خواهر از قصاص برادرش گذشت

گروه حوادث:  کامران علمدهی/ پسر دورگه که متهم بود با همدستی دوستش، پدرش را به قتل رسانده و اموالش را سرقت کرده با رضایت اولیای دم از مرگ نجات یافت و از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه ایستاد.
به گزارش «ایران»، دو سال قبل ساکنان یک ساختمان در شمال شهر تهران از شدت بوی تعفنی که از خانه همسایه به مشام می‌رسید موضوع را به پلیس خبر دادند. با حضور مأموران و ورود به داخل آپارتمان مشخص شد که صاحبخانه چند روز قبل با ضربات چاقو به قتل رسیده است. مقتول مردی ثروتمند و صاحب یک پسر و دختر بود. همسر وی که زنی پرتغالی بود 6 ماه قبل با دخترش به فرانسه رفته بود اما پسرش در ایران بود و در خانه‌ای که پدرش برای او خریده بود زندگی می‌کرد.
در تحقیق از پسر مقتول او وانمود کرد که در جریان قتل پدرش نیست اما در ادامه تحقیقات مستنداتی به دست آمد که نشان می‌داد او و دوستش وحید آخرین نفراتی بودند که به خانه مقتول رفته‌اند. با مشخص شدن این موضوع وحید نیز بازداشت شد و سرانجام پسر جوان به قتل پدرش اعتراف کرد.
وحید نیز به پلیس گفت: «من در جریان قتل نیستم اما وقتی به خانه مقتول رفتیم دوستم به خاطر اختلاف با پدرش دست به قتل زد.»
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
 
اولین جلسه دادگاه
در ابتدای آن جلسه وکلای همسر و دختر مقتول به نیابت از آنها درخواست قصاص کردند.
پس از آن پسر مقتول به جایگاه رفت و گفت: «چند هفته قبل از ماجرا از طریق مادرم متوجه شدم که پدرم مدت‌ها قبل خواهرم را آزار داده است. آن‌قدر ناراحت شدم که تصمیم گرفتم پدرم را بکشم. روز حادثه با وحید به خانه پدرم رفتیم و او پدرم را گرفت و من هم با چاقو او را زدم. از نظر من او مهدورالدم بود.»
متهم درباره سرقت از منزل پدرش نیز گفت: «من سرقت نکردم هرچه بردم متعلق به خودم بود. بعد از خروج از خانه پدرم هم 2 هزار دلار به وحید دادم.»
بعد از آن وحید به جایگاه رفت و گفت: «من نقشی در قتل نداشتم. دوستم خشایار ثروتمند بود و گاهی به خانه من می‌آمد و با هم ماری‌جوانا و کوکائین مصرف می‌کردیم. آن روز گفت می‌خواهد ماشینی را تحویل پدرش بدهد. به همین خاطر همراهش رفتم اما وقتی به آنجا رفتیم او پدرش را کشت.»
قاضی از متهم پرسید: «2 هزار دلار بابت کمک به دوستت بود؟»
متهم جواب داد: «نه برای خرید کوکائین بود. من دلارها را به ساقی دادم.»
سپس وکیل دختر مقتول به جایگاه رفت و موضوع آزار وی از سوی پدرش را منتفی دانست و اظهارداشت:« از نظر موکلانم متهم فقط برای تصاحب ثروت پدرش دست به این کار زده است.»
در پایان قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و خشایار را به قصاص و وحید را به 25 سال حبس محکوم کردند.
اما در ادامه متهم اصلی توانست رضایت اولیای دم را جلب کند و این بار از جنبه عمومی جرم محاکمه شدند.
 
دومین جلسه دادگاه
در این جلسه خشایار به قضات گفت: «من بعد از قتل پدرم متوجه شدم که اشتباه کردم و حالا هم پشیمان هستم و از قضات می‌خواهم تا در حد امکان در مجازاتم تخفیف قائل شوند.»
قاضی از متهم پرسید: «درباره سرقتی که مرتکب شدی چه دفاعی داری؟»
متهم گفت: «من سرقتی انجام ندادم هرآنچه که بردم متعلق به خودم بود. هم طلاها و هم دلارها. بنابراین سرقتی صورت نگرفته است.»
وحید نیز به قضات گفت: «من که از ابتدا هم گفتم نقشی در قتل نداشتم البته که اولیای دم رضایت هم دادند و درباره سرقت‌ها هم وقتی خود خشایار مدعی است طلا و جواهرات و دلارها متعلق به خودش بوده دیگر معاونت من در سرقت‌ها بی‌معنی است.»
با پایان اظهارات متهمان قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و دو
 - شماره نه هزار و صد و دو - ۲۹ مرداد ۱۴۰۵