نگاهی به فیلم «زنده‌شور» ساخته کاظم دانشی نبرد وجدان با قانون

مهرداد پارسایی
منتقد سینما

فیلم «زنده‌شور» ساخته کاظم دانشی، یکی از آثار اجتماعی و جنایی قابل توجه سینمای ایران در سال ۱۴۰۴ است؛ فیلمی که بار دیگر نشان می‌دهد دانشی علاقه ویژه‌ای برای ورود به جهان پرونده‌های قضایی، جرم، مجازات و تصمیم‌های اخلاقی انسان‌ها دارد. او پس از «علفزار» و تجربه فیلمنامه «بی‌بدن»، این بار به سراغ موقعیتی رفته که از نظر دراماتیک ظرفیت بسیار زیادی دارد: آخرین ساعات زندگی چند محکوم به اعدام و تلاش برای جلوگیری از اجرای حکم. فیلم در جشنواره فیلم فجر نیز با استقبال و دریافت چند جایزه همراه شد.
 مهم‌ترین ویژگی «زنده‌شور» انتخاب یک موقعیت محدود اما بسیار پرتنش است. بخش اصلی داستان در فضایی نزدیک به زمان واقعی اتفاق می‌افتد و مخاطب همراه با مرتضی زند، نماینده دادستان با بازی بهرام افشاری، درگیر شبی می‌شود که قرار است حکم پنج محکوم اجرا شود. همین محدودیت زمانی باعث می‌شود فیلم از همان ابتدا احساس اضطراب و انتظار را به مخاطب منتقل کند. هرچه زمان به لحظه اجرای حکم نزدیک‌تر می‌شود، اهمیت تصمیم‌ها و رفتار شخصیت‌ها نیز بیشتر می‌شود. فیلم در واقع بیشتر از آنکه درباره مرگ باشد، درباره فرصت بسیار کوتاه انسان برای انتخاب زندگی است.
 یکی از نقاط قوت فیلم، نگاه چندلایه آن به مسأله قصاص است. دانشی تلاش نمی‌کند محکومان را صرفاً به عنوان «مجرم» معرفی کند. هرکدام از آنها داستان، انگیزه و گذشته‌ای دارند و همین مسأله باعث می‌شود مخاطب نتواند به‌سادگی میان خیر و شر مرز مشخصی بکشد. فقر، خشم، انتقام، روابط خانوادگی و تصمیم‌های لحظه‌ای در شکل‌گیری سرنوشت شخصیت‌ها نقش دارند. به همین دلیل «زنده‌شور» بیش از آنکه یک فیلم صرفاً جنایی باشد، به بررسی شرایط اجتماعی و انسانی منتهی به جرم می‌پردازد. برخی نقدها نیز بر همین وجه تأکید کرده‌اند و فیلم را روایتی درباره عادت تدریجی انسان‌ها به بی‌عدالتی دانسته‌اند.
 شخصیت مرتضی زند نیز از مهم‌ترین عناصر فیلم است. او نماینده ساختار قانونی است، اما در طول داستان با موقعیتی مواجه می‌شود که قانون و وجدان انسانی در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. همین تضاد، شخصیت او را از یک مأمور ساده اجرای قانون فراتر می‌برد. او مجبور است درباره مرزی تصمیم بگیرد که یک طرف آن اجرای وظیفه و طرف دیگر آن تلاش برای نجات انسان‌هاست. بازی بهرام افشاری در این نقش نیز یکی از نقاط قوت فیلم به شمار می‌رود؛ بازی‌ای که نسبت به نقش‌های کمدی شناخته ‌شده او تفاوت زیادی دارد و وجه جدی‌تر و کنترل‌شده‌تری از توانایی بازیگری‌اش را نشان می‌دهد. منتقدان علاوه بر  بازی افشاری،  نقش آفرینی مارال فرجاد و حامد بهداد را از نقاط قوت اثر دانسته‌اند.
 از نظر کارگردانی، دانشی تا حد زیادی توانسته فضای زندان را به‌خوبی نشان دهد. میزانسن‌ها، ریتم نسبتاً سریع و جابه‌جایی میان شخصیت‌ها کمک می‌کند فیلم با وجود زمان بیش از دو ساعت، در بسیاری از لحظات کشش خود را حفظ کند. 
با این حال، فیلم در بخش‌هایی دچار زیاده‌گویی می‌شود. تعدد شخصیت‌ها و پرونده‌ها گاهی باعث می‌شود بعضی شخصیت‌ها فرصت کافی برای شکل‌گیری پیدا نکنند و اتفاقات جای شخصیت‌پردازی را بگیرند. برخی منتقدان نیز به همین مسأله و همچنین طولانی‌شدن بخش‌هایی از فیلم اشاره کرده‌اند.
 ضعف دیگر فیلم را می‌توان در تلاش گاه آشکار آن برای تحت تأثیر قرار دادن احساسات مخاطب دید. موقعیت‌های مربوط به خانواده محکومان، لحظه‌های پیش از اجرای حکم و تقابل خانواده‌ها با مسأله بخشش، ذاتاً تأثیرگذار هستند؛ اما در برخی صحنه‌ها فیلم بیش از اندازه به سمت احساسات‌گرایی حرکت می‌کند. در نتیجه، مرز میان یک درام انسانی عمیق و یک فیلم صرفاً تأثیرگذار همیشه حفظ نمی‌شود.
 با این وجود، ارزش اصلی «زنده‌شور» در طرح یک سؤال ساده اما دشوار است: آیا با اجرای قانون همیشه حق به حق دار می رسد؟ همین موضوع سبب شده تا جذابیت برای مخاطب تا لحظه آخر و سرانجام قصه فیلم حفظ شود. در اینجا «زنده‌شور» به جای اینکه صرفاً داستان چند محکوم را روایت کند، تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که در آن مرز میان قانون، اخلاق و انسانیت بسیار شکننده است.
 در مجموع، «زنده‌شور» فیلمی پرتنش، جدی و دغدغه‌مند است که در فیلمنامه و کارگردانی نقاط قوت قابل توجهی دارد، هرچند از ضعف‌هایی مانند تعدد شخصیت‌ها، برخی تکرارها و احساساتی‌شدن بعضی موقعیت‌ها نیز رنج می‌برد. کاظم دانشی در این فیلم بار دیگر ثابت می‌کند که سینمای اجتماعی و قضایی را به‌خوبی می‌شناسد. شاید مهم‌ترین دستاورد فیلم این باشد که پس از پایان آن، مسأله قصاص و بخشش همچنان در ذهن تماشاگر باقی می‌ماند؛ و سینمای اجتماعی زمانی موفق است که بتواند پرسشی را از پرده سینما به ذهن مخاطب منتقل کند.