شهید نصیرزاده، ترکیب تخصص نظامی، شناخت دیپلماتیک و انعطاف مدیریتی
ابوالفضل ظهرهوند
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس
شهید امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده وزیر فقید دفاع از جمله مدیران و فرماندهانی بود که ارزیابی عملکرد و شخصیت او را نمیتوان صرفاً در چارچوب مسئولیت وزارت دفاع یا فرماندهی نیروی هوایی محدود کرد. شناختی که از او در جریان جلسات بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی و حضورش در کمیسیونهای تخصصی مجلس شکل گرفت، نشان میداد با مدیری چند بعدی و برخوردار از نگاهی کلان به مسائل امنیت ملی و دفاعی مواجه هستیم. او در جلسات متعدد کمیسیون امنیت ملی، برنامههای خود را با تسلط و استدلال ارائه کرد و همین رویکرد موجب شد با بالاترین میزان رأی اعتماد در میان اعضای کابینه پیشنهادی، مسئولیت وزارت دفاع را برعهده بگیرد؛ رأیی که بیانگر اقناع نمایندگان نسبت به صلاحیت حرفهای، تخصصی و مدیریتی او بود.
پیشینه حرفهای نصیرزاده نیز این اعتماد را توجیه میکرد. او مسیر رشد خود را از بدنه تخصصی نیروی هوایی آغاز کرده بود، به عنوان خلبانی برجسته شناخته میشد و در مسئولیتهای مختلف نظامی، تجربه عملی و مدیریتی ارزشمندی اندوخته بود. افزون بر این، حضور او به عنوان وابسته دفاعی جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا، افق نگاهش را از حوزه صرفاً نظامی فراتر برده و با سازوکارهای سیاست خارجی، دیپلماسی دفاعی و همکاریهای بینالمللی آشنا کرده بود. در آن دوره، با پیگیری پروژههای مشترک دفاعی و شناخت ظرفیتهای همکاری با ایتالیا، توانسته بود تصویری حرفهای و قابل اعتماد از خود بر جای بگذارد. سرمایهای که بعدها در مسئولیتهای بالاتر نیز به کار آمد.
آنچه بیش از هر چیز در شخصیت نصیرزاده جلب توجه میکرد، ترکیب کمنظیری از تخصص نظامی، شناخت دیپلماتیک و انعطاف مدیریتی بود. او صرفاً یک فرمانده نظامی نبود که در چارچوب ضوابط سازمانی تعریف شود، بلکه در تعامل با نیروهای مختلف، روحیهای منعطف، مردمی و همدل داشت. این ویژگی سبب میشد بتواند با بدنه وزارت دفاع، نخبگان، نیروهای ارتش، سپاه و دیگر مجموعههای همکار ارتباطی مؤثر برقرار کند و میان بخشهای مختلف اعتمادسازی کند. بسیاری از موفقیتهای مدیریتی او نیز حاصل همین توانایی در ایجاد همافزایی میان سازمانهای گوناگون بود.
از دیگر ویژگیهای برجسته او، نگاه مسألهمحور و عملگرایانه بود. نصیرزاده هیچگاه محدودیتهای مالی، کمبود امکانات یا ضعف همکاری دستگاهها را بهانه توقف برنامهها نمیدانست. او معتقد بود مدیر موفق کسی است که حتی در دشوارترین شرایط نیز بتواند راهحل پیدا کند و ظرفیتهای موجود را به بهترین شکل به کار گیرد. به همین دلیل، همواره تلاش میکرد موانع را به فرصت تبدیل کند و با جلب مشارکت دیگر نهادها، مسیر تحقق اهداف دفاعی کشور را هموار سازد.
