استعفا؛ اسم رمز پروژه ضدملی
رئیس جمهوری: استعفا نمی دهم و پای کار میایستم
ادعای استعفای چندباره رئیسجمهوری و پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به آن را فارغ از تکذیب شدنش، باید فراتر از یک ادعا و «خبر» دید. این ادعا یک «خط خبری» و در حقیقت اسم رمز پروژهای علیه انسجام ملی است که فرجام آن باز شدن یک جبهه نزاع داخلی همزمان با جنگ خارجی است.
یک روحانی به نام سید محمد باقر خرازی که چند سال بعد از اظهارات، تحلیلها و ادعاهای عجیب و غریب، حضوری در عرصه سیاست و رسانه نداشت، به تازگی در کلیپی که از وی منتشر شده، مدعی شده که رئیسجمهوری چندین بار استعفای خود را به محضر رهبر انقلاب داده و اخیراً رهبر انقلاب در پاسخ نوشتهاند که اگر یک بار دیگر استعفا بدهد، با استعفایش موافقت میشود. گوینده آنگونه که در فیلم آمده، اصرار دارد که این بخش از سخنانش حتماً پخش شود.
این البته اولینبار نیست که ادعای استعفای مسعود پزشکیان مطرح میشود. پیش از این و برای اولینبار این رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و در همکاری با رژیم صهیونیستی بودند که حدود یک سال پیش چنین ادعایی را مطرح کردند.
عبدالله گنجی روزنامه نگار اصولگرا همان زمان در این باره نوشته بود: «موساد در این معرکه تجاوز، استعفانامه به نام پزشکیان منتشر میکند.
پزشکیان امروز نماد وحدت سلیقههای سیاسی درون حاکمیت است و بخش بزرگی از مبارزه با دشمن بر دوش او و همکاران پرتلاش او است. او خود مرد جنگ و جنگ دیده و سرباز اسلام و ایران است. این کپیکاریهای کودکانه صرفاً برای انبساط خاطر مفید است.»
بعدتر که هرازگاهی شایعه استعفا از سوی همان رسانههای یاد شده منتشر میشد، برخی جریانهای سیاسی داخلی هم بیشتر در شبکههای اجتماعی آن را برجسته میکردند و نشانههایی از استقبال در متنها و پیامهای آنان دیده میشد.
حالا بعد از پاسخ چندباره رئیسجمهوری به چنین ادعاهایی، سید محمدباقر خرازی در خبرسازی گوی سبقت را از رسانههای خارجنشین هم ربوده و گویا شرایط را مغتنم شمرده تا حرف دل جریانهای تندرو داخلی را با صراحت بیشتری به زبان آورد. در حقیقت استعفای رئیسجمهوری آنگونه که راوی روایت کرده، نه یک خبر واقعی، بلکه خبرسازی است که نشان از «سر ضمیر» بانیان و طراحان داخلی اش دارد. اما چرا این یک خط خبری و یک پروژه شوم سیاسی است؟
در روزهای اخیر و قبل از ادعای استعفای رئیسجمهوری، کلیپی از برادر داماد مرحوم شهید رئیسی در یکی از میادین تهران منتشر شد که در شبکههای اجتماعی با عنوان «آموزش برکناری رئیسجمهوری» یافت. در این فیلم وی شیوه فشار به دولت مرحوم بازرگان برای وادار کردن رئیس دولت به استعفا را یادآوری یا به تعبیر کاربران فضای مجازی آموزش میدهد. اما بخش قابل تأملتر این سخنان آنجاست که وی به صورت تلویحی این شیوه از کنشگری سیاسی را مخالف توصیههای فعلی رهبر انقلاب میداند. لذا با خود شیفتگی میگوید که «ما به رهبری کاری نداریم و کار خودمان را میکنیم.»
او با اشاره به 13 آبان، روز تسخیر سفارت آمریکا در سال 1358 که منجر به استعفای مهدی بازرگان از نخستوزیری شد، توصیه میکند با برگزاری تجمعات در سراسر کشور، فضا را به سمتی ببرند که رئیسجمهوری هم همانند مهدی بازرگان وادار به استعفا شود.
