توصیه معاون حقوقی رئیسجمهور به تخریبکنندگان دولت
بازیچه بازی نتانیاهو نشوید
زیر سؤال بردن سازوکار تصمیمگیری و القای بیتوجهی شعام به رهبری، تحلیلی دشمنانه است
ابراهیم بهشتی / کشور طی یک سال گذشته با دو جنگ تحمیلی و مجموعهای از فشارهای ترکیبی مواجه بوده است؛ شرایطی که به گفته مسئولان، دشمنان در تلاشاند با ایجاد شکاف میان مردم و مسئولان و دامن زدن به اختلافات داخلی، انسجام ملی را هدف قرار دهند؛ آن هم در شرایطی که همدلی و وحدت بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد و بارها از سوی رهبر انقلاب و دیگر مسئولان مورد تأکید قرار گرفته است. دولت نیز بارها اعلام کرده، میدان و دیپلماسی دو روی یک سکهاند و تصمیمات کلان کشور با اطلاع و در چارچوب رهنمودهای رهبری اتخاذ میشود. با این حال، در چنین شرایطی برخی افراد، خواسته یا ناخواسته، با دامن زدن به شایعات و شبهات و همچنین توهین به مسئولان، به تشدید اختلافات داخلی دامن میزنند. در همین رابطه، مجید انصاری، معاون حقوقی رئیسجمهور، در گفتوگو با «ایران» با اشاره به تلاش برخی جریانها برای ایجاد اختلاف و برهم زدن انسجام داخلی، تأکید میکند که نقد دولت و تفاوت دیدگاهها نباید به زیر سؤال بردن سازوکارهای قانونی تصمیمگیری یا دعوت به شورش و برکناری دولت منجر شود. او همچنین از پیگیری قضایی اظهارات و اقدامات اخیر علیه رئیس جمهوری خبر داد و نسبت به تلاش دشمنان برای ایجاد شکاف در صفوف داخلی هشدار داد.
دولت چهاردهم در آغاز فعالیت خود، همزمان با مشکلات داخلی و خارجی مواجه بود، اما به نظر میرسد تا پیش از جنگ و بهخصوص تا آستانه امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، عمده تمرکز دولت بر مواجهه با جبهه خارجی بود و جبهه داخلی در برابر دولت وجود نداشت. اما از یک ماه پیش بهتدریج به نظر میرسد یک جریان سیاسی اقلیت به بهانه مذاکره و تفاهمنامه، مواضع تقابلی با دولت را آغاز کرده است. ارزیابی شما از چنین وضعیتی چیست؟
به نظر من، این مسأله تا حدودی قابل پیشبینی بود و ممکن است حتی مقداری تشدید هم بشود. علت این است که دشمن در اهدافی که از تحمیل جنگ تعقیب میکرد، ناکام مانده است. این واقعیتی است که خیلی احتیاج به استدلال ندارد. اگر مروری کنیم و به اظهارات مقامات رژیم صهیونیستی و بعد هم رئیسجمهوری آمریکا و مقامات آمریکایی بعد از تحمیل جنگ برگردیم، میبینیم که آنها در یک توهم ناشی از اطلاعات غلط نسبت به وضعیت داخل ایران، رابطه مردم با نظام، همبستگی مردم و سایر موضوعاتی که دشمنان برای آنها ساخته بودند، قرار داشتند. مزدوران با اطلاعات غلطی که به آنها داده بودند، این تصور را برایشان ایجاد کرده بودند بود که