دعوت به تماشای یک زندگی عجیب

گفت‌وگو با ابوالحسن تهامی‌ درباره ترجمه کتاب شور زندگی

ابوالحسن تهامی صداپیشه، گوینده آنونس، مدیر دوبلاژ پیشکسوت و از مترجمان شناخته‌شده ادبیات در ایران است که نام او برای بسیاری از کتابخوانان با ترجمه‌های روان، دقیق و خوش‌خوان گره خورده است. او در میان مترجمانی قرار می‌گیرد که توانسته‌اند آثار مهم ادبی جهان را به فارسی منتقل کنند، بی‌آنکه از ارزش ادبی و لحن اصلی متن فاصله بگیرند. اهمیت تهامی‌ فقط در انتخاب آثار برجسته نیست، بلکه شیوه ترجمه‌ او باعث شده آثارش برای خوانندگان نسل‌های مختلف جذاب و ماندگار بماند. یکی از ترجمه‌های او، کتاب «شور زندگی» اثر ایروینگ استون است؛ رمانی زندگینامه‌ای درباره‌ ونسان ون‌گوگ که سال‌هاست در میان مخاطبان فارسی‌زبان جایگاهی ویژه دارد. او در ترجمه‌ این کتاب توانسته رنج، شور، تنهایی و التهاب درونی ون‌گوگ را به‌گونه‌ای منتقل کند که خواننده فارسی‌زبان نه فقط با یک زندگینامه، بلکه با تجربه‌ای ادبی و عاطفی روبه‌رو شود. با این مترجم درباره ترجمه‌ این اثر، نگاهش به ادبیات و نسبت مترجم با جهان عاطفی و هنری یک متن گفت‌وگو کرده‌ایم.

