نیمه پنهان مصدق

رویکردی متفاوت به کارنامه معمار ملی شدن نفت در مصدق بدون نفت

 میکائیل عظیمی
پژوهشگر اقتصاد

 محمد مصدق، سال ۱۲۶۱ به دنیا آمد؛ یعنی حدود ۲۴ سال پیش از مشروطه. برای داشتن تصویری روشن‌تر، اگر در آن دوره دانشگاه می‌داشتیم، در کوران سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب مشروطه، مصدق به مانند جوانی دارای مدرک کارشناسی‌ارشد بود. در آن سوی خط زندگی، وقتی در سال ۱۳۴۵ در احمدآباد فوت کرد، ۱۴ سال از کودتای ۲۸ مرداد گذشته بود. او در سال ۱۳۳۰ وقتی ۶۹ سال (بخوانیم ۷۰ سال) داشت زمام دولت ملی را به دست گرفت تا تنها ۲ سال و ۳ ماه و ۱۵ روز نخست‌وزیر ایران باشد.
همه اینها گفته شد تا مقدمه‌ای باشد برای طرح یک پرسش و تأکید بر یک ضرورت. اگر ۴۰ سالگی را آغاز چلچلی بنامیم، چنانچه در میان ایرانیان رایج است، و اگر ۵۰ سالگی را آغاز دوران ثمردهی عمر بدانیم، که هست؛ محمد مصدق زمانی که نخست‌وزیر شد، قریب به ۳۰ سال از این دوران عمر خویش گذر کرده بود! و اگر سن قانونی بازنشستگی در نظر آید (۶۰ سال، که هست) زمانی که ملت ایران ردای رهبری نهضت ملی شدن نفت ایران را بر دوش او گذارد، قریب یک دهه از سن بازنشستگی امروز بیشتر عمر کرده بود! بنابراین پرسشی که کمتر بدان توجه شده (شاید) آشکار شود که مصدقی که از نامدارترین چهره‌های تاریخ ایران است و هزاران صفحه درباره او نوشته‌اند و خواهند نوشت، در دوران اوج توان جسمی و باروری فکری خویش «کجای ایران بوده و چه می‌کرده»؟ وقتی فرزانه‌ای اندیشمند در قامت محمدعلی موحد، نهضت ملی ایران را «شاهنامه آزادی‌خواهی ایرانیان» می‌نامد، قابل فهم است که چرا چشم‌ها بر آن چند سال ویژه از عمر و زندگانی مصدق متمرکز باشد. اما پرسشی بسیار کلیدی و تعیین‌کننده در میان است: مصدقی که چنان کیفیتی از خویش در دوران پرتلاطم نهضت ملی بروز داد، چنین سطحی از صلاحیت را چگونه به دست آورده بود؟ آیا باید ساده‌انگارانه چنان کیفیتی از سیاست‌ورزی را نتیجه هوش شخصی دانست یا آن را برآمده از کوره داغ و مذاب تجربه‌ها، دقت‌ها، تلاش‌ها، کنش‌ها و یادگیری‌ها و «تجهیزهای پیشین» دانست؟ اگر چنین باشد، (به زبان ساده) مصدق تا پیش از ۶۰  سالگی (پیش از ۱۳۲۰) چه دستاوردهایی برای ایران داشته؟ باید به همین بسنده کنیم که والی فارس و آذربایجان بوده، وزیر مالیه بوده، مستوفی بوده و بس؟
کتاب «مصدق بدون نفت؛ از تولد تا ۱۳۲۰» اثر اخیر رسول رئیس‌جعفری است که نشر نهادگرا آن را چاپ کرده است. پیش از این کتاب «روایت یک فروپاشی» از همین نویسنده و همین ناشر به چاپ پنجم رسیده است. نویسنده در کتاب تازه خود تلاش کرده تا (به تصریح خویش) مصدق را از سایه‌ نفت بیرون بیاورد و نشان دهد رهبر نهضت ملی شدن نفت، ناگهان و در سال‌های پایانی عمر سیاسی خود پدیدار نشد؛ بلکه مصدق نتیجه و حاصل دهه‌ها تجربه، آموزش، مسئولیت اجرایی، مشاهده‌ فروپاشی‌ها، کودتاها، قراردادهای تحقیرآمیز، کشمکش‌های داخلی و مداخله‌های خارجی بود. و به‌درستی با همین نگاه است که کتاب زندگی مصدق را تا سال ۱۳۲۰ (حدود یک دهه پیش از نخست‌وزیری او) دنبال می‌کند و به‌درستی می‌پرسد: «مصدق چگونه به کسی تبدیل شد که توانست آن تصمیم‌ها را بگیرد؟» و به این ترتیب است که نویسنده سراغ خانواده، تحصیلات، تجربه‌های اداری، منش اخلاقی، حساسیت حقوقی، نگاه مالی و اقتصادی و مواجهه‌ او با استبداد و استعمار رفته و شواهد ارزنده‌ای برای یافتن پاسخی به پرسش بنیادین خود فراهم آورده است.
