همزمان با آغاز سومین سال فعالیت دولت، رئیس جمهوری با رهبر انقلاب دیدار کرد
استمرار وحدت و همدلی
مسعود پزشکیان رئیس جمهوری در آغاز سومین سال از دوره مسئولیت خود با آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر انقلاب دیدار کرد. دیداری که بر اساس خبر منتشر شده در پایگاه اطلاعرسانی «رهبر انقلاب اسلامی » فرصتی بوده است تا در آن به تفصیل درباره مسائل و مشکلات کشور بهویژه تأمین نیازهای معیشتی مردم، شرایط موجود جنگ تحمیلی سوم و آینده پیش رو، تحولات حوزه نظامی، راهکارهای ناظر به تأمین منابع و مدیریت مصارف «ریالی، ارزی و انرژی» و همچنین تعامل اقتصادی با طرفهای خارجی تبادل نظر شود. در مقام تحلیل، دیدار رئیسجمهوری با رهبر انقلاب را اگر چه میتوان در چارچوب سنت معمول دیدارهایی دانست که در سالهای گذشته نیز به همین مناسبت یعنی آغاز سال دیگری از دوره فعالیت دولت میان رئیس جمهوری و دیگر اعضای دولت با رهبر شهید انقلاب برگزار میشد؛ اما در حقیقت این دیدار که درست در زمان اوجگیری بهانهجوییها و القائات سیاسی علیه دولت و به رغم همه محدودیتهای امنیتی انجام شده، حائز ویژگی و اهمیتی مضاعف است و آن را به اتفاقی فراتر از یک دیدار تشریفاتی یا حتی جلسهای به صرف ارائه گزارش مسائل و شرایط و تعیین راهبردها و تصمیمهای لازم تبدیل میکند. بطلان عملی همه فضاسازیها در هفتههای اخیر، همزمان با افزایش فشارهای سیاسی و رسانهای علیه دولت و شخص رئیسجمهوری، برخی جریانها کوشیدند چنین القا کنند که میان دولت و رهبری فاصلهای ایجاد شده یا حمایتهای گذشته از دولت کاهش یافته است. دلیل این القائات هم چیزی جز این نبود که ادعا کنند تصمیم شورای عالی امنیت ملی درباره مذاکرات و تفاهمنامه اسلامآباد در مخالفت با نظر رهبری و با اعمال فشار از سوی پزشکیان اتخاذ شده است و بعد ادعای کذب تهدید به استعفا از سوی رئیس جمهوری را مطرح کردند. شاذترین و البته کذبترین ادعاهای از این دست اظهارات دبیر کل یکی از تشکلها بود که از فرط ناراستی و توهینآمیز بودن نه تنها که مقامات قضایی را به تعقیب کیفری او از سوی دادگاه ویژه روحانیت ناچار ساخت که با واکنشی کم سابقه اما مهم از سوی روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی مواجه شد. اطلاعیهای که دفتر رهبر انقلاب در واکنش به آن اظهارات «فاقد سندیت و صحت»، «زمینهساز تشویش اذهان عمومی» و «ایجاد انشقاق و اختلاف در جامعه» صادر کرد و در آن تأکید داشت: «مطلب منتشر شده در فضای مجازی که در آن فردی ادعایی را درباره واکنش رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس جمهوری محترم مطرح کرده از اساس کذب و خلاف واقع است.» به این ترتیب دیدار اخیر پزشکیان و رهبر انقلاب را میتوان به نوعی پاسخی عملی به فضاسازیها و نشانهای از استمرار رابطهای مبتنی بر اعتماد و حمایت ارزیابی کرد. حمایت رهبر انقلاب از دولت چهاردهم همچنان که امتداد سنت حسنه حمایت رهبری شهید از دولتهای مستقر در عین بیان صریح توصیهها و پیشنهادها به آنهاست؛ پیامی روشن به هر فرد و جریانی است که بخواهد در پی القای دوگانگی میان دولت و رهبری باشد. این تصویر، دقیقاً برخلاف روایتی است که برخی مخالفان دولت در هفتههای اخیر تلاش داشتند از فضای سیاسی کشور