روایت تاب آوری

در یک سال گذشته، دولت و صنعت نفت کشور روزهای پرتنش و کم‌سابقه‌ای را پشت سر گذاشت، از دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه گرفته تا آسیب به بخشی از زیرساخت‌های تولید، ذخیره‌سازی و انتقال انرژی. بااین حال، زنجیره تأمین و توزیع سوخت کشور در این مدت با تکیه بر ظرفیت‌های موجود، مدیریت میدانی و استفاده از راهکارهای جایگزین، استمرار یافت و اجازه داده نشد این شرایط به اختلال در عرضه سوخت منجر شود. دراین پرونده، مسیر تأمین سوخت در این یکسال را روایت کرده‌ایم، از اقداماتی که برای حفظ تولید و ذخایر انجام شد تا چگونگی مدیریت انتقال و توزیع سوخت در روزهای بحرانی.

از رشد ۴۱ درصدی مصرف بنزین تا بازگشت سکوهای پارس‌جنوبی
یک سال مقاومت در صنعت نفت

طی یک‌سال گذشته، صنعت انرژی ایران یکی از پیچیده‌ترین و پرتنش‌ترین دوره‌های خود را پشت سر گذاشت؛ دوره‌ای که نه‌فقط با فشارهای مزمن مصرف، ناترازی و محدودیت سرمایه‌گذاری، بلکه با دو مقطع جنگی نیز همراه بود: جنگ ۱۲روزه خرداد ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰روزه رمضان در اسفند 1404 و فروردین 1405.
فاصله میان این دو رویداد، تنها فاصله‌ای زمانی نبود؛ صنعت نفت در این مدت ناچار بود هم آثار حملات و آسیب به برخی زیرساخت‌ها را جبران کند، هم پاسخگوی تقاضای رو به افزایش سوخت باشد و هم برای احتمال تکرار اختلال در زنجیره تأمین، ظرفیت‌های جایگزین خود را فعال کند. در چنین وضعیتی، بنزین و گاز تنها فرآورده یا حامل انرژی نبودند؛ بلکه به مسأله‌ای مربوط به تداوم زندگی روزمره، حمل‌ونقل، تولید و آرامش بازار تبدیل شدند.
آنچه این دوره را از سال‌های قبل متمایز می‌کند، صرفاً وقوع جنگ نیست؛ بلکه همزمانی جنگ با شرایطی است که شبکه انرژی پیش از آن هم با فشار مصرف و ناترازی روبه‌رو بود. یعنی صنعت نفت با زیرساختی وارد بحران شد که از قبل نیز در حال کار با حداکثر ظرفیت بود.
 
جنگ اول
 آزمون شبکه‌ای که از قبل زیر فشار بود
جنگ ۱۲روزه در خرداد ۱۴۰۴ در شرایطی آغاز شد که مصرف سوخت، بویژه بنزین، در مسیر افزایشی قرار داشت. رشد تعداد خودروها، فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل، استفاده گسترده از خودروی شخصی و فاصله قیمتی سوخت با کشورهای همسایه، سال‌هاست فشار بر تولید و توزیع بنزین را افزایش داده است. جنگ، این فشار انباشته را ناگهان به یک بحران عملیاتی تبدیل کرد. با آغاز حملات، شماری از زیرساخت‌های انرژی نیز در معرض آسیب قرار گرفتند. انبارهای نفتی در تهران، تأسیسات پالایش گاز فجرجم و بخش‌هایی از پالایشگاه فاز ۱۴ پارس‌جنوبی از جمله مراکزی بودند که آسیب دیدند. اهمیت این نقاط فقط در ظرفیت تولید یا ذخیره‌سازی آنها نبود؛ هرگونه اختلال در چنین تأسیساتی می‌توانست زنجیره‌ای از پیامدها را در بخش برق، گاز، حمل‌ونقل و توزیع فرآورده‌ها فعال کند.
از ساعات ابتدایی، مدیریت شرایط اضطراری و ایمن‌سازی تأسیسات در دستورکار قرار گرفت. در بخش گاز، آسیب به بخشی از تأسیسات پالایش فاز ۱۴ پارس‌جنوبی و پالایشگاه فجرجم، ظرفیت فرآورش را تحت تأثیر قرار داد، اما برداشت گاز از میدان مشترک پارس‌جنوبی متوقف نشد. این نکته در کشوری که بخش عمده گرمایش، تولید برق و خوراک صنایع خود را بر گاز استوار کرده، اهمیتی فراتر از یک موفقیت عملیاتی دارد.
پس از پایان درگیری نیز بازگرداندن واحدهای آسیب‌دیده آغاز شد. واحد آسیب‌دیده پالایشگاه فاز ۱۴ پارس‌جنوبی چند روز پس از پایان جنگ به مدار بازگشت و ردیف دوم واحد شیرین‌سازی پالایشگاه فجرجم نیز در دی‌ماه ۱۴۰۴، پس از انجام عملیات بازسازی، دوباره وارد مدار شد. بازگشت سریع واحدها به تولید، نشان می‌داد که بخش مهمی از تاب‌آوری صنعت انرژی، نه در سازه‌ها و تجهیزات، بلکه در توان نیروهای عملیاتی، مهندسان تعمیرات و گروه‌هایی است که در شرایط بحران، زمان را به مهم‌ترین سرمایه تبدیل می‌کنند.
 
