ترامپ چگونه با تضعیف اعتماد متحدان، جایگاه آمریکا در نظام بینالملل را متزلزل کرد؟
افول اعتبار واشنگتن
گروه بین الملل
دونالد ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود بخش زیادی از وقتش را صرف ضربه زدن به متحدان آمریکا، تحقیر رهبران آنها و استفاده از روابط امنیتی چند دههای برای تسویهحسابهای شخصی و سیاسی کرده است. کره جنوبی که اخیراً پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا از آن بهعنوان یک «متحد نمونه» یاد کرده بود جدیدترین و شاید غیرمنتظرهترین قربانی کارزار تلافیجویانه ترامپ است. ترامپ روز یکشنبه به پنتاگون دستور داد رزمایش سالانه «سپر آزادی اولچی» را بهطور چشمگیری کاهش دهد و هزینه آن و همچنین رابطه بسیار خوب خود با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی را دلیل این تصمیم عنوان کرد.
ترامپ در ادامه تلاش کرد این تصمیم را به موضع سئول در قبال جنگ ایران مرتبط کند. او در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال مدعی شد که اخیراً از رئیسجمهوری کره جنوبی خواسته است در تلاشهای آمریکا علیه ایران همراه شود، اما سئول در پاسخ گفته است: «نه، ممنون!» او روز دوشنبه به خبرنگاران گفت: «ما نمیتوانیم دور دنیا بچرخیم و از همه این کشورها محافظت کنیم، بهخصوص وقتی آنها برای کمک به ما حضور ندارند.»
اما کره جنوبی تنها کشوری نبود که در هفته جاری هدف حملات و تهدیدهای ترامپ قرار گرفت؛ عمان نیز بهعنوان میانجی کلیدی در تلاشها برای دستیابی به توافق بین تهران و واشنگتن به فهرست اهداف ترامپ اضافه شد. ترامپ روز دوشنبه تهدید کرد در صورتی که عمان «بر سر راه» توافق با ایران قرار بگیرد، این کشور را بهشدت بمباران خواهد کرد. این رویکرد البته در روابط ترامپ با متحدان اروپایی نیز مسبوق به سابقه است و نشان میدهد فشار بر شرکای آمریکا بخشی از یک الگوی گستردهتر در سیاست خارجی دولت دوم اوست. به گزارش فارن افرز، در کمتر از دو سال، دولت دوم ترامپ تهدید کرده است که گرینلند را تصرف و از ناتو خارج خواهد شد، نیروهایش را از آلمان خارج کرده، در انتخابات متحدان دخالت کرده و بر دوستان خود تعرفه وضع کرده است. متحدان نیز با نگرانی قابلدرکی واکنش نشان دادهاند. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا اعلام کرد: «رابطه قدیمیای که با ایالات متحده داشتیم، به پایان رسیده است.» فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان هشدار داد که یک «شکاف عمیق» در حال شکلگیری است. اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا اعلام کرد: «غرب آنگونه که میشناختیم دیگر وجود ندارد.»
متحدان آمریکا در مسیر استقلال
در شرایطی که ترامپ ایجاد کرده، متحدان آمریکا بیش از گذشته به سمت استقلال راهبردی حرکت میکنند و تلاش دارند وابستگی خود به واشنگتن را در حوزههای امنیتی، نظامی و اقتصادی کاهش دهند. تقویت صنایع دفاعی داخلی، توسعه همکاریهای منطقهای و یافتن شرکای جایگزین، بخشی از این روند است.ادامه این مسیر میتواند در بلندمدت نفوذ و اهرمهای قدرت آمریکا را در میان متحدانش تضعیف کند.