ارائه دهند. رابطه رئیس جمهوری و رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران در همه ادوار و بویژه در دوره ریاست جمهوری مسعود پزشکیان رابطهای مبتنی بر احترام متقابل و حمایت همه جانبه ایشان بوده است. در عین حال رئیس جمهور پزشکیان به واسطه ویژگی خاص شخصیتیاش نوعی روراستی مضاعف را بر روال این رابطه افزوده است. مرور رفتار و مواضع مسعود پزشکیان در سالهای گذشته چه آن سالهایی که نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی بود و چه در دو سالی که عهدهدار سکانداری دولت و ریاست جمهوری شده است، حکایت از آن دارد که ضرورت تبعیت تصمیمگیران از راهبردهای تعیین شده از سوی رهبری، حرکت در چارچوب سیاستهای کلی نظام مورد تأکید او بوده است. سبک سیاسی پزشکیان که بیش از آنکه مبتنی بر تقابل و دوگانهسازی باشد، بر گفتوگو، اقناع و همگرایی استوار بوده در استمرار رابطه نزدیک و پیروی او از رهبر انقلاب نیز بازتاب داشته است و از این نظر نه یک اتفاق تازه، بلکه امتداد همان رویکردی است که سالها از او دیده شده است. سخنان رئیس جمهوری بویژه در روزهای اخیر از نظر به تصویر کشیدن رابطهای که میان او با آیتالله سید مجتبی خامنهای در امتداد رابطهاش با رهبری شهید شکل گرفته حائز اهمیت است. پزشکیان آنجا که در گفتوگوی تلویزیونی با مردم در پرسشی پیرامون رابطهاش با رهبری به یکی از دیدارهایش با رهبر انقلاب اشاره کرد و با بیان تعابیری همچون «منطقی»، «دقیق» و «اهل استدلال» برای توصیف آیتالله سیدمجتبی خامنهای، گفت «من هرچه در دل داشتم، صریحاً بیان کردم تا در جریان مسائل قرار بگیرند» و «اگر دسترسیها بیشتر شود، حتماً تعامل نیز بهتر خواهد شد»، نشان داد روایتهایی که در فضای رسانهای ساخته و پرداخته میشود تا چه حد با واقعیت فاصله دارد و به تعبیر او از سر «بیاطلاعی» است یا «بیانصافی». او در گفتوگوی روز شنبه با خبرنگاران هم با یادآوری پیروی تصمیمات دولتش از خواسته رهبری و گفتن اینکه «تصمیم گیرنده اصلی درباره جنگ و صلح رهبر انقلاب است و هر تصمیمی ایشان بگیرد، ما تا آخر ایستادهایم» نقطه پایانی پیش روی فضاسازیهای مبتنی بر القای دوگانگی گذاشت. از این جهت انتشار خبر دیدار رئیسجمهوری با رهبر انقلاب نیز بسیاری از روایتهای سیاسی هفتههای اخیر را بیاعتبار کرد.
اختلافسازی با واقعیتهای موجود منطبق نیست
محمدتقی فاضل میبدی
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم
دیدار آقای پزشکیان با حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، همزمان با آغاز سومین سال ریاست جمهوری، صرفاً یک دیدار تشریفاتی یا مناسبتی نیست، بویژه در شرایطی که طی هفتههای اخیر حواشی و انتقادهایی علیه رئیسجمهوری شکل گرفته و برخی تلاش کردهاند تصویری از اختلاف میان دولت و رهبری ارائه دهند.
معنای مهم این دیدار را باید در همین فضای سیاسی جستوجو کرد. حضور رئیسجمهوری در کنار رهبری، آن هم در آغاز سومین سال فعالیت دولت، میتواند نشانهای روشن از تداوم ارتباط، هماهنگی و قرار داشتن دولت در چارچوب سیاستهای کلی نظام باشد. اگر قرار بود آنگونه که برخی جریانهای پرسروصدا القا میکنند، فاصلهای جدی میان دولت و رهبری وجود داشته باشد، چنین دیداری نمیتوانست اینگونه معنا پیدا کند.
