میایستم و در برابر کارشکنیها با مردم صحبت میکنم
ادامه از صفحه 2
ما به آمریکا چه دادیم؟ کلی دستاورد داشتیم. چرا به مردم اطلاعات نادرست میدهید؟ در تنگه نیز با کشتیهایی که برخلاف توافق عبور کرده بودند، برخورد نظامی کردیم. بااینحال، عدهای میگویند این افراد خائناند و طرف مقابل به هیچچیز عمل نکرده است.
ما از آنچه به نام تفاهمنامه نوشتهایم، با قدرت دفاع میکنیم. یک بند پیدا کنند که در آن کوتاه آمده باشیم. چرا باید دائماً بگوییم بجنگیم؟ این همان چیزی است که اسرائیل میخواهد. اسرائیل میخواهد جنگ ادامه پیدا کند.
اگر بخواهند ما را به تسلیم وادار کنند، خواهیم جنگید، کوتاه نخواهیم آمد و سر تعظیم فرود نخواهیم آورد؛ اما وقتی میتوانیم حقمان را بگیریم، چرا باید مسیری را ادامه دهیم که اسرائیل میخواهد؟ عدهای در داخل، دانسته یا نادانسته، همان پیام را از زبان آنها منتقل میکنند.
تلقی شخصی شما از تفاهمنامه پیروزی است یعنی شما معتقدید آن تفاهمنامه برای ما پیروزی بود؟
جسارت است؛ تحلیلهای کشورهای خارجی را ببینید و به حرف من اکتفا نکنید. کسانی که در داخل میخواهند این توافق را شکست جلوه دهند، بهنظر من باید بسیار بیانصاف باشند. ما چه چیزی دادهایم و کجا کوتاه آمدهایم؟
میگویند آمریکا به تعهداتش عمل نمیکند. خب، تا جایی که آنها عمل کنند، ما هم عمل میکنیم و هرجا عمل نکنند، ما نیز تعهدی به ادامه نداریم. مهم این است که ببینیم چه امتیازهایی به دست آوردهایم. توانستیم آمریکا را وادار کنیم محاصره را کنار بگذارد. در مقابل، امتیازی که ما داده بودیم، مربوط به تنگه هرمز بود؛ موضوعی که از قبل هم وجود داشت. قرار شد اجازه دهیم کشتیها از تنگه هرمز عبور کنند، آن هم بر اساس مقررات خودمان، و طرف مقابل نیز با این چارچوب
موافق بود.
نیروهای نظامی با تفاهمنامه موافق بودند؟
جسارت است؛ در شورای امنیت ۱۲ یا ۱۳ نفر حق رأی داشتند و ۱۲ نفر صحبت کردند و از موضع ما دفاع کردند.
چرا موافقت کردند؟
برای اینکه منطق، عقل، میدان و جامعه چنین حکمی میکند. یعنی کسی که نمیداند همینجوری میگوید بزن، تبعاتش را هم باید دید. کسانی که در میدان ایستادند، آدمهای ترسویی نبودند؛ همان کسانی بودند که این افتخار را خلق کردند و ما به آنها افتخار میکنیم. همین افراد بودند که کشور را تا امروز با قدرت اداره و از آن دفاع کردند.
من نهتنها از شهادت نمیترسم، بلکه آن را برای خود فوز عظیم میدانم؛ اما اینکه در این جامعه زندگی کنم و نتوانم مشکلات مردم را حل کنم، بههیچوجه برایم قابل قبول نیست. بنابراین باید بتوانم مشکل مردم را حل کنم.
یک صدای خیلی بلند است که اختلافی وجود دارد بین نیروهای مسلح، دولت، دستگاه دیپلماسی در مورد جنگ و مذاکرات آیا شما این را تأیید یا رد میکنید؟
بههیچوجه چنین نبود. تصمیم درباره این موضوع در شورای امنیت گرفته شد و همه نیروهای امنیتی، دفاعی و نظامی از آن دفاع کردند و پذیرفتند. البته نمیخواهم وارد جزئیات شوم. بااینحال، عدهای که کنار گود نشستهاند، فقط میگویند «لنگش کن.»
قرآن میفرماید: «بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه ولما یأتهم تأویله، کذلک کذب الذین من قبلهم فانظر کیف کان عاقبة الظالمین»؛ یعنی چیزی را تکذیب کردند که به آن علم نداشتند و هنوز حقیقت و تأویل آن برایشان روشن نشده بود. این ظلم بزرگی است که عدهای بدون اطلاع از دلایل و علتهای یک تصمیم، آن را تکذیب کنند.
آیا کسانی که در آن جلسه حضور داشتند، همگی ترسو، ناآگاه، غیرعلمی و تسلیمشده بودند، اما کسی که اصلاً دستش در آتش نیست، از همه بیشتر جسارت دارد؟ ظلمی بالاتر از این نیست که کسی بدون آگاهی، چنین سخنانی بگوید. آنهایی که در میداناند و در صحنه میجنگند، شرایط را میبینند؛ اما کسی که کنار گود ایستاده، حکم صادر میکند و فردا هم اگر مشکلی پیش بیاید، دوباره اعتراض میکند که چرا
چنین شد.