بنزین؛ بحران از سمت تقاضا آمد
فشار اصلی اما تنها از آسیب فیزیکی به تأسیسات ناشی نمی‌شد. همزمان با شروع جنگ ۱۲روزه، تقاضای بنزین نیز به شکل ناگهانی افزایش یافت. در اولین روز تهاجم، مصرف روزانه بنزین ۴۱ درصد رشد کرد و در روزهای بعد نیز در سطوح بالا باقی ماند. این افزایش، نشانه‌ای از واکنش طبیعی جامعه در وضعیت نااطمینانی بود؛ مردم برای رفت‌وآمد، جابه‌جایی خانواده، ذخیره سوخت یا مواجهه با هرگونه اختلال احتمالی، بیش از گذشته به جایگاه‌ها مراجعه کردند.
شبکه توزیع سوخت در چنین وضعیتی با یک مسأله دوگانه مواجه شد: از یک‌سو باید جریان عادی عرضه در جایگاه‌ها حفظ می‌شد و از سوی دیگر، ذخایر و ناوگان حمل فرآورده باید طوری مدیریت می‌شد که کمبود موضعی در شهرها و استان‌ها شکل نگیرد. در واکنش به این وضعیت، پالایشگاه‌های داخلی با حداکثر توان به کار گرفته شدند و تولید روزانه بنزین نسبت به دوره‌های پیش از جنگ افزایش یافت.
افزایش تولید داخلی، بخشی از فشار ایجادشده بر ذخایر و شبکه توزیع را جبران کرد. اما این تجربه یک پیام روشن داشت: در شرایطی که مصرف بنزین در وضعیت عادی نیز روندی افزایشی دارد، هر شوک بیرونی می‌تواند فاصله میان تولید و مصرف را در مدت کوتاهی به یک مسأله حساس تبدیل کند. به همین دلیل، مسأله بنزین را نمی‌توان تنها در چارچوب تولید پالایشگاه‌ها دید؛ این موضوع به الگوی حمل‌ونقل، کیفیت خودروها، قیمت‌گذاری، توسعه حمل‌ونقل عمومی و تنوع سبد سوخت وابسته است.
 
پس از جنگ
بازگشت به وضعیت عادی ممکن نبود
با پایان جنگ ۱۲روزه، مسأله تأمین سوخت به وضعیت پیشین بازنگشت. هرچند مرحله اضطراری عبور کرده بود، اما رشد مصرف بنزین همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت نفت باقی ماند. در این فاصله، مجموعه‌ای از اقدامات برای مدیریت تقاضا و کاهش فشار بر فرآورده‌های نفتی دنبال شد.
یکی از این اقدامات، اصلاح سهمیه‌های تخصیصی و متناسب‌سازی آن با نوع خودرو بود. هدف از این سیاست، نزدیک کردن میزان برخورداری از سهمیه به الگوی واقعی مصرف و کاهش استفاده غیرضروری از بنزین بود. در کنار آن، طرح تبدیل خودروهای بنزینی به دوگانه‌سوز بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت. آمارها نشان می‌دهد میزان تبدیل خودروها به ‌صورت کارخانه‌ای و کارگاهی، با احتساب تعویض مخازن فرسوده CNG، نسبت به دولت سیزدهم حدود ۴۶ درصد افزایش یافته است.
CNG برای ایران فقط یک سوخت جایگزین نیست؛ فرصتی است برای استفاده از مزیت بزرگ گازی کشور در حمل‌ونقل. با این حال، موفقیت این سیاست به توسعه همزمان جایگاه‌ها، اطمینان از کیفیت مخازن، دسترسی آسان مردم و صرفه اقتصادی تبدیل خودروها وابسته است. در غیر این صورت، دوگانه‌سوز کردن خودروها روی کاغذ می‌ماند و مصرف‌کننده همچنان بنزین را انتخاب اول خود می‌داند.
 