از سوی دیگر، این دیدار برای جریان مغرضی که همواره تلاش میکند میان دولت و رهبری شکاف ایجاد کند، پیام روشنی دارد و آن اینکه اختلافسازی و دوقطبیسازی لزوماً با واقعیتهای موجود منطبق نیست. همانگونه که در گذشته نیز گروههایی تلاش کردهاند با رفتارهای افراطی خود را جلوتر از مسیر اصلی نشان دهند، امروز نیز نباید اجازه داد صداهای بلند، جای واقعیت را بگیرند.
به باور من، در شرایط کنونی نزدیکترین نهادها به رهبری، دولت و سپاه هستند. اکنون این دو نهاد در چارچوب این تفاهمنامه با یکدیگر همکاری دارند و طبیعی است که این اقدام را در راستای نظر و دیدگاه رهبری بدانیم. اگر قرار بود موضوع برخلاف این دیدگاه باشد، اساساً دولت و سپاه وارد چنین همکاریای نمیشدند. بنابراین نمیتوان حضور و همراهی آنها را نادیده گرفت یا آن را جدا از مواضع رهبری ارزیابی کرد.
در مقابل، به نظر میرسد برخی افراد تلاش دارند با طرح دیدگاههایی متفاوت، افکار عمومی و جامعه را دچار سردرگمی کنند. این مسأله البته پدیده تازهای نیست و سابقهای طولانی دارد. در دوران پیامبر خدا(ص) نیز کسانی بودند که از ایشان جلو میافتادند، برخلاف دستور و مسیر تعیینشده حرکت و تصور میکردند رفتارشان درستتر و دینیتر است. خداوند نیز در برابر چنین رویکردهایی به آنان هشدار داد. این نوع رفتار افراطی در طول تاریخ بارها تکرار شده و همواره افرادی وجود داشتهاند که به جای حرکت در چارچوب، سعی کردهاند از حدود تعیینشده عبور کنند. خوشبختانه مواضع دولت روشن و قابل دفاع بود و نیروهای نظامی نیز مواضع مناسبی اتخاذ کردند.
تصویر روشن هماهنگی در سطح عالی کشور
پرویز سروری
رئیس جبهه تحولخواهان انقلابی
در روزهایی که کشور بیش از هر زمان دیگری به انسجام و همدلی نیاز دارد، دیدار رئیسجمهوری با رهبر انقلاب را نمیتوان صرفاً یک دیدار معمولی دانست. این دیدار، بویژه در شرایطی که طی هفتههای اخیر روایتهایی درباره وجود اختلاف میان رئیسجمهوری و رهبر انقلاب مطرح شده، حامل یک پیام روشن برای جامعه است؛ اینکه مسیر اداره کشور، مسیر هماهنگی و حرکت در چارچوب رهنمودهای رهبر انقلاب است و تلاش برای القای شکاف میان مسئولان، با واقعیت موجود همخوانی ندارد. هر اندازه این دیدارها و تعاملات بیشتر باشد، پیام آن به جامعه نیز روشنتر خواهد بود. امروز بیش از هر مسألهای به این اطمینان نیاز داریم که مجموعههای مختلف کشور با وجود تفاوت در مسئولیتها و دیدگاهها، در مسائل اساسی و منافع ملی در کنار یکدیگر قرار دارند. رئیسجمهوری نیز بارها تأکید کرده است که دولت در مسیر رهنمودهای رهبر انقلاب حرکت خواهد کرد و دیدار اخیر را باید در همین چارچوب دید.
کشور مسیر دشواری را پشت سر گذاشته و همچنان با شرایط پیچیدهای مواجه است. عبور از این شرایط، نتیجه همکاری و هماهنگی میان نیروهای مسلح، دولت، دستگاه دیپلماسی و سایر مجموعههای کشور بوده است. بنابراین در چنین شرایطی، هر پیام مثبتی که نشانه همدلی و همافزایی مسئولان باشد، میتواند به آرامش جامعه و تقویت اعتماد عمومی کمک کند.
