برگزاری همایش اهداکنندگان عضو
آنها که درس گذشت و انسانیت دادند
گروه حوادث: مرضیه همایونی/ همایش تقدیر از خانوادههایی که عزیزانشان دچار مرگ مغزی شده و با اهدای اعضای بدنشان به بیماران نیازمند جانی دوباره بخشیدند در بیمارستان سینا برگزار شد.
به گزارش حوادث «ایران»، روز گذشته در سالن همایشهای بیمارستان سینا، حضور خانوادههایی که با گذشت و بزرگواری و اهدای اعضای بدن عزیزشان به دیگران زندگی بخشیده و افرادی که بخشی از بدن افراد فوت شده را در وجودشان به امانت گرفته و با آن زندگی جدیدی را تجربه میکنند حال و هوای خاصی به آن فضا داده بود.
ساناز دهقانی، رئیس واحد فراهمآوری اعضا بیمارستان سینا در این نشست که با حضور خانواده اهداکنندگان و اهداشوندگان برگزار شد، گفت: «وقتی قرار است اعضای بدن یک بیمار مرگ مغزی اهدا شود حال ما دست کمی از خانواده بیمار ندارد و همان قدر بیتاب و بیقراریم. اما این خانوادهها به ما درس گذشت و انسانیت میدهند. یکی از همکاران خودمان به نام سمیرا جعفری نیز سال گذشته جانش را در تصادف از دست داد و خانوادهاش با بزرگواری اعضای بدنش را اهدا کردند.
دوبار بخشش
در ادامه چند خانواده که اعضای بدن عزیزانشان را اهدا کرده بودند تجربیات خود را بیان کردند.
یکی از این افراد گفت: «وقتی پدرم مرگ مغزی شد برادرم خیلی اصرار کرد تا اعضای بدن پدرم را اهدا کنیم. با اینکه او از همه ما کوچکتر بود، به حرفش گوش کردیم و کبد و کلیههای پدرم را اهدا کردیم. دو سال و یک هفته بعد از دومین سالگرد فوت پدرم، برادرم برای رفتن به محل کارش خانه را ترک کرد قبل از رفتن به مادرم گفته بود که دو روز دیگر به مشهد برویم اما آرزویش برآورده نشد. زمانی که در محل کارش بود حالش بد شد به ما گفتند رگ مغزش پاره شده است. وقتی گفتند برادرم دچار مرگ مغزی شده است، اعضای بدن او را بدون هیچ تردیدی اهدا کردیم. برادرم متعلق به زمین نبود. همه وجودش عشق بود.»
قصور پزشکی
مادر نهال که 11 ماه قبل دخترش را از دست داده، گفت: «نهال 24 شهریور لوزهاش راعمل کرد اما بعد از 5 روز دچار خونریزی شد، بردیم دکتر و در مطب لولهای را بدون هیچ امکاناتی وارد بینیاش کردند که قلب بچهام ایستاد. بعد از 40 دقیقه احیا شد اما به ما گفتند مرگ مغزی شده است. به خاطر قصور پزشکی دخترم را از دست دادم. اول مهر به جای اینکه بچهام برود مدرسه اعضای بدنش اهدا شد تا درس بخشندگی بدهد.»
سربازی که جان بخشید
ابوالفضل سربازی بود که هنگام مرخصی در اثر یک تصادف جانش را از دست داد. از همان ابتدا که گفتند مرگ مغزی شده پدرش به فکر اهدای عضو افتاد تا به چند نفر زندگی ببخشد اما نگران مخالفت همسرش بود چون خانواده میگفتند او را عمل کنند شاید برگردد، اما وقتی پزشکان گفتند عمل بینتیجه است سرانجام دل به دریا زده و اعضای بدن پسرشان را بخشیدند.