از CNG تا برق
تنوع‌بخشی به سبد سوخت
در کنار CNG، توسعه گزینه‌های دیگر سوختی نیز در دستورکار قرار گرفت. در حوزه خودروهای برقی، برای حدود ۲۳۲ جایگاه سوخت مجوز ایجاد زیرساخت شارژ صادر شد و در حدود ۳۰ جایگاه نیز تجهیزات شارژ نصب شد. این اعداد هنوز با نیازهای یک‌ گذار واقعی به حمل‌ونقل برقی فاصله زیادی دارد، اما از تغییر جهت سیاست‌گذاری حکایت می‌کند؛ تغییری که اگر با توسعه شبکه برق، مشوق‌های خرید خودروهای کم‌مصرف و برقی و اصلاح ناوگان عمومی همراه شود، می‌تواند بخشی از بار تقاضا برای بنزین را در سال‌های آینده کاهش دهد.
در زمینه LPG نیز فرآیند صدور مجوز احداث جایگاه‌ها دنبال شد. توسعه این سوخت‌ها، در کنار بنزین و گاز طبیعی فشرده، به معنای ایجاد حق انتخاب بیشتر برای مصرف‌کننده و کاهش تمرکز ریسک روی یک فرآورده است. تجربه جنگ نشان داد، اتکای بیش از حد به یک مسیر تأمین یا یک نوع سوخت، در زمان بحران می‌تواند آسیب‌پذیری شبکه را افزایش دهد.
در حوزه سیاست قیمتی نیز دولت نرخ بنزین سهمیه‌ای را ثابت نگه داشت، اما برای بخشی از مصرف که بالاتر از الگوی متعارف قرار می‌گیرد، نرخ سوم در نظر گرفته شد. این سیاست با هدف مدیریت مصرف و ایجاد انگیزه برای استفاده از حمل‌ونقل عمومی یا سوخت‌های جایگزین طراحی شد. با این حال، اثربخشی چنین سیاستی به آن بستگی دارد که گزینه جایگزین واقعاً در دسترس باشد؛ نمی‌توان از مردم انتظار کاهش مصرف داشت، بی‌آنکه حمل‌ونقل عمومی قابل اتکا، خودروهای کم‌مصرف و زیرساخت سوخت جایگزین فراهم شده باشد. همزمان، برای پاسخ به تقاضای بخشی از مصرف‌کنندگان و خودروهای حساس، زیرساخت واردات و توزیع بنزین ویژه و سوپر وارداتی نیز فراهم و توزیع آن در چند استان آغاز شد. این اقدام در عین حال که بخشی از تقاضای خاص بازار را پاسخ می‌دهد، نشان‌دهنده تلاش برای تفکیک بازارهای مصرف و کاستن از فشار بر بنزین معمولی است.
 
 افزایش ظرفیت برای روز مبادا
در فاصله میان دو جنگ، مدیریت مصرف تنها راهبرد صنعت نفت نبود. افزایش ظرفیت تولید و استفاده بهتر از توان موجود پالایشگاه‌ها نیز دنبال شد. خوراک نفت خام و میعانات گازی پالایشگاه‌ها افزایش یافت و با رفع بخشی از گلوگاه‌های عملیاتی، اصلاح فرآیندهای تولید و بهبود ترکیب تولید، ظرفیت پایدار فرآورده‌ها ارتقا پیدا کرد.
این اقدامات شاید در شرایط عادی بخشی از روند توسعه صنعت پالایش به نظر برسد، اما پس از تجربه جنگ ۱۲روزه، معنای دیگری پیدا کرد. مسأله فقط بالا بردن تولید نبود؛ مسأله این بود که اگر یک پالایشگاه آسیب دید یا بخشی از ظرفیت آن از مدار خارج شد، دیگر پالایشگاه‌ها بتوانند بخشی از این کاهش را جبران کنند.
این همان منطق تاب‌آوری در زنجیره تأمین است: ظرفیت‌ها نباید آن‌قدر فشرده و وابسته به یکدیگر باشند که اختلال در یک نقطه، کل شبکه را دچار کمبود کند. افزایش انعطاف در دریافت خوراک، تولید فرآورده، انتقال و ذخیره‌سازی، بویژه در جغرافیای گسترده ایران، بخشی از سرمایه‌گذاری برای روزهای بحران است؛ سرمایه‌گذاری‌ای که ممکن است در روزهای عادی دیده نشود، اما در روزهای سخت تعیین‌کننده است.
 