آقای رئیسجمهور، مردم دوست دارند بدانند رابطه شما با فرماندهان نیروهای مسلح چگونه است و این رابطه چه پیامی درباره وحدت و هماهنگی میان دولت و نیروهای مسلح دارد؟
فرمانده کل نیروهای مسلح، رهبر عزیز انقلاب هستند. در این موضوع، همه با یکدیگر هماهنگ بودیم و تصمیم را پذیرفتیم؛ اصلاً مخالفی وجود نداشت. نهتنها مخالفتی نبود، بلکه فرماندهان درباره ضرورت این تصمیم توجیه میکردند.
در نتیجه، ما با نیروهای نظامی کاملاً هماهنگ هستیم و وظیفه خود میدانیم از آنان پشتیبانی کنیم. آنها جانشان را کف دستشان گذاشتهاند و از این کشور دفاع میکنند. مگر ممکن است من بخواهم با آنها اختلاف داشته باشم یا آنها با من اختلاف کنند؟ هیچ شکی نیست که این تفاهمنامه با هماهنگی، همدلی و تعامل کامل شکل گرفته است.
عدهای میگفتند فلانی در آن جلسه تهدید کرده و دیگران را وادار به پذیرش توافق کرده است. مگر آن فرماندهان از تهدید من میترسند؟ آیا اگر من تهدید کنم، برخلاف نظر رهبر معظم انقلاب به طرف من میآیند؟ این سخن جفا در حق آنهاست. هیچکدام از این افراد کسانی نیستند که به این سادگی و بدون منطق، موضوعی را بپذیرند. بهنظر من، روند سخنگفتن درباره این موضوع باید بهگونهای باشد که وحدت، انسجام و همدلی را تقویت کند.
آنها القای اختلاف بین شما و مقام معظم رهبری هم میکنند؟
ببینید، من بارها و در همه مجامع گفتهام؛ حتی در انتخابات، اگر خاطرتان باشد، در دانشگاه تهران تنها نامزدی که محکم از مقام معظم رهبری دفاع کرد، من بودم. بنده نهتنها از نظر اعتقادی به رهبری باور دارم، بلکه از نظر علمی نیز معتقدم در نهایت باید یک نفر حرف آخر را بزند و برای این موضوع میتوانم دلایل فراوانی ارائه کنم.
حالا عدهای میخواهند اینگونه القا کنند که رهبر معظم انقلاب یک حرف میزند و دولت حرف دیگری. این سخن هم در حق مقام معظم رهبری و هم در حق دولت جفاست. با قاطعیت میگویم هیچ دولتی به اندازه دولت من در مسیر سیاستهای رهبر معظم انقلاب حرکت نکرده است. همان کسانی که در زمان انتخابات میگفتند دیگران همه ناخودیاند و فقط خودیها باید روی کار بیایند، الان دارند از این حرفها میزنند که بخواهند بگویند ما را در مقابل رهبر معظم انقلاب قرار دهند و یک اَنگی بچسبانند و بگویند اینگونه است. با تمام قدرت تمام قدرت پشت رهبری ایستادهایم و خواهیم ایستاد. طبیعتاً رهبری نیز بر اساس دادهها تصمیماتی میگیرند که به نفع کشور، حاکمیت و مردم باشد.
کسانی که بدون داده یا با اطلاعات ناقص برای جامعه نسخه مینویسند، آن را به انحراف میبرند. کسی که دستش در آتش نیست و فقط چند اطلاعات پراکنده از اینسو و آنسو گرفته، حق ندارد برای همه مسائل نسخه بپیچد. عدهای نشستهاند و درباره اقتصاد، سیاست، جامعهشناسی و کشاورزی اظهارنظر میکنند؛ واقعاً نمیدانم این همه دانش را از کجا آوردهاند. من ۱۷ یا ۱۸ سال در دانشگاه درس خواندهام، استادتمام هستم و در دوران تحصیل نیز همواره جزو دانشجویان برتر کلاس بودم؛ اما اکنون فقط درباره گوشهای از قلب و یک بخش تخصصی آن صحبت میکنم و نمیتوانم درباره همه حوزههای قلب نظر بدهم.
قلبی که در مجموع حدود ۲۸۰ تا ۳۰۰ گرم وزن دارد، بیش از ۱۰ یا ۱۵ فوقتخصص مختلف دارد. آنوقت درباره جامعهای با این همه پیچیدگی، چند نفر مینشینند، همه مسائل را حلاجی میکنند و برای همهچیز راهحل میدهند. برای من سؤال است که این دانش را از کجا آموختهاند.
