۱۶ هزار و ۵۰۰ کیلومتر پروژه در فهرست اولویت‌دار شرکت ساخت قرار گرفت

بازسازی حمل‌ونقل برنامه‌ای فراتر از ترمیم خسارت‌ها

آسیب‌های واردشده به بخشی از زیرساخت‌های حمل‌ونقل در جریان جنگ تحمیلی اخیر، اگرچه در مواردی با بازسازی‌های موقت و بازگشت سریع مسیرها به چرخه تردد مدیریت شد، اما تکمیل بازسازی سازه‌های تخریب‌شده و توسعه کریدورهای راهبردی کشور به منابع مالی گسترده و برنامه‌ریزی چندساله نیاز دارد. برآوردهای اولیه شرکت ساخت‌وتوسعه زیربناهای حمل‌ونقل کشور نشان می‌دهد پروژه‌های اولویت‌دار در حوزه راه، آزادراه و راه‌آهن، در مجموع ۱۶ هزار و ۵۰۰ کیلومتر مسیر را شامل می‌شود و اجرای آنها به بیش از ۵ هزار همت اعتبار نیاز دارد. محمدرضا کدخدازاده، سرپرست معاونت برنامه‌ریزی شرکت ساخت‌وتوسعه زیربناهای حمل‌ونقل کشور، با تشریح برنامه‌های این شرکت برای بازسازی و توسعه زیرساخت‌ها، گفت پروژه‌های پس از جنگ را می‌توان در سه گروه اصلی دسته‌بندی کرد: مسیرهایی که برای حفظ تردد و ارتباطات به‌سرعت بازسازی شدند، سازه‌هایی که به بازسازی اساسی یا احداث مجدد نیاز دارند و طرح‌هایی که به دلیل اهمیت ترانزیتی، اقتصادی و پدافندی در اولویت توسعه قرار گرفته‌اند.

بازسازی فوری مسیرهای آسیب‌دیده
بخشی از خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌های حمل‌ونقل مربوط به آزادراه‌های در حال بهره‌برداری بود؛ آزادراه‌هایی که بخشی از آنها با مشارکت بخش خصوصی اداره می‌شوند. در این موارد، اولویت اول، جلوگیری از قطع ارتباط و بازگرداندن مسیر به وضعیت قابل استفاده بود. به همین دلیل، عملیات بازسازی در برخی نقاط به‌صورت موقت و در برخی دیگر به شکل اساسی انجام شد. تونل‌ها، پل‌ها و ابنیه فنی آسیب‌دیده در این دسته قرار داشتند. در مواردی که خسارت محدودتر بود، مسیر با اقدامات فوری به مدار بازگشت؛ اما در بخش‌هایی که آسیب جدی‌تر بود، بازسازی کامل سازه یا جایگزینی آن ضرورت پیدا کرد. این اقدامات با هدف حفظ تردد عادی، ادامه ترانزیت و جلوگیری از ایجاد اختلال در مسیرهای پشتیبانی انجام شد. با این حال، همه خسارت‌ها با تعمیرات فوری قابل رفع نیستند. برخی سازه‌ها به دلیل شدت آسیب، نیازمند مطالعات فنی، طراحی مجدد و اجرای پروژه‌ای مستقل هستند. پل B1 در کرج یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست که خسارت اساسی دیده و بازسازی یا احداث دوباره آن در برنامه شرکت ساخت‌وتوسعه قرار گرفته است. مطالعات فنی این پروژه انجام شده و برنامه‌ریزی برای ورود به مرحله اجرایی و انتخاب پیمانکار در حال پیگیری است. برآورد شرکت این است که در صورت تأمین اعتبار، پروژه‌های شاخصی مانند این پل بتوانند طی یک تا یک‌ونیم سال آینده تکمیل و دوباره در اختیار مردم قرار گیرند.

