در حافظه موقت ذخیره شد...
فرصتی برای وحدت
مقدمه علامه احمد امین بر تاریخ قرآن نوشته ابوعبدالله زنجانی
به رأی من، آن وقت در رسیده است که خردمندان هر دو گروه به فکر راهی برای سازش باشند و در جهت ایجاد همدلی و زدودن دشمنیها بکوشند و بگذارند دانشمندان آزادانه در تاریخ تحقیق کنند، آنگاه نتایج را با روی گشاده بپذیرند، بدانسان که نتایج هر تحقیق علمی و تاریخی را میپذیرند. مسئولیت این اختلاف بر عهده رهبران دو فرقه است زیرا امکان فروکاستن و زایل کردن آن در دست آنهاست، چنان که احتمال ایجاد و گسترشش.
و من فکر میکنم اینکه یک شیعهمذهب کتابی تألیف کند و یک اهل سنت بر آن مقدمه بنویسد و به دیگرانش بشناساند، خود یک فرصت گرامی است. شاید همین کار، یک ابتکار نکو در راستای حرکت به سمت سازش، دعوت به اسلام و تلاش برای منافع مسلمین بدون توجه به فرقه یا مذهب باشد و این مسأله برای وضعیت کنونی مسلمانان به واقع یک ضرورت است.
دوم، اینکه استاد ابوعبدالله زنجانی را طی سفرش به مصر در سال 1935 شناختم و رابطه ما قوت گرفت و دوستیمان بهرغم کوتاهی زمان آشنایی، قوامی یافت. گاه قرابت قلوب کاری میکند که گذشت زمان و استمرار رفاقتها نمیکند. و درست گفتهاند که «الارواح جنود مجنده. فما تعارف منها ائتلف و ما تناکر منها اختلف». و من او را بسیار آگاه و اندیشمند و سرشار از علم فلسفه اسلامی و ابعاد و ادوار آن دیدم، با نفسی صافی و خلقی سخی که محبت مرا برانگیخت و بر آن شدم تا کتابش را به خوانندگان معرفی کنم.
سوم، اینکه در کتاب حاضر به تاریخ قرآن از منظر خط، جمعآوری، اعراب و نقطهگذاری پرداخته شده که موضوعی است دشوار و اگرچه پیشینیان بدان پرداختهاند، هنوز مجال گفتوگوی گستردهای دارد.
البته استاد زنجانی قصد داشت به طور جامعتری بدان بپردازد و اثری همهجانبه پدید آورد که علاوه بر جزئیات کامل روایی، عامل عقل را نیز در خود بگنجاند اما به دلایلی نشد. پس کتاب به صورت موجز و مختصر به انتشار رسید، اگرچه با این حال هم باز مطالب بسیاری را که لابهلای کتب نویسندگان شیعه و سنی پراکنده بود، در خویش گردآورده است. شاید زمان و شرایط این فرصت برایش فراهم سازد تا گام بعدی را بردارد و بحثی گستردهتر و کتابی جامعتر تقدیم خوانندگان کند؛ کتابی که مسائل عمیق و جزئیات دقیق پنهانمانده را آشکار سازد و او قطعاً سزاوار این کاراست. خداوند یارش باد.
احمد امین/ 25 ژانویه 1935