 بهار خسروی
گروه کتاب 

چه شد که به ترجمه کتاب «شور زندگی» علاقه‌مند شدید؟ چه چیزی در آن شما را جذب کرد؟
انتشارات نگاه پیشنهاد ترجمه کتاب «شور زندگی» را به من داد. وقتی متن را نگاه کردم، لحن روایی گیرای آن و توصیف‌های ناب‌اش از طبیعت، که چشم ذهن را به رنگ و طراوت صحنه‌ها باز می‌کرد، من را مجذوب کرد. نویسنده بسیار جالب و ساده این کتاب را نوشته بود، آن هم با مفاهیم خوب، دلنشین و ناپیچیده. من مجذوب این کتاب و نثر آن شدم و این چنین شد که ترجمه‌اش را قبول کردم.
از نظر شما هسته‌ عاطفی کتاب «شور زندگی» چیست؟
این کتاب زندگی عاشقانه، شاعرانه و در عین حال جنون یک انسان معصوم را روایت می‌کند، انسانی که ستاره اقبالش سوخته است. همین ویژگی‌ها باعث می‌شود خواننده شریک همه لحظات تاریک و روشن، شادی و ناشادی شخصیت‌ داستان و روایت پیش رویش شود.
«شور زندگی» را بیشتر یک اثر ادبی داستانی می‌بینید یا سندی از یک جهان‌بینی و زیست؟
«شور زندگی» در واقع یک زندگینامه محسوب می‌شود. این زندگینامه براساس نامه‌نگاری دو شخصیت اصلی این داستان یعنی ونسان ون گوگ -نقاش معروف هلندی- و برادرش تئو ون گوگ نوشته شده است، این نامه‌ها را ایروینگ استون پیدا کرده و با تخیل نویسندگی خودش در هم آمیخته و این کتاب را نوشته است. او اثری را به چاپ رسانده که از نظر من، جزو کتاب‌های بی‌نظیر به حساب می‌آید. این کتاب‌ نه از لحاظ ادبی بلکه به لحاظ زندگینامه‌نویسی یک شاهکار است.
فکر می‌کنید مهم‌ترین ویژگی این اثر برای خواننده امروز فارسی‌زبان چیست؟
ماجراهای زندگی ونسان ون گوگ در اروپای قرن نوزدهم رخ می‌دهد؛ قرنی که با دنیای نقاش‌ها و نویسنده‌های بزرگ گره خورده است. به نظر من، خواننده ایرانی زمانی که با این نام‌آوران دنیای هنر آشنا می‌شود، دلش می‌خواهد دنیای آنها را ببیند. وقتی با چنین داستان‌هایی پا به دنیای این هنرمندان بزرگ می‌گذارد، به فضایی دعوت می‌شود که برایش تازگی دارد. خواننده در ادامه به این درک می‌رسد که انسان‌های نامدار و شخصیت‌های بزرگ دارای همان خصوصیاتی هستند که انسان‌های معمولی هم، آنها را دارند.
چه ویژگی‌ای مخاطب را به کتاب جذب می‌کند؟
شخصیت‌پردازی خیلی مهم است. واقعی بودن شخصیت‌ها بیشتر از داستان‌های تخیلی روی خواننده اثر می‌گذارد. مخاطب وقتی بداند که اتفاقات داستان واقعاً در زندگی یک یا چند انسان دیگر اتفاق افتاده است، بیشتر مجذوب آن کتاب می‌شود و با شخصیت‌هایش ارتباط بهتری برقرار می‌کند.
خواندن این کتاب را به چه مخاطبینی توصیه می‌کنید؟
کتاب «شور زندگی» به نظر من برای همه خوانندگان و کتاب‌دوستان به استثنای کودکان، مناسب است. برای نوجوانان و جوانان کتاب بسیار خوبی به شمار می‌رود، چرا که مقاومت و خستگی‌ناپذیری در راه رسیدن به هدف را برای مخاطب وصف و آن را ستایش می‌کند. این کتاب برای این رده سنی، آموزنده، مفید و تأثیرگذار خواهد بود.
شور زندگی در میان ترجمه‌های شما چه جایگاهی دارد؟
بعد از ترجمه کتاب، ناشر به من اطلاع داد که خوانندگان ترجمه را دوست داشتند و به آن روی خوش نشان داده‌اند که این برایم باعث افتخار است. به گفته ناشر، فروش این کتاب رو به رشد است و من از توجه خوانندگان سپاسگزارم. امیدوارم روز به روز خوانندگان بیشتری به کتابخوانی روی بیاورند و سرانه مطالعه کتاب در جامعه افزایش پیدا کند.
چالش و دشواری حین ترجمه این کتاب داشتید؟ دشوارترین بخش ترجمه‌ آن برای شما چه بود: لحن، واژگان، ریتم نثر یا فضای عاطفی اثر؟
ایروینگ استون متنی ساده را برای روایت خود برگزیده بود. من تاکنون نزدیک به 27 یا 28 کتاب ترجمه کرده‌ام و می‌دانم که نثر هر کتاب با کتاب دیگر واقعاً متفاوت است. نویسنده برای شخصیت‌های این کتاب، لحن‌های متفاوت به کار برده است. من هم به تبع او، لحن‌های متفاوتی برای شخصیت‌ها در نظر گرفتم. مثلاً مرد والامقامی‎‌ در کتاب وجود دارد که به اصطلاح اسقف خوانده می‌شود. اسقف به فردی می‌گویند که آخرین مراحل ادبیات دینی را پیموده و هر سخنی هم که می‌گوید سنجیده است و آن را با بهترین کلام‌ها بیان می‌کند. در کنار چنین شخصیتی در داستان، کارگران معدن هم هستند. بیان و لحن هر کدام از این شخصیت‌ها در داستان با دیگری متفاوت است، بنابراین در ترجمه هم این شیوه حفظ شد.
به‌عنوان مترجم، چقدر اجازه می‌دهید زبان شخصی‌تان وارد متن شود؟
در ترجمه همیشه سعی کرده‌ام تحت‌تأثیر نگارش نویسنده باشم. در واقع آیینه‌دار نثر نویسنده هستم. در نتیجه از خودم کلمه‌ یا جمله‌ای به متن داستان اضافه نمی‌کنم. گفته‌های نویسنده را به سلیقه خودم ترجمه می‌کنم ولی در نهایت کلام نویسنده است که از ذهن من گذشته و به فارسی برمی‌گردد.
بیشتر به سراغ چه کتاب‌هایی می‌روید و باید چه ویژگی‌ای داشته باشند که شما را جذب کنند؟
به سراغ کتابی برای ترجمه می‌روم که جالب باشد و داستان خوبی را روایت کند، داستانی که مردم به خواندنش علاقه پیدا کرده و به یکدیگر معرفی کنند. بسیاری از داستان‌ها هستند که چنین کششی را در مخاطب ایجاد نمی‌کنند. کتاب باید در وهله اول من را جذب خودش کند تا بتوانم آن را به فارسی برگردانم. کتاب باید به گونه‌ای باشد که به خاطر جذابیت‌های داستانی‌اش، نتوانم آن را روی زمین بگذارم. وقتی چنین ویژگی‌ای داشته باشد، طبیعتاً خواننده هم جذب آن خواهد شد. باید از آن کتاب خوشم بیاید؛ با آن بخندم، گریه کنم و تحت تأثیر فراز و فرودهای داستان قرار بگیرم. در ادامه هم به این باور برسم که خواننده ایرانی هم این کتاب را همانند من خواهد پسندید.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • اطلاع رسانی
  • گفت و گو
  • حوادث
  • ورزشی
  • اندیشه
  • ایران زمین- خودرو
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هشتاد و شش
 - شماره نه هزار و هشتاد و شش - ۰۷ مرداد ۱۴۰۵