این پروژه البته یک ضلع دیگری هم دارد که در مجلس شورای اسلامی و از سوی تعدادی از نمایندگان همین جریان دنبال میشود. به تازگی یکی از همین نمایندگان از طرح استیضاح سیدعباس عراقچی خبر داده است. این نماینده گفته است: «در حال جمعبندی و جمعآوری مستندات برای استیضاح عباس عراقچی هستیم تا بهموقع آن را کلید بزنیم.» پیش از این البته یکی دیگر از نمایندگان همین طیف سیاسی هم تأکید کرده بود که سیدعباس عراقچی باید
استیضاح شود.
این اقدامات تفرقهافکنانه در حالی است که این جریان سیاسی اقلیت مواضع خود را به نام مردم و خیابان مطرح میکند. در حقیقت آنچه پیش از این بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران هشدار میدادند که نباید حضور مردم در میدان به نفع جریان سیاسی خاصی مصادره شود، حالا اتفاق افتاده است و این جریان سیاسی پرسروصدا با سوءاستفاده از نجابت و خویشتنداری دولت و بخش زیادی از مردم که بنا بر ملاحظات ملی در برابر این تندرویها سکوت پیشه کردهاند، خیابان را به نفع خود مصادره کرده است و هرگونه رفتار و موضع خارج از چارچوبهای انسجام ملی را به اسم «مطالبات مردمی» القا میکند؛ البته که در این میان نباید از نقش صداو سیما هم در میدان دادن به این جریان غفلت کرد.
با این وصف بیراه نیست اگر گفته شود، یک جریان سیاسی شکست خورده پای صندوقهای رأی حالا با انواع لطایفالحیل و بیتوجه به اقتضائات کشور، میخواهد آنچه در یک رقابت مردمی و قانونی به دست نیاورده، از طریق شیوههای نامتعارف و غیرقانونی دنبال کند. آنچنان که معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهوری هم به همین موضوع اشاره کرد و با بیان اینکه ادعای استعفای رئیسجمهوری واهی و کذب محض است، نوشت: «ائتلاف شوم خناسان دروغگو و اصحاب افراط و بیتدبیری انسجام ملی را نشانه رفته است.»
سید مهدی طباطبایی، نوشت: «دو سال از ناکامیشان در میدان ملی انتخابات گذشته، هنوز در پی انتقام از اراده ملتاند. عروسک خیمه شببازی دشمنان ایران شدهاند. اسفناک است.»
رئیس جمهوری:
استعفا نمی دهم و پای کار میایستم
در بخشهایی از ویدیویی که از مسعود پزشکیان، رئیس جمهور در گفتوگوی با مردم پخش شده او به شایعه استعفایش از ریاست جمهوری صریحاً پاسخ داد. پزشکیان گفت: ما با نیروهای نظامی کاملاً هماهنگ هستیم. آدمهایی که آنجا هستند، اگر من علیرغم میل رهبری تهدید کنم، میآیند طرف من؟ این جفایی در حق آن آدمها است.
رییس دولت همچنین تاکید کرد: من اگر استعفا بدهم، خب رسماً اعلام میکنم که استعفا دادهام. استعفا نخواهم داد و پای کار میایستم.
وی افزود: حالا اینها میخواهند بگویند که یک اختلافی درست کنند که رهبر انقلاب سخن دیگری بیان میکنند و اینها حرف دیگری میزنند. آن چه که عیان است، چه حاجت به بیان است؟ همه این مردمی که این سختیهای ما را میبینند و تحمل میکنند، برای ایران کمک کردهاند.
او{ با اشاره به حوادث دی ماه} گفت: تمام آنهایی که شهید شده بودند یا فوت کرده بودند، گفتیم کد ملی اعلام کنند. هر کسی اضافه دارد، یک عدد ۳۰۰۰ رقمی را ۳۰ تا ۴۰ هزار اعلام کردند. این نشان میدهد که اینها چقدر نامرد و وطنفروشاند.
بــــرش
روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی در اطلاعیهای تأکید کرد
تکذیب ادعای مطرحشده درباره واکنش رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس جمهوری
روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی در اطلاعیهای تأکید کرد: «مرجع رسمی انتشار پیامها، اخبار و مطالب مرتبط با آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، دفتر ایشان و دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب است و هرگونه مطالبی خارج از این چارچوب فاقد سندیت و صحت میباشد.»
