نقشی فراتر از یک معاون
حسین کنعانی مقدم
تحلیلگر سیاست
معاون اول رئیسجمهور در ساختار اجرایی کشور، صرفاً یک عنوان تشریفاتی نیست بویژه در شرایطی که رئیسجمهوری به دلیل درگیری با مسائل مهمی همچون جنگ، امنیت، دیپلماسی و مدیریت کلان کشور، فرصت حضور مستقیم در همه عرصههای اجرایی را ندارد. در چنین شرایطی، معاون اول در عمل بخشی از خلأ مدیریتی رئیسجمهوری را پر میکند و نقش مهمی در حفظ انسجام دولت بر عهده میگیرد. در دولت چهاردهم، این نقش با حضور جناب محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، شکل متفاوتی پیدا کرده است. ایشان با توجه به سابقه طولانی در مدیریت اجرایی، حضور در دولتهای گذشته و تجربه فعالیت سیاسی، توانسته است در هماهنگی میان اعضای دولت و دستگاههای اجرایی نقش مؤثری ایفا کند. بخش قابل توجهی از امور نیازمند هماهنگی میان وزارتخانهها، مدیریت برخی جلسات دولت و پیگیری تصمیمات اجرایی در شرایطی که رئیسجمهوری درگیر مسائل کلانتر است بر عهده معاون اول قرار میگیرد. اهمیت این جایگاه زمانی بیشتر آشکار میشود که هماهنگی میان قوا و نهادهای مختلف کشور نیز در دستور کار قرار داشته باشد. معاون اول میتواند به عنوان نماینده رئیسجمهوری در بسیاری از جلسات و مجامع، زمینه ارتباط مؤثرتر دولت با مجلس، قوه قضائیه و سایر نهادهای حاکمیتی را فراهم کند. در این زمینه، تجربه و سابقه آقای عارف به کمک او آمده و توانسته است تا حد زیادی در ایجاد هماهنگی میان دولت و دیگر قوا اثرگذار باشد. یکی از ویژگیهای قابل توجه عملکرد ایشان، پرهیز از برخورد جناحی در جایگاه معاون اولی است. اگرچه او چهرهای شناختهشده در جریان اصلاحطلبی محسوب میشود، اما در دوره مسئولیت خود کمتر شاهد آن بودهایم که از جایگاه معاون اول رئیسجمهور برای برجسته کردن منافع یک جریان سیاسی خاص استفاده کند. او تلاش کرده است با احزاب، تشکلهای سیاسی و جریانهای مختلف، رویکردی متعادل و مبتنی بر گفتوگو داشته باشد. این رویکرد با شعار اصلی دولت مسعود پزشکیان، یعنی «وفاق»، نیز همخوانی دارد. وفاق زمانی از یک شعار سیاسی به یک سیاست اجرایی تبدیل میشود که در رفتار مدیران و مسئولان دولت نیز نمود پیدا کند. برگزاری نشست با احزاب و گروههای سیاسی، تعامل با نمایندگان جریانهای مختلف و تلاش برای شنیدن دیدگاههای متنوع، از جمله اقداماتی است که میتواند به عملیاتی شدن این رویکرد کمک کند. از سوی دیگر، عملکرد معاون اول را نمیتوان تنها در حوزه سیاسی و مدیریتی ارزیابی کرد. یکی از مهمترین وعدههای دولت، توجه به رفاه عمومی و بهبود شرایط زندگی مردم است. تحقق این هدف البته تنها به افزایش درآمد یا اقدامات مستقیم مالی محدود نمیشود. رفاه مجموعهای از سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی است که باید در نهایت آثار خود را در زندگی مردم نشان دهد. در این بخش نیز معاون اول میتواند نقشی تعیینکننده داشته باشد. بسیاری از مسائل اقتصادی و معیشتی کشور نیازمند تصمیمسازی کارشناسی، هماهنگی میان دستگاهها و پیگیری مستمر هستند. معاون اول، به عنوان یکی از حلقههای اصلی تصمیمسازی در دولت، میتواند دیدگاه کارشناسان را به فرآیند تصمیمگیری وارد کرده و زمینه هماهنگی بیشتر میان وزارتخانهها و نهادهای اقتصادی را فراهم کند.
البته ارزیابی نهایی عملکرد دولت و معاون اول رئیسجمهور نیازمند بررسی نتایج ملموس سیاستها در زندگی مردم است. فاصله میان «سیاست اعلامی» و «سیاست اعمالی» تنها زمانی مشخص میشود که تصمیمات دولت در عرصه عمل، آثار واقعی خود را نشان دهند. با این حال، آنچه تاکنون درباره نقش آقای محمدرضا عارف قابل توجه است، تلاش برای ایفای مسئولیت معاون اولی در چارچوبی فراتر از تقسیمبندیهای جناحی است. تجربه مدیریتی، صبر و حلم، رفتار متین و نگاه مبتنی بر تعامل، از ویژگیهایی است که میتواند به تقویت انسجام دولت کمک کند. عارف امروز در جایگاهی قرار گرفته که علاوه بر پشتوانه قانونی و سیاسی، به واسطه تجربه و شخصیت فردی خود میتواند یکی از محورهای مهم هماهنگی در دولت باشد.


