعفای علی جنتی، ابتدا سرپرست و سپس با رأی اعتماد مجلس، وزیر فرهنگ دولت دوازدهم شد. این سابقه سه‌گانه -معاونت، وزارت در دولت دوازدهم و اکنون وزارت در دولت چهاردهم- او را به یکی از باتجربه‌ترین مدیران فرهنگی نظام اداری کشور در دو دهه اخیر بدل کرده است. صالحی همچنین پیش از این مسئولیت، مدیرمسئولی مؤسسه و روزنامه اطلاعات به انتصاب رهبر شهید و ریاست دانشگاه مذاهب اسلامی را برعهده داشته است.
در مردادماه ۱۴۰۳، هنگامی که مسعود پزشکیان نام او را در فهرست کابینه پیشنهادی خود به مجلس برد، صالحی به‌عنوان چهره‌ای فرهنگی و میانه‌رو معرفی شد؛ کسی که توانایی برقراری ارتباط با طیف‌های فکری متفاوت را دارد و رابطه‌اش هم با اصلاح‌طلبان خوب است و هم با اصولگرایان. کمیسیون فرهنگی مجلس پس از بررسی صلاحیت او و سایر وزرای پیشنهادی طی ۳۶ ساعت جلسه، برنامه‌های او را تأیید کرد و او بدون رأی مخالف، از برنامه‌های خود در صحن دفاع کرد. او با همین جایگاه میانه توانست عملکرد قابل قبولی در حفظ و ثبات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته باشد. 
 
جنگ، تحریم و بار سنگین 
بر دوش فرهنگ
سال دوم دولت پزشکیان، به تعبیر بسیاری از تحلیلگران، سالی «پرچالش و سرنوشت‌ساز» بود؛ سالی که از فرسایش در مذاکرات هسته‌ای و بازگشت تحریم‌ها تا تشدید فشارهای اقتصادی و تعمیق شکاف‌های داخلی را در خود جای داد. جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و آمریکا که در بهار ۱۴۰۴ رخ داد، اثر مستقیم و قابل‌توجهی بر بخش‌های مرتبط با فرهنگ گذاشت. 
صنعت نشر و کتاب با افزایش هزینه کاغذ، چاپ و توزیع دست‌ و پنجه نرم کرد، برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری در روزهای سخت با اختلال مواجه شد و فضای عمومی جامعه که در حال عبور از یک شوک جنگی بود، در عمل فرصت کمتری برای مصرف فرهنگی و هنری در اختیار داشت. از سوی دیگر، در لایحه بودجه سال بعد (۱۴۰۵)، ردیف‌های فرهنگی و رسانه‌ای با فشار جدی برای کاهش یا حذف مواجه شدند؛ موضوعی که واکنش گسترده کارشناسان و برخی چهره‌های سیاسی را برانگیخت. برخی از این کارشناسان تصریح کردند هرچند تلاش برای انضباط مالی و کنترل کسری بودجه در لایحه قابل تقدیر است، اما بی‌توجهی به سهم فرهنگ در بودجه، با اهداف کلان برنامه هفتم توسعه در حوزه «پیشرفت فرهنگی» و «مقابله با جنگ نرم» همخوانی ندارد.
در چنین فضایی، صالحی و همکارانش بارها بر این نکته تأکید کرده‌اند که کاهش یا حذف بودجه نهادهای فرهنگی، راه‌حل چالش‌های اقتصادی کشور نیست. به باور آنان، فشار اقتصادی بر نهادهای فرهنگی در روزگار تحریم و جنگ، چیزی جز خلع سلاح در یک میدان نامتقارن دیگر نیست؛ میدانی که در کنار جبهه نظامی و اقتصادی، به همان اندازه در معرض فشار «دشمن» قرار دارد.
صالحی همچنین در بحبوحه جنگ، در پیامی در شبکه اجتماعی نسبت به ادعاها و روایت‌سازی‌های طرف مقابل درباره روند مذاکرات هشدار داد؛ واکنشی که نشان می‌داد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این دوره، خود را صرفاً متولی امور صنفی هنر و نشر نمی‌داند، بلکه نقشی در روایت‌سازی رسمی و مقابله با آنچه «جنگ روایت‌ها» خوانده می‌شود نیز برای خود قائل است.
 