در همین رابطه فرید زکریا در مقالهای در واشنگتن پست نوشت: «طی هشت دهه گذشته، بسیاری از متحدان آمریکا بر این باور بودند که تعهدات واشنگتن از یک دولت به دولت دیگر پابرجا خواهد ماند. آنها میدانستند که این نظام بینقص نبوده و آمریکا در مقاطعی از برخی وعدههای خود عقبنشینی کرده و اشتباهاتی نیز مرتکب شده است، اما در نهایت یک فرض اساسی وجود داشت: آمریکا بازیگری قابل پیشبینی و به متحدان خود وفادار است. ترامپ اما با وعدهها و تهدیدهای خود چنان رفتار میکند که گویی در حال انجام یک بازی بزرگ بلوف است. اگر متحدان ندانند نیروهای آمریکایی فردا در کشورشان باقی میمانند یا خارج میشوند، تعرفهها افزایش پیدا میکنند یا کاهش، یا توافقی که امروز امضا شده تا فردا پابرجا خواهد ماند یا نه، نتیجه این رفتار افزایش تبعیت نیست؛ بلکه حرکت متحدان به سمت استقلال بیشتر است.» به اعتقاد زکریا، این روند همچنین نشاندهنده کاهش عمیق اعتماد متحدان به وعدهها و اعتبار آمریکا است؛ اعتمادی که طی دههها یکی از مهمترین پایههای نفوذ واشنگتن در میان متحدانش بوده است. ادامه این روند میتواند جایگاه آمریکا را در نظام ائتلافی خود با چالش جدی مواجه کند.
مانفرد السیگ، استاد روابط بینالملل در مؤسسه تجارت جهانی دانشگاه برن، در مصاحبهای با نشریه پولیتیکو در همین رابطه گفت: دوره اول و فعلی ریاستجمهوری ترامپ به طور اساسی اروپا را دچار آشتفگی کرده است، آن هم از طریق تضعیف اعتماد به آمریکا به عنوان یک شریک قابل اتکا. همکاری فراآتلانتیک بویژه امنیتِ مبتنی بر ناتو با فرسایش روبهرو شده و همین امر اروپا را مجبور کرده است در معماری دفاعی خود تجدیدنظر کند و به شکل مستقلتری مسیر خود را پیش ببرد. روابط تجاری هم به شکل منفی تحت تأثیر قرار گرفته و بازار فراآتلانتیک دیگر منعکسکننده تجارتی باثبات و بر پایه قوانین نیست؛ امری که اروپا را به سوی متنوعسازی شرکا و اولویت دادن به امنیت اقتصادی سوق داده است. در همین حال، عقبنشینی آمریکا از رهبری اقلیمی و توسعهمحور موجب تضعیف همکاری جهانی شده و همین موضوع، اروپا را به شکل فزایندهای منزوی کرده است.
در همین راستا دانمارک بهجای سامانه آمریکایی پاتریوت، سامانه پدافند هوایی SAMP/T فرانسه-ایتالیا را انتخاب کرده است. دولتهای اروپایی سرمایهگذاری گستردهای در صنایع تسلیحاتی خود انجام میدهند. بانک مرکزی هلند نیز برای کاهش وابستگی به فناوری آمریکا، خدمات ابری حیاتی خود را به یک ارائهدهنده اروپایی منتقل کرده است.
این روند اما تنها به اروپا محدود نمانده و در خاورمیانه نیز نشانههایی از شکلگیری ترتیبات امنیتی مستقل از واشنگتن دیده میشود. در تازهترین اقدام، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در حال ایجاد یک معماری امنیتی مستقل برای خود هستند. چندی پیش، عربستان سعودی و ترکیه، دو کشوری که در بخش بزرگی از یک دهه گذشته آشکارا با یکدیگر خصومت داشتهاند، متعهد شدند در صورت حمله به یکدیگر وارد جنگ شوند و از یکدیگر دفاع کنند. آنها به همراه پاکستان، توافق دفاعی مشترک مکه را امضا کردند و در چارچوبی شبیه به ناتو اعلام کردند که حمله به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. آن چیزی که این رقبای منطقهای را به یکدیگر نزدیک کرد کاهش اعتماد آنها به واشنگتن و اعتبار وعدههای ترامپ است.