برخی میگفتند در فضای مجازی شما موضوع استعفا را مطرح کردید تا در داخل فشار ایجاد کنید و زمینه برای پذیرش توافق فراهم شود. پاسخ شما به این ادعا چیست؟
من هیچوقت بهصورت رسمی چنین کاری نکردم. من استعفا بدهم رسماً اعلام میکنم استعفا دادم. استعفا نخواهم داد؛ میایستم و در برابر کارشکنیهایی که انجام میشود، با مردم صحبت میکنم و توضیح میدهم روند چیست و چگونه پیش میرود.
ما نوکر مردم و در خدمت آنان هستیم. در این دو سال بگردند و ببینند آیا برای خودمان، قوموخویشمان یا دارودستهمان کاری کردهایم یا نه. کسانی که دنبال چنین مواردی هستند، بگردند و پیدا کنند. ما صادقانه میخواهیم خدمتگزار مردم باشیم و از ایستادن و جنگیدن هم باکی نداریم؛ اما بالاخره عقل هم چیز خوبی است.
بعد از جنگ 40 روزه وقتی تیم مذاکرهکننده قرار شد که مذاکرات را شروع کند آقای قالیباف به عنوان مسئول تیم انتخاب شد. آقای قالیباف انتخاب شما بود و یا انتخاب شعام بود یا نهادهای بالادستی این انتخاب را انجام دادند؟
ما از آقای قالیباف خواهش کردیم و ایشان هم پذیرفتند. بالاخره اگر با یکدیگر هماهنگ و همکار باشیم، راحتتر میتوانیم امور را پیش ببریم تا اینکه تصور شود فقط دولت این کار را انجام میدهد. قوه قضائیه، مجلس، نیروهای مسلح و دیگر مجموعهها همگی در این مسیر همکاری میکنند. برای اینکه نشان دهیم همه با هم هستیم، گفتیم نمایندگانی از همه این مجموعهها در این تیم حضور داشته
باشند.
این تصمیم صرفاً تصمیم دولت نبود. همه با یکدیگر تفاهم کردیم و بر اساس دادهها، اطلاعات، واقعیتهای میدان، وضعیت دولت و شرایط مردم تصمیم گرفتیم. واقعاً هم از آقای دکتر قالیباف قلباً قدردانی میکنم؛ ایشان جانانه و مردانه وارد میدان شدند و همکاری میکنند. آقای اژهای نیز واقعاً با جدیت و همراهی کامل همکاری دارند.اگر تا امروز توانستهایم بمانیم و امور را پیش ببریم، بهدلیل همین وحدت و انسجام بوده است.
آقای عراقچی چطور؟
آقای دکتر عراقچی دیپلمات رسمی کشور ماست و شبانهروز تلاش میکند. متأسفانه عدهای به ایشان بیاحترامی میکنند. من نمیدانم کدام دین و مذهب به انسان اجازه میدهد به دیگری تهمت بزند، ناسزا بگوید یا بیاحترامی کند.
خداوند میفرماید: «قل لعبادی یقولوا التی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم ان الشیطان کان للانسان عدوا مبینا». این دستور خداست. اگر مدعی هستیم که راه خدا را میرویم و از فرمان او اطاعت میکنیم، نباید راه شیطان را در پیش بگیریم. باید با یکدیگر مهربانانه و با همدلی سخن بگوییم و به هم بیاحترامی نکنیم. شیطان میخواهد ما را به جان یکدیگر بیندازد؛ ما نباید به جان هم
بیفتیم.
آقای رئیسجمهور! شما آقای قالیباف را بهعنوان رئیس هیأت مذاکرهکننده تعیین کرده بودید. چه شد که در نهایت امضای تفاهمنامه را شخصاً خودتان انجام دادید؟
قرار نبود آنها برای امضای توافق به ژنو بروند، اما درباره کلیات موضوع تفاهم شده بود و در نتیجه ما آن را امضا کردیم. در طرف مقابل نیز قرار بود ونس با آقای قالیباف امضا کند، اما بعد تصمیم گرفته شد ترامپ امضا کند تا توافق از اعتبار و استحکام بیشتری برخوردار باشد و نتوانند بهسادگی زیر امضای خود بزنند.
در نتیجه، وقتی امضا در طرف مقابل در سطح رئیسجمهوری انجام شد، ما نیز آن را در همان سطح امضا کردیم. از نظر اعتبار و جایگاه، این شکل از امضا سطح بالاتری داشت.
یعنی تمام این هماهنگیها در کمتر از ۲۴ ساعت انجام شد؟ دقیقاً چه اتفاقی افتاد که ناگهان تصمیم گرفتند در طرف آمریکایی، ترامپ و در طرف ایرانی، رئیسجمهوری تفاهمنامه را امضا کنند؟
روایت این ماجرا تا حدی محرمانه است؛ شاید در فرصت دیگری بتوان درباره آن صحبت کرد. فعلاً بیشتر از این موضوع را باز نکنید؛ همین مقداری که گفته شد، قابلیت انتشار دارد.