اما اینکه چرا همچنان از سوی اقلیتی پرسروصدا تلاش میشود اختلاف میان مقامات برجسته شود، بخشی از پاسخ را باید در ضعف اطلاعرسانی جستوجو کرد. اطلاعرسانی دیرهنگام، فرصت روایتسازی را در اختیار طرف مقابل قرار میدهد و باعث میشود جامعه بر اساس دادههای ناقص، تحلیلهایی ارائه کند که گاه با واقعیت فاصله دارد. در نتیجه، مسألهای که شاید در واقعیت وجود نداشته باشد، در فضای رسانهای به عنوان «اختلاف» بازنمایی میشود.
از این منظر، دیدار رئیسجمهوری و رهبر انقلاب اهمیت بیشتری پیدا میکند. این دیدار یک تصویر روشن از ارتباط و هماهنگی در سطح عالی کشور ارائه میدهد؛ تصویری که با تلاش برخی جریانها برای القای شکاف و اختلاف میان این دو مقام تفاوت دارد.
امروز کشور بیش از هر چیز به وحدت و همدلی نیاز دارد. باید اجازه نداد روایتهای حاشیهای و اختلافساز، اصل مسأله را تحتالشعاع قرار دهند. دیدار پزشکیان و رهبر انقلاب میتواند یک پیام روشن برای جامعه داشته باشد: در شرایط دشوار امروز، آنچه باید برجسته شود اختلاف نیست، بلکه هماهنگی و همافزایی برای عبور از مشکلات و پیشرفت کشور است.
تضعیف دولت، فهم نادرست از حکمرانی است
عباس سلیمی نمین
پژوهشگر تاریخ و سیاست
دیدار رهبر انقلاب و رئیسجمهوری ایران یک امر عادی، ضروری و مسبوق به سابقه است. رهبران پیشین انقلاب هم، همواره وقت قابل ملاحظهای را برای دیدار و گفتوگو با رؤسایجمهوری اختصاص داده و این موضوع مورد اذعان همه رؤسایجمهوری نیز بوده است. هدف از این دیدارها این بوده که رهبری برای موفقیت بیشتر دولتها و افزایش توفیقات آنها در خدمت به مردم، با رئیسجمهوری همفکری کنند و تلاش شود از مشکلات دولت کاسته شود. اینکه این دیدارها گاهی با فاصله زمانی یا بدون اطلاعرسانی گسترده انجام میشود، امر غیرعادی و دارای معنای سیاسی خاصی نیست. همه رؤسایجمهوری جلسات و دیدارهای گاه طولانی با رهبری داشتهاند و این موضوع بخشی از سازوکار طبیعی حکمرانی در جمهوری اسلامی است. در شرایط کنونی نیز دیدار رئیسجمهوری با رهبر انقلاب از همین منظر قابل ارزیابی است و باید آن را در چارچوب مسئولیتهای حکمرانی و ضرورت هماهنگی میان ارکان مختلف نظام تحلیل کرد. متأسفانه برخی افراد، که فهم دقیقی از حکمرانی ندارند یا از ملاحظاتی که در شرایط امنیتی و جنگی ایجاد میشود، بهره و درک درستی ندارند، تلاش میکنند این موضوعات را در ارتباط با مسائل حزبی و سیاسی خود تفسیر کنند. این کار در شرایطی که کشور در دوران جنگ به سر میبرد، بسیار ناپسند است. اینکه عدهای از شرایط جنگی و مسئولیتهای امنیتی موجود استفاده کرده و تلاش کنند منویات و اهداف سیاسی خود را دنبال کنند، امر قابل قبولی نیست.