رویکرد مدیریتی
تعامل به‌ جای تقابل
آنچه در دو سال اخیر کارنامه صالحی را از برخی دوره‌های پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متمایز کرده، تلاش برای جایگزینی رویکرد تعاملی به ‌جای برخورد صرفاً سلبی و نظارتی با اهالی فرهنگ و هنر بوده است. او بارها از دیدارهای مستقیم و دوره‌ای با ناشران و حضور در کتابفروشی‌ها سخن گفته؛ رویکردی که ریشه در سابقه او در معاونت فرهنگی دولت یازدهم دارد؛ جایی که نزدیک به ۴۰۰ ناشر فعال برای تداوم حضورش در وزارتخانه نامه نوشتند. در دوره فعلی نیز او کوشیده است میان دستگاه‌های موازی فرهنگی -از شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفته تا نهادهای زیرمجموعه قوه قضائیه و صداوسیما- هماهنگی و هم‌افزایی بیشتری ایجاد کند؛ رویکردی که در ادبیات خود او و تیم مشاورانش با عنوان «حکمرانی فرهنگی هوشمند، شبکه‌ای، تعاملی و مردمی» توصیف شده و هدف اعلامی آن، افزایش کارایی و جلوگیری از همپوشانی و تداخل وظایف میان دستگاه‌های فرهنگی کشور است.
در حوزه سینما، پیگیری برای ابلاغ مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی با هدف روان‌سازی مقررات نمایش فیلم و حمایت از اصحاب هنر، از جمله وعده‌های او در آغاز این دوره بود. صالحی همچنین در چند مورد از تلاش برای حل‌وفصل پرونده‌های قضایی برخی هنرمندان و تسهیل بازگشت آنان به فضای فعالیت هنری سخن گفته و اشاره کرده که برخی از این هنرمندان با وجود محکومیت قضایی، با پیگیری‌های وزارتخانه و همکاری با قوه قضائیه توانسته‌اند به فعالیت خود بازگردند. این رویکرد را می‌توان بخشی از تلاش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای کاهش تنش میان دولت و جامعه هنری در سال‌های پرالتهاب اخیر دانست؛ گامی که در فضای پرچالش این دو سال، اهمیت ویژه‌ای یافته است.
یکی از سنگین‌ترین آزمون‌های مدیریتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این دوره، به تیرماه ۱۴۰۵ و شهادت رهبری بازمی‌گردد. در آن روزها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نقش مستقیمی در ساماندهی مراسم وداع و تشییع بی‌سابقه مردمی برای رهبر شهید برعهده گرفت. از هماهنگی پوشش خبری داخلی و بیش از ششصد خبرنگار و نماینده رسانه‌های خارجی حاضر در این مراسم تا مدیریت انبوه جمعیتی که از سراسر کشور به تهران و دیگر شهرها سرازیر شده بودند. صالحی در پیام‌ها و یادداشت‌های خود در همان روزها، از این رویداد به‌عنوان تجدید میثاق ملت با آرمان‌های انقلاب یاد کرد و آن را در کنار تشییع بنیانگذار جمهوری اسلامی، از نقاط عطف حافظه جمعی ایرانیان دانست. برگزاری بی‌نقص و باوقار این مراسم در دل شرایط امنیتی حساس پس از جنگ، آزمونی دشوار برای ظرفیت اجرایی این وزارتخانه بود که به گفته بسیاری از ناظران، از عهده آن به‌خوبی برآمد.