کتاب با بررسی تبار و خانواده‌ مصدق آغاز می‌شود و سپس مسیر ورود او به سیاست و اداره‌ کشور را دنبال می‌کند. پس از ارائه نکاتی خواندنی و آموزنده درباره خانواده مصدق و مسیر ورود او به «سیاست» دو فصل برجسته و بسیار قابل تأمل را پیش کشیده است: «مالیه روح مشروطه است» و «مصدق یک مرجع علمی». به استناد نوشته‌هایی که از مصدق باقی مانده است بویژه کتاب «اصول، قواعد و قوانین مالیه در ممالک خارجه و ایران قبل از مشروطیت و دوره مشروطه»، محمد مصدق یکی از نادر (و به واقع انگشت‌شمار) ایرانیان مسلط و آگاه به «نظام مالیه عمومی» نه‌تنها در ایرانِ پیش از مشروطه، که در ایران پس از مشروطه و نه‌تنها ایران بلکه کشورهای اروپایی مختلف بوده است. کتاب او از چنان کیفیت بالایی برخوردار است که امروز و در پس یکصد سال هنوز می‌تواند مرجعی برای آموزش درس بودجه باشد. همچنین گفته‌ها و نوشته‌های حقوقی مصدق درباره موضوع‌های دشواری چون کاپیتولاسیون، حقوق ملی و تنظیم رابطه قوای سه‌گانه از برترین آثار ایرانیان یکصد سال اخیر است. و همان گونه که کتاب بارها یادآوری کرده هنوز این جنبه از زیست دکتر مصدق چندان که باشد و آنچنان که باید کنکاش نشده است.
رئیس‌‌جعفری در بخش مهمی از کتاب «مصدق بدون نفت» به قرارداد ۱۹۱۹، کودتای ۱۲۹۹، والی‌گری فارس، وزارت مالیه، والی‌گری آذربایجان، وزارت خارجه، مجلس پنجم، مخالفت با تغییر سلطنت و آغاز سلطنت رضاشاه پرداخته و در میان اینها گردآوری ارزنده‌ای از دیدگاه‌های دکتر مصدق درباره «مسأله راه‌آهن» به دست داده است. تنها کافی است یک بار دیدگاه‌های او و شیوه استدلالش درباره این موضوع و دلایل مخالفتش با خط آهن شمال به جنوب خوانده شود تا گستره دانش، دقت‌های سیاستی و از همه بالاتر به «روش یا منطق استدلال» او پی برد. این بخش از کتاب از درخشان‌ترین صفحه‌های کتاب است که به‌مانند هر اثر پژوهشی دیگر، با پاسخ به برخی پرسش‌ها، پرسش‌های تازه‌ای برای کنکاش پیش می‌کشد. در بخش دیگری از کتاب به درک اقتصادی مصدق از مفهوم ستبر و پیچیده استقلال پرداخته شده است. به باور نویسنده، استقلال برای او فقط شعار سیاسی نبود. مصدق می‌دانست کشوری که مالیه‌ مستقل، بنیه‌ تولیدی، نظام اداری منظم و نهادهای قانونی نداشته باشد، در برابر فشار خارجی آسیب‌پذیر می‌ماند. از همین رو، توجه او به شرکت‌های سهامی، مالیه، بودجه، شیوه‌های نوین اداره و نقد پروژه‌های بزرگ مانند راه‌آهن، بخش مهمی از شخصیت او را روشن می‌کند.
 برای ایرانیانی که ماه‌های به غایت دشوار و پرتنش و مملو از اضطرار و اضطراب را سپری کرده‌اند، خواندن این کتاب می‌تواند به فهمی تاریخی از مشکلات امروز کمک کند. در این کتاب با مرور زندگی مصدق و بازخوانی دیدگاه‌های او درباره مباحثی به‌جز نفت، راهنماها و چارچوب‌های درخوری برای تأمل درباره مسأله‌هایی چون رابطه‌ مردم و حکومت، مسأله‌ قانون، اقتصاد سیاسی وابستگی، نقش نهادهای مالی، خطر تمرکز قدرت و نسبت میان استقلال و توسعه به دست آورد. گویی مصدق ایستاده و عصاره و فشرده تمام ۷۰ سال زندگی خویش را پیشکش کرده باشد! تحفه‌ای از مردی که نام ایران را بلند و خوش‌آوازه کرد، کسی که هنوز باید شناختش و هنوز باید از او آموخت. رئیس‌جعفری در کتاب «مصدق بدون نفت» دریچه توانمندی برای این شناخت و یادگیری فراهم کرده است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و یک
 - شماره نه هزار و صد و یک - ۲۸ مرداد ۱۴۰۵