پایان گردنبند قاپی مرد خشن از زنان تهرانی
گروه حوادث: مرضیه همایونی/ سارقان گردنبندقاپ شمال پایتخت که سابقهای 20ساله در حبس و زندان دارند، دو ساعت بعد از آخرین سرقتشان دستگیر شدند.
به گزارش «ایران»، ساعت 11 صبح سهشنبه 26 مرداد، دو مرد دستبند به دست در کلانتری 124 قلهک مقابل دوربین خبرنگاران و عکاسان قرار گرفتند؛ در چند قدمی آنها نیز چند زن که قربانی سرقت آنها شدهاند با ترس به متهمان خیره شده بودند.
زن جوانی که دو گردنبند طلای 50 گرمی او از سوی متهمان سرقت شده و فیلم سرقت نیز در فضای مجازی منتشر شده بود در تشریح ماجرا گفت:«در کافه به همراه دوستانم نشسته بودیم که یکی از سارقان در حال صحبت با تلفنش بود و من فکر کردم مشتری کافه است. مشغول صحبت با دوستانم بودم که همان مرد در یک لحظه به من نزدیک شد و دو گردنبندم را سرقت کرد.»
دستگیری دو ساعت بعد از سرقت
یکی از شاکیها، زنی جوان و رئیس بانک است و یکی دیگر همسر مهندس جوانی است که قربانی سارقان شدهاند.
سرهنگ نظری، سرکلانتر سوم پلیس آگاهی تهران در رابطه با این خبر گفت:«به دنبال سرقتهای سریالی گردنبندقاپی در محدوده کلانتری 124 قلهک، تحقیقات از سوی مأموران کلانتری آغاز و مشخص شد سارقان با پرسهزنی در اطراف کافهها، طعمههای خود را که زنان و دختران جوان بودند، انتخاب کرده و با حمله به سوژهها، اقدام به قاپیدن گردنبند آنها میکردند. با گزارش آخرین سرقت، بلافاصله طرح مهار به اجرا درآمد و با گذشت دو ساعت از سرقت، متهمان شناسایی شدند. مأموران به آنها دستور ایست داده اما متهمان فرار کرده و مأموران کلانتری با رعایت قانون بهکارگیری سلاح به آنها شلیک کرده و هر دو سارق دستگیر شدند.
سرقت از گیشههای بانک تا گردنبندقاپی
یکی از اعضای باند به نام حمید سالها قبل عضو باندی مخوف بود که با کمک یک زن از رانندهها سرقت مسلحانه میکردند.
چند سال از عمرت را در زندان بودی؟
20 سال. در واقع تمام جوانیام در زندانها گذشت.
کی آزاد شدی؟
دو ماه قبل.
چرا دوباره سرقت کردی؟
قصدم سرقت نبود، رفیقم را در خیابان دیدم و به او گفتم برویم دور بزنیم. ناگهان زنجیر طلای یک خانم را دیدم و وسوسه شدیم و گردنبند را سرقت کردیم و ماجرای سرقتهای ما شروع شد.
بیشترین مدتی که در زندان بودی چندسال بود؟
7 سال. آن موقع به اتهام سرقت از بانک دستگیر شدم.
سرقت مسلحانه بود؟
نه، وارد بانک میشدیم. آن زمانها در بانکها پول بود؛ یا از گیشه سرقت میکردیم یا از مشتریهای بانک و فرار میکردیم. ما بانکهایی را انتخاب میکردیم که مأمور نداشت و برای همین سرقتهایمان موفق بود. من حدود 17 سال قبل، 250 میلیون تومان رد مال دادم.
چه شد که سارق شدی؟
نمیدانم؛ قصد داشتم از ایران بروم. خواهرم در آمریکا زندگی میکند. پول هم نیاز نداشتم، خواهرم ما را تأمین میکرد اما انگار به سرقت معتاد شده بودم.
مواد مصرف میکنی؟
نه. من ورزشکارم و بدنسازی کار میکنم. در دنیای خلافکاران برای خودم کسی هستم اما چه فایده که زندگی من در زندان خلاصه شده است.
شکست عشقی
متهم دوم این باند 18 سال زندان بوده و مدعی است به خاطر شکست عشقی سارق شده است.
از چه سالی به زندان افتادی؟
17 سالم بود؛ دختری را دوست داشتم که مرا رها کرد. به خاطر شکستی که خورده بودم حالم بد بود و یک روز که در خیابان در حال عبور بودم با پسر جوانی چشم تو چشم شدم و تمام ناراحتیام را سر او خالی کردم. بعد از آن دستگیر شدم و به کانون افتادم. از آن به بعد هر بار آزاد میشدم به خاطر ارتکاب به خلافی دیگر، به زندان میافتادم، انگار زندان خانه دومم شده بود.
اعتیاد داری؟
مواد مصرف میکنم تا نفهمم کجا هستم.
چرا به اینجا رسیدی؟
در محله بدی به دنیا آمدم و برای همین اینجا هستم.
خواهر و برادرهایت هم خلافکارند؟
نه، آنها تحصیلکرده هستند. یکی از آنها استاد دانشگاه است و خواهر و برادر دیگرم هم مدرک فوقلیسانس دارند. پدر و مادرم نیز کارمند بودند و الان بازنشسته هستند.
مگر همه در یک محله نبودید، چرا تو فقط خلافکار شدی؟
من خودم را بیچاره کردم. الان که بازداشت شدهام شرایطم خیلی بدتر است و جرمهای قبلیام و حبسهایی که نکشیدهام نیز به پروندهام اضافه شده و معلوم نیست چند سال دیگر باید در زندان بمانم.
تو که میدانستی چنین شرایطی داری چرا سرقت کردی؟
اشتباه کردم. یک سالونیم است که از زندان آزاد شدهام و خلافی مرتکب نشدهام. حمید که آزاد شد، به سراغم آمد و زیر گوشم خواند که برویم دزدی. ما هم دیدیم قیمت طلا رو به افزایش است و تصمیم گرفتیم گردنبندقاپی کنیم. در یک هفتهای که سرقت انجام دادیم 5 گردنبند سرقت کردیم.
سرقتها را چطور انجام میدادید؟
من راکب بودم و حمید روی موتور بلند میشد و گردنبند را سرقت میکرد.
چرا چاقو همراه داشتی؟
بدخواه زیاد دارم و برای اینکه در دعوا و درگیری از خودم دفاع کنم با خودم چاقو حمل میکنم، اما در سرقتها از چاقو استفاده نکردم.


