رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت در گفت‌و‌گو با «ایران»:

سال گذشته ۵ درصد افزایش باروری نکاحی داشتیم

محدثه جعفری
گروه اجتماعی


استان گیلان وارد سیاهچاله شده است. یعنی به ازای هر فردی که در این استان فوت می‌شود، حتی یک تولد هم نداریم. کارشناسان معتقدند، در جوامعی که نرخ باروری کلی زیر 1.5 باشد، ظرف 65 سال جمعیت آنها نصف می‎شود و این تغییرات چالشی جدی برای آینده اقتصادی و اجتماعی هر کشوری است.در چندسال گذشته هر ساله بین 5 تا 8 درصد کاهش موالید را در کشور شاهد بودیم. رضا سعیدی، رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان اینکه موضوع کاهش تولدها در کشور به بحران تبدیل شده است، به «ایران» می‎گوید: «در چند سال گذشته به‎رغم قوانین حمایتی روند تولدها در کشور بشدت کاهش پیدا کرده است.زمانی که ولادت‎ها کاهش و مرگ‎ها افزایش پیدا کند و به ازای هر فردی که در کشور فوت می‎کند، یک نفر متولد شود، رشد جمعیت به نقطه صفر می‎رسد وزمانی که ولادت‎ها آنقدر کاهش پیدا کند که مرگ‎ها بیشتر از ولادت باشد، رشد جمعیت منفی می‎شود. به زبان ساده به ازای هر یک نفری که در سال 1404 فوت شده، دو نفر متولد شده است، پس هنوز رشد جمعیت ایران مثبت ارزیابی می‎شود.»
سعیدی با اشاره به اینکه در بعضی از استان‎های کشور آمار فوتی‎ها بیشتر از تولدهاست، می‎گوید: «سال گذشته در استان گیلان به ازای هر 10 نفری که فوت شدند، فقط 9 تولد داشتیم به این ترتیب در این استان رشد جمعیت منفی است و اگر با همین روال پیش‎رود، جمعیت استان کاهشی می‎شود. البته معضل کاهش تولدها فقط برای ایران نیست و کشورهایی مثل ایتالیا یا ژاپن هم درگیر کاهش آمار تولدها هستند و تعداد مرگ‎های آنها از تعداد تولدهای‌شان بیشتر بوده است.»
او با بیان اینکه ایران هم اگر با همین رویه ادامه دهد، حدود دو دهه آینده رشد جمعیت صفر و بعد از آن منفی می‎شود، توضیح می‎دهد: «جمعیت‌شناسان می‎گویند، اگر نرخ باروری کل، یعنی (TFR) زیر 1.5 باشد و بالاتر نرود، ظرف 65 سال جمعیت یک کشور به نصف کاهش پیدا می‎کند. حدود چهاردهه گذشته شاخص زاد و ولد درکشور بین 6.5 تا 7 بود، یعنی آن دوران به ازای هر خانم، بیش از 6 فرزند متولد می‎شد، اما در حال حاضر نرخ باروری در ایران به ازای هر خانم طی سال گذشته روی 1.35 قرار گرفته، این درحالی است که سطح جانشینی در ایران، حدود2.1 است اما هدفگذاری ما برای 2.5 است. یعنی به ازای هر خانم 2.5 تولد باید داشته باشیم. این رقم درحالی مطرح می‎شود که هر ساله حدود 60 تا 70 هزار ولادت در کشور کاهش پیدا می‎کند. درحال حاضر، سالانه حدود 400 تا 500 هزار نفر به جمعیت کشور اضافه می‎شود اما به تدریج جامعه پیر می‌شود و تعداد ولادت‎ها کاهش و مرگ و میرها افزایش می‎یابد. طبق پیش‌بینی‎های انجام شده تا دو دهه آینده یعنی حدود سال 1420 تا 1425 رشد جمعیت کشور به صفر خواهد رسید. البته تا آن زمان رشد جمعیت کشور مثبت است و جمعیت حدود 87 میلیون ایرانی، به حدود 93 میلیون نفر می‎رسد. اگر با همین روند حرکت کنیم تا حدود دو دهه آینده اول رشد جمعیت صفر می‎شود و بعد منفی و در نهایت کاهش جمعیت کشور و سالمندی جمعیت را تجربه می‎کنیم.»