کریدورهای ترانزیتی
و ملاحظات پدافندی
گروه سوم پروژه‌ها، طرح‌هایی هستند که علاوه بر آثار اقتصادی و ترانزیتی، از نظر تداوم ارتباطات کشور در شرایط بحرانی نیز اهمیت دارند. این مسیرها می‌توانند در زمان بروز محدودیت در برخی مسیرهای دریایی یا زمینی، بخشی از بار جابه‌جایی کالا را بر عهده بگیرند و دسترسی کشور به مرزها، بنادر و مراکز اصلی تولید و مصرف را حفظ کنند. کریدورهای شرق به غرب، مسیر تهران به بندر امام، راه‌آهن سرخس ـ چشمه‌ثریا، مسیرهای منتهی به مرز خسروی و محورهای ارتباطی میان دریای خزر و خلیج فارس، از جمله طرح‌هایی هستند که در این چارچوب مورد توجه قرار گرفته‌اند. مسیر امیرآباد به بندرعباس نیز از دیگر محورهایی است که با هدف تقویت ارتباط میان بنادر شمالی و جنوبی کشور اهمیت دارد. در این میان، توسعه شبکه ریلی و جاده‌ای تنها به افزایش ظرفیت حمل‌ونقل محدود نمی‌شود. ایجاد مسیرهای جایگزین، کاهش تمرکز بار در چند محور مشخص و امکان بازگشت سریع‌تر شبکه به مدار بهره‌برداری، از جمله عواملی است که در اولویت‌بندی پروژه‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد.

چابهار -زاهدان -مشهد
پروژه‌ای با پیشرفت ۹۲ درصدی
کریدور چابهار ـ زاهدان ـ مشهد یکی از مهم‌ترین طرح‌های راهبردی کشور است. اجرای این پروژه در جریان جنگ متوقف نشد، اما سرعت عملیات نسبت به برنامه‌های اولیه کاهش یافت. عوامل کارفرمایی، پیمانکاری و مشاوره‌ای همچنان در محل پروژه حضور داشتند و عملیات اجرایی ادامه پیدا کرد. بر اساس اعلام شرکت ساخت‌وتوسعه، این پروژه اکنون به حدود ۹۲ درصد پیشرفت فیزیکی رسیده است. قرار بود ریل‌گذاری مسیر تا پایان خردادماه به اتمام برسد، اما شرایط جنگی اجرای این بخش را با تأخیر مواجه کرد. با این حال، هدفگذاری انجام‌شده این است که در اولین فرصت ممکن و در صورت فراهم‌شدن شرایط اجرایی و مالی، بخش قابل‌توجهی از مسیر تا پایان سال‌جاری به بهره‌برداری برسد. اهمیت این پروژه از آن جهت است که بندر چابهار را به شبکه ریلی کشور متصل می‌کند و می‌تواند جایگاه این بندر را در ترانزیت منطقه‌ای ارتقا دهد. تکمیل مسیر همچنین امکان دسترسی ریلی به بخش‌هایی از شرق کشور را بهبود می‌بخشد و ظرفیت جابه‌جایی کالا در کریدورهای شرقی را افزایش می‌دهد.

رشت - آستارا 
پیشرفت در تملک
راه‌آهن رشت ـ آستارا همچنان یکی از مهم‌ترین حلقه‌های تکمیل کریدور شمال ـ جنوب به شمار می‌رود. این مسیر ۱۶۲ کیلومتری قرار است ارتباط ریلی میان بخش‌های شمالی شبکه کشور و مسیرهای منتهی به آذربایجان و روسیه را تقویت کند و ظرفیت حمل‌ونقل ترانزیتی در این کریدور را افزایش دهد. بر اساس طراحی‌های انجام‌شده، زیرساخت این خط برای پاسخگویی به حجم قابل‌توجهی از ترافیک ریلی در نظر گرفته شده است. به گفته کدخدازاده، مسیر طراحی‌شده باید بتواند ترافیک سنگین را بدون ایجاد اختلال جدی مدیریت کند. همکاری با روسیه برای اجرای این پروژه در جریان جنگ تحمیلی با وقفه مواجه شد. طرف روسی اعلام کرده بود که برخی اقدامات تا پایان شرایط جنگی متوقف می‌شود و پس از عادی‌شدن وضعیت، مذاکرات و همکاری‌ها از سر گرفته خواهد شد. با وجود این وقفه، فرآیندهای داخلی پروژه به‌طور کامل متوقف نشده است.
در بخش تملک اراضی، اقدامات قابل‌توجهی انجام شده و حدود ۵۰ درصد هزینه‌های مربوط به تملک مسیر پرداخت شده است. بر اساس توافق‌های انجام‌شده، مقرر بود ایران ابتدا فرآیند تملک اراضی را پیش ببرد. در بخش اجرایی نیز بیش از ۹۰ درصد قرارداد نهایی شده و اقدامات مربوط به دریافت وام از دولت روسیه انجام گرفته است. با این حال، ادامه پروژه به تعیین تکلیف برخی مسائل مالی و بانکی وابسته است. تعاملات بانکی، تعیین بانک‌های عامل دو کشور و چگونگی اجرای سازوکار مالی پروژه، از موضوعاتی است که در معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری و سطوح عالی تصمیم‌گیری کشور در حال بررسی است. تا زمانی که این مسائل تعیین تکلیف نشود، امکان ارائه برنامه دقیق برای ورود کامل پروژه به مرحله اجرا وجود ندارد.

