مردم حق دارند بدانند
فاطمه مهاجرانی
سخنگوی دولت
وقتی تصمیمی مستقیماً با زندگی و معیشت مردم گره میخورد، توضیح درباره آن، بخشی از مسئولیت دولت است؛ بویژه آنجا که تصمیمها دشوارند، آثارشان بهسرعت در زندگی روزمره احساس میشود و جامعه حق دارد بداند چرا چنین مسیری انتخاب شده و قرار است به کجا برسد. گفتوگوی تصویری اخیر دکتر مسعود پزشکیان با مردم را نیز باید در همین چارچوب دید؛ گفتوگویی درباره شرایط کشور، دشواریهای پیشرو و تصمیمهایی که شاید توضیح درباره آنها به اندازه اتخاذشان اهمیت داشته باشد.
دولت چهاردهم بیش از هر چیز خود را موظف به صداقت با مردم میداند. صداقت نه فقط در بیان دستاوردها، بلکه در گفتن از دشواریها، محدودیتها و حتی هزینه تصمیمهایی که ناگزیر از اتخاذ آنها هستیم. مردم حق دارند بدانند دولت با چه مسألهای مواجه بوده، چه انتخابهایی پیش روی آن قرار داشته و چرا یک مسیر را بر مسیر دیگر ترجیح داده است.
دکتر پزشکیان از اولین روزها بر یک اصل تأکید داشته است: نمیتوان بدون مردم برای مردم تصمیم گرفت. این نگاه زمانی معنای واقعی پیدا میکند که حتی در دشوارترین شرایط نیز جامعه از چرایی تصمیمها کنار گذاشته نشود.
رئیسجمهوری در گفتوگوی اخیر نیز تلاش کرد منطق برخی تصمیمات را توضیح دهد؛ از اصلاح رویههایی که زمینهساز رانت و فساد بودهاند تا ضرورتهایی که کشور در شرایط دشوار با آنها مواجه شده است. طبیعی است که درباره هر سیاستی بتوان پرسید، نقد کرد و حتی با آن مخالف بود. قرار هم نیست دولت از مردم بخواهد بدون پرسش با هر تصمیمی همراه شوند. برعکس، پرسشگری جامعه بخشی از همان رابطهای است که دولت برای حفظ و تقویت آن مسئولیت دارد.
اعتماد عمومی فقط با خبرهای خوب ساخته نمیشود. گاهی مهمترین آزمون اعتماد، درست زمانی است که خبرها خوب نیستند؛ یعنی زمانی که منابع محدود است، انتخابها دشوارند و دولت ناچار است تصمیمهایی بگیرد که ممکن است آثار آن در زندگی مردم احساس شود. در چنین شرایطی، سادهترین انتخاب شاید سکوت یا سخن گفتن کلی باشد، اما مسئولانهترین انتخاب، توضیح دادن است. در عین حال، توضیح دادن تنها نیمی از این رابطه است، نیم دیگر شنیدن است. پشت اعداد و شاخصهای اقتصادی، زندگی واقعی مردم جریان دارد؛ خانوادهای که نگران هزینههای ماه آینده است، تولیدکنندهای که با دشواری تأمین منابع روبهروست، جوانی که درباره آینده خود پرسش دارد و شهروندی که میخواهد بداند تصمیم امروز چه تأثیری بر فردای او خواهد گذاشت. دولت اگر میخواهد از واقعیت سخن بگوید، باید این واقعیتها را نیز ببیند و بشنود.
از همین رو، گفتوگوی رئیسجمهوری با مردم را نباید یک برنامه تلویزیونی دانست که با پایان پخش آن، گفتوگو نیز پایان یافته باشد. آنچه مردم پس از این سخنان میگویند، پرسشهایی که مطرح میکنند و حتی نقدهایی که به دولت دارند، ادامه همان گفتوگوست.
دولت وظیفه دارد این صداها را بشنود، همانطور که وظیفه دارد درباره تصمیمهای خود توضیح دهد و هرجا لازم بود، در روشها و سیاستها بازنگری کند.
در روزهای دشوار، لزوماً فاصله میان مردم و دولت با سکوت کمتر نمیشود. این فاصله را میتوان با صداقت، شنیدن و توضیح دادن کاهش داد. مردم صاحبان این کشورند. دانستن حق آنان و پاسخگویی وظیفه ماست.