چالش‌های پیش رو
البته کارنامه دو ساله صالحی در دولت چهاردهم، در بستری شکل گرفته که به‌ خودی‌ خود پرمانع بوده است. فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم، طبیعتاً بر قدرت خرید هنرمندان و اهالی فرهنگ و رسانه اثر گذاشته و بحث بر سر سهم فرهنگ در بودجه سالانه همچنان موضوعی است که در نیمه دوم دولت چهاردهم پیگیری می‌شود. 
شاید بتوان سید عباس صالحی را در پایان این سال دشوار، بیش از آنکه صرفاً وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دانست، یکی از چهره‌های ملی سال نامید؛ مدیری که در روزگاری که میدان‌های سیاست، اقتصاد و امنیت هر یک با چالش‌های سنگین روبه‌رو بودند، میدان فرهنگ را خالی نکرد و در جای خود ایستاد. او نه با هیاهو، بلکه با تکیه بر تجربه، گفت‌وگو و پرهیز از تقابل، کوشید چراغ فرهنگ را در میان فشارهای جنگ، تحریم و تنگناهای اقتصادی روشن نگه دارد؛ از دفاع از بودجه و معیشت اهالی فرهنگ و هنر تا تلاش برای حفظ ارتباط با هنرمندان، ناشران، نویسندگان و فعالان رسانه‌ای. اهمیت کارنامه صالحی شاید دقیقاً در همین «ایستادن» باشد؛ ایستادن در حوزه‌ای که در روزهای خاص معمولاً اولین قربانی کمبود منابع و اولویت‌های فوری می‌شود. او نشان داد مدیریت فرهنگ در روزگار سخت، بیش از هر چیز به صبوری، عقلانیت، تجربه و باور به نقش فرهنگ در حفظ انسجام جامعه نیاز دارد. از این منظر، صالحی را می‌توان یکی از چهره‌های ملی سال دانست؛ چهره‌ای که در میدان فرهنگ ماند، پرچم آن را زمین نگذاشت و تلاش کرد تا صدای هنر و فرهنگ، همچنان شنیده شود.

 

 برش 

اهل تساهل و تعامل؛ روایت یک رویکرد فرهنگی
یکی از وجوه قابل‌توجه مدیریت صالحی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نوع مواجهه او با اهالی فرهنگ و هنر و تلاش برای جایگزین کردن گفت‌وگو به جای تقابل بوده است. در دوره‌ای که رابطه میان بخشی از جامعه هنری و نهادهای رسمی، بویژه پس از تحولات اجتماعی سال‌های اخیر، با بی‌اعتمادی و حساسیت‌های متقابل همراه شده بود، صالحی کوشید با اتخاذ رویکردی کم‌تنش، فضای گفت‌وگو را باز نگه دارد. دیدارهای مستقیم با هنرمندان، نویسندگان، ناشران و فعالان فرهنگی و شنیدن مطالبات و انتقادات آنان، بخشی از این رویکرد بود؛ رویکردی که در آن وزیر تلاش کرد خود را نه صرفاً در جایگاه ناظر و سیاست‌گذار، بلکه به‌عنوان طرف گفت‌وگو با جامعه فرهنگ و هنر تعریف کند. تساهل و تسامح او در مواجهه با برخی اختلافات و حاشیه‌های ایجادشده پیرامون فعالیت هنرمندان نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ به این معنا که اختلاف نظر یا حتی انتقاد از سیاست‌های رسمی، لزوماً به معنای حذف یا کنار گذاشتن فرد از عرصه فرهنگی تلقی نشد. صالحی در موارد مختلف کوشید میان الزامات قانونی و مطالبات جامعه هنری تعادل برقرار کند و تا جایی که امکان داشت، مسائل را از مسیر رایزنی، مذاکره و حل‌وفصل اداری و حقوقی پیش ببرد. چنین رویکردی اگرچه به معنای چشم‌پوشی از قوانین یا نادیده گرفتن مسئولیت‌های حاکمیتی وزارتخانه نیست، اما نشان‌دهنده ترجیح «مدیریت مسأله» بر «مدیریت بحران» است؛ یعنی تلاش برای آنکه اختلاف‌ها پیش از تبدیل شدن به مناقشه‌ای بزرگ‌تر، در فضای گفت‌وگو حل‌وفصل شوند. شاید مهم‌ترین دستاورد این شیوه، حفظ کانال ارتباطی وزارتخانه با بدنه‌ای از جامعه هنری باشد که در سال‌های اخیر فاصله بیشتری با ساختار رسمی پیدا کرده بود. در این نگاه، فرهنگ عرصه‌ای برای اعمال صرف قدرت نیست، بلکه حوزه‌ای است که با اقناع، اعتمادسازی، صبوری و شنیدن صدای متفاوت می‌توان آن را بهتر اداره کرد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و نه
 - شماره نه هزار و صد و نه - ۰۷ شهریور ۱۴۰۵