بهترین وضعیت تولد برای سیستان خراسان و خوزستان است
او درباره میزان تولد در استان‎های مختلف کشور توضیح می‎دهد: «در حال حاضر بهترین وضعیت زاد و ولد در استان‎های سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و خوزستان است به طوری که در سیستان و بلوچستان نرخ خام ولادت‎ها (هرتولد به ازای هر 1000 نفر جمعیت) 25 تولد به ازای هر یکهزار نفر جمعیت است و بدترین شرایط متعلق به استان‎های گیلان، مازندران، البرز، مرکزی و تهران است. استان سیستان بلوچستان درسال 1403 با نرخ باروری حدود 2.8 به ازای هر زن بیشترین وضعیت باروری را دارد. این درحالی است که گیلان بدترین وضعیت TFR را تجربه می‎کند، چون به ازای هر زن در سن باروری، 0.8 فرزند در این استان متولد می‎شود.»

نیمی از کشورهای دنیا درگیر 
جوانی جمعیت هستند
موضوع کاهش زاد و ولد و سیاست‎های جمعیتی بیش از نیم قرن است که در کشورهای مختلف اتفاق افتاده است. در دوره‎ای سیاست‎های کنترلی شکل گرفت تا جمعیت کشورها تثبیت و موجب پیشرفت آنها شوند و توسعه پیدا کنند، رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت با بیان این موضوع توضیح می‎دهد: «این سیاست تا جایی ادامه داشت که متوجه سالخوردگی جمعیت شدند و بعد از آن سیاست تشویقی و افزایش جمعیت را پیش گرفتند. در حال حاضر حدود 70 الی 80 کشور دنیا به سمت افزایش مشوق‎ها برای زادو ولد رفته‌اند، با این اوصاف، بسیاری از کشورها چند دهه قبل از ما متوجه بحث چالش جمعیت‎شان شدند و تلاش کردند روند منفی ولادت‎ها را اصلاح کنند. براساس آمارهای موجود، تاکنون هیچ کشوری نتوانسته با وجود پیاده‌سازی سیاست‌های تشویقی بر این معضل جهانی غلبه کند. در کشورهایی مثل فرانسه، سوئد، لهستان، آلمان، ژاپن و کره جنوبی مدت‎هاست که برای افزایش زاد و ولد سیاست‎های تشویقی را پیش گرفته‎اند اما به طور کلی هیچ یک از سیاست‎های تشویقی کشورها در زمینه افزایش تعداد موالید موفق نبوده است. از کشورهایی که داخل چاله جمعیتی رفتند، فرانسه و سوئد موفق‌تر بودند چون توانسته‎اند سرعت سالمندی را کاهش بدهند و مقداری نرخ باروری کلی را بالا ببرند. بسیاری از این کشورها به سمت مهاجرپذیری رفتند تا کمبود نیروی جوان را جبران کنند. جریان کلی دنیا روی کاهش تعداد زاد و ولد شکل گرفته است، چون کاهش موالید بعد فرهنگی پیدا کرده است. سبک زندگی در جهان تغییر کرده است، افراد نسبت به آینده فرزندشان سختگیرتر هستند، یعنی اگر یک فرزند دارند می‎خواهند او را به شکل ایده‎آل بزرگ کنند، به همین دلیل روی چندفرزندی حساب نمی‎کنند. حتی جوانان که دغدغه خاصی ندارند و در بهترین کشورها زندگی می‎کنند و درآمد و شغل خوبی هم دارند، ترجیح می‎دهند ازدواج نکنند.»

