طرح‌های متفقین برای تقسیم امپراطوری عثمانی

در طول جنگ، قدرت‌های متفق مجموعه‌ای از توافقنامه‌ها را میان خود در خصوص آینده سرزمین‌های عثمانی به امضا رساندند. این توافقنامه‌ها نیازهای متحدان عرب متفقین را نادیده گرفت و صرفاً برای خدمت به منافع اعضای اروپایی اتحاد طراحی شده بودند. هدف این معاهدات حفظ اتحاد متفقین بود، با حل اختلافات احتمالی پس از جنگ، قبل از آنکه ظهور یابند.
سال ۱۹۱۵، هنگامی که ارتش‌های روسیه در آناتولی شرقی توسط نیروهای عثمانی و در لهستان توسط آلمان‌ها تحت فشار قرار داشتند، بریتانیا و فرانسه نگران شدند که تمایل روسیه به ادامه جنگ ممکن است کاهش یابد. از این‌رو، تصمیم گرفتند به تزار جذاب‌ترین «پیش‌رزرو» ممکن را پیشنهاد دهند. در اقدامی که پیش از آغاز جنگ غیرقابل تصور به نظر می‌رسید، بریتانیا، فرانسه و روسیه در مارس ۱۹۱۵ توافقنامه قسطنطنیه را امضا کردند؛ توافقی که به روسیه حق الحاق استانبول و تنگه‌های ترکیه را اعطا می‌کرد. با این حال، این توافقنامه هرگز اجرایی نشد و بی‌شک بریتانیا و فرانسه با آرامش نسبی با بیانیه لنین پس از انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ مواجه شدند؛ بیانیه‌ای که در آن اعلام شد دولت بلشویک از تمامی معاهدات پیشین رژیم تزار با متفقین کناره‌گیری می‌کند.
یکی از مسائل پیچیده و پرچالش در روابط میان متحدان در خاورمیانه، تنش مداوم میان بریتانیا و فرانسه درباره ادعاهای فرانسه نسبت به سوریه عثمانی بود. فرانسه که بیشترین فشار جنگ خندقی را در جبهه غربی متحمل می‌شد، قادر به محافظت مستقیم از منافع خود در خاورمیانه نبود و با نگرانی افزایش دخالت نظامی بریتانیا در این منطقه را زیر نظر داشت. برای حل این مشکل، مذاکره‌کنندگان دو کشور در مه ۱۹۱۶ معاهده‌ای محرمانه تنظیم کردند که خاورمیانه عربی را میان خود تقسیم می‌کرد. این معاهده که به توافق سایکس-پیکو معروف است، یکی از بحث‌برانگیزترین اسناد جنگ جهانی اول به شمار می‌رود، چرا که به نظر می‌رسید با بخش‌هایی از وعده بریتانیا به شریف حسین مغایرت دارد. این توافق، ادعاهای دیرینه فرانسه درباره سوریه را به رسمیت شناخت و به فرانسه یک منطقه وسیع تحت «کنترل مستقیم» اعطا کرد که از ساحل سوریه در جنوب لبنان تا آناتولی امتداد می‌یافت. علاوه بر این، فرانسه در داخل سوریه یک حوزه نفوذ غیرمستقیم انحصاری نیز به دست آورد. موقعیت بریتانیا در عراق نیز به‌طور مشابه تضمین شد؛ بریتانیا حق یافت «کنترل مستقیم» بر بخش جنوبی میان‌رودان را اعمال کند و یک منطقه وسیع از نفوذ غیرمستقیم انحصاری از غزه تا کرکوک را در اختیار بگیرد. در این توافق، دولت عربی مستقلی که به حسین وعده داده شده بود، به‌عنوان دولتی یا کنفدراسیونی از دولت‌ها تعریف شد که در دو منطقه نفوذ غیرمستقیم بریتانیا و فرانسه قرار داشت. طبق مفاد معاهده، فلسطین نیز قرار بود تحت اداره‌ای بین‌المللی قرار گیرد.
در نهایت، بریتانیا یک «اقدام و وعده احتیاطی پیشرفته» دیگر نیز برای جلب نظر گروهی علاقه‌مند انجام داد. به‌منظور کسب حمایت یهودیان ایالات متحده، روسیه و آلمان و همچنین تضمین کنترل بر سرزمین‌های مجاور کانال سوئز، بریتانیا موافقت کرد که از تأسیس یک خانه ملی یهودی در فلسطین حمایت کند. این توافق که به اعلامیه بالفور مشهور شد، در نوامبر ۱۹۱۷ و در قالب نامه‌ای از سوی وزیر امور خارجه، آرتور بالفور به لرد روتشیلد یکی از صهیونیست‌های برجسته بریتانیا، ارسال شد. اگر وعده بریتانیا برای حمایت از سکونت یهودیان در فلسطین، هرچند به‌طور غیرمستقیم قرار بود عملی شود، حضور نظامی این کشور در فلسطین نیز الزامی بود. از منظر اعراب، هرگونه اقدام مشابه نقض آشکار وعده‌ای بود که به شریف حسین داده شده بود. در پایان جنگ، بیشتر سرزمین‌های عثمانی به یکی از متحدان واگذار شده بود. با توجه به تضاد برخی از این وعده‌ها، اجرای کامل آنها تنها از طریق سازش یا اعمال نیروی نظامی ممکن بود.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • خودرو
  • اطلاع رسانی
  • ورزشی
  • حوادث
  • دولت چه کار می‌کند
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و نود و یک
 - شماره نه هزار و نود و یک - ۱۴ مرداد ۱۴۰۵