از سوی دیگر، اینکه یک اقلیت سعی دارد میان رهبری و رئیسجمهوری فاصلهای را القا کند تا چنین وانمود شود که میان این دو مقام اختلاف یا فاصلهای وجود دارد، با واقعیتهای موجود سازگار نیست. این دیدار بهروشنی نشان میدهد که این ادعاها و شایعات، بیشتر از سوی مخالفان دولت و برخی جریانهای اقلیت مطرح میشود و نباید آنها را به عنوان واقعیت پذیرفت.
حواشی مربوط به مذاکرات و این ادعا که انجام آن برخلاف میل و دیدگاه رهبری انجام میشود نیز از سوی دیگر قابل تأمل است. در این میان باید به یک واقعیت مهم توجه کرد؛ ادله روشنی وجود دارد که نشان میدهد نظام حکمرانی جمهوری اسلامی، مذاکره را یکی از راههای تبیین مواضع کشور و یکی از فرصتهای بسیار مهم برای تبیین دیدگاههای ایران برای افکار عمومی میداند. در دوران رهبری شهیدمان نیز هرگز باب مذاکره بسته نشد. حتی بعد از آنکه ترامپ در اقدامی بسیار ناپسند، توافقات و تعهدات آمریکا را بهصورت یکجانبه ملغی کرد، به هیچ وجه باب مذاکره ما با اروپا بسته نشد. در چارچوب همان برجام، مذاکرات با کشورهای اروپایی دنبال شد. بنابراین، اینگونه نبوده که جمهوری اسلامی اساساً مذاکره را نفی کند یا معتقد باشد نباید از این ظرفیت برای بیان مواضع بحق خود استفاده کنیم. این تصور که مذاکره یعنی اعتماد به طرف مقابل، تصور درستی نیست. اتفاقاً کسانی که بر ضرورت مذاکره تأکید دارند، میتوانند همزمان بر بیاعتمادی نسبت به طرف مقابل نیز تأکید کنند. همانطور که رهبر انقلاب نیز صراحتاً بر این موضوع تأکید داشتند که ما در مذاکرات با آمریکا هیچ اعتمادی به آمریکا نداریم. اینکه عدهای تصور کنند شرایط جنگی فرصت مناسبی برای زمین زدن دولت است، نشاندهنده فهم نادرستشان از حکمرانی است. در هیچ کشوری، آن هنگام که سرزمینش در شرایط جنگی قرار میگیرد و با هجمه دشمن مواجه است، دولت مستقر را تضعیف نمیکنند؛ بلکه بخشهای مختلف حاکمیت تلاش میکنند دولت را تقویت کنند تا بتواند وظایف خود را بهتر انجام دهد.
متأسفانه در شرایط فعلی نیز بخشهایی از جریان سیاسی کشور تلاش میکنند از مشکلات و کاستیهای دولت استفاده کنند و شرایط موجود را فرصتی برای ضربه زدن به دولت بدانند، حتی بر شایعه اختلاف بین این دو دامن بزنند. دولت ممکن است در حل برخی مسائل با مشکلاتی مواجه باشد، اما نقد عملکرد دولت با تلاش برای زمین زدن دولت تفاوت اساسی دارد. به نظر من، هم عناصر کمفهمی از این دست در طیف اصلاحطلب وجود دارند و هم در طیف اصولگرا. البته این افراد جایگاه چندانی هم ندارند، اما گاهی رسانهها بیش از اندازه به آنها میدان میدهند و جایگاهشان را بزرگتر از آنچه در واقعیت دارد، نشان میدهند. نقد عالمانه و منصفانه عملکرد دولت، تیم مذاکرهکننده یا هر بخش دیگری از حاکمیت حق همه است، اما تخطئه اصل مذاکره، تلاش برای ایجاد شکاف میان رهبری و رئیسجمهوری و استفاده سیاسی از شرایط جنگی، نه نقد سازنده است و نه در راستای مصالح جامعه. در شرایطی که کشور با تهدیدهای خارجی و فشارهای مختلف مواجه است، مهمترین وظیفه جریانهای سیاسی و رسانهای باید کمک به انسجام، تقویت دولت، تبیین منافع ملی و استفاده از همه ظرفیتهای موجود برای دفاع از مصالح کشور باشد، نه اینکه اختلافات و حواشی داخلی را برجسته کنند و به جریانهای کمتعداد و پرسر و صدا فرصت بیشتری برای اثرگذاری بدهند.
