در حافظه موقت ذخیره شد...
بازگشت نامجو از یک خبر فردی تا یک فرصت ملی
شاید بیش از اندازه درباره شخص نامجو صحبت کردن، ما را از اصل موضوع دور کند. او یک هنرمند است و بازگشتش، در نهایت، بخشی از انتخاب شخصی اوست. اهمیت این اتفاق اما میتواند در معنایی باشد که فراتر از یک فرد پیدا میکند؛ اینکه آیا میتوان میان ایرانیانی که سالهاست خارج از کشور زندگی میکنند و جامعه داخل ایران، دوباره پلهایی ساخت که بر پایه اعتماد، تعلق و منافع مشترک شکل گرفته باشد. در سالهای گذشته، شمار زیادی از ایرانیان کشور را ترک کردهاند. دلایل این مهاجرتها متفاوت بوده است؛ تحصیل، کار، زندگی بهتر، مسائل اقتصادی، اختلافات سیاسی و اجتماعی یا مجموعهای از عوامل شخصی. اما مهاجرت، لزوماً به معنای پایان رابطه با وطن نیست. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور همچنان خانواده، خاطرات، هویت و بخشی از آینده خود را با ایران پیوند زدهاند. در میان این جمعیت، سرمایهای بزرگ وجود دارد؛ سرمایهای که فقط پول نیست. دانشگاهیان، پزشکان، مهندسان، کارآفرینان، هنرمندان، پژوهشگران، مدیران و متخصصانی در خارج از ایران زندگی میکنند که تجربه و دانشی ارزشمند به دست آوردهاند. بخشی از این سرمایه میتواند در توسعه ایران نقش داشته باشد به شرط آنکه رابطه میان ایرانیان داخل و خارج، رابطهای بر مبنای بیاعتمادی و نگرانی نباشد. بازگشت نیز الزاماً به معنای مهاجرت معکوس و اقامت دائمی نیست. گاهی بازگشت میتواند سفر، دیدار خانواده، همکاری علمی و اقتصادی، برگزاری یک رویداد فرهنگی یا حتی مشارکت در یک پروژه مشخص باشد. آنچه اهمیت دارد، ایجاد این احساس است که ایرانی خارج از کشور همچنان میتواند با ایران رابطهای طبیعی و امن داشته باشد.
این موضوع از منظر «اتحاد ملی» نیز اهمیت فراوانی دارد. اتحاد ملی به این معنا نیست که همه ایرانیان یک فکر، یک سبک زندگی یا یک نگاه سیاسی داشته باشند. برعکس، اتحاد زمانی معنا پیدا میکند که جامعه بتواند تفاوتهای خود را بپذیرد و با وجود اختلافنظرها، مفهوم مشترکی به نام «ایران» را حفظ کند. اگر بازگشت نامجو بتواند نشانهای از آغاز چنین روندی باشد، ارزش آن دقیقاً در همین نقطه است نه در شهرت او و نه در اینکه یک چهره فرهنگی به کشور بازگشته است، بلکه در این احتمال که مسیر برای بازگشت و ارتباط دوباره دیگر ایرانیان نیز هموارتر شود.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به همه ظرفیتهای خود نیاز دارد. هیچ کشوری نمیتواند بخش بزرگی از نیروی انسانی، علمی، اقتصادی و فرهنگی خود را نادیده بگیرد و در عین حال انتظار داشته باشد مسیر توسعه را با تمام توان طی کند. بنابراین شاید بهتر باشد به جای اینکه بازگشت یک فرد را بیش از اندازه بزرگ کنیم، از آن برای طرح یک مطالبه بزرگتر استفاده کنیم: بازگشت ایرانیان را به یک امکان تبدیل کنیم، نه یک استثنا. اگر روزی بازگشت یک هنرمند، استاد دانشگاه، پزشک، کارآفرین، ورزشکار یا هر ایرانی دیگری، دیگر نیازمند خبر و هیاهو نباشد، آن روز میتوان گفت اتفاق مهمی افتاده است. بازگشت نامجو اگر بهانهای برای باز شدن دوباره راه بازگشت همه ایرانیان باشد، آنگاه اهمیت این اتفاق نه در بازگشت یک نفر، که در نزدیکتر شدن دوباره یک ملت به خویشتن خواهد بود.