در همین رابطه، روزنامه واشنگتنپست در گزارشی از افزایش نارضایتی در منطقه خلیج فارس از سیاستهای واشنگتن خبر داده است. بر اساس این گزارش، دولتهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین در نگرانی و نارضایتی از عملکرد دولت ترامپ اشتراک نظر دارند و حتی در برخی از این کشورها این بحث شکل گرفته است که آیا ادامه میزبانی از پایگاههای نظامی بزرگ آمریکا در خاکشان همچنان به نفع آنهاست یا خیر. یکی از مقامهای کشورهای خلیج فارس به واشنگتنپست گفت: «ترامپ این جنگ را آغاز کرد و ما داریم هزینه آن را میپردازیم.» این مقام که مانند دیگر منابع این گزارش به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، افزود که خشم از آمریکا از زمان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه، به بالاترین سطح خود رسیده است. تحلیلگران معتقدند افزایش نارضایتی از سیاستهای ترامپ، برخی کشورهای منطقه خاورمیانه را به سمت بازنگری در ترتیبات امنیتی و جستوجوی گزینههای جایگزین برای کاهش وابستگی به واشنگتن سوق داده است. هرچند این تحولات در کوتاهمدت بعید است نظم امنیتی منطقه را بهطور اساسی دگرگون کند، اما میتواند نشانهای از آغاز روندی تدریجی برای تنوعبخشی به شرکای امنیتی و کاهش اتکای کشورهای خلیج فارس به آمریکا باشد.
برش
جنگ علیه ایران و تاوان متحدان
با وجود اینکه ترامپ در دور دوم ریاستجمهوری خود رویکردی تهاجمیتر در قبال متحدان آمریکا در پیش گرفته است، بسیاری بر این باورند که جنگ علیه ایران این روند را تشدید کرده است؛ ترامپ بیش از گذشته از متحدانی که از درگیری کنار ماندهاند خشمگین شده و در حالی که برای پایان دادن به جنگ با دشواری روبهروست، آنها را تحت فشار قرار میدهد و مجازات میکند.
به گزارش آتلانتیک، ترامپ با هدف کسب افتخار شخصی وارد جنگ شد، اما آنچه در نهایت نصیبش شد، چیزی جز تحقیرهای پیدرپی نبود؛ وضعیتی که بهوضوح تحمل آن برای او بسیار دشوار است. ترامپ اکنون میکوشد آسیب روانی ناشی از ناکامی خود در ایران را با ضربه زدن به متحدان آمریکا جبران کند؛ کشورهایی که میتواند بدون نگرانی از واکنش متقابل، آنها را تحت فشار قرار دهد.
از این منظر، ترامپ جنگ علیه ایران را شکست خود نمیداند، بلکه معتقد است این دیگران بودند که او را ناکام گذاشتند. کره جنوبی، بهعنوان یکی از نزدیکترین متحدان آمریکا در آسیا، حاضر نشد در جنگ علیه ایران به کمک واشنگتن بیاید؛ همان کرهای که ترامپ مدعی است هر چند سال یکبار او را وارد رویارویی غیرضروری با پیونگیانگ میکند. از سوی دیگر، ترامپ نتوانسته ایران را وادار به تسلیم کند، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را که در این جنگ مصرف شدهاند بهسرعت جبران کند یا از نیروهای نظامیای که به میدان فرستاده، محافظت کند. در چنین شرایطی، از نگاه این تحلیل، او به دنبال کسی است که هزینه این ناکامیها را بپردازد و در حال حاضر کره جنوبی به آسانترین هدف تبدیل شده است. پیش از این نیز ترامپ برای جلب مشارکت و حمایت متحدان اروپایی در جنگ علیه ایران بر آنها فشار آورده بود، اما دولتهای اروپایی از ورود به این جنگ خودداری کردند و درنتیجه با انتقاد تند ترامپ مواجه شدند.