۵ هزار همت اعتبار
برای پروژه‌های اولویت‌دار
برآورد اولیه شرکت ساخت‌وتوسعه نشان می‌دهد اجرای مجموعه پروژه‌های اولویت‌دار به بیش از ۵ هزار همت اعتبار نیاز دارد. این رقم، بازسازی مسیرهای آسیب‌دیده، احداث یا تکمیل ابنیه فنی، توسعه کریدورهای ترانزیتی و اجرای پروژه‌هایی را شامل می‌شود که از نظر اقتصادی و راهبردی برای کشور اهمیت دارند. از مجموع ۱۶ هزار و ۵۰۰ کیلومتر مسیر اولویت‌دار، ۷۸۰۰ کیلومتر به راه‌های اصلی، ۳۵۰۰ کیلومتر به آزادراه‌ها و ۵۲۰۰ کیلومتر به راه‌آهن اختصاص دارد. این پروژه‌ها در سراسر کشور پراکنده‌اند و اجرای آنها به برنامه‌ریزی مرحله‌ای و تخصیص هدفمند منابع نیاز دارد.
کدخدازاده با اشاره به محدودیت منابع مالی تأکید کرده است که اجرای همزمان همه پروژه‌ها امکان‌پذیر نیست. به همین دلیل، اولویت‌بندی طرح‌ها بر اساس چند شاخص انجام می‌شود؛ از جمله نقش آنها در اتصال مراکز تولید و مصرف، دسترسی به مرزها و بنادر، ظرفیت ترانزیتی، آثار اقتصادی، ضرورت‌های پدافند غیرعامل و میزان آمادگی پروژه برای ورود به مرحله اجرا.
در این زمینه، هماهنگی با سازمان برنامه و بودجه، مجلس و سایر نهادهای مرتبط دنبال می‌شود تا منابع موجود به پروژه‌هایی اختصاص یابد که بیشترین اثرگذاری را بر شبکه حمل‌ونقل کشور دارند.

افزایش تاب‌آوری زیرساخت‌ها
بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده تنها به بازگرداندن آنها به وضعیت پیش از جنگ محدود نخواهد بود. یکی از محورهای مورد توجه در مطالعات جدید، افزایش تاب‌آوری سازه‌ها و کوتاه‌کردن زمان بازگشت مسیرها به مدار بهره‌برداری است. به گفته کدخدازاده، هیچ پل یا سازه‌ای را نمی‌توان به‌گونه‌ای طراحی کرد که در برابر اصابت مستقیم موشک یا انفجار شدید کاملاً مصون باشد. با این حال، می‌توان با اصلاح طراحی، استفاده از استانداردهای ایمنی بالاتر، پیش‌بینی مسیرهای جایگزین و افزایش آمادگی عملیاتی، میزان آسیب‌پذیری شبکه را کاهش داد. هدف از این رویکرد آن است که در صورت آسیب‌دیدن بخشی از شبکه، امکان مدیریت سریع تردد، انتقال بار به مسیرهای جایگزین و آغاز عملیات بازسازی فراهم باشد. در چنین شرایطی، تاب‌آوری شبکه نه فقط به استحکام یک پل یا جاده، بلکه به پیوستگی کل سیستم حمل‌ونقل و وجود مسیرهای جایگزین وابسته است.  برنامه پس از جنگ در حوزه حمل‌ونقل دو مسیر موازی را دنبال می‌کند: بازسازی فوری و اساسی زیرساخت‌هایی که آسیب دیده‌اند و توسعه کریدورهایی که می‌توانند ظرفیت ترانزیتی و پایداری ارتباطات کشور را افزایش دهند. تحقق این برنامه، علاوه بر آماده‌بودن طرح‌ها و قراردادها، به تأمین منابع مالی و تعیین تکلیف سازوکارهای بانکی و مشارکت‌های بین‌المللی وابسته است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هشتاد و هشت
 - شماره نه هزار و هشتاد و هشت - ۱۰ مرداد ۱۴۰۵