فرصتی برای وحدت

مقدمه علامه احمد امین بر تاریخ قرآن نوشته ابوعبدالله زنجانی

زهی سرور که برای معرفی کتاب «تاریخ قرآن» استاد گرامی ابوعبدالله زنجانی مجالی یافتم؛ و این سرور مرا دلایلی است: اول، اینکه استاد زنجانی از اکابر علما و مجتهدان شیعه است و من که این مقدمه کوتاه را می‌نویسم از اهل سنت. تماشای تشدید اختلاف بین شیعه و سنی همواره مرا ملول می‌کند. اختلافاتی که منجر به جدل، تندی، قهر و قطع رابطه می‌شود و گاه حتی از مجادله کلامی و کینه قلبی فراتر می‌رود و به تیغ کشیدن و جنگیدن می‌رسد. اگر حوادث میان شیعه و سنی را از زمان علی‌بن‌ابیطالب(ع) تاکنون شماره کنیم، چندین جلد کتاب قطور خواهد شد، همه ستیز و خونریزی. اگر این مجاهدت در راه اصلاح صرف می‌شد، مسلمین به اوج شکوه و عظمت می‌رسیدند. اما سیاست و مطامع شخصی، چون پا در عرصه می‌نهند، جز فتنه و دسیسه و تفرقه‌افکنی میان برادران کاری نمی‌کنند و مورخ، حیرت می‌کند وقتی می‌بیند که هر دو به «لااله الاالله» و «محمد رسول‌الله» و «ان المؤمنون اخوه» باور دارند و با وجود این، نزاع‌شان بدین حدود رسیده است. شاید آن زمان که نزاع بر سر خلافت بود و جدل می‌کردند چه کسی شایسته‌تر است، می‌شد توجیهی برای جنگیدن یافت اما اکنون به هیچ‌وجه قابل قبول نیست که مسلمین بر سر اختلافی که به تاریخ پیوسته، بجنگند. و البته که جنگ و نزاع هرگز ایشان را به آن نقطه بازنخواهد گرداند. خاصه که خود خلافت اکنون به مسأله‌ای صرفاً تاریخی بدل شده و مسلمانان در عمل یک خلیفه واحد ندارند که رهبرشان باشد و عامل اتحادشان. پس اصل اختلاف، اختلاف در تاریخ و اختلاف در اجتهاد است. اگر بازی‌های سیاسی و فریبکاری فرصت‌طلبان برای فریب عوام و حفظ جاه و مقام و سلطه و طمع اصحاب قدرت نبود، اختلاف میان شیعه و سنی از بین می‌رفت و به لطف خدا، برادر می‌شدند و در جلب منافع و دفع مفاسد همکار. و به یکدیگر با همان نظر می‌نگریستند که حنفی به مالکی می‌نگرد و مالکی به شافعی.
به رأی من، آن وقت در رسیده است که خردمندان هر دو گروه به فکر راهی برای سازش باشند و در جهت ایجاد همدلی و زدودن دشمنی‌ها بکوشند و بگذارند دانشمندان آزادانه در تاریخ تحقیق کنند، آنگاه نتایج را با روی گشاده بپذیرند، بدان‌سان که نتایج هر تحقیق علمی و تاریخی را می‌پذیرند. مسئولیت این اختلاف بر عهده رهبران دو فرقه است زیرا امکان فروکاستن و زایل کردن آن در دست آنهاست، چنان که احتمال ایجاد و گسترشش.
و من فکر می‌کنم اینکه یک شیعه‌مذهب کتابی تألیف کند و یک اهل سنت بر آن مقدمه بنویسد و به دیگرانش بشناساند، خود یک فرصت گرامی است. شاید همین کار، یک ابتکار نکو در راستای حرکت به سمت سازش، دعوت به اسلام و تلاش برای منافع مسلمین بدون توجه به فرقه یا مذهب باشد و این مسأله برای وضعیت کنونی مسلمانان به واقع یک ضرورت است.
دوم، اینکه استاد ابوعبدالله زنجانی را طی سفرش به مصر در سال 1935 شناختم و رابطه ما قوت گرفت و دوستیمان به‌رغم کوتاهی زمان آشنایی، قوامی یافت. گاه قرابت قلوب کاری می‌کند که گذشت زمان و استمرار رفاقت‌ها نمی‌کند. و درست گفته‌اند که «الارواح جنود مجنده. فما تعارف منها ائتلف و ما تناکر منها اختلف». و من او را بسیار آگاه و اندیشمند و سرشار از علم فلسفه اسلامی و ابعاد و ادوار آن دیدم، با نفسی صافی و خلقی سخی که محبت مرا برانگیخت و بر آن شدم تا کتابش را به خوانندگان معرفی کنم.
سوم، اینکه در کتاب حاضر به تاریخ قرآن از منظر خط، جمع‌آوری، اعراب و نقطه‌گذاری پرداخته شده که موضوعی است دشوار و اگرچه پیشینیان بدان پرداخته‌اند، هنوز مجال گفت‌وگوی گسترده‌ای دارد.
البته استاد زنجانی قصد داشت به طور جامع‌تری بدان بپردازد و اثری همه‌جانبه پدید آورد که علاوه بر جزئیات کامل روایی، عامل عقل را نیز در خود بگنجاند اما به دلایلی نشد. پس کتاب به صورت موجز و مختصر به انتشار رسید، اگرچه با این حال هم باز مطالب بسیاری را که لابه‌لای کتب نویسندگان شیعه و سنی پراکنده بود، در خویش گردآورده‌ است. شاید زمان و شرایط این فرصت برایش فراهم سازد تا گام بعدی را بردارد و بحثی گسترده‌تر و کتابی جامع‌تر تقدیم خوانندگان کند؛ کتابی که مسائل عمیق و جزئیات دقیق پنهان‌مانده را آشکار سازد و او قطعاً سزاوار این کاراست. خداوند یارش باد.
احمد امین/ 25 ژانویه 1935
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و نه
 - شماره نه هزار و صد و نه - ۰۷ شهریور ۱۴۰۵