خصوصیسازی واقعی راهحل استاندارد
روحالله لک علی آبادی
سخنگوی فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی
سالهاست که درباره حرفهای شدن فوتبال ایران صحبت میشود، اما تا زمانی که ساختار باشگاههای لیگ برتری بر پایه مدیریت دولتی و نیمهدولتی اداره شود، دستیابی به فوتبال حرفهای بیش از آنکه یک برنامه عملی باشد، به یک شعار شباهت خواهد داشت. بدون تردید، بهترین راهکار برای اصلاح وضعیت فعلی باشگاههای فوتبال، خصوصیسازی واقعی و استاندارد آنهاست.
اگر قرار است بخش خصوصی با اطمینان و انگیزه وارد عرصه ورزش شود، اولین گام حذف بوروکراسی پیچیده و دستوپاگیر اداری است. این بوروکراسی نهتنها مسیر فعالیت بخش خصوصی را در ورزش دشوار میکند، بلکه به مانعی جدی و حتی به پرتگاهی خطرناک برای سرمایهگذاران تبدیل شده است. طبیعی است که هیچ سرمایهگذاری حاضر نیست سرمایه خود را در مسیری قرار دهد که آینده آن در هالهای از ابهام قرار دارد و روندهای اداری هر لحظه میتواند برنامههای اقتصادی او را با مشکل مواجه کند.
در حالی که بخش خصوصی میتواند با سرمایهگذاری در ورزش، نقش مهمی در توسعه زیرساختهای ورزشی ایفا کند و حتی با ساخت ورزشگاههای حرفهای، بار سنگینی را از دوش دولت بردارد؛ موضوعی که بویژه در شرایط خاص اقتصادی کشور اهمیت بیشتری پیدا میکند. بوروکراسی اداری نهتنها زمینه را برای حضور سرمایهگذاران فراهم نمیکند، بلکه در بسیاری از موارد باعث انصراف آنها از ادامه فعالیت میشود. نمونه روشن این مسأله، ورزشگاه چغابهرام شهردورود لرستان است که نزدیک به ۱۰ سال است نیمهکاره رها شده و در چنین شرایطی، بهجای آنکه تکمیل و به بهرهبرداری برسد، بهتدریج دچار استهلاک شده است. البته تشویق بخش خصوصی برای سرمایهگذاری در ورزش، نیازمند برنامهریزی و اتخاذ سیاستهای هوشمندانه است. حتی میتوان با تدوین الگوهایی مانند مشارکت ۸۰ به ۲۰، شرایطی را فراهم کرد که هم پروژههای ساخت ورزشگاهها مطابق برنامه پیش بروند و هم درآمدزایی باشگاهها به جریان بیفتد.
نباید فراموش کرد که بخش خصوصی با هدف کسب درآمد سرمایهگذاری میکند و به همین دلیل، برای دستیابی به اهداف خود ناچار است بر اساس برنامه، اصول اقتصادی و مدیریت هدفمند حرکت کند. در مقابل، زمانی که منابع دولتی در اختیار باشگاهها قرار میگیرد، حتی در صورت محقق نشدن اهداف تعیینشده، نهتنها خبری از درآمدزایی نیست، بلکه مدیران باشگاهها نیز در قبال هزینههای انجامشده پاسخگوی عملکرد خود نیستند. نتیجه چنین رویکردی، هدررفت منابع و افزایش زیان انباشتهای است که امروز به یکی از مهمترین تهدیدهای فوتبال ایران تبدیل شده است.
بیشک اگر قرار است اتفاقات نامطلوب گذشته در فوتبال ایران تکرار نشود، باید میدان بیشتری در اختیار بخش خصوصی قرار گیرد. حتی میتوان با اعطای امتیازها و مشوقهای ویژه، سرمایهگذاران را به ساخت زیرساختهای اختصاصی و استاندارد ترغیب کرد تا باشگاههای فوتبال ایران نیز بهتدریج از شکل سنتی فاصله گرفته و به معنای واقعی کلمه، به باشگاههایی حرفهای و درآمدزا تبدیل شوند.