متن اطلاعیه روابط عمومی دفتر مقام معظم رهبری به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با گرامیداشت اربعین حسینی و ادای احترام به روح بلند رهبر شهید انقلاب، به اطلاع مردم شریف و مبعوث شده ایران میرساند، در روزهای اخیر برخی نقل قولها از رهبری معظم انقلاب اسلامی در فضای مجازی منتشر شده است که متأسفانه زمینهساز تشویش اذهان عمومی و ایجاد انشقاق و اختلاف در جامعه است.
برهمین اساس برخی نکات را درباره اخبار و مطالب مربوط به مقام معظم رهبری بیان میدارد:
مرجع رسمی انتشار پیامها، اخبار و مطالب مرتبط با آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبر انقلاب یا پایگاه حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب است و هرگونه مطالبی که خارج از این چارچوب منتشر شود، فاقد سندیت و صحت میباشد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامهای خود از جمله در پیام اخیر، بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بویژه دولت محترم تأکید داشتهاند.
مطالبی که برخلاف توصیههای مؤکد رهبری، موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینهساز نسبتهای نادرست به مسئولان محترم میشود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم خورده ملت ایران است. بر همین اساس مطلب منتشر شده در فضای مجازی که در آن فردی ادعایی را درباره واکنش رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس جمهوری محترم مطرح کرده از اساس کذب و خلاف واقع است.
روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی
۱۳ مرداد ۱۴۰۵
اهمیت «پشت جبهه» کمتر از میدان نبرد نیست
غلامعلی دهقان
پژوهشگر
تاریخ و سیاست
در روزهای اخیر، شایعاتی درباره استعفای رئیسجمهوری در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی مطرح شد؛ شایعاتی که مسعود پزشکیان با صراحت آنها را تکذیب کرد و تأکید داشت که همچنان با تمام توان پای کار انقلاب، نظام و خدمت به مردم ایستاده است.
فارغ از صحت و سقم این اخبار که از سوی شخص رئیسجمهوری رد شده، آنچه اهمیت بیشتری دارد، تأمل در آثار و پیامدهای سیاسی و اجتماعی چنین فضاسازیهایی است؛ بویژه در شرایطی که کشور همچنان با تهدیدهای خارجی و جنگی پیچیده و چندلایه روبهروست. نخستین نکته آن است که ایران هنوز در متن یک تقابل بزرگ قرار دارد؛ تقابلی که صرفاً به عرصه نظامی محدود نمیشود. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که جنگهای امروز، تنها با موشک و سلاح پیش نمیروند، بلکه جنگ روانی، عملیات رسانهای، شایعهسازی، ایجاد بیاعتمادی و شکاف اجتماعی، بخش مهمی از راهبرد دشمنان را تشکیل میدهد.
هدف چنین جنگی صرفاً آسیب زدن به زیرساختها نیست، بلکه مهمتر از آن، تضعیف سرمایه اجتماعی و گسستن پیوند میان مردم و مسئولان است. از همین رو، همه جریانهای سیاسی، شخصیتهای اثرگذار و رسانهها وظیفه دارند در بیان مواضع خود «تقوای سیاسی» را رعایت کنند.
انتشار یا بازنشر اخباری که هنوز راستیآزمایی نشدهاند، اگرچه ممکن است در ظاهر یک رقابت سیاسی تلقی شود، اما در عمل میتواند به تشدید اختلافات داخلی و تأمین اهداف جنگ روانی دشمن منجر شود. امروز اهمیت «پشت جبهه» کمتر از خود میدان نبرد نیست. اگر جامعه دچار چنددستگی شود، دشمن بدون شلیک حتی یک گلوله نیز به بخشی از اهداف خود دست خواهد یافت.
واقعیت آن است که آنچه دشمن در پی آن است، صرفاً تجزیه جغرافیایی ایران نیست؛ بلکه مهمتر از آن، تجزیه وحدت ملی و از هم گسیختن انسجام ایرانیان است. تجربههای گذشته نیز نشان داده که عملیات روانی معمولاً مقدمه فشارهای گستردهتر سیاسی، امنیتی و حتی نظامی بوده است. از این منظر، حفظ آرامش و انسجام اجتماعی، بخشی از امنیت ملی کشور محسوب میشود.