جنگ رمضان؛ 
بازگشت بحران در ابعادی گسترده‌تر
جنگ ۴۰روزه رمضان در اسفند 1404 و فروردین ۱۴۰۵ بار دیگر صنعت انرژی را وارد وضعیتی غیرعادی کرد؛ این‌بار با دامنه‌ای گسترده‌تر که بخش‌هایی از زیرساخت‌های گاز، پالایش، برق و پتروشیمی را در برگرفت. اگر جنگ اول بیشتر یک آزمون ناگهانی برای مدیریت شوک بود، جنگ دوم آزمونی برای سنجش میزان درس‌آموزی از تجربه پیشین به حساب می‌آمد.
 در پارس‌جنوبی، برخی تأسیسات و سکوهای فراساحلی آسیب دیدند. پس از پایان جنگ، عملیات بازسازی آغاز شد و بازگرداندن ظرفیت‌های از دست‌رفته در دستورکار قرار گرفت. گزارش‌ها از بازگشت سه سکوی فراساحلی پارس‌جنوبی به مدار تولید پس از جنگ رمضان حکایت داشت؛ اتفاقی مهم برای حفظ جریان تولید گاز و جلوگیری از طولانی‌شدن اثرات حمله بر شبکه انرژی کشور.
در بخش پالایش نیز پالایشگاه لاوان یکی از تأسیسات آسیب‌دیده بود. این پالایشگاه پیش از جنگ حدود 3 میلیون لیتر در روز بنزین تولید می‌کرد، اما پس از حمله، بخشی از ظرفیت خود را از دست داد و فعالیت آن با حدود ۵۰ درصد ظرفیت ادامه یافت. کاهش تولید یک پالایشگاه در شرایطی که مصرف بنزین همچنان بالاست، می‌توانست به ‌سرعت فشار را به شبکه سراسری منتقل کند، اما بخشی از افت تولید لاوان از طریق افزایش خوراک سایر پالایشگاه‌ها، استفاده از ظرفیت‌های موجود و تولید اختلاطی جبران شد. این تجربه بار دیگر نشان داد که توزیع ظرفیت در زنجیره پالایش، فقط یک موضوع فنی نیست؛ یک ضرورت امنیت انرژی است. وقتی واحدهای دیگر امکان جبران دارند، اختلال در یک نقطه به کمبود گسترده در جایگاه‌ها تبدیل نمی‌شود.
 
ستون اصلی تاب‌آوری؛
 نیروی انسانی
در خط مقدم
با این همه، روایت یک سال پرتنش صنعت انرژی را نمی‌توان فقط با نام پالایشگاه‌ها، سکوها، خطوط لوله و میزان تولید نوشت. پشت هر عدد تولید و هر جایگاهی که در روزهای بحران فعال ماند، زنجیره‌ای از متخصصان، تکنیسین‌ها، کارکنان پالایشگاه‌ها، نیروهای بهره‌برداری، رانندگان نفتکش‌ها، کارکنان شرکت ملی پخش و گروه‌های تعمیراتی حضور داشتند.
در دو جنگی که در فاصله یک سال رخ داد، اگر این زنجیره انسانی منسجم در صنعت نفت و گاز وجود نداشت، حفظ جریان تولید و توزیع سوخت ممکن نبود. تاب‌آوری صنعت انرژی تنها با ساخت تأسیسات جدید به دست نمی‌آید؛ به آموزش نیروی انسانی، تمرین مدیریت بحران، اختیارات سریع در میدان عمل، تأمین قطعات، تنوع مسیرهای انتقال و اعتماد به نیروهای عملیاتی وابسته است.
یک سال گذشته نشان داد، صنعت انرژی ایران با وجود آسیب‌ها و فشارهای سنگین، توانست از دو شوک بزرگ عبور کند؛ اما این عبور نباید به معنای پایان مسأله تلقی شود. مصرف بنزین همچنان رو به افزایش است، بخشی از زیرساخت‌ها نیازمند نوسازی‌اند و تأمین مالی طرح‌های توسعه‌ای همچنان چالش‌برانگیز است. جنگ‌ها شاید تمام شده باشند، اما درس اصلی آنها باقی است: امنیت انرژی، فقط تولید بیشتر نیست؛ توان ادامه دادن در روزی است که همه‌چیز برای توقف آماده است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و نود و پنج
 - شماره نه هزار و نود و پنج - ۱۹ مرداد ۱۴۰۵