تقویت هماهنگی، خنثیسازی روایتهای تفرقه افکنانه
محمدعلی وکیلی
نماینده ادوارمجلس شورای اسلامی
دیدار رئیسجمهوری با رهبر انقلاب درباره موضوعات مختلف، علاوه بر اینکه میتواند به ارتقای هماهنگی و تقویت وحدت در کشور کمک کند، زمینههایی را نیز که برخی جریانها تلاش میکنند از طریق آنها دوقطبی در جامعه شکل دهند، از میان خواهد برد. به همین دلیل، به نظر میرسد در شرایط کنونی، هرچه فاصله میان این دیدارها کمتر و ارتباطات مستقیمتر و منظمتر شود، این مسأله در تصویرسازی بیرونی نیز میتواند به انسجام و اقتدار بیشتر کشور کمک کند.
اگر بخواهیم این موضوع را از منظر داخلی بررسی کنیم، اهمیت آن زمانی بیشتر روشن میشود که به رفتار اقلیت و جریانهای پرسروصدایی توجه کنیم که بر ایجاد فاصله میان رئیسجمهوری و نهاد رهبری تأکید دارند و میکوشند این فاصله را در حوزه رسانه و اظهارنظرهای سیاسی برجسته کنند. واقعیت این است که بر اساس شناختی که از مناسبات سیاسی و شخصی در جمهوری اسلامی داریم، شاید در تاریخ جمهوری اسلامی رئیسجمهوری را هماهنگتر از آقای پزشکیان با نهاد رهبری نتوانیم سراغ بگیریم. با این حال، جریانهای رادیکال تلاش میکنند دوقطبیها را تشدید کنند. اقدامی که میتواند خطرناک باشد. در روزهای اخیر نیز به نظر میرسد این نوع تصویرسازیها به کشور آسیب رسانده است. دشمنان نیز بر چنین روایتهایی حساب جدی باز میکنند و تلاش دارند از هر نشانهای برای القای شکاف در ساختار قدرت و حاکمیت استفاده کنند. در چنین شرایطی، کاهش فاصله میان دیدارهای رئیسجمهوری و رهبر انقلاب و تکرار این دیدارها میتواند بسیاری از این سوءاستفادهها را خنثی کند.
از منظر رسانهای نیز مسأله اهمیت زیادی دارد. هنگامی که فاصله میان دو مقام افزایش پیدا میکند یا ارتباط مستقیم و دسترسی کافی وجود ندارد، این امکان فراهم میشود که برخی افراد خود را سخنگو یا ناقل دیدگاههای رهبری معرفی کنند. در چنین شرایطی، سخنگویان خودخوانده میتوانند با استناد به ادعاهای خود، جبههبندیهای جدیدی را در فضای سیاسی کشور به نمایش بگذارند و روایتهای مختلفی را به جامعه منتقل کنند. هرچه دیدارهای مستقیم و منظم میان رئیسجمهوری و رهبر انقلاب بیشتر شود، امکان چنین سوءاستفادههایی نیز کاهش پیدا خواهد کرد. در این صورت، روایتها و برداشتها تا حد امکان مستقیم خواهد بود و رئیسجمهوری نیز دیگر ناچار نیست درباره صحت یا دقت نقلقولها و روایتهایی که از دیدگاه رهبری ارائه میشود، دچار تردید باشد. ارتباط مستقیم این امکان را فراهم میکند که رئیسجمهوری شخصاً دیدگاههای رهبری را در جهتگیریها و تصمیمات کشور لحاظ کند. بنابراین، تداوم و نزدیکتر شدن این دیدارها میتواند هم در تقویت هماهنگی داخلی و هم در خنثی کردن روایتهای تفرقهافکنانه و تصویرسازیهای مخرب، نقش مؤثری داشته باشد.