نکته دوم، خطاب به منتقدان منصف و رقبای سیاسی دولت چهاردهم است. نقد دولت، نهتنها حق، بلکه یکی از الزامات پویایی نظام سیاسی است؛ اما میان نقد مسئولانه و دامن زدن به فضای التهاب و شایعه تفاوتی اساسی وجود دارد. بخش مهمی از جریانهای سیاسی کشور طی دهههای گذشته در مجلس، دولت و سایر نهادهای حاکمیتی مسئولیت داشتهاند و به همین دلیل بیش از دیگران باید نسبت به آثار سخنان و مواضع خود حساس باشند. رقابتهای انتخاباتی جایگاه و زمان مشخص خود را دارد. هنوز تا انتخابات آینده فاصله قابل توجهی باقی مانده و آغاز زودهنگام رقابتهای جناحی در شرایط حساس کنونی، بیش از آنکه به سود یک جریان سیاسی باشد، میتواند منافع ملی را تحت تأثیر قرار دهد.
تجربه تاریخی نیز نشان داده است که دشمنان ایران همواره تلاش کردهاند از اختلافنظرهای داخلی برای پیشبرد اهداف خود بهرهبرداری کنند. تاریخ اسلام و همچنین تاریخ انقلاب اسلامی، نمونههای متعددی از این واقعیت را پیش روی ما قرار میدهد؛ جریانهایی که شاید با انگیزههای متفاوت شکل گرفتند، اما در نهایت نتیجه عملکردشان به سود دشمنان تمام شد.
از همین رو، همه نیروهای سیاسی باید میان رقابت مشروع و رفتارهایی که ناخواسته به افزایش شکافهای داخلی منجر میشود، مرز روشنی ترسیم کنند.
واقعیت این است که مسئولان ارشد کشور، فارغ از اختلافنظرهای سیاسی، امروز مسئولیت اداره کشور را در شرایطی دشوار بر عهده دارند. مسعود پزشکیان، سیدعباس عراقچی، محمدباقر قالیباف و دیگر مدیران و مسئولانی که در حال اداره امور کشور هستند، هر یک در جایگاه خود مشغول انجام وظیفهاند و شایسته نیست با شایعهسازی، تخریب یا هتک حرمت، فضای همکاری و همدلی در کشور آسیب ببیند.
و اما نکته سوم، خطاب به شخص رئیسجمهوری و دولت چهاردهم است. آقای پزشکیان در مقطعی حساس از تاریخ معاصر، با رأی مردم مسئولیت قوه مجریه را بر عهده گرفته است. طبیعی است که اداره کشور در چنین شرایطی با دشواریهای فراوان همراه باشد و فشارهای داخلی و خارجی نیز افزایش یابد. با این حال، آنچه از یک رئیسجمهوری انتظار میرود، حفظ آرامش، استقامت، بیاعتنایی به فضاسازیهای سیاسی و تمرکز بر حل مسائل اساسی کشور است.
دولت باید بیش از گذشته منافع ملی را معیار تصمیمگیری قرار دهد و اجازه ندهد حاشیهها، شایعات یا رقابتهای زودهنگام سیاسی، مسیر خدمت به مردم را تحت تأثیر قرار دهد. تاریخ نشان داده است که شخصیتهای سیاسی در روزهای آرام شناخته نمیشوند، بلکه در شرایط سخت و بحرانهاست که میزان شجاعت، تدبیر و مسئولیتپذیری آنان آشکار میشود.
مسعود پزشکیان نیز تاکنون بارها بر پایبندی خود به قانون، انقلاب و نظام جمهوری اسلامی تأکید کرده است. اکنون نیز انتظار میرود با همان رویکرد، مسیر خدمت را ادامه دهد و با تکیه بر عقلانیت، انسجام ملی و منافع کشور، از این مقطع حساس عبور کند؛ چرا که در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری، سرمایه اصلی ایران وحدت مردم، همدلی مسئولان و پرهیز از دوقطبیسازیهای فرساینده است.
امروز زمان وفاق است، نه تفرقه
غلامعلی جعفرزاده ایمنآبادی
نماینده ادوار مجلس
به اعتقاد من، نقلقولهایی که این روزها برخی افراد به مقام رهبری نسبت میدهند، کاملاً نادرست و فاقد اعتبار است. رهبر شهید و همچنین رهبر جوان ما هیچگاه چنین سخنانی را در برابر افراد ناصالح مطرح نمیکردند.
