ماجرای سرقت ۳ گوسفند با دو قتل و یک اعدام تمام شد
گروه حوادث/ کامران علمدهی: پرونده گم شدن 3گوسفند در یکی از روستاهای اطراف تهران پس از 15سال به 2 قتل، قصاص یک قاتل و پرداخت دیه منجر شد.
به گزارش «ایران»، رسیدگی به این پرونده پرماجرا از اواسط سال 1390 با درگیری منجر به قتل در یکی از روستاهای حوالی استان تهران آغاز شد. با اعلام این گزارش به پلیس، مأموران به محل اعزام شدند و پس از بررسیهای اولیه دریافتند که در پی تیراندازی با سلاح شکاری جوانی به نام وحید 30 ساله به قتل رسیده است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات برای روشن شدن ابعاد این پرونده در دستور کار مأموران قرار گرفت و مشخص شد که وحید از چند سال قبل به عنوان چوپان برای یکی از همسایهها کار میکرده تا اینکه چند روز قبل از این حادثه صاحب گوسفندان متوجه ناپدید شدن 3 رأس از گوسفندانش شد و به تصور اینکه وحید سارق گوسفندان است با او درگیر شدند و در این میان وحید با شلیک گلوله شهرام، پسر صاحب گله به قتل رسید.
دستگیری متهم پس از 5 سال
با اعلام موضوع به پلیس و شروع تحقیقات سرانجام 5 سال بعد شهرام دستگیر و پس از اعتراف صریح و رسیدگی به پرونده در دادگاه به قصاص محکوم شد. این در حالی بود که در جریان رسیدگی به این پرونده مشخص شد سارق گوسفندان فرد دیگری بوده و وحید بیگناه کشته شده است بنابراین پدر مقتول بر قصاص متهم تأکید کرد و گفت حاضر به گذشت نیست. سرانجام نیز در اواخر سال 1401 حکم قصاص اجرا شد.
انتقام ازخانواده مقتول
در حالی که 2 سال از اجرای حکم قصاص گذشته بود اواسط سال 1403 برادرهای شهرام به خاطر اینکه پدر مقتول حاضر به بخشش برادر آنها نشده بود به فکر انتقام افتادند و به سراغ کریم پسر دیگر این خانواده که در حال کشاورزی در زمین زراعیاش بود رفتند و با اسلحه شکاری به او شلیک کردند. کریم هم در دفاع از خودش با اسلحه شکاری که همراهش بود به آنها تیراندازی کرد و در جریان این درگیری مسلحانه برادر شهرام به نام اصغر به قتل رسید. با گزارش این درگیری ادامه دار مأموران بلافاصله به محل اعزام شدند و کریم را دستگیر کردند و او نیز در جریان بازجوییها به شلیک مرگبار اعتراف کرد و مدعی شد برای دفاع از خودش دست به این کار زده است.
در دادگاه چه گذشت؟
با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارسال شد و اولیای دم درخواست قصاص کردند.
در ادامه متهم به جایگاه رفت و گفت: «بعد از قتل برادرم و قصاص قاتلش ما دیگر کاری با خانواده شهرام نداشتیم تا اینکه دو سال بعد در حال کار کشاورزی بودم که آنها به سراغم آمدند و بدون هیچ حرفی شروع به تیراندازی کردند. چند گلوله ساچمهای هم به من خورد و من هم در دفاع از خودم با اسلحه شکاری چند گلوله شلیک کردم که به اصغر خورد و فوت کرد. من قصد و برنامهای برای کشتن او نداشتم.»
پس از آن وکیل متهم به جایگاه رفت و با شرح ماوقع ماجرا عنوان کرد که گزارش پزشکی قانونی نشان میدهد که موکلم در ابتدا مورد سوء قصد قرار گرفته بود و اگر شلیک نمیکرد به قتل میرسید.
با پایان اظهارات وکیل و دفاعیات آخر متهم قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و بر اساس مستندات پرونده و اظهارات شهود قتل را شبه عمد تشخیص دادند و متهم را به پرداخت دیه محکوم کردند.


