سرمایه‌های فرهنگی، پشتوانه انسجام اجتماعی

فاطمه مهاجرانی
سخنگوی دولت
درگذشت مرحوم «ایرج»، با آن صدای دلنشین و ماندگار که چند نسل از ایرانیان با آن خاطره دارند، بار دیگر ما را متوجه مفهومی می‌کند که شاید هنوز درباره ابعاد واقعی آن نیازمند تأمل بیشتری هستیم: «سرمایه اجتماعی.» سرمایه اجتماعی در خلأ شکل نمی‌گیرد، حاصل انباشت اعتماد، خاطره، تجربه و احساس تعلقی است که در طول زمان ساخته می‌شود. فرهنگ و هنر سهم مهمی در این انباشت دارند.  از همین منظر، هنرمندانی مانند ایرج را باید بخشی از دارایی اجتماعی ایران دانست. این موضوع در شرایط امروز کشور اهمیتی مضاعف دارد. جامعه ایران در سال‌های اخیر مجموعه‌ای از فشارها، بحران‌ها و تحولات دشوار را تجربه کرده است. در چنین دوره‌هایی معمولاً توجه سیاست‌گذار بیش از هر چیز متوجه شاخص‌های اقتصادی و اداره امور روزمره کشور می‌شود. اینها ضروری‌اند؛ اما تجربه نشان داد که عبور از بحران به اعتماد، امید و احساس تعلق شهروندان نیز وابسته است. اینجاست که فرهنگ به مسأله‌ای مرتبط با انسجام اجتماعی تبدیل می‌شود. جامعه برای حفظ انسجام خود به داشته‌های مشترک نیاز دارد؛ به آدم‌ها، خاطره‌ها و روایت‌هایی که بتواند فارغ از تفاوت‌های سیاسی، اجتماعی و نسلی، آنان را از آنِ خود بداند. هر اندازه این قلمرو مشترک گسترده‌تر باشد، امکان گفت‌وگو و همزیستی بیشتر می‌شود. از این زاویه، مواجهه ما با سرمایه‌های فرهنگی نیازمند بازنگری است. 
ما گاهی ارزش چهره‌های فرهنگی خود را در زمان فقدان‌شان بهتر درمی‌یابیم. در روزهای پس از درگذشت یک هنرمند، حجم پیام‌ها و واکنش‌های مردم نشان می‌دهد   او چه جایگاهی در حافظه جامعه داشت. پرسش اینجاست که چرا این قدرشناسی همیشه در زمان حیات آنان وجود ندارد؟ سیاست فرهنگی می‌تواند یکی از پاسخ‌ها را در همین پرسش پیدا کند. هنرمند نیاز دارد امکان خلق و حضور داشته باشد و جامعه نیز باید بتواند با سرمایه‌های فرهنگی خود ارتباط طبیعی برقرار کند. نگاه فراگیر به فرهنگ، به معنای به رسمیت شناختن تنوع جامعه ایران است.  هر چهره‌ای که بتواند بخشی از این جامعه را با خود همراه کند و در حافظه مردم ماندگار شود، ظرفیتی برای تقویت پیوندهای اجتماعی ایجاد کرده است. از دست دادن یا به حاشیه راندن چنین ظرفیت‌هایی، کوچک کردن دایره مشترکات جامعه است؛ درست در زمانی که کشور به گسترش این دایره نیاز دارد. یکی از جهت‌گیری‌های دولت نیز از ابتدا بر شنیدن صداهای متنوع جامعه و تقویت «وفاق» استوار بوده است. وفاق زمانی  ریشه می‌گیرد که شهروندان احساس کنند تفاوت‌هایشان به رسمیت شناخته می‌شود و آنچه برای آنان ارزشمند است، در عرصه عمومی نیز حرمت دارد. فرهنگ یکی از مهم‌ترین میدان‌های شکل‌گیری چنین احساسی است. به همین دلیل حفظ سرمایه اجتماعی، ارتباط مستقیمی با نحوه مواجهه ما با سرمایه‌های فرهنگی دارد. ایران بیش از هر زمان به افزایش مشترکات نیاز دارد، نه کاستن از آنها؛ به بازشناسی کسانی که مردم در طول سالیان آنان را به حافظه جمعی خود راه داده‌اند.
درگذشت «ایرج» فرصتی برای بازاندیشی در همین موضوع است. او رفت و آثارش به عنوان بخشی از میراث موسیقایی باقی خواهد ماند. اما در کنار ادای احترام به او، باید به کسانی فکر کنیم که امروز در میان ما هستند؛ چهره‌هایی که هر یک بخشی از سرمایه فرهنگی و اجتماعی این سرزمین را نمایندگی می‌کنند. قدرشناسی از سرمایه‌های کشور، اگر به آیین‌های پس از فقدان محدود شود دیرهنگام است.
 هنر حکمرانی در حوزه فرهنگ شاید از همین‌جا آغاز شود: جامعه سرمایه‌های خود را پیش از آنکه به خاطره تبدیل شوند، بشناسد، حرمت بگذارد و امکان اثرگذاری آنان را حفظ کند. در روزهایی که ایران به انسجام، امید و تقویت اعتماد اجتماعی نیاز دارد، مراقبت از این سرمایه‌ها یک ضرورت فرهنگی و اجتماعی است.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و نود و هفت
 - شماره نه هزار و نود و هفت - ۲۴ مرداد ۱۴۰۵