فردی که این ادعاها را مطرح کرده، همان کسی است که پیشتر سخنان افراطی بر زبان آورده و گفته بود: «باید به اتاق خواب اصلاحطلبان بروم و نارنجک در دهانشان بیندازم.» طبیعی است که سخنان فردی با چنین ادبیات و رویکردی، از نظر من، قابل پذیرش و استناد نیست. مسعود پزشکیان مستحق این حجم از بیمهری و حملات نیست. در جریان سه جنگ اخیر نیز، هر جاسوسی که شناسایی شد، به گفته مسئولان، از میان جریانهای افراطی و تندرو بود و هیچ موردی از میان جریانهای سیاسی شناسنامهدار و اصیل گزارش نشد؛ زیرا به اعتقاد من، این گروهها وطندوستان واقعی هستند. برخی از مخالفان از اینکه او همچنان در مسئولیت خود باقی مانده، ناراحتاند و آرزوی استعفا یا شکست او را در سر دارند. درخواست من این است که آقای پزشکیان تا پایان دوره مسئولیت خود همچون یک رزمنده برای ایران بزرگ تلاش کند و اجازه ندهد این آرزوها محقق شود. همچنین باید بداند تا زمانی که در مسیر عزت و سربلندی ایران حرکت کند، مردم از او حمایت خواهند کرد. امروز افراطیون بار دیگر به دنبال طرح موضوعاتی هستند که جامعه را دچار اختلاف کنند. حتی اگر فرض کنیم این ادعاها احتمال بسیار اندکی هم برای صحت داشته باشد، طرح آنها در شرایط کنونی چه سودی برای کشور دارد؟ امروز بیش از هر زمان دیگری به وفاق، وحدت، همدلی و همکاری نیاز داریم.
در شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با انواع فشارها و تهدیدها در پی ضربه زدن به ایران هستند، همه جناحها، احزاب و گروههای سیاسی باید اختلافات و تمایلات سیاسی خود را کنار بگذارند و تنها به ایران، جمهوری اسلامی و حفظ منافع ملی بیندیشند. اکنون زمان آن نیست که هر کس از زاویهای به این نظام ضربه بزند یا زمینه تضعیف آن را فراهم کند.
طرح موضوعات اختلافبرانگیز، دوقطبیسازی و چندقطبیسازی در چنین شرایطی، جز ایجاد فتنه و آسیب به منافع ملی، نتیجهای نخواهد داشت. از همین رو، از دستگاههای امنیتی، وزارت اطلاعات و سازمان حفاظت اطلاعات انتظار دارم که این موضوع را بهطور جدی بررسی کنند.
چرا که تضعیف هر یک از رؤسای سه قوه در شرایط کنونی، به زیان کشور و خیانت به آرمانهای شهداست. آقای پزشکیان، به عنوان برادر شهید، رزمنده دفاع مقدس، فردی پاکدست و معتقد به انقلاب، نظام، ولایت و نیروهای مسلح، در مسیر حفظ کشور ایستاده است. از این رو، سخنان تفرقهافکنانه و ادعاهای بیاساس، هرگز نمیتواند جایگاه مسئولان نظام را متزلزل کند و نباید اجازه داد چنین فضایی بر وحدت و انسجام ملی سایه بیفکند.
گروه اندک پرسروصدا
رسول منتجب نیا
دبیر کل حزب جمهوریت ایران اسلامی
امروز میخواهم درباره جمعیتی سخن بگویم که برخی از نمایندگان دلسوز و مردمی مجلس از آنها با عنوان «اقلیت پرسروصدا» یاد کردهاند. به نظر من، حتی این تعبیر نیز دقیق نیست؛ زیرا اقلیت به گروهی گفته میشود که پنج، ده یا بیست درصد یک جامعه را تشکیل دهد، اما گاهی تعداد یک گروه آنقدر اندک است که حتی اطلاق عنوان «اقلیت» نیز درباره آن صحیح نیست. با این حال، همین گروه اندک توانستهاند تأثیری فراتر از تعداد خود بر فضای کشور بگذارند. از نگاه من، این افراد هیچ سابقهای در مبارزات پیش از انقلاب ندارند. این جریان نه در حمایت از امام خمینی(ره) سابقهای دارد و نه در تبعیت واقعی از مقام معظم رهبری.
