در گفتوگو با معاون اجرایی رئیسجمهور، درباره نامه اخیر خانه سینما مطرح شد
وفاق فرهنگی بدون پذیرش تکثر ممکن نیست
گروه فرهنگی
۱۱ مرداد از سوی روابط عمومی خانه سینما نامهای خطاب به مسعود پزشکیان رئیسجمهوری منتشر شد، نکتهای که در این نامه به چشم میآید گفتمانی است که بر ضرورت انسجام ملی در برابر تهدیدات بیرونی تأکید دارد. نویسندگان نامه از رئیسجمهوری درخواست کردند مانع دوقطبی شدن در برخورد با برخی از اصحاب فرهنگ و هنر شوند. در واکنش به این موضوع، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در گفتوگویی از توجه ویژه رئیسجمهور به هنرمندان سخن گفت و وعده داد که در صورت دریافت اخبار تازه، اطلاعرسانی خواهد کرد.
از همین منظر، پرسش از محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، بر همین نقطه متمرکز بود: دولت برای مواجهه عملی با دغدغههایی از جنس نامه اخیر خانه سینما چه سازوکاری دارد و وفاق در حوزه فرهنگ چگونه میتواند به کاهش نگاه امنیتی و به رسمیت شناختن تکثر نزدیک شود؟
قائمپناه در پاسخ، نقطه آغاز را تغییر نگاه دانست و گفت: «ما برای رسیدن به نقطه وفاق و چنین نگاهی در همه عرصهها تلاش میکنیم. برای رسیدن به این منظور باید نگاهها تغییر کند؛ البته تغییر نگاه، فرآیندی زمانبر است.»
او با تأکید بر اینکه تغییر نگرش در ساختارهای اجرایی و اجتماعی با دستور و تصمیم فوری محقق نمیشود، توضیح داد: «به نظر من، از ابتدای آغاز کار دولت تا امروز پیشرفتهای زیادی داشتهایم، اما رسیدن به وفاق اینگونه نیست که بتوان با زدن یک دکمه، همه را به این باور رساند که گاهی برخی افراد باید کوتاه بیایند تا همراهی و همدلی شکل بگیرد.»
معاون اجرایی رئیسجمهور در ادامه، مفهوم وفاق را نه صرفاً یک شعار سیاسی، بلکه نوعی همراهی برای یک هدف مشترک توصیف کرد: «وفاق یعنی همراه شدن برای یک هدف مشترک. اگر این آگاهی در همه ایجاد شود که برای ایران باید از بسیاری مسائل گذشت، تعصب نداشت و حتی برخی باورها را اصلاح کرد تا همه خود را متعلق به یک ملت بدانیم و تکثر را بپذیریم، بخش مهمی از مسأله حل میشود.»
به گفته قائمپناه، یکی از گرههای اصلی در مواجهه با مسائل فرهنگی، به رسمیت شناختن تکثر در جامعهای متکثر است. او در اینباره گفت: «مشکل اینجاست که تکثر فکری یک ملت ۹۰ میلیونی، با نگاهها و سلیقههای متفاوت، هنوز در ذهن بخشی از جامعه ــ و حتی برخی افرادی که ممکن است در جایگاه قدرت باشند ــ بهطور کامل به رسمیت شناخته نشده است.»
این موضوع، در نگاه او، مستقیماً به نسبت حاکمیت با هنرمندان و اهل فرهنگ مربوط میشود. قائمپناه با اشاره به حق هنرمند برای اندیشیدن و بیان اندیشه خود تصریح کرد: «ما باید بپذیریم که یک هنرمند حق دارد آزادانه فکر کند و آنچه از ذهنش میجوشد، در چارچوب منافع ملی بیان و منتشر کند؛ نه در چارچوب باورهای شخصی من، نه در چارچوب ارزشهای فردی من، بلکه در چارچوب ارزشهای ملی.»
او پذیرش این اصل را یکی از راههای حل بسیاری از تنشها در حوزه فرهنگ دانست: «اگر این اصل پذیرفته شود، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. البته شکلگیری چنین تفاهمی در ذهن بخشی از جامعه زمان میبرد. این نگاه تا حدی شکل گرفته و وضعیت نسبت به گذشته بهتر شده است، اما هنوز مسیر طولانیای در پیش داریم.»
در بخش دیگری از این گفتوگو، وقتی موضوع تذکرها، گفتوگوها و اثرگذاری آنها بر تغییر رفتار و نگرش در برخی تصمیمگیران مطرح شد، قائمپناه گفت این اقدامات بهتنهایی کافی نیستند: «ممکن است فردی باوری داشته باشد، با او صحبت شود، اما پس از آن دوباره به همان باور قبلی بازگردد. مسأله اصلی این است که آن باور باید تغییر کند؛ اینکه تکثر را بپذیریم، برای همه مردم ایران احترام قائل باشیم و اندیشه و عملکرد آنان را تا جایی که در جهت منافع کلان کشور است، به رسمیت بشناسیم.»
او نتیجه چنین تغییری را شکلگیری وفاق واقعی دانست و تأکید کرد: «اگر چنین اتفاقی بیفتد، وفاق واقعی شکل گرفته است و تمام تلاش ما نیز در همین مسیر است.»
قائمپناه در عین حال، درباره مواردی مانند احضارها، مرز مسئولیت دولت و نهادهای دیگر را یادآور شد: «بخشی از این مسائل، مانند احضارها، در حوزه مسئولیت ما نیست و به نهادهای قضایی و امنیتی مربوط میشود.» با این حال، او مسأله اصلی را فراتر از یک پرونده یا یک نامه دانست و بر ضرورت تغییر رویکرد نسبت به فرهنگ تأکید کرد: «اگر بتوانیم نگاه امنیتی را از فرهنگ برداریم، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.»
معاون اجرایی رئیسجمهور در توضیح این نگاه گفت: «اساساً ذات فرهنگ با امنیتیکردن در تضاد است. اندیشیدن چیزی نیست که بتوان آن را قفل کرد؛ شبیه همان چیزی که در برخی کاریکاتورها ذهن انسان را با قفل نشان میدهند، در واقع چنین چیزی ممکن نیست. نمیشود اندیشه را قفل زد.»
او سپس میان «امنیت فرهنگی» و «امنیتیکردن فرهنگ» تفکیک قائل شد؛ تفکیکی که به نظر میرسد در خوانش دولت از مواجهه با جامعه هنری اهمیت محوری دارد.
قائمپناه در اینباره گفت: «امنیت فرهنگی با امنیتیکردن فرهنگ تفاوت اساسی دارد. فرهنگ باید امنیت داشته باشد، نه اینکه امنیتی شود.» در پایان، او بر ضرورت احساس امنیت برای اهل هنر و فرهنگ تأکید کرد و گفت: «اهل هنر و فرهنگ باید احساس امنیت کنند و بتوانند آنچه را میاندیشند، در چارچوب منافع ملی و ارزشهای ملی و دینی، آزادانه بیان کنند.»