این ویژگیها در عرصه دیپلماسی دفاعی نیز بهخوبی نمایان بود. در سفرهای رسمی، از جمله دیدارهای انجامشده در روسیه، تسلط او بر اصول تشریفات دیپلماتیک، شناخت دقیق از ادبیات مذاکرات و توانایی اقناع طرف مقابل، نشان میداد که تنها یک فرمانده نظامی نیست، بلکه مدیری آشنا با الزامات روابط بینالملل است. استقبال کمنظیر مقامات روس از او و کیفیت مذاکرات انجامشده، بازتابی از اعتبار و جایگاهی بود که طی سالها فعالیت حرفهای برای خود ایجاد کرده بود. در آن دیدارها، او بهخوبی مطالبات جمهوری اسلامی ایران را مطرح میکرد، پاسخهای سنجیده ارائه میداد و با تسلط کامل بر موضوعات، مذاکرات را پیش میبرد.
در روزهای دشوار جنگ 12 روزه نیز همین روحیه در رفتار و مدیریت او کاملاً مشهود بود. با وجود فشارهای ناشی از شرایط جنگی، هیچگاه نشانی از ناامیدی یا اضطراب در رفتار او دیده نمیشد. در جلسات مختلف، همواره با آرامش، امید و انرژی سخن میگفت و تلاش میکرد این روحیه را به دیگران نیز منتقل کند. او اعتقاد داشت جمهوری اسلامی از ظرفیت لازم برای عبور از بحرانها برخوردار است و نباید در برابر مشکلات احساس بنبست کرد. این نگاه امیدوارانه، علاوه بر تقویت روحیه مدیران و نیروهای همکار، زمینه انسجام بیشتر در مجموعه وزارت دفاع را نیز فراهم میکرد.
تواضع و سادهزیستی از دیگر ابعاد شخصیتی او بود. با وجود جایگاه بالای مدیریتی، ارتباطش با نیروهای مختلف بدون تشریفات زائد برقرار میشد و همواره در دسترس همکاران قرار داشت. برای او، نتیجه کار و پیشرفت مأموریتها اهمیت بیشتری از دیدهشدن یا مطرحشدن شخصی داشت. همین روحیه سبب شده بود بسیاری از نیروهای زیرمجموعه، او را مدیری کارآمد، صمیمی و قابل اعتماد بدانند؛ مدیری که بیش از سخن گفتن، با عملکرد خود الگو میشد.
از منظر فکری نیز نصیرزاده مدیری ولایتمدار، بیحاشیه و معتقد به انجام وظیفه بود. او تلاش میکرد برنامهها و تصمیمهای خود را بر اساس رهنمودهای فرماندهی کل قوا تنظیم کند و بدون جنجال رسانهای، مأموریتهای محوله را به سرانجام برساند. در نگاه او، مدیریت در شرایط سخت ارزشمندتر از مدیریت در شرایط عادی بود و موفقیت زمانی معنا پیدا میکرد که با وجود محدودیتها بتوان اهداف سازمان را محقق ساخت.
شهادت نصیرزاده، از نگاه بسیاری از نزدیکانش، تنها از دست دادن یک فرمانده نظامی نبود، بلکه فقدان سرمایهای ارزشمند برای نظام مدیریتی کشور به شمار میرفت. شخصیتی که تجربه نظامی، شناخت دیپلماسی، روحیه جهادی، اخلاق حرفهای و توانایی مدیریت منابع انسانی را در کنار هم داشت و میتوانست در سطوح بالاتر مدیریتی نیز منشأ اثر باشد. هرچند فقدان او ضایعهای بزرگ محسوب میشود، اما مهمترین میراثش تربیت نیروهایی است که با الهام از شیوه مدیریتی و منش اخلاقی او، مسیر خدمت را ادامه خواهند داد. اگر این الگو در ساختار مدیریتی کشور استمرار یابد، میتوان امیدوار بود که مدیرانی با ویژگیهای مشابه نصیرزاده در آینده نیز ظهور کنند و تجربه، دانش، تعهد و کارآمدی را در خدمت پیشرفت و امنیت کشور قرار دهند.