درباره امام، مخالفتهای آشکار سران این جریان سابقهای شناختهشده است و درباره رهبری نیز، رفتار آنان بیش از آنکه نشانه اطاعت باشد، به تملق و ظاهرسازی شباهت دارد. در عین حال، تصمیمات رهبری و افراد منصوب از سوی ایشان را با ادبیاتی تند مورد حمله قرار میدهند و در مواردی نیز تعابیر توهینآمیزی از آنان نقل شده است که از نظر من، با احترام به جایگاه رهبری سازگار نیست.
ویژگی دیگر این جریان، فقدان عقلانیت، برنامه و راهبرد مشخص است. آنچه در عملکردشان دیده میشود، بیشتر ایجاد تنش، التهاب، آشوب و اخلال است، بیآنکه راهکاری برای حل مسائل کشور ارائه دهند. به باور من، آنان نه به وحدت ملی توجه دارند و نه به مصالح کشور، بلکه رفتارشان در جهت تشدید اختلاف و چنددستگی در جامعه است.
همچنین معتقدم که ریشههای فکری این جریان با انجمن حجتیه بیارتباط نیست، هرچند خود آنان این نسبت را نمیپذیرند و حتی گفته میشود برخی مسئولان آن انجمن نیز از این افراد اعلام برائت کردهاند. آنها در رفتار سیاسی و اجتماعی خود نیز فاقد ادب، نزاکت و اخلاق اسلامی هستند.
توهین، تهمت، فحاشی و تخریب شخصیت افراد از جمله شیوههایی است که در عملکرد آنان مشاهده میشود. همچنین در مقاطع مختلف، نسبت به مسئولان و منصوبان رهبری رفتارهای توهینآمیز و هتاکانه داشتهاند و این اقدامات را نمیتوان با معیارهای اخلاقی و قانونی توجیه کرد. حتی در میان مسئولان کشور نیز پایگاه قابل توجهی ندارند. اکثریت نمایندگان مجلس، دولت، قوه قضائیه، سپاه، ارتش و حتی جریانهای مختلف سیاسی، اعم از اصولگرا، اصلاحطلب و اعتدالگرا، با دیدگاهها و رفتارهای آنان موافق نیستند.
در حوزههای علمیه قم، نجف و مشهد و نیز در میان مراجع تقلید نیز همراهی جدی با این جریان دیده نمیشود و به اعتقاد من، شمار اندکی از آنان در برخی مراکز خاص حضور دارند که لازم است درباره نحوه فعالیت و تأمین بودجه آنها تصمیمگیری شود. حال پرسش اساسی این است که چگونه توانستهاند در برخی نهادها نفوذ پیدا کنند. طبیعی است وقتی نیروهای شایسته و مردمی کنار گذاشته شوند زمینه ورود این افراد به نهادها و سازمانها فراهم میشود. به باور من، حتی حضور یک یا دو نفر از این افراد در یک مجموعه نیز میتواند منشأ ایجاد اختلال باشد و همچنان نیز از امکانات و بودجههای قابل توجهی برخوردارند. به برخی اظهارات منتسب به سران این جریان اشاره میکنم که در آنها رأی مردم بیارزش شمرده شده یا حتی کشته شدن میلیونها نفر امری قابل قبول تلقی شده است. اگر این نقلقولها صحیح باشد، نشاندهنده فاصله جدی این جریان با خواست و منافع مردم است.
خطاب من به آقای پزشکیان است. هرچند همواره نقدهای سازندهای نسبت به دولت ایشان داشتهام و همچنان معتقدم باید برای حل مشکلات معیشتی مردم، چه در دوران جنگ و چه پس از آن، تلاش بیشتری صورت گیرد، اما باور دارم که صداقت، مردمداری و نیت خدمتگزاری ایشان آشکار و عیان است.
ممکن است در عملکرد دولت اشتباهاتی وجود داشته باشد، اما اشتباه با فتنهگری، لجاجت و خودخواهی تفاوت دارد. در نهایت، این پرسش را مطرح میکنم که چرا دستگاههای اطلاعاتی و قوه قضائیه نسبت به رفتارهای این افراد برخورد قانونی انجام نمیدهند. اگر اخلال در امنیت و آرامش جامعه جرم است، تهمت، توهین، تحریک افکار عمومی، سنگپرانی به مسئولان و ایجاد تنش سیاسی نیز باید با رعایت قانون و عدالت مورد رسیدگی قرار گیرد.

