در حافظه موقت ذخیره شد...
متهم به قتل در دادگاه:
به خاطر همسرم به دروغ اعتراف کردم
به گزارش «ایران»، اواسط سال 1402 زن میانسالی با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن پسر 30 سالهاش به نام خشایار خبر داد. پس از آن مأموران تحقیقاتشان را آغاز کردند اما سرنخی از او پیدا نشد تا اینکه با گذشت حدود یک ماه از این ماجرا خانواده خشایار بار دیگر با مراجعه به پلیس اعلام کردند که صبح همان روز با تلفن پسرشان تماس گرفتهاند و برخلاف گذشته که خاموش بود این بار زنی پاسخ داده و گفته تلفن را در حوالی دماوند پیدا کرده اما وقتی به او گفتهاند که این تلفن متعلق به پسر گمشده آنهاست او به سرعت تلفن را قطع و گوشی را خاموش کرده است.
پس از این اظهارات مأموران با ردیابی تلفن و خط توانستند به زوج جوانی برسند که گوشی دست آنها بود پس از دستگیری گرچه هردو منکر اطلاع از سرنوشت پسر جوان بودند اما پلیس در بازرسی از خانه آنها کیف پول خشایار را پیدا کرد.
بنابراین آنها بازداشت شدند و چند روز بعد مرد جوان به قتل خشایار اعتراف کرد و گفت: «من خشایار را به عنوان مسافر سوار کردم و برای سرقت کیف پول و تلفن همراهش او را کشتم و جسدش را در حوالی گرمسار رها کردم.» اما وقتی مأموران به محل رها کردن جسد که از طرف متهم اعلام شده بود رفتند جسد را پیدا نکردند.
با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند.
سپس متهم به جایگاه رفت و گفت: «من اتهام قتل را قبول ندارم. وقتی دستگیر شدیم من به خاطر رهایی همسر و دو فرزندم به ناچار اعتراف کردم اما من نقشی در قتل نداشتم و کیف و تلفن همراه خشایار را در کنار جاده و از کنار یک جسد که چهرهاش قابل شناسایی نبود برداشتم.»
قاضی پرسید: «درباره رد خونهای کشف شده روی صندلی، کف و فرمان خودرو که در آزمایشها مشخص شده متعلق به شما نبوده چه دفاعی دارید؟»
متهم گفت: «چند روز پیش از دستگیری من دعوا کرده بودم و شاید خون همان شخصی است که با او درگیر شدم.»
پس از آن وکیل متهم به جایگاه رفت و گفت: «طبق تحقیقات خشایار با افراد مختلفی اختلافات مالی داشته شاید یکی از همان افراد بلایی سرش آورده باشد. همچنین طبق بررسیها خشایار هم سابقه مصرف مواد داشته هم سابقه خودکشی؛ شاید بر اثر مصرف مواد یا خودکشی فوت کرده باشد.»
در این هنگام مادر مقتول به قضات گفت: «پسرم نه سابقه خودکشی داشته و نه این مواردی که مطرح شده درست است. اینها به دنبال تبرئه متهم هستند و من تنها درخواستم قصاص است.»
بعد از آن متهم در آخرین دفاعیاتش گفت: «وقتی جسدی پیدا نشده چطور میخواهید من را به قصاص محکوم کنید. اصلاً اگر من را قصاص کردید و بعداً معلوم شد که خشایار زنده بوده یا خودش را مخفی کرده چه کسی پاسخگوی جان من خواهد بود و چه کسی جواب خانوادهام را میدهد.»
قاضی گفت: «اگر برای ما محرز شود که شما قاتل هستید و حکم قصاص دادیم خودمان پاسخگو هستیم. خانواده شما هم در آن صورت میتوانند خواستهشان را از ما مطالبه کنند.»
با پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.