نرخ فرزندآوری کشور
2.8 فرزند به ازای هر زن متأهل
با شعار دادن فرزندآوری بیشتر نمی‎شود. او با بیان این موضوع می‎گوید: «اگر همه گزینه‎ها ازجمله حمایت‎های اقتصادی، قانون، فرهنگی و بهداشت را روی یک میز قرار دهید، همه کشورها در این موضوعات ورود کرده‌اند. بعضی از کشورها بیشتر مباحث قانونی را تقویت کرده‌اند، یکسری از کشورها هم روی بعد اقتصادی خانوار مانور داده‌اند. اما علت کاهش فرزندآوری از این چهاردسته خارج نیست. به طور مشترک اکثر کشورها مشوق‎های مالی را برای تشویق به فرزند‌آوری و ازدواج پیش گرفته‌اند چون یکی از مهم‌ترین عوامل کاهش ازدواج و کاهش فرزندآوری همین مباحث اقتصادی است. با این اوصاف، ماشین جمعیت با چهار چرخ حرکت می‎کند که برای رسیدن به مقصد باید هر چهار چرخ همزمان با هم دیده شود و فقط رسیدگی به یک گزینه تأثیر نخواهد گذاشت. در ایران هم این چهار گزینه دیده شده از دادن ماشین، زمین، کارت امیدمادران گرفته تا مباحث قانونی که برای مرخصی زایمان و.... در قانون دیده شده است. آنجایی که تفاوت ما با سایر کشورها در بحث فرزند‌آوری است، موضوع ازدواج است.»
سعیدی توضیح می‎دهد: «به رغم اینکه می‎گویم در آستانه سیاهچاله جمعیتی قرار داریم و میزان زاد و ولد کلی کشور به نسبت زنان در سنین باروری کاهش پیدا کرده، اما اگر میزان تعداد موالید را بر حسب میزان زوج‎های متأهل جامعه ببینیم، نرخ خوبی داریم. چون 2.8 فرزند به ازای هر زن متأهل در سال 1404 متولد شده است. یعنی نرخ فرزندآوری زنان متأهل بالای 2.5 فرزند است. زمانی که نرخ باروری را در تمام زنان کشور اعم از متأهل و مجرد بررسی می‎کنیم، میزان زاد و ولد به حدود1.35 می‎رسد اما در جامعه ایرانی قرار نیست زنان مجرد فرزندآوری داشته باشند. به همین دلیل باید به غیر از مسیر فرزندآوری به مسیری که قرار است فرزندآوری از آن ایجاد شود هم پرداخته شود که در ایران توجه به امر ازدواج جوانان است تا زمانی که جوانان ازدواج نکنند، نرخ فرزندآوری هم کاهش پیدا می‎کند.»
 TFR (نرخ فرزندآوری) ما کاهشی است. یعنی زمانی در دهه 60، شش فرزند به ازای هر خانم داشتیم، در حال حاضر یک و نیم فرزند به ازای هر خانم در سن فرزندآوری داریم. به گفته دکتر سعیدی، براساس آمارهای ثبت احوال در یک دهه گذشته نرخ باروری نکاحی (NFR) بالای 2.5 بوده است. یعنی اگر سال‎های 85 تا 95 را محاسبه کنید، نرخ NFR کشور خیلی تغییری پیدا نکرده است. سال 1399 مرکز پژوهش‎های مجلس آمار داد، نرخ باروری میان زنان متأهل 2.4 است و این درحالی است که نرخ جایگزینی کشور 2.1 است با این اوصاف، شرایط مناسبی در تولد فرزندآوری میان زوجین متأهل داریم. سال 1404 وزارت بهداشت از ثبت احوال درخواست کرد مجدداً این آمار را برای ما در بیاورد، براساس نتایج به دست آمده، نرخ باروری در سال گذشته 2.52 بوده است. یعنی حدود 5 درصد افزایش باروری نکاحی داشتیم که نشان می‎دهد، خانم‎هایی که ازدواج کرده‌اند رفتار فرزندآوری‎شان تغییر نکرده است اما تعداد خانم‎های مجرد ما افزایش پیدا کرده است. در نتیجه مشکل ما در جامعه ایرانی ازدواج جوانان است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و نود و هشت
 - شماره نه هزار و نود و هشت - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