ایران در مرحلهای قرار گرفته است که مردم به صورت عمومی ناراضی هستند و درون ساختار حاکمیت هم نوعی وادادگی وجود دارد و پیوندها و پیوستهایی که در گذشته وجود داشته، گسسته شده است. بنابراین تصورشان این بود که شرایط برای یک حمله نظامی، وارد کردن ضربه قاطع اول و تمام کردن کار ظرف چند روز فراهم است و جامعه نیز از این حمله سنگین استقبال خواهد کرد؛ مردم به خیابان میریزند و کار نظام را یکسره میکنند، اما در عمل معلوم شد که این پندار غلط و مبتنی بر اطلاعات متوهمانه بوده است. با این حال مردم بعد از جنگ ۱۲روزه و 40 روزه، خیلی سریع و زودتر از پیشبینیها، صف خودشان را از دشمن جدا کردند. همانهایی که چند ماه قبل نسبت به مسائل داخلی و عمدتاً معیشتی اعتراض داشتند و ناآرامیهایی هم به همین دلیل اتفاق افتاده و منجر به حوادث ناگواری شده بود، در مواجهه با تجاوز خارجی، به صورت یکپارچه پشت کشورشان ایستادند و با حضورشان در صحنه و در کنار دولت و دیگر خدمتگزاران، نشان دادند که بحث گلایه، انتقاد و حتی اعتراض، یک اختلاف یا دعوای درون خانواده است. وقتی دشمن از بیرون میآید، این مردم در برابر دشمن، ید واحد و یکپارچه هستند. حقیقتاً مردم صحنههای بیبدیل و ماندگاری را خلق کردند و این حضور، پایداری و همراهی، موجب دلگرمی نیروهای مسلح شد. درواقع آنان با پشتیبانی همین مردم توانستند مقاومت کنند، ضربههای کاری بر دشمن وارد کنند و تصورات واهی دشمن را نقش بر آب کنند. بنابراین پایداری و مدیریت فوقالعاده قدرتمند دولت و شخص آقای رئیسجمهوری، در کنار سایر قوا در اداره کشور، حفظ آرامش، تأمین امنیت و تأمین نیازمندیهای مردم بهگونهای بود که اتفاق خاصی در داخل، آنگونه که مخالفان نظام انتظار داشتند، نیفتاد. هر چند دولت هم از قبل بر اساس پیشبینیها، تدارک لازم را برای چنین روزهایی دیده بود، ازجمله اعطای اختیارات به استانداران، تأمین مقدمات برای ذخیرهسازی نیازمندیهای کافی، انعطاف لازم برای دور زدن تحریمها و اقدامات تأمینی و پشتیبانی نیروهای مسلح. بنابراین مجموعه این عوامل باعث شد دشمن در شرایط فرسایشی قرار بگیرد و هر ضربهای که زد، ضربهای محکمتر دریافت کرد. درواقع هر حرف بیاساسی زد، مردم با حضور در خیابان و میدان پاسخ دادند و شرایط بهگونهای پیش رفت که دشمن ناگزیر از پذیرش آتشبس و مذاکره شد و بالاخره به تفاهمنامهای دست پیدا کردیم؛ تفاهمنامهای که از دید من یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک بود و همینجا باید از دیپلماتهای شجاع کشور در این میدان تشکر کنم. طبیعی است که دشمنان به این انسجام ملی، چشم طمع داشته و در صدد آن باشند که با اختلافافکنی این صفوف بههمپیوسته را پراکنده کنند.
تفاهمنامه، در شورای عالی امنیت ملی با رأی اکثریت امضا شد. اما همان جریان سیاسی این سازوکار تصمیمسازی در کشور را زیر سؤال میبرد. کما اینکه مصوبه شعام را نپذیرفتند و به نوعی القا کردند که گویی اعضای شعام نظری را به رهبر انقلاب تحمیل کردند یا کسانی مدعی شدند از بین این ۱۳ عضو شعام، گویا فقط یک نفر نظر رهبری را تشخیص داده است. شما این برنتابیدن سازوکارهای تصمیمگیری در جمهوری اسلامی را ناظر بر چه انگیزههایی میدانید؟
این موضوع میتواند وجوه و عوامل مختلف و متفاوتی داشته باشد. یک بخش آن به دشمن مربوط میشود و کاملاً قابل پیشبینی است. دشمن شکستخورده در میدان نظامی، رسانه و تبلیغات، حتماً امروز تمرکز اصلی خود را بر دگرگونسازی روایت از دستاوردها خواهد گذاشت؛ یعنی تلاش میکند دستاورد دیپلماتیک ما را شکست جلوه دهد، میان قوا اختلافافکنی یا القای اختلاف کند. خوشبختانه در این زمینه کاملاً شکست خوردهاند. من به عنوان فردی ناظر و مطلع عرض میکنم، هماهنگی و انسجامی که اکنون میان سه قوه وجود دارد، در تاریخ ۴۸ ساله کشور، اگر نگوییم بینظیر، حتماً کمنظیر است. سه قوه در کنار سایر قوا، نیروهای مسلح، فرماندهان و جریانهای کنشگر فعال سیاسی داخل کشور، در یک صف و میدان واحد تلاش میکنند این مقاومت به ثمر بنشیند و برای مردم گشایش ایجاد شود. همه تحت راهبریهای کلی رهبر انقلاب و گوشبهفرمان ایشان بوده و هستند و تدبیر امور با هدایت کلی ایشان انجام میشود؛ کما اینکه در زمان رهبر شهید بزرگوار ما نیز این مسأله وجود داشت. حتماً مذاکرات منجر به امضای تفاهمنامه با نظارت و رهنمود کلی ایشان بوده است. همچنین تصمیمات شورای عالی امنیت ملی، دولت وفاق و شخص آقای رئیسجمهوری در همین چارچوب ارتباط و هماهنگی با رهبری انجام میشود. اگر چه با توجه به مسائل و موانعی که وجود دارد، ارتباط مستقیم یا مداوم با رهبری دشوار است، اما از طرق ممکن ارتباط برقرار میشود. بنابراین دشمنان تلاش خواهند کرد و در روزهای آینده نیز ممکن است حتی بیشتر تلاش کنند که این تفرقهافکنی را دامن بزنند. با این حال عدهای در داخل ممکن است مستقیماً عامل دشمن نباشند، ولی ناخواسته در زمین دشمن بازی کنند. این افراد بر اساس یکسری توهمات و بدون اطلاع از واقعیات وارد میشوند و تحت تأثیر اخبار نادرست و کذب قرار میگیرند و این دستهبندیها و دوقطبیسازیها را شکل میدهند و به آن دامن میزنند. اینکه گفته شود ۱۲ نفر از ۱۳ عضو شعام به خطا رفتهاند و خداینکرده از خواست رهبری سرپیچی کردهاند، یک حرف دشمنانه است؛ ولو اینکه از زبان دوست یا دوستنماها زده شود. چگونه ممکن است فرماندهان عالیرتبه نظامی که از سوی رهبری منصوب شدهاند یا شخصیتهای بزرگی مانند رؤسای سه قوه، به رهبری پشت کرده باشند و فقط یک نفر در این میان نظر رهبری را درست تشخیص داده است؟ این برداشت و تحلیل غلط را در تریبونها و تحلیلها به خورد مردم دادن و القا کردن، تحلیلی دشمنانه است و حتماً به نفع اسرائیل و شخص نتانیاهو است.
مخالفتها با مذاکره یا تفاهمنامه تا جایی ذیل تفاوت رویکرد قابل توجیه است. اما امروز به نظر میرسد ماجرا خیلی فراتر از تفاوت رویکرد باشد. اینکه در خیابان و در جمع عمومی، آموزش فشار به دولت با هدف کنارهگیری رئیسجمهوری به شیوه تجربه شده دولت مرحوم بازرگان داده شود و فیلم آن هم پخش شود یا یک روحانی بخشهایی از جامعه را دعوت به تجمعات خیابانی علیه دولت کند، عملاً تجویز هرج و مرج و بینظمی است. آیا در دولت، گزارش و جمعبندی خاصی در این باره مطرح شده است؟ فکر میکنید این جریان سیاسی میخواهد تحولات را به چه سمتوسویی هدایت کند؟
اظهارات و اقدامات خلاف قانون و مجرمانهای که آقای باقر خرازی این روزها انجام دادهاند، بیتردید، خارج از همه این محاسبات باید مورد رسیدگی قرار گیرد. من با دوستان حقوقیمان در معاونت حقوقی ریاست جمهوری، مجموعه اظهارات ایشان را بررسی کردیم و صراحتاً میگویم که این اظهارات با مواد مختلف قانون مجازات اسلامی و قوانین مختلف کشور در تضاد است. این اظهارات مصداق برهم زدن نظم اجتماعی، دعوت به آشوبگری و اقدام واقعی علیه منافع و امنیت ملی تلقی میشود. صرفنظر از اهانت به رئیسجمهوری و اهانت به مقامات قانونی که برای آنها جرمانگاری شده، همچنین توهین و افترا، برهم زدن آرامش اجتماعی و به نوعی سازماندهی یک شورش اجتماعی است، چرا که از مرحله حرف فراتر رفته و به اقدام عملی علیه امنیت ملی تبدیل شده است و دیگر نمیتوان آن را در قالب اختلاف فکر و اختلاف دیدگاه تلقی کرد. بنابراین، ما اقدام لازم را طبق وظیفه قانونی معاونت حقوقی ریاست جمهوری، به عنوان مرکز پیگیری حقوقی و دعاوی دولت، انجام دادیم و علیه ایشان در دستگاه قضایی و دادگاه ویژه روحانیت ثبت شکایت خواهیم کرد. دادخواست و متن شکایت نیز تنظیم شده است، چرا که این اقدام بسیار خطرناکی است که جامعه را دعوت به بینظمی کردهاند؛ آن هم در قالب مفاهیم دینی و ارزشی و با وام گرفتن از عنوان حزباللهی، بسیج و امثال اینها. من مطمئنم نیروهای حزباللهی واقعی کشور، دلسوزان مملکت، بسیجیان و مردمی که هر زمان خطری برای این کشور بوده، جانبرکف و بیادعا به میدان آمده و جانشان را نثار کشور و نظام کردهاند، بهخوبی میدانند که پیروزی ما در جنگ ۸ ساله مدیون حضور همین مردم و اتحاد و انسجام بوده است. در ۴۷ سال گذشته، ستون استواری ایران، نظام و ملت، همین مردم بودهاند. امروز جمهوری اسلامی ایران، ملت، دولت و رهبر بزرگوار ایران در دنیا به عنوان یک ملت زنده، پویا، ایستا، مقتدر، مقاوم و سربلند مطرح هستند.
تبدیل کردن این چهره سرفراز کشور به چهرهای نادرست که در ایران دنبال شورش خیابانی و برکناری دولت هستند، معنایش نادیده گرفتن قانون اساسی، تمام ساختارهای رسمی نظام و شاکله حکمرانی کشور است. در اظهارات این فرد فقط بحث رئیسجمهوری نبوده، بلکه بحث به نوعی به شخص رهبری و به رهبر شهید، عالم غیب و... کشیده شده است.
این حرفها یا باید از یک مغز آشفته بیرون بیاید یا از یک نیت آشفته؛ در هر دو فرض باید برخورد شود. اینکه سیاست کلی دائمی جمهوری اسلامی ایران، که پرهیز و دوری از ساخت بمب اتم بوده و فتوای صریح رهبر شهید ما بوده است، مخدوش شود و به اصطلاح عامیانه پاس گل دادن به دشمنان و نتانیاهو شود، خدمت به ملت ایران، کشور و تمدن اسلامی نیست؛ حتماً خدمت به بیگانه است. همچنین تحریک، تحقیر و توهین به همسایههای ما، کشورهای اسلامی و سایر کشورهاست. به نظر میرسد اینها خواسته یا ناخواسته به هر رفتار و اقدامی دست میزنند تا برای دشمنان و رسانههای آنان خوراک تبلیغاتی و مستندهایی فراهم کنند که زمینه تجاوز و جنایت بیشتر آنها را فراهم کند.من مطمئنم قوه محترم قضائیه، بر اساس وظایف ذاتی که در حفاظت از کیان کشور، امنیت ملی و وحدت ملی دارد، با اینگونه پدیدهها برخورد خواهد